اشعاری که در محضر رهبر انقلاب قرائت شد/6

ما نمک خورده‌ی عشقیم، به زینب سوگند/ پاسبانان دمشقیم، به زینب سوگند

ما نمک خورده‌ی عشقیم، به زینب سوگند/ پاسبانان دمشقیم، به زینب سوگند
«احمد بابایی» شاعری است که در محضر رهبر انقلاب درباره فتنه اخیر تکفیری‌ها و جریان تروریستی داعش سروده‌ای را خواند که با تحسین حاضران و رهبر انقلاب مواجه شد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از فارس در شب ولادت کریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام، جمعی از اهالی فرهنگ، اساتید شعر و ادب فارسی، شاعران جوان و پیشکسوت کشور، و تعدادی از شاعران پارسی‌گو از کشورهای تاجیکستان، هندوستان، افغانستان و پاکستان با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.

, شبکه اطلاع رسانی دانا,

آنچه در ادامه می‌آید سروده «احمد بابایی» درباره فتنه اخیر تکفیری‌ها و جریان تروریستی داعش است که با ورود به کشور عراق قصد اهانت به اماکن مقدس مسلمانان، اعم از اهل تسنن و شیعیان را داشتند. 

,

قالب این سروده مسمط است که در ذیل می‌آید؛

,

خبر، آمیخته با بغض گلوگیر شده‌ست

,

سیل دلشوره و آشوب، سرازیر شده‌ست

,

سرِ دین، طعمه‌ی سرنیزه‌ی تکفیر شده‌ست

,

 

,

هر که در مدح علی(ع) شعر جدید آورده‌ست

,

گویی از معرکه‌ها نعش شهید آورده‌ست

,

 

,

روضه‌ی مشک رسیده‌‌ست به بی‌آبی‌ها

,

خون حق می‌چکد از ابروی محرابی‌ها

,

باز هم حرمله... سرجوخه‌ی وهابی‌ها

,

 

,

کوچه پس‌کوچه‌ی آینده، به خون تر شده است

,

باز بوزینه‌ی کابوس، به منبر شده‌ است

,

 

,

خط و ربط عرب ای کاش که کاشی گردند

,

تا حرم، همسفر «قافله‌باشی» گردند

,

لاشه‌خواران سقیفه، متلاشی گردند

,

 

,

می‌زند قهقهه، «القارعه» بر خامی‌شان

,

خون دین می‌چکد از «دولت اسلامی»شان

,

 

,

بنویسید: تب ناخلفی‌ها ممنوع!

,

هدف آزاد شده، بی‌هدفی‌ها ممنوع!

,

در دل «عرش»، ورود سلفی‌ها ممنوع!

,

 

,

«عرش» یک روضه‌ی فاش است که داغ و گیراست

,

«عرش»… گفتیم که نام دگرِ سامرّاست

,

 

,

شرق، در فتنه‌ی اصحاب شمال افتاده‌ست

,

بر رخ غرب، از این حادثه خال افتاده‌ست

,

وا شده مشت و از این چفیه، عقال افتاده‌ست!

,

 

,

گویی از هرچه که زشتی‌ست، کفی هم کافی‌ست!

,

جهت خشم خدا، یک سلفی هم کافی‌ست!

,

 

,

تا «بهار عربی» روی علف باز کند

,

جبهه در شام و عراق از سه طرف باز کند

,

وای اگر دست کجی پا به «نجف» باز کند!

,

 

,

عاشق شیرخدا، وارث شمشیر خداست

,

سینه‌ی «سنی و شیعه» سپر شیر خداست

,

 

,

لختِ خونِ جگر ماست به روی لبشان

,

کوره‌ی دوزخیان، گوشه‌نشین تبشان

,

لهجه‌ی عبری و لحن عربی، مکتب‌شان

,

 

,

«نیل» را تا به «فرات»، آنچه که بود، آتش زد

,

شک مکن؟ ما همه را «مکر یهود» آتش زد

,

 

,

بی‌جگرها جگر حمزه به دندان گیرند

,

انتقام اُحُد و بدر ز طفلان گیرند

,

چه تقاص‌ ز لب قاری قرآن گیرند

,

 

,

بیشتر زان که از این قوم، بدی می‌جوشد

,

از زمین غیرت «حجربن عدی» می‌جوشد!

,

 

,

گره، انگار نه انگار به کار افتاده

,

سایه‌ی سرکش ما گردنِ دار افتاده

,

چشم بی‌غیرت اگر سمت «مزار» افتاده

,

 

,

صاعقه در نفسِ ابری خود کاشته‌ایم

,

به سر هر مژه‌ای یک قمه برداشته‌ایم

,

 

,

سنگ تکفیر به آئینه‌ی مذهب؟ هیهات!

,

ذوالفقار علی و رحم به مرحب؟ هیهات!

,

دست خولی طرف معجر زینب؟ هیهات!

,

 

,

ما نمک خورده‌ی عشقیم، به زینب سوگند

,

پاسبانان دمشقیم، به زینب سوگند

,

 

,

داس تکفیر، گل از ریشه بچیند؟ هرگز!

,

کفر بر سینه‌ی توحید نشیند؟ هرگز!

,

مرتضی همسر خود کشته ببیند؟ هرگز!

,

 

,

پایتان گر طرف «کرب و بلا» باز شود

,

آخرین جنگ جهانیِ حق آغاز شود

,

 

,

خوش‌خیالی است مرامی که اجاقش کور است

,

مفتیِ نفتیِ این حرمله‌گان، مزدور است

,

قصه حنجره و تیرِ سه‌پر مشهور است

,

 

,

خار در چشم سعودی شده «بیداریِ ما»

,

باز کابوس یهودی شده «بیداریِ ما»

,

 

,

رگ «بیداریِ ما» شد شریانی که زدند

,

بشنوی (بر دُهُل «جنگ جهانی» که زدند)

,

پاسخ شیعه به هر زخم زبانی که زدند

,

 

,

بذر غیرت، سر خاک شهدا می‌کاریم

,

پاسخ شیعه همین است که «صاحب داریم»

,

انتهای پیام/

]
  • برچسب ها
  • #
  • #
  • #

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه