معمارِ دیوارِ کجِ ثریا

معمارِ دیوارِ کجِ ثریا
بی گمان اگر در این انتخاب دقت لازم صورت نگیرد،قصه خشت اول و دیوار کج تکرار خواهد شد و بدون تردید این اشتباه تا خاتمه دوره شورای پنجم یا انتخاب مجدد یک شهردار دیگر،صرف نظر از تحمیل هزینه های مادی و معنوی،گریبان گیر آنها خواهد ماند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مکریان،یکی از روزهای آغازین سال[١٣٦٢]زمانی که دانش آموز کلاس پنجم دبستان[دانش]بودم،آقای معلم[…………] بلافاصله بعد از ورود به کلاس روی تخته سیاه که آن زمانها با گچ تحریر به سفیدی مزین می شد،بیت شعری با این مضمون ،برای موضوع انشاء جلسه بعدی نوشت:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مکریان,

خشت اول چون نهد معمار کج
تا ثریا می رود دیوار کج
آن دورانها، انشاء از درسهای سخت و خطرناک محسوب می شد،معلمان نمره بیست را لایق خدای و نوزده را در شأن پیامبران و ١٨ را خاصهء امامان می پنداشتند و در حقیقت حد نهایی بالاترین نمره ١٧ بود، حقیقتی تلخ و غیر قابل انکار و از تقدیر سیاهی که سرآغازش آن روز با این بیت شعر برای من تقریر شد، گریزی نبود.
تحقیقات من در خصوص واژگان “معمار”،”خشت”،”ثریا”،”دیوار”،”کج”
و از همه مهمتر تفسیر شعری که سالها بعد فهمیدم سراینده اش “صائب تبریزی” شاعر نامدار سبک هندی بوده ،از همان ابتدای مسیر به بیراهه رفت و سرآغاز داستانی شد که هیچوقت فراموش نکردم.
جستجوی میدانی در خصوص معمار، با تورق فرهنگ لغات معین در کتابخانه پدرم که آن زمان در قید حیات بود، به معنی “بنّا”رسید و من تنها بنایی را که از نزدیک می شناختم “محمدامین بنّا” سازنده خانه مان بود که دست بر قضا یا از بخت بد من دیوار ضلع جنوبی اش، شاهکاری کج ، از آب درآمده بود،بدان صورت که در خلواره ناراستی، برج کج پیزا را شرمنده می کرد.
تصادفاً این دیوار کج ،مرز همسایه ای بود که دختری هم سن و سال من ، به نام ثریا داشتند.
انگار زمین و زمان دست در دست هم نهاده بودند تا تکه های پازل این معمای گنگ را برایم حل کنند.
[محمد امین] معماری که دیوار خانه ما را کج بنا کرده بود و ثریا دختر همسایه که گاه گاهی در مرز این دیوار خشتی کج ، معلومات ناقصمان را با یکدیگر رد و بدل می کردیم.
با کلمات کلیشه ای “من انشاء خود را با نام خدا آغاز می کنم و….” از معمار نوشتم به کسر میم و شاهکارش،از خشت خشت دیوارش،دیواری که مرز نفوذ ناپذیر بین ما بود،حائلی بی رحم ،مابین هزاران رمز و راز کودکانه،از کلمات علمی که از این طرف دیوار به آن طرف کوچ کرده بودند، از دلیل کج بودن دیوار و نهایتاً آنچه ننوشتم کلمات ناگفته میان من و ثریا بود که تا برای امروز و همیشه ناگفته ماند،
به نتیجه گیری رسیدم،یعنی باید به شیوه ای این معرکه را ختم بخیر می کردم،نتیجه گرفتم که معمار تعمداً این دیوار کج را با آجرهای مکعبی برای ثریا ساخته است تا بتواند از ورای دیوار مشکلات درسی اش را با من در میان بگزارد.
بدا که آنروز نوبت انشای من شد و با شهامت و افتخار، دستاورد تحقیقات میدانی ام را خواندم،همکلاسی هایم خندیدند و معلم هم نجیبانه چیزی نگفت.
آنروز بطرز غریبی تمسخر و سوژه مضحکه یارانِ دبستانی ام شدم، دوستانی که هیچوقت اشک های پنهان من در تلفظ واژه شیرینِ ثریا را درک نکردند.
اکنون سالهای طولانی از آن دوران می گذرد،بعد از نقل مکان از آن کوچه و از آن شهر از ثریا هم جز خاطرات حضورش در قدرتمندترین انشاء همه عمرم اطلاعی ندارم.
جبر جغرافیا جدایمان کرد و جهل تاریخ بی خبر…
اما نوشتار امروز من بر این شعر صائب با خمیرمایه این نوشتالوژی غریب و حضور واژگان خشت و معمار و دیوار و کج و در غیاب ثریا تحلیلی است موضوعی بر انتخاب شهرداری که مهمترین تصمیم شورای پنجم در مدت چهار سال حیات سازمانی اش خواهد بود.
بی گمان اگر در این انتخاب دقت لازم صورت نگیرد،قصه خشت اول و دیوار کج تکرار خواهد شد و بدون تردید این اشتباه تا خاتمه دوره شورای پنجم یا انتخاب مجدد یک شهردار دیگر،صرف نظر از تحمیل هزینه های مادی و معنوی،گریبان گیر آنها خواهد ماند.
اگر عینک بدبینی را برداریم و شایعات منفی در خصوص تعدادی از اعضاء شورا را نادیده بگیریم ترکیب هفت نفره این دوره شورای اسلامی شهر مهاباد را می توان این گونه تحلیل کرد؛
[الویت این تحلیل بر تجربیات کاری است و نه مدرک تحصیلی]
یک نفر مدیر مالی توانمند با سابقه مناسب و مرتبط(متخصص)؛
یک نفر مدیر ارتباطات خوش نام و دست به قلم(متخصص)؛
سه چهره شناخته شده و موفق در ارتباطات فردی، با سابقه عضویت در شورای دوره چهارم(روابط مدار)؛
دو نفر مجرب با سابقه شهرداری و رییس شورای دوره سوم(حرفه ای ها)؛
ترکیب افراد این دوره شورا می تواند با اضافه کردن چند مشاور کارکشته در تخصص های ، عمران ، معماری ، شهرسازی ، حقوق ، گردشگری ، جامعه شناسی و بلاخص انتخاب شهرداری توانمند در مدیریت شهری، سطح کیفی خود را تا مرزهای یک تیم ایده آل، بهبود و ارتقاء بخشند.
گروه بندی های مرسوم نیز در وضعیت های خاص (٢به ٥ )و یا (٤ به ٣)پیش بینی می شود که در هر دو حالت،
مرکز ثقل موثر در اختیار حرفه ای ها خواهد بود.
آنچه ذکر گردید فرصت هایی است که با تکیه بر نقاط قوت شورا و در حالت استفاده ازبرایند تیمی تخصصی (هم افزایی)محقق خواهد شد.
اما بدون تردید مخاطراتی داخلی و خارجی ممکن است این گروه منتخب کاری را تهدید کند که به مثابه زنگ هشداری در چهارده بند ذیل عنوان خواهند شد:
١-خودشیفتگی و خودمحوری؛
٢-گروه بندی و جناح سازی بر مبنای منافع فردی؛
٣-قوم و قبیله و طائفه گرایی(خصوصاً در انتخاب شهردار)؛
٤-توارد به چرخه بازی های سیاسی؛
٥-خود سانسوری؛
٧-عدم شفاف سازی؛
٨-رانت سازی؛
٩-پاک دستی نمایشی؛
١٠-عدم محافظت از بیت المال با تنظیم قرارداد های ضعیف و انتخاب پیمانکاران ستاره دار؛
١١-تقابل و عدم تعامل با مراکز قدرت شهرستان
١٢-شعارزدگی
١٣-مشغول شدن به گذشته
١٤-بدهی های کلان،خزانه خالی و حقوق معوق پرسنل؛
که صد البته مخاطرات داخلی در حیطه مدیریت شورا و به سیاست و خط مشی آینده این نهاد مدنی مردمی برمی گردد،و در همین چهار چوب ها نیز قابل حل و فصل است.
اما مدیریت تهدیدات خارجی(ردیف ٤، ٨، ١٠ ،١٤) یا بهتر بگوییم مخاطرات محیطی در کنترل کامل شورا و شهرداری نیست و بنحوی بیشتر به فضای تعامل و روابط شهردار با کل مجوعه شهر بر می گردد،بعنوان مثال در یک نگاه مشکل ردیف ١٤ یعنی:
بدهی شهرداری به پیمانکاران و خزانه خالی و حقوق معوق ، یک چالش اساسی است که منبعد هر چند ماه یکبار گریبان گیر در مرحله اول شهردار و در امتداد آن شورا خواهد بود.
حل این مشکل با اخذ تصمیمات اساسی و پراگماتیک با:
ایجاد مراکز درآمدزایی(تولید سرمایه)، بازسازی و جلب اعتماد سرمایه گزاران در مشارکت،
ساماندهی و سازماندهی توامان نیروی انسانی،
تعامل یکپارچه و دو طرفه با دستگاههای اجرایی شهرستان
و جلوگیری از خام فروشی منابع سرمایه ای شهرداری ، محقق می گردد.
این چالش ها در برابر سطح بالای انتظارات مردم و اهداف گسترده تعیین شده و نحوه برخورد و تعامل شخص شخیص شهردار با آنها بعنوان رکن رکین موفقیت آینده مجموعه شهرداری و شورا، حلقه انتخاب شهردار را تنگ تر و پیچیده می کند،بطوریکه با این اوصاف کسانی که سودای ردای شهرداری به سرشان زده است ،یا واقعا شیفته خدمت هستند یا تشنه قدرت،عاشق هستند یا مجنون،کارنامه دارند یا برنامه.
و این سودازدگیِ تعدادی از کاندیداهای جامه شهرداری ، وظیفه ای شورا در انتخاب یک “ابرمرد” پاک منش، متخصص، خردگرا، مشورت پذیر، خوش فکر، با ذوق، معتدل، پر شهامت، مدیر، مدبر، برنامه محور، کارا، پیگیر، خلاق، نوآور، دارای روابط عمومی بالا، خستگی ناپذیر ، رانت گریز و ریسک پذیر، را صد چندان می کند.
اگرنه باید منتظر شهری بی شهردار بود…

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

یادداشت:ماردین سیداحمدی

انتهای پیام/

,
,
,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه