مدیر گروه علوم سیاسى دانشگاه آزاد تبریز:
برخى دانشگاه ها به قبرستان علم تبدیل شده اند
مدیر گروه علوم سیاسى دانشگاه آزاد تبریز گفت: دو رشته در ایران مظلوم واقع شده اند یکى سیاست و دیگرى معمارى است. این ها قربانى ویترین هاى خودشان شده اند از بقال محله تا رییس جمهور باید در مورد علم سیاست نظر دهند و ساختمان هاى ما توان مقاومت در برابر زلزله 4 ریشترى را ندارند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از تبریزبیدار گلایه دارد از وضعیت تدریس علم سیاست در دانشگاه های کشور. بیشترین تاسفش برای پایان نامه هاست. هم صحبت شدیم با دکتر جعفر جمشیدى راد مدیر گروه علوم سیاسى دانشگاه آزاد تبریز.
, شبکه اطلاع رسانی دانا,آقای دکتر گروه علوم سیاسی دانشگاه تبریز از چه سالی تاسیس شده است؟ در طول این سال ها استقبال چطور بوده؟
,برشته علوم سیاسى در واحد تبریز سال 1384 تصویب و متعاقب آن پذیرش دانشجو نیز صورت گرفت. سال نخست، به علت اقبال بالا از پذیرش این رشته در دو نوبت مهر و بهمن دانشجو گرفتیم. سال دوم نیز به همین شیوه بود؛ ولى از سال سوم در یک نوبت مهر دانشجو گرفته شد. از سال 89 که اقبال از کلیه دانشگاه ها سیر نزولى یافت، این مشکل در واحد تبریز هم پیش آمد و از سال 90، 91 علیرغم اینکه دانشگاه تلاش مى کرد در دو نوبت مهر و بهمن دانشجو بپذیرد؛ تنها 30و یا 40 نفر این رشته را انتخاب کردند. در هر صورت این عارضه اى است که دامن تمامى رشته ها را در دانشگاه هاى ایران فرا گرفته است. شدت این عارضه در حدى است که طبق اطلاعیه جالب توجهى که اخیرا از طرف وزارت علوم، تحقیقات و فناورى در رسانه ها منتشرشده بود، اعلام گردید: حتى داوطلبانى که در کنکور ثبت نام کرده اما در امتحان حاضر نشده اند و نمره قبولى براى انتخاب رشته نیاورده اند، مى توانند انتخاب رشته کنند و این یک فاجعه است!
,,
َآیا در مقطع کارشناسى ارشد هم شرایط اینگونه است؟
,نه؛ از سال 90-91 ما بالای 20 نفر در دوره کارشناسى و بیش از یکصد نفر در مقطع کارشناسى ارشد دانشجو پذیرش کردیم. اساسا همه این مسایل بر مى گردد به تب ورود دانشجویان به دانشگاه ها در ایران. افزایش ظرفیت پذیرش در مقاطع کارشناسى ارشد و دکترا، یک سیاست کلى بود که در پى گرایش دانشجویان به تحصیل در دانشگاه هاى خارجى اتخاذ شد. البته به نظرم سیاست خوب و مناسبى بود؛ چون در ایران هزینه ها پایین است و از لحاظ کیفیت، تفاوت چندانى با سایر دانشگاه ها ندارد. اگر دانشگاه هاى ما در حد یکسانى با دانشگاه هاى خارجى نباشند، متأثر از آن ها هستند و حتى از کشورهاى همجوارى مانند ترکیه و آذربایجان و کشورهایى از این دست که براى منطقه ما یک اقبال دانشجویى ایجاد کرده اند، خیلى بهتر است و نسبت به آنها کیفیت علمى بالایى نیز دارند.
,,
َبه نظر شما با حذف کنکور در این رشته چه اتفاقى ممکن است رخ دهد؟
, چنانچه ارسطو گفته است "علم سیاست ارباب علوم است." این یک اصل و فرمول پایه اى در علم سیاست است؛ ولى با روش هاى جدید پذیرش دانشجو این اصل آسیبى جدى مى بیند و این سئوال ایجاد مى شود که آیا خروجى هاى ما مى توانند به عنوان نخبه، این جامعه را اداره کرده و در فرآیند سیاستگذارى شرکت کنند و جایگاه حقیقى خویش را در یابند؟! با اوضاعى که به وجود آمده و سیاستى که اتخاذ شده، این آرمان دور از انتظار خواهد بود. به عقیده من دانشجویان علوم سیاسى باید از سطح متوسط هوش برخوردار بوده و از روى علاقه و هدف این رشته را انتخاب نمایند. حتى جایگاه طبقاتى شان بایستى مرتبط با مشاغلى باشد که بعد از تحصیل وارد مى شوند. اما مشکل دانشجویان رشته علوم سیاسى ارشد غیر هم سنخ بودن رشته هاى تحصیلاتى برخى از پذیرفته شدگان با رشته علوم سیاسى است. افزون بر این کیفیت آموزشی و پژوهشی دانشگاه ها بسیار نگران کنند است.
,,
وضعیت پذیرفته شدگان رشته علوم سیاسی در دانشگاه آزاد چگونه است؟
,دانشگاه آزاد اسلامى یکى از دستاوردهاى ارزشمند انقلاب اسلامى ایران است و به نظرم دانشگاه آزاد به رسالت خود عمل مىکند و یک مدیریت سیاسى و الیگارشیک را طى مى کند. در چنین شرایطى طبیعى است که دانشگاه آزاد به عنوان یک بنگاه عمدتا تجارى عمل خواهد کرد و براى ادامه حیات مالى خود، دانشجو بپذیرد. چنین شرایطى ایجاب مى کند که دولت یک سیاست مشخص و واحد و بلند مدتى را از سال ها پیش نسبت به دانشگاه هاى ایران در نظر مى گرفت و هنوز هم دیر نشده و مى توانند با طرح ادغام دانشگاه ها و یکسان سازى فضاى پیش رو این کار را انجام دهند تا با بحرانى جدى که در آینده با آن مواجه خواهند شد جلوگیرى شود. البته تحقق اصل یاد شده مستلزم تغییر اساسنامه تاسیس دانشگاه آزاد اسلامى مى باشد.
,به نظر می رسد، فارغ التحصیلان دانشگاه های ما در رشته علوم سیاسی، نمی توانند در ردیف نخبگان سیاسی کشور قرار گیرند. به نظر شما مشکل اصلى تحصیلکردگان علم سیاست در ایران چیست؟
,علاوه بر ایدئولوژیک شدن علم سیاست، مشکل اساسى دانش آموختگان این رشته، حاکمیت وضعیت الیگارشیک بر شرایط موجود است که اجازه نمى دهد، تعهد و تخصص ملاک گزینش افراد در جایگاه هاى سیاسى باشد. به طورى که دوست سالارى، جناح بازى، حامى پیروى، اساس سیاستگذارى عمومى در جذب نخبگان سیاسى را تشکیل مى دهند. این روند مانع قرار گرفتن تحصیلکرده ها و نخبگان دانشگاهى این رشته در جایگاه هاى تعریف شده براى این رشته گشته و جایگاه خاصى براى این طیف در وزارتخانه ها، ادارات و سازمان هاى مرتبط باقى نمى گذارد. این عارضه موجب افسردگى شغلى فارغ التحصیلان علوم سیاسى و زیر شاخه هاى آن را فراهم آورده است.
,,
َتا کنون چندین مرحله تغییر در سر فصل دروس علوم سیاسى ایجاد شده است. ارزیابی شما از این تغییراتى که این رشته به خود دیده چیست؟
,بله، تا کنون چندین مرحله تغییر در سر فصل دروس علوم سیاسى ایجاد شده و این تغییرات در راستاى ایدئولوژى هایى بوده که مى خواهند در این دروس اعمال کنند. وقتى سیاست ایدئولوژى زده مى شود، از واقعیاتش دور مى گردد و این خطرناک است که ما سیاست را به عنوان یک علم ارزشى مطالعه کنیم، نه صرفا به مثابه یک علم و اگر به مثابه یک علم خوانده شود، باید تمامى ورودى و خروجى هاى این علم مبناى فرامرزى داشته باشد. اما شاید در همه کشورهاى دنیا به این شکل است که سیاست را با ارزش هاى آن جامعه مطالعه مى کنند. از این رو شاید به کار بردن پیشوند سیاست به عنوان علم، به سختى پذیرفته شود و این وضعیتى است که در ایران نیز اتفاق افتاده است. چیزى که پیش فرض ها بیشتر از فرضیه ها بر علم سیاست سایه انداخته است و هنوز سرفصل های جدید عملا اجرا نشده است.
,,
به نظر شما َآیا دغدغه تولید علم بومى در ایران نتیجه بخش بوده و این امر تحقق یافته است؟
,متأسفانه ما به علت نداشتن کرسى استاد و صاحبنظر با رویکردى خاص به علم سیاست، تاکنون شاهد آفرینش علم سیاست در ایران نبوده ایم و این وضعیت، موجب مظلومیت و حاشیه نشینى علم سیاست عالمان سیاسى شده است. ما دیگر مکتبى نداریم که امثال افرادى مانند هابرماس و فوکو و هانتینگتن و گیدنز و غیره تربیت کنیم. دغدغه تولید علم بومى داریم؛ ولى عملا چیزى تولید نکرده ایم. تنها منابع علوم سیاسى برگرفته از آثار اساتیدى است که مورد بى مهرى دانشگاه ها و مجامع علمى ایران قرار گرفته اند و آنها در غربت زندگى مى کنند و اگر هم در ایران هستند کنج خانه را بر کلاسهاى دانشگاهى ترجیح داده اند و اغلب دوست دارند خارج از فضای عمومی با آموخته هایشان زندگی کنند!
,بنابراین چه انتظارى داریم که فارغ التحصیلان این رشته در جایى بنشینند که سیاست علمى و ایجاد دموکراسى را در جامعه پیش ببرند یا در مقام سیاستگذارى بنشینند.
,
,َدانش آموختگان علم سیاست، در کاربرد دانش خود در جامعه با چه مشکلاتى مواجه هستند؟
,مشکل اساسى با تحصیلکرده هاى این رشته یک مشکل ساختارى است. به تعبیر مفاهیم روز، دانش آموخته هاى علم سیاست، افرادى دگراندیش محسوب مى شوند که با فرهنگ نامه ها و درسنامه هاى خارج از ایران تربیت مى شوند و این رویه، چندان مطلوب مجامع حاکمیتى ما نیست. البته در کنار این مشکلات، باید به مدرک گرایى نیز اشاره کرد؛ در حالى که دو دغدغه اساسى علم سیاست عبارت است از: «علم به معناى ایجاد آگاهى در فرد و آموزش براى بکارگیرى آن در محل مناسب» ولى متأسفانه هیچ کدام از این ها در کشور ما محقق نمى شود. اکثردانشجویان ما انگیزه دانشجویى علم سیاست ندارند و نه دانشگاه ها مى توانند آنچنان که این علم لازم دارد دانش آموخته سیاسى تربیت کنند و نه دست پرورده هایمان در جاهاى مناسب و مطلوب خودشان جذب مى شوند. این یکى از بحران هاى امروز رشته ماست و ما به اصطلاح آب در هاون مى کوبیم. به ندرت افرادى هستند که با این رشته در جایى مشغول مى شوند. در مقابل، افرادى هم هستند که در رشته هایى غیر از علوم سیاسى تحصیل کرده اند و در جایگاه هاى سیاسى نشسته اند. این مشکل سازمانى زمانى مضاعف مى شود که کنکور هم از رشته علوم سیاسى حذف شود و این عارضه اى است که به خصوص با گسترش پردیس هاى به اصطلاح دانشگاهى دولتى وغیردولتى و تجارى شدن علم دیر یا زود آثار خود را بر علم سیاست خواهد گذاشت.
, از طرفى کلاس هاى کارشناسى ارشد ما امروزه 60 نفره برگزار مى شود؛ در حالى که هیچ جاى دنیا اینگونه نیست و این بى کیفیتى، در دانشگاه هاى هیچ کشورى وجود ندارد. وضعیت اکثر پایان نامه هایى که در سراسر ایران نوشته مى شود، اسفناک است. یکى از روزهاى غم انگیز براى ما حداقل در ایران و در حوزه مطالعات سیاسى، جلسات دفاع از پایان نامه است که ما بیسوادى و بى مایگى اغلب دانش آموختگان را از طریق پایان نامه هایشان مى بینیم و البته نسبت خاصی نیز رعایت نمی شود.
,مشکل اساسى دیگر این است که اغلب دانشجویان مقاطع کارشناسى ارشد و دکترا پایان نامه را خودشان نمى نویسند و افرادى که هیچ دغدغه اى براى علم سیاست ندارند، دکان هایى دایر کرده اند و در قبال دریافت مبالغى کلان براى دانشجویان پایان نامه مى نویسند که هیچ ارزش علمى ندارد و این به معناى واقعى، قبرستانى براى علم است. یادم افتاد در مدرسه اى که در مرند درس مى خواندیم مدسه بزرگمهر مى گفتند اینجا قبرستان بود مدرسه شد، دقیقا برعکس آن روزگار، امروزه مدارس و دانشگاه ها به قبرستانى از آموزش و تربیت تبدیل شده اند!
, فکر مى کنم اگر این گونه ادامه یابد، ما دچار یک تغییر پارادایمیک خواهیم شد و چنین شرایطى نشان دهنده این است که در ایران یک نگاه راهبردى و پیش بینى گرایانه و آینده پژوه براى علم و سایر مفاهیم مورد نیاز جامعه شدیدا احساس مى شود.
,,
َوضعیت موجود در حوزه علم سیاست چه تبعاتى مى تواند داشته باشد؟
,چون علم سیاست با مسایل کلان استراتژیک در مدیریت سیاست داخلى و خارجى در ارتباط است، چنانچه آموزش دهندگان و متصدیان آن از بینش و سواد سیاسى لازم برخوردار نباشند، هزینه هاى کمبود و عدم حضور اساتید و صاحبنظران برجسته مى تواند براى کشورمان در بلند مدت جبران ناپذیر گردد. متاسفانه امروز ارزش مدرک گرفتن بیشتر از کسب دانش، خانواده ها را مشغول کرده است! نکته جالب توجه این است که یکی از واحدهای دانشگاهی برای جلب دانشجو اس ام اس زده که ثبت نام از شما مدرک از ما! تو خود حدیث مفصل خوان از این مجمل!
,,
به نظر شما چگونه علم سیاست در ایران مى تواند جایگاه خود را پیدا کند؟
,* علم سیاست چون یک علم میان رشته اى است، دو راه بیشتر براى رشد و نمو این رشته وجود ندارد. اولا تا بى نیازى کامل، بایستى به متون اصلى مراجعه و آن ها را منتقل نمود؛ ولى بایستى نیاز جامعه ایرانى را در نطر گرفت تا هویت و استقلال ایران و ایرانى خدشه دار نشود. ثانیا براى بومى سازى این شاخه از علم بایستى امکان ایجاد کرسى هاى آزاد اندیشی اساتید برجسته و هنر آفرین دانشگاهى و حوزوى را براى ایجاد مکتب هاى فکرى تأثیرگذار فراهم نمود تا فرایند شاگرد پرورى در دانشگاه نیز محقق شود.
,باید اساتید تکریم شوند، مورد بى مهرى قرار نگیرند و فرصت مطالعاتى جهت باز آفرینى آموخته یادداشت هایشان فراهم گردد تا از نشخوارزدگى رهایى یابند. در اینصورت از کنج خانه هایشان شاید درآیند. هر چند نحوه ی پذیرش دانشجو رمق علمی را از دانشگاه ها گرفته است.
,* اساتید علم سیاست هرگز نباید اجازه دهند براى پربار شدن کارنامه یک نماینده یا توسعه مادى یک واحد دانشگاهى، رشته علوم سیاسى در شهرستان هاى کوچکى که استحاق تاسیس آن را ندارند تأسیس و تدریس شود. دامن علم سیاست باید از این چیزها مبرا شود.
,* خوددارى از تأسیس و گسترش دانشکده هاى علوم سیاسى و روابط بین الملل، بدون پشتوانه هاى کرسى دانشگاهى اساتید و در صورت نیاز، ایجادشان مطابق با استاندارهاى لازم و نیاز جامعه.
,* استقلال دانشکده ها و انجمن علوم سیاسى مستقل از دخل و تصرف جناح هاى سیاسى و اصحاب قدرت و ایجاد فضاى مناسب براى تعالى اندیشه ها به عنوان مواد خام سیاستگذارى و تصمیم سازى در عرصه عمومى سیاست.
,* ایجاد ارتباط ارگانیک میان تحصیل کردگان علوم سیاسى با نیازهاى عمومى و دولتى در عرصه حیات سیاسى کشور.
,* توجه به الگوهاى استاندارد مدیریتى دانشگاه ها و دانشکده هاى علوم سیاسى و جلو گیرى از گسترش بى رویه پذیرش دانشجو در رشته علوم سیاسى به ویژه اهتمام برای برداشتن حذف کنکور از رشته ی علوم سیاسی و رشته های مرتبط و وابسته.
,* رعایت متعهدانه معیارهاى علمى لازم در گزینش و سنجش اساتید و دانشجویان علوم سیاسى.
,,
سوالات ما تمام. نکته ای هست که گفته نشد؟
, به نظرم مى رسد دو رشته در ایران مظلوم واقع شده اند یکى سیاست و دیگرى معمارى است. این ها قربانى ویترین هاى خودشان شده اند از بقال محله تا رییس جمهور باید در مورد علم سیاست نظر دهند و ساختمان هاى ما توان مقاومت در برابر زلزله 4 ریشترى را ندارند. نگرش به این دو رشته باید کاملا اصلاح گردد تا هر کارگرى با عنوان مهندس با جان و مال مردم بازى نکنند و به عبارتى هرکس را بهر کارى ساخته اند. متاسفانه سفارشات آفت بارزى بر سپهر سیاست در ایران انداخته است. امید آنکه کارها به مدار برگشته و نگاه نظری و کاربردی نیز به رشته های علوم سیاسی برگردد.شایسته است دولت یازدهم تدبیری مطلوب در خصوص تجمیع دانشگاه ها و استاندارد شدن کیفیت آموزش و پژوهش دانشگاه بدون حب و بغض ها بیاندیشد.سخن آخر اینکه نقل می کنند ناپلئون بناپارت در یک سخنرانی در جمع دانشگاهیان گفته بود که دانشگاه ها باید منهای سیاست راه های علمی اش را ادامه دهد،چیزی که در ایران سیاست سایه انداز تمام زوایای مدیریتی،آموزشی و پژوهشی دانشگاه ها شده است!
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه