خاطره پیشمرگان مسلمان کرد از سفره ساده امام روح الله(ره)
حضرت امام (ره) پدرانه و دلسوزانه به راهنمایی و نصیحت فرزندان پیشمرگ خود پرداختند. پس از پایان دیدار قصد عزیمت داشتیم که حضرت امام (ره) فرمودند: «باید بمانید، ناهار را با هم می خوریم و بعد از ناهار راهی شوید». ما هم با رغبت و رضا پذیرفتیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیشمرگ روح الله، پیشمرگ مسلمان کرد ایرج نیک روزی از بازماندگان سازمان پیشمرگان مسلمان کرد خاطره ای از مشقت و دشواری های نیروهای این سازمان از آغازین روزهای تأسیس سازمان و در پایان خاطره ای از ملاقات اعضای سازمان با حضرت امام خمینی(ره) را این گونه نقل می کند:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله,,
پس از تشکیل سازمان پیشمرگان مسلمان کرد و تجهیز آن، اولین عملیات برای آزادسازی شهر کامیاران را از طریق مسیر ورودی کرمانشاه آغاز کردیم. وضعیت ترابری و پشتیبانی سازمان خیلی مناسب نبود و امکانات و تجهیزات هم به اندازه کافی وجود نداشت؛ سازمان پیشمرگان مسلمان کرد یک مجموعه نوپا بود و تجربه عملیات آن هم با آن وسعت و گستردگی را نداشت، اما ضرورت ایجاب می کرد این کار انجام شود.
,,
با امکانات موجود به سوی کامیاران حرکت کردیم و در طول مسیر سختی ها و مشقات غیر قابل وصفی را متحمل شدیم، با این وجود احدی از نیروها اظهار شکایت نمی کرد؛ چون هدف والا و ارزشمندی در مقابل ما بود و آن هم آزادسازی شهرها و روستاهای کردستان و پاکسازی آن ها از لوث وجود گروهک های ضد انقلاب بود که باید به هر طریق ممکن به این هدف می رسیدیم.
,,
خداوند کمک کرد و علی رغم کمبود تجهیزات و نیرو توانستیم با کمترین تلفات شهر کامیاران را از نیروهای ضد انقلاب پس بگیریم. پس از استقرار مقرها و پایگاه های عملیاتی در شهر کامیاران، طرح آزادسازی سنندج ریخته شد و پس از مقدمات لازم عملیات پاکسازی سنندج آغاز شد.
,,
پاکسازی مسیر کامیاران ـ سنندج به دلیل وضعیت خاص جغرافیایی آن، کار بسیار سختی بود؛ حرکت به کندی انجام می شد و پشتیبانی خیلی قوی نبود. این عوامل باعث شده بود غذا به موقع به نیروها نرسد و خیلی وقت ها نیروهای سازمان در طول شبانه روز فقط با چند دانه خرما ارتزاق می کردند. با وجود تمام این کمبودها اما روحیه نیروها بسیار بالا بود و هیچ کدام از افراد لحظه ای از تلاش باز نمی ایستادند و از هیچ کوششی دریغ نمی کردند. تا اینکه به مدد حضرت حق توانستیم وارد شهر سنندج شویم و این شهر را از وجود گروهک های ضدانقلاب پاک کنیم و مردم را از شر حاکمیت نامشروع نجات دهیم.
,,
مدتی بعد از پاکسازی سنندج به اتفاق شهید محمد بروجردی، مامو رحیم احمدی، شهید حاج مسعود غمیان، شهید داریوش چاپاری و جمعی از نیروهای سازمان پیشمرگان مسلمان کرد شاخه پاوه و نوسود به محضر امام خمینی(ره) شرفیاب شدیم و لحظاتی را در یک فضای معنوی و سرشار از صفا و پاکی در کنار آن سرچشمه پاک معنویت ـ آن پیر فرزانه ـ به سیر و سیاحت پرداختیم.
,,
حضرت امام (ره) پدرانه و دلسوزانه به راهنمایی و نصیحت فرزندان پیشمرگ خود پرداختند. پس از پایان دیدار قصد عزیمت داشتیم که حضرت امام (ره) فرمودند: «باید بمانید، ناهار را با هم می خوریم و بعد از ناهار راهی شوید». ما هم با رغبت و رضا پذیرفتیم.
,,
سفره را پهن کردند و نان، پنیر و مقداری خرما کنار سفره چیدند. سفره ای که از آن جز عطر محبت و معنویت به مشام نمی رسید. حضرت امام (ره) تعارف فرمودند و خودشان نیز در کنار ما بر سر این سفره ساده نشستند و ناهارشان را میل کردند.
,,
آنچه من در این سفر از سیره عملی امام خمینی(ره) مشاهده کردم، جز در وصف احوال اصحاب رسول الله(ص) نشنیده بودم. کسی که با قدرت معنوی خود جهان را منقلب کرد، این گونه ساده و بی تکلف می زیست.
,انتهای پیام/
,,
]
ارسال دیدگاه