نقدی بر سخنان اخیر ریاست جمهور؛

تفاوت های حکومت دینی در نصب ولایت و رئیس جمهور/ بدون تایید ولی فقیه تصدی ریاست غیر مشروع است

تفاوت های حکومت دینی در نصب ولایت و رئیس جمهور/ بدون تایید ولی فقیه تصدی ریاست غیر مشروع است
در مورد انتخاب رئیس جمهور چون توسط معصوم نصب نشده حتی پس از انتخاب توسط مردم نیاز به تأ یید وتنفیذ ولی فقیه دارد وبدون تأیید ولی فقیه تصدی ریاست توسط وی غیر مشروع بوده ودر این صورت به عنوان طاغوت وجائر محسوب خواهد شد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ نسیم قائن ، چندی پیش دکتر روحانی در دیدار و ضیافت افطار با اساتید و پزشکان با اشاره به حکومت حضرت امیر(ع)، مبنای ولایت و حکومت ایشان را انتخاب و نظر مردم دانست.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نسیم قائن,

سخنانی که واکنش بسیاری از کارشناسان را به دنبال داشته است.

,

برهمین اساس حجت الاسلام علی پور مسئول سازمان تبلیغات اسلامی قاین با ارائه مطلبی به سایت نسیم قائن با استنادبه آیات قرآن نقدی بر سخنان ریاست محترم جمهورارائه کرد.

, نسیم قائن,

وی دراین یادداشت نوشت:

,

براساس آیات قرآن کریم تعیین افراد جهت تصدی برخی از مناصب ومسئولیت ها فقط در حیطه ی اختیارات پروردگار متعال است نه دیگران (ودر صورت اقدام به تصدی این مناصب عنوان طاغوت بر وی اطلاق خواهد شد)

,
  1. منصب نبوت ورسالت پروردگار متعال از این موارد است. به عنوان نمونه : 
,
  • منصب نبوت ورسالت پروردگار متعال از این موارد است. به عنوان نمونه : 
  • ,

              الف : طه : 13 وَ أَنَا اخْتَرْتُکَ فَاسْتَمِعْ لِما یُوحى‏

    ,

    و من تو را (براى مقام رسالت) برگزیدم؛ اکنون به آنچه بر تو وحى مى‏شود، گوش فرا ده! (13)

    ,

               ب : الشعراء : 21 فَفَرَرْتُ مِنْکُمْ لَمَّا خِفْتُکُمْ فَوَهَبَ لی‏ رَبِّی حُکْماً وَ جَعَلَنی‏ مِنَ الْمُرْسَلینَ

    ,

    پس هنگامى که از شما ترسیدم فرار کردم؛ و پروردگارم به من حکمت و دانش بخشید، و مرا از پیامبران قرار داد! (21)

    ,

               ج : مریم : 30 قالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتانِیَ الْکِتابَ وَ جَعَلَنی‏ نَبِیًّا(30)

    ,

    (ناگهان عیسى زبان به سخن گشود و) گفت: «من بنده خدایم؛ او کتاب (آسمانى) به من داده؛ و مرا پیامبر قرار داده است! (30)ا

    ,

                د : الفتح : 29 مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ تَراهُمْ رُکَّعاً سُجَّداً یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً سیماهُمْ فی‏ وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْراةِ وَ مَثَلُهُمْ فِی الْإِنْجیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوى‏ عَلى‏ سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظیماً

    ,

     محمّد (ص) فرستاده خداست؛ و کسانى که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند؛ پیوسته آنها را در حال رکوع و سجود مى‏بینى در حالى که همواره فضل خدا و رضاى او را مى‏طلبند؛ نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمایان است؛ این توصیف آنان در تورات و توصیف آنان در انجیل است، همانند زراعتى که جوانه‏هاى خود را خارج ساخته، سپس به تقویت آن پرداخته تا محکم شده و بر پاى خود ایستاده است و بقدرى نموّ و رشد کرده که زارعان را به شگفتى وامى‏دارد؛ این براى آن است که کافران را به خشم آورد (ولى) کسانى از آنها را که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‏اند، خداوند وعده آمرزش و اجر عظیمى داده است. (29)

    ,

    2-  منصب امامت : البقرة : 124 وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی‏ قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمینَ

    ,

    (به خاطر آورید) هنگامى که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونى آزمود. و او به خوبى از عهده این آزمایشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم!» ابراهیم عرض کرد: «از دودمان من (نیز امامانى قرار بده!)» خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمکاران نمى‏رسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند، شایسته این مقامند)». (124)

    ,

    3- جانشین پیامبر : طه : وَ اجْعَلْ لی‏ وَزیراً مِنْ أَهْلی‏(29) هَارُونَ أَخِى(30)اشْدُدْ بِهِ أَزْرِى(31)وَ أَشْرِکْهُ فىِ أَمْرِى(32)کىَ‏ْ نُسَبِّحَکَ کَثِیرًا(33)وَ نَذْکُرَکَ کَثِیرًا(34)إِنَّکَ کُنتَ بِنَا بَصِیرًا(35)قَالَ قَدْ أُوتِیتَ سُؤْلَکَ یَامُوسىَ‏(36)

    ,

    و وزیرى از خاندانم براى من قرار ده ... (29) برادرم هارون را! (30) با او پشتم را محکم کن؛ (31) و او را در کارم شریک ساز؛ (32) تا تو را بسیار تسبیح گوییم؛ (33) و تو را بسیار یاد کنیم؛ (34) چرا که تو همیشه از حال ما آگاه بوده‏اى!» (35) فرمود: «اى موسى! آنچه را خواستى به تو داده شد! (36)

    ,

    4- نصب حاکم وفرمانروا  برمردم : البقرة : أَ لَمْ تَرَ إِلىَ الْمَلَا مِن بَنىِ إِسْرَ ءِیلَ مِن بَعْدِ مُوسىَ إِذْ قَالُواْ لِنَبىِ‏ٍّ لَّهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِکًا نُّقَاتِلْ فىِ سَبِیلِ اللَّهِ قَالَ هَلْ عَسَیْتُمْ إِن کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ أَلَّا تُقَاتِلُواْ قَالُواْ وَ مَا لَنَا أَلَّا نُقَاتِلَ فىِ سَبِیلِ اللَّهِ وَ قَدْ أُخْرِجْنَا مِن دِیَارِنَا وَ أَبْنَائنَا فَلَمَّا کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْاْ إِلَّا قَلِیلًا مِّنْهُمْ وَ اللَّهُ عَلِیمُ بِالظَّلِمِینَ(246) وَ قالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طالُوتَ مَلِکاً قالُوا أَنَّى یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَ لَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمالِ قالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَیْکُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللَّهُ یُؤْتی‏ مُلْکَهُ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ (247)

    ,

    آیا مشاهده نکردى جمعى از بنى اسرائیل را بعد از موسى، که به پیامبر خود گفتند: «زمامدار (و فرماندهى) براى ما انتخاب کن! تا (زیر فرمان او) در راه خدا پیکار کنیم. پیامبر آنها گفت: «شاید اگر دستور پیکار به شما داده شود، (سرپیچى کنید، و) در راه خدا، جهاد و پیکار نکنید!» گفتند: «چگونه ممکن است در راه خدا پیکار نکنیم، در حالى که از خانه‏ها و فرزندانمان رانده شده‏ایم، (و شهرهاى ما به وسیله دشمن اشغال، و فرزندان ما اسیر شده‏اند)؟!» اما هنگامى که دستور پیکار به آنها داده شد، جز عدّه کمى از آنان، همه سرپیچى کردند. و خداوند از ستمکاران، آگاه است. (246)

    ,

    و پیامبرشان به آنها گفت: «خداوند (* طالوت*) را براى زمامدارى شما مبعوث (و انتخاب) کرده است.» گفتند: «چگونه او بر ما حکومت کند، با اینکه ما از او شایسته‏تریم، و او ثروت زیادى ندارد؟!» گفت: «خدا او را بر شما برگزیده، و او را در علم و (قدرت) جسم، وسعت بخشیده است. خداوند، ملکش را به هر کس بخواهد، مى‏بخشد؛ و احسان خداوند، وسیع است؛ و (از لیاقت افراد براى منصب‏ها) آگاه است.» (247)

    ,

     

    ,

    حجت السلام علی پور در ادامه این مطلب با نقدی بر سخنان ریاست محترم جمهور که با قرائت بخش کوتاهی از خطبه29نهج البلاغه «لِمَن وَلَّیتُموا اَمرَکُم» گفته بود: «[علی (ع)] گفت: هرکسی که شماها بروید و برگزینید او را به عنوان ولی خودتان و به عنوان رهبر جامعه من هم اطاعت می کنم، من هم می شنوم و [حکم او را] اجرا می کنم…» نوشت:

    ,

    در ارتباط با جمله امیر المؤمنین علی (ع) دلیل آن نه به خاطر بود که مشروعیت یا عدم مشروعیت حکومت با رأی مردم است زیرا قرآن مشروعیت حکومت را فقط در صورتی می داند که خدا حاکم را تعیین کند، بلکه دلیل کلام حضرت همان است که پس از رحلت رسول اکرم (ص) خطاب به حضرت صدیقه طاهره فرمودند که اگر می خواهی صدای اذان باقی بماند باید صبر کرد وهمان گونه که امام حسن (ع) در برابر معاویه حاضر به صلح وواگذاری حکومت گردید والا همان اندک شیعیان هم کشته می شدند وطبیعی است که برای حفظ وبقای اسلام در صورت لزوم نه تنها باید امام از حق خود بگذرد که در صورت لزوم باید جان خود رانیز فدا کند همان طور که در کربلا اتفاق افتاد وامام در باره ی علت قیام وخروج خود فرمود که «وعلی الاسلام السلام اذ بلیت الأمة براع مثل یزید» واگر ملاک رأی وبیعت مردم بود با توجه به این که مردم نسبت به ولایتعهدی یزید بیعت کرده بودند امام حسین نباید قیام می کرد واین نشان دهنده ی این است که مشروعیت حکومت وخلافت به رأی مردم نیست والا کار امام باید خلاف شرع باشد چون مردم با یزید بیعت کرده بودند وشریح قاضی نیز بر همین اساس حکم صادر نمود.

    ,

    با توجه به این نکته است که مشاهده می کنیم که حضرت پس از این که اصرار مردم را دید حکومت را پذیرفت حال یا به این دلیل که احساس نمود یاورانی هرچند در حد اقل نفرات مورد نیاز به یاری آن حضرت اقدام نموده بودند ویا به خاطر اتمام حجت (همان طور که اباعبدالله برای اتمام حجت به سمت کوفه حرکت نمود با این که از بی وفائی آنها خبر داشت.) واگر همان تعداد اندک هم از حامیان واقعی آن حضرت نبودند آیا در برابر دسیسه مخالفین از شیعیان واسلام اثری باقی می ماند؟

    ,

    در ارتباط با انتخاب حاکمان در جامعه لازم است به این نکته توجه شود که تفاوت انتخاب در مورد ولی فقیه با ریاست جمهوری در این است که در مورد ولی فقیه نصب ولی فقیه به عنوان جانشین معصوم در امر حکومت وولایت توسط خود امام است وبه عنوان نائب عام آن حضرت منصوب شده است البته در قانون اساسی مردم از میان مجتهدین واجد شرائط فردی را به رهبری انتخاب می کنند که ولایت وی از قبل توسط معصوم تأیید شده است(یعنی در واقع مردم یکی از نواب عام امام معصوم را به رهبری انتخاب می کنند.)

    ,

    واما در مورد انتخاب رئیس جمهور چون توسط معصوم نصب نشده حتی پس از انتخاب توسط مردم نیاز به تأ یید وتنفیذ ولی فقیه دارد وبدون تأیید ولی فقیه تصدی ریاست توسط وی غیر مشروع بوده ودر این صورت به عنوان طاغوت وجائر محسوب خواهد شد،لذا در جمهوری اسلامی با وجودی که امام راحل ومجتهدین والا مقام به ملت وتشخیص مردم نهایت اعتماد را داشته ودارند در عین حال برای مشروعیت بخشیدن به نظر مردم ،درقانون اساسی به نیاز به تنفیذ رأی مردم توسط ولی فقیه  تصریح نموده اند.

    ,

    انتهای پیام/

    ]

    به اشتراک گذاری این مطلب!

    ارسال دیدگاه