چند دلیل برای افزایش بیکاری در جامعه؛
متخصصهایی که در کارشان تخصصی ندارند/ روند روبهرشد فقر با عدم مدیریت جذب دانشجو!
بیکاری یکی از پرکاربردترین واژههایی است که در کشورمان رونق گرفته است، بیکار در اقتصاد به فردی گفته میشود که درجویای کار باشد اما شغل یا منبع درآمدی پیدا نکند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از آناج، این روزها وضعیت اشتغال در کشور مطلوب نیست و زمانی نگران کنندهتر خواهد بود که سهم بیکاری تحصیل کردگان رو به افزایش باشد. میتوان گفت که یکی از مهمترین معضلات فعلی کشور در بخش اشتغال و بازار کار است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,بخش مهمتر معضل اشتغال به بیکاری جوانان بهخصوص قشر تحصیل کرده برمیگردد. در شرایط فعلی حتی تحصیل جوانان در دانشگاه نیز به مشکل تبدیل شده و این سوال پیش میآید که آیا این افراد خواهند توانست کاری مرتبط با رشته تحصیلی خود پیدا کنند یا خیر.
,بخش دیگر این مشکل به ناکارآمدی نظام آموزش عالی یعنی ناهماهنگی بین آموزش عالی و بازار کار برمیگردد. این به گونهای است که ظرفیت پذیرش دانشجویان بدون توجه به اولویتهای بازار کار کشور، هرساله موجب انباشت فارغ التحصیلان میشود. عدم ارتباط رشتههای دانشگاهی با نیاز بازار کار یکی از مسائلی است که به یکی از بحرانهای جدی دولت تبدیل شده است.
,به نظر کارشناسان یکی از مهم ترین دلیل بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی همین مرتبط نبودن رشتههای تحصیلی با نیازهای بازار کار است. طبق آمارهای رسمی و غیررسمی، میزان بیکاری در کشور ما بهحدی است که از میانگین جهانی هم بسیار بالاتر میباشد. هر چند دامنه بیکاری، همه اقشار اجتماعی را دربرمیگیرد، اما بیکاری فارغ التحصیلان در سطوح کارشناسی، کارشناسیارشد و تا حدودی در مقطع دکترا برای بعضی رشتههای تحصیلی، یکی از مسائل حاد جامعه امروز ما را شامل میشود.
,انسان موجودی اجتماعی است و در کوششهای خود همواره سعی دارد نیازهای خویش را ارضاء و به غایت مطلوب نزدیک شود، از این رو اشتغال یکی از راههای اصلی و مهم برای رسیدن به این هدف تعریف میشود. همه انسانها از بیکاری دائم رنج میبرند و فراغت بیش از حد را کسل کننده میدانند. کار کردن و داشتن شغل از ضروریات فردی و اجتماعی است. کار ابتداییترین حق طبیعی انسان است چراکه انسان در پاسخ به نیازهای خود ناگزیر از انجام آن میباشد.
,شغل مهمترین و ضروریترین حق است چراکه در صورت نبود شرایط کار، شرایط زیستی نیز به خطر میافتد. نبود شرایط کار یعنی بیکاری و هرچه نرخ بیکاری به بالا رود در مقابل درآمد فرد و خانوار پایین خواهد آمد و کاهش درآمد هم یعنی افزایش فقر.
,هر انسانی سرانجام باید عهده دار شغلی شود و به وسیله آن زندگی خویش را اداره و به جامعه خود خدمت کند. دوام یک جامعه به میزان کار افراد آن بستگی دارد و جوامعی پیشرفت میکنند که افراد آن در اشتغال کارآمدترند و سر انجام هر فردی با توجه به رغبتها و استعدادهای خود و نیازهای جامعه، شغل مناسبی را بر میگزیند.
,وقتی که به جوامع پیشرفته دنیا بنگریم، با دقت در آمار اشتغال و بیکاری آنها در مییابیم آن کشورهایی که نرخ بیکاری آنها در مقایسه با سایر کشورها پائین تر است، شاخص عدالت اجتماعی در آنها بالاتر بوده و فقر چهره پنهانتری دارد. فقر زدائی جامعه جز با محوری کردن اشتغال امکان پذیر نخواهد بود، محوری نمودن اشتغال نیز در گروه برنامه ریزی کلان دستگاههای مختلف و بهصورت مشارکتی عملی خواهد بود.
,برای ایجاد اشتغال و مقابله با رشد نرخ بیکاری باید سرمایه گذاری و تولید افزایش یابد و برای افزایش تولید باید زمینه مصرف در داخل و صادرات به خارج فراهم شود و برای این منظور کیفیت و کمیت محصولات و خدمات بسیار مهم است. از سوی دیگر آموزشهای لازم قبل از مقاطع آموزش عالی(دانشگاهها) و در حین تحصیل در مقاطع دانشگاهی باید با بازار کار مطابق گردند.
,معضل و پدیده بیکاری ازمهم ترین مشکلات جامه ما محسوب میشود که تقلیل آن و رسیدن به نرخ بیکاری طبیعی، جامعه را از گزند بسیاری از معضلات دیگر مصون خواهد داشت.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه