شهید اسدالله بابایی:
از خداوند می خواهم که مرا طوری بمیراند که جز رضای او نباشد
شهید اسدالله بابایی متولد 1337 در آشخانه و پیشه اش مکانیک خودرو بود که در جزیره مجنون در سال 63 به فیض شهادت نائل آمد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه خبری آشخانه، شهید اسدالله بابایی سال 1337 در شهر آشخانه به دنیا آمد. یک ساله بود که پدر ومادر از هم جدا شدند و او از محبت مادری محروم شد. تا پنجم ابتدایی درس خواند و به دلیل کمبود امکانات مالی از ادامه تحصیل بازماند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از, پایگاه خبری آشخانه, پایگاه خبری آشخانه, پایگاه خبری آشخانه, ، شهید اسدالله بابایی سال 1337 در شهر آشخانه به دنیا آمد. یک ساله بود که پدر ومادر از هم جدا شدند و او از محبت مادری محروم شد. تا پنجم ابتدایی درس خواند و به دلیل کمبود امکانات مالی از ادامه تحصیل بازماند.,
پدر مجددا ازدواج کرد . اسدالله با نامادری زندگی می کرد .پدرش او را در یک تعمیرگاه تراکتور به شاگردی گذاشت تا در آینده شغلی داشته باشد و بتواند مخارج زندگی را تامین کند.
با علاقه و پشتکار ،خیلی زود توانست در کار مهارت پیدا کند ،کارهایی که به او سپرده می شدبا دقت انجام میداد.دستمزد بیشتری می گرفت و می توانست کمک بیشتری به خانواده بکند.
بعد از چند سال استاد کار ماهری شد وتعمیرگاه تراکتور دایر کرد .مهارت او در تعمیر تراکتور بود.
معتقد و با ایمان بود و مسائل دینی و مذهبی را رعایت می کرد و فرائض دینی خود را به موقع انجام می داد.دهه محرم در حسینیه حضوری فعال داشت برای امام حسین (ع) و شهدای کربلا عزاداری می کرد . به امام حسین (ع) و برادرش حضرت عباس (ع) ارادت خاصی داشت.
با شروع انقلاب به صف مردم پیوست و در فعالیت های انقلابی و تظاهرات علیه رژیم پهلوی شرکت می کرد. با حضرت امام آشنا شد .اعلامیه های امام را مطالعه می کرد .به مردم درباره انقلاب آگاهی می داد.
در سن 21سالگی و بعد از پایان سربازی ازدواج کرد. همسرش می گوید:" در اوایل انقلاب ما به یک عروسی دعوت شدیم زمانی که به محل رفتیم صدای ساز و آواز می آمد و بعضی از خانم ها حجاب نداشتند ؛اسدالله ناراحت شد و ما برگشتیم . به مساله حجاب حساس بود و همیشه به من سفارش می کرد که حجاب را رعایت کنم".
اوایل انقلاب مدتی در کمیته انقلاب اسلامی فعالیت می کرد و با عوامل ضدانقلاب و وابستگان رژیم پهلوی برخورد می کرد.با شروع جنگ تحمیلی در دوره آموزشی نظامی برای اعزام به جبهه شرکت کرد .7 بار به جبهه اعزام شد و در عملیات های والفجر ،رمضان،مسلم بن عقیل وخیبر حضور داشت و در مناطق دهلران،شوش،سوسنگرد،سومار،میمک و جزیره مجنون خدمت کرد.
هر بار که از جبهه برمی گشت اشتیاقش برای بازگشت بیشر می شد .در تشییع جنازه شهدا شرکت می کرد و به خانواده شهدا احترام می گذاشت .
این شهید بزرگوار تخریب چی بود و در عملیات بدر در جزیره مجنون فرمانده دسته تخریب گردان بود و در 22 بهمن ماه سال 63 مورد اصابت ترکش خمپاره قرار گرفت و به فیض شهادت نائل آمد .
پیکر مطهرش در گلزار شهدای شهر آشخانه (امامزاده دلاور) به خاک سپرده شد.
گزیده ای از وصیت نامه شهید بزگوار:
"از شما می خواهم صبر پیشه کنید .از خداوند می خواهم که مرا طوری بمیراند که جز رضای او نباشد . از تو ای همسرم! تشکر می کنم و میدانی که جز با هدایت خداوند و راهنمایی شما نمی توانستم به این فیض نائل شوم .از شما عزیزان می خواهم وقتی خبر شهادت مرا می دهند مجلس ختم نگیرید . از مهمانان با شیرینی پذیرایی کنید و یک پرچم سبز که آیه "نصر من الله و فح قریب " روی آن نوشته شده بر روی سر در نصب کنید. با این کار مشت محکمی به دهان منافقین و آمریکا بزنید و روح شهدای اسلام را شاد کنید . خدایا از عمر ما بکاه و به عمر رهبر بیفزای."
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/ زمانی
]
ارسال دیدگاه