طنزنامه؛

اندر احوال اوضاع آشفته تلفن و اینترنت در بُشرویه

اندر احوال اوضاع آشفته تلفن و اینترنت در بُشرویه
چندماهی از اجرای پروژه توسعه شبکه مخابرات در بشرویه میگذرد و علی رغم اینکه مسئولان مردم را وعده داده بودند تا این توسعه همراه با پیشرفت در حوزه مخابرات باشد ولی کماکان گلایه های شدید مردمی به گوش می رسد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از  پیام بشرویه ، چندماهی از  اجرای پروژه توسعه شبکه مخابرات در بشرویه میگذرد و علی رغم اینکه مسئولان مردم را وعده داده بودند تا این توسعه  همراه با پیشرفت در حوزه مخابرات باشد ولی کماکان گلایه های شدید مردمی به گوش می رسد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیام بشرویه,

 

,

اختلال شدید در خطوط مخابرات و اشغال دائم برخی خطوط،برگشت صدا در تلفن های همراه اول، قطع های مکرر اینترنت مخابرات، حذف شرکت های اینرنتی رقیب مخابرات و کاهش سرعت از مشکلاتی است که تا کنون نه تنها رفع نشده بلکه برخلاف وعده مسئولان و وزیر که   رمان افتتاح  فیبر نوری که به گفته خودشان این صنعت در کشور نظیر ندارد! را درماه های گذشته بریدند،  افزایش هم یافته است.

,

 

,

این گلایه و نگرانی نیز شاعران بومی ومحلی بشرویه را برآن داشت تا در وصف احوالات این روزهای مخابرات بشرویه دست به قلم شوند.

,

 

,

امید است که مسئولان استانی و مسئولان ارشد شهرستان این مشکل را به جد پیگیری کنند

,

 

,

اندر  احوال  اوضاع آشفته تلفن و اینترنت در بُشرویه بعداز آمدن اینترنت پرسرعت!

,

 

,

 

,

گفت روزی شیر مردی!!! این سخن

,

بُشرویه شد فارغ از رنج و مِحَن

,

از قدوم آن وزیر بس نجیب

,

ارتباطات شما گردد عجیب

,

"پورت ای دی اس ال "آمد ؛شادباش

,

"کافه ی نوری "رسید آباد باش

,

رفته بالا سرعت اینترنتش

,

آنچنان که مشتری ها کرده غَش

,

غبطه خواهد خورد بر حال شما

,

هرکه بیند حال و احوال شما

,

گر دو سه روزی به مشکل برخوری

,

در عوض عمری تو سودش می بری

,

بشرویه! خوشحال شو، جشنی بگیر

,

می شوی در کل کشور بی نظیر

,

می شود اینجا گلستان وطن

,

مفت مفت است ارتباط، ای جان من

,

سرعت اینترنت از حد بگذرد

,

آسمان هفتمین را بسپُرد

,

سرعتش از حد فزون باشد یقین

,

می زند پشت حریفان بر زمین

,

#################

,

حالیا اوضاع چونان نیست، نیست

,

نمره اش زیر ده است و نیست بیست

,

قطع گردیده است اینجا ارتباط

,

می رود اینترنتش با احتیاط

,

لنگ لنگان گام بردارد گهی

,

جملگی دارند از اوضاع آگهی

,

لیک کس را قصد خدمت نیست، نیست

,

جز سکوت و وهم و حیرت چاره چیست؟

,

بی کس و تنها و آرامیم ما

,

دست آموزیم و هم رامیم ما

,

گر که رستم یا که آرش داشتیم

,

سایه ی تبعیض برمی داشتیم

,

آی دولت! کن تو تدبیری کنون

,

وارهان تو لیلی ما از جنون

,

مشکلات ما ز حد افزون شده

,

لیلی ما دور از مجنون شده

,

####################

,

شاعرک! بس کن سخن، بس کن دگر

,

نیست پاسخگو کسی، خاکت به سر

,

جان خود را دوست داری دم مزن

,

دم در این سامان ز بیش و کم مزن

,

((گر نبندی زین سخن تو حلق را))

,

می شود یک سویه خطت شاعرا!

,

ح. ح _بشرویه

,

 

,

 

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه