شعر خوانی شاعردلیجانی در دیدار شعرا با رهبر انقلاب+تصاویر و متن شعر

شعر خوانی شاعردلیجانی در دیدار شعرا با رهبر انقلاب+تصاویر و متن شعر
محمد زارعی شاعر با استعداد دلیجانی در دیدار شعرا با رهبر انقلاب در شب میلاد امام حسن مجتبی(ع) قطعه شعر«شکوه ایستا» را خواندند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ محمد زارعی شاعر دلیجانی در گفتگو با پیام دلیجان گفت: حدود ۱۵ سال است که در حوزه شعر فعالیت دارم ولی پنج سال است که  به صورت حرفه ای در حوزه شعر فعالیت می کنم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیام دلیجان,

زارعی با اشاره به اینکه تا کنون سه بار همراه با شعرای کشور به دیدار رهبر معظم انقلاب شرفیاب شده ام افزود: در سال های ۹۳، ۹۴ و ۹۶ این توفیق نسیب بنده شده است.

,

وی با بیان اینکه سرودن شعر در تمامی غالب های شعری را داشته ام بیان کرد: ولی بیشتر سروده هایم در حوزه غزل (آزاد و عاشقانه) بوده است.

,

شاعر دلیجانی با اشاره به اینکه شعر به عنوان عمیق ترین و تاثیر گذار ترین هنر ملی است بیان کرد: شعر می تواند اثر گذاری خاص و کم نظیری را در سطح جامعه به همراه داشته باشد.

,

زارعی در بخش دیگری از صحبت های خود به رهنمودهای رهبری در حوزه شعر در دیدار با شاعران اشاره و اظهار کرد: رهنمودهای مقام معظم رهبری در حوزه شعر که در دیدار با شاعران ارائه می دهند در جهت دهی هر چه بیشتر به شاعران تأثیر گذار است.

,

وی در پایان خاطرنشان کرد: برگزاری منظم دیدار شاعران با رهبر معظم انقلاب بیانگر این موضوع است که رهبر انقلاب از تاثیر گذاری شعر در جامعه غافل نیستند و با دلسوزی، جلسات را برگزار و رهنمود های لازم را بیان می کنند.در پایان این دیدار دست نوشته شعر خود را تقدیم رهبر انقلاب کردم.

,

, ,

شعر شاعردلیجانی در دیدار شعرا با رهبر انقلاب

,

شکوه ایستا؛

,

در مقام حضرت سیدالشهدا علیه السلام

,

ارائه شده در محضر مقام معظم رهبری

,

■■■

,

خم نخواهد کرد حتی بر بلند دار سر

,

هر کسی بالا کند با نیت دیدار سر

,

هر زمان یک جور باید عشق را ابراز کرد

,

چون تو که هر بار دل میدادی و این بار سر

,

عشق آری عشق وقتی سر بگیرد، میرود

,

بر سر دروازه ها سر بر سر بازار سر

,

ای شکوه ایستا! نگذار بر دیوار دست

,

تا جهان نگذارد از دست تو بر دیوار سر

,

کاشف الاسرار می‌خواهد گره‌گیسوی عشق

,

خوش به هم پیچیده است این رشته‌ی بسیار سر

,

لیله القدر است این افتاده در گودال، ماه

,

مطلع الفجر است این برکرده از نیزار سر

,

در مسیر وصل سر از پا اگر نشناختی

,

می کند پندار پا تا می کند رفتار سر

,

حاصل مرگ گل سرخ است عطر ماندگار

,

 پس ملالی نیست از گل میبرد عطار سر

,

شمع بی سر زنده میماند که من باور کنم

,

روی دوش مرد گاهی میشود سربار سر

,

جای دارد صبح بگذارند نام شام را

,

چون که دیگر میشود خورشید شام تار سر

,

چون طلب کرده است از اهل وفا دلدار دل

,

در طبق با عشق اهدا میکند سردار سر

,

دل به یک دست تو دادم سر به دست دیگرت

,

زیر سر بگذار دل یا زیر پا بگذار سر

,

مست ها اینگونه از میخانه بیرون میزنند

,

از عطش لبریز لب از بادگی سرشار سر

,

العطش گفتی ولی آب از سر دنیا گذشت

,

یک نفس اخر کشیدی جام را انگار سر

,

زندگی یعنی عبادت، زندگی یعنی نماز

,

مرگ یعنی والسلام از سجده‌ات بردار سر

,

آسمان! از ماه بالاتر نبر خورشید را

,

نیزه را پایین بیاور، نیست یار از یار سر

,

■■■

,

 

,

, ,

 

,

, ,

 

,

, ,

 

,

, ,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه