پیام های شهید بهشتی برای ایران امروز

پیام های شهید بهشتی برای ایران امروز
بدون شک شهید بهشتی مردی فراتر از زمان و مرزهای یک کشور بود و هیچگاه محدود به یک تاریخ خاص نبود، بسیاری از سحنرانی های او پیامهای ویژه ای برای جامعه امروز ایران دارد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه خبری افق انزلی  افق انزلی در سالهای اخیر عده ای که آرمانها و عقاید آنها تضاد شدیدی با اندیشه شهید بهشتی دارد، بیشترین سوء استفاده سیاسی را از سخنان این شهید مظلوم داشته اند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,  افق انزلی ,

اما پیام شهید بهشتی برای جامعه امروز ایران اسلامی چه بود؟ در ادامه برای مطالعه برخی از آرمانها و اهداف این شهید والا مقام که برگفته از کتاب مجموع سخنرانی های ایشان پس از پیروزی انقلاب اسلامی است و حاوی پیامهای بسیاری برای مردم و سیاستمداران جامعه امروزی ایران است، با ما همراه باشید:

,

 

,

تخصص گرایی همراه با ایمان باشد

,

 

,

برای ما اسلام زیر بنا است، اقتصاد زیر بنا نیست، در جامعه اسلامی و در جامعه ای که قرار است کارها بر محور اسلام و ارزشهای اسلام بگردد در انتخاب مسئولان از کوچک تا بزرگ، سوال اول درباره پای بندی آنها به اسلام، معرفت آنها نسبت به اسلام، تقوای آنان بر اساس معیارهای اسلام است. و سوال دوم درباره تخصص و کاردانی و کارآیی آنهاست، این یک مسئله روشن است.

,

 

,

محور دستگاه های آموزشی باید اسلام و انسان سازی باشد

,

 

,

برای اینکه جامعه ما به سوی مسلمانان متعهد، دارای تخصص و مهارت به جلو رود باید همه مدارس و موسسات آموزشی و جاهایی که علوم و فنون و مهارت یاد می دهد در خط اسلام باشد تا از این به بعد دستگاه های انسان ساز جامعه ما و دستگاه های مهارت ساز جامعه ما جمهوری اسلامی ما را از نظر دارندگان ایمان و دین و تقوی و مهارت روز به روز غنی تر کنند.

,

باید سخت مراقب دستگاه های آموزشی و موسسات آموزشی و فنی و غیر فنی و عمومی باشیم. در جمهوری اسلامی به دلیل اینکه قرار بر این است که جامعه روز به روز بیشتر و کامل تر بر محور اسلام اداره شود در انتخاب افراد برای کارها و مسئولیتها در همه  موسسات دولتی و در همه موسسات غیر دولتی که به دست مسلمانها به وجود آمده و باید اداره بشود.

,

 

,

لیبرالیسم معقتد رجوج به شریعت برای امور قانونی نیست

,

 

,

یکی از ویژگی های لیبرالیسم این است که می گوید فرد و انسان برای یافتن قوانین زندگی وضع قانون و مقررات عقلش را به کار می اندازد، آزاد می اندیشد، هرچه به عقلش رسید، عقل خودش و دیگران به صورت قانون و مقررات در می آورد. این می شود قانون زندگی می شود قانون اجتماعی و اقتصادی، او دیگر نمی تواند مقید بماند که شریعت چه گفته، قرآن چه گفته، تورات چه گفته، انجیل چه گفته، به اینها مقید نیست، آزاد است.

,

 

,

شعار اقتصاد لیبرالی زیبایی فریبنده دارد

,

 

,

اقتصاد لیبرالیستی می گوید؛ تو به انسان آزادی بده، هرجور دلش میخواهد بکارد، بسازد، بخورد، مصرف کند، بخرد و بفروشد، این خود زمینه شکوفایی اقتصادی انسان است. این حرف به نظر چقدر جالب می آید، ظاهر خیلی آراسته ای دارد، ظاهرش خیلی دلپذیر است، اما وقتی آن را باز می کنیم و از هم می شکافیم می گوییم آقای لیبرالی آقایی که روی اقتصاد آزادی فردی تکیه می کنی، چشمهایت را بازتر کن، عینکت را قوی تر کن، ذره بین و دوربینت را بالاتر و قوی تر کن ببین چطور روند اقتصاد سرمایه داری جهانی، عرصه و میدان عمل را بر افراد انسانها و بر گروه های کوچک انسانهای تنگ می کنند، به طوریکه یک انسان می بیند تکان نمی تواند بخورد، راستش را نگاه می کند چیزی نمی بیند، چپش را نگاه می کند چیزی نمی بیند، جلویش را نگاه می کند چیزی نمی بیند، پشت سرش را نگاه می کند چیزی نمی بیند، اما اجمالا احساس می کند حرکت هم نمی تواند بکند، این ناشی از چیست؟ ناشی از این است که وقتی در یک جامعه ای آنهایی که بیشتر دارند دست به دست هم بدهند و یک قشر بسیار مرفه و بسیار برخوردار از مواهب زندگی به وجود بیاورند و سرشان هم توی لاک همدیگر باشد و کاری هم به آن توده پر جمعیتی که از این امکانات محروم است نداشته باشند. داد و ستدهایشان توی هم باشد، ازدواجهایشان توی هم باشد، به قوی معروف می گویند گوشت میرود توی دنبه، دنبه می رود توی گوشت، هی چاق و فربه تر می شود و در آن طرف هم میبینی مردم ناتوان تهی دست به حداقل امکانات و یا حداقل ریز امکانات شب و روزر را باید کاسه چه کنم چه کنمشان روز به روز پر تر و روح و قلبشان روز به روز از شادی ها و برخورداریهای زندگی خالی ترو کیسه شان هم روز به روز خالی تر باشد و در یک چنین جامعه ای فرد محروم این بچه متولد شده در یک خانواده محروم، چقدر امکان واقعی تحرک، شکوفایی و خود انگیختن دارد؟ گاهی چیزی نزدیک به صفر است.بنابر این به این اقای لیبرال گفته می شود این آزادی که تو می گویی چیز خوبی است اما برای تو، چون چیزی گیر من نمی آید.

,

 

,

ما با اسم سرجنگ نداریم، لیبرال باشید یا غیر لیبرال باید مقید به حدود باشید

,

 

,

آقای من، ما با اسم کاری نداریم، شما میخواهی اسم خودت را لیبرال بگذار، یا میخواهی غیر لیبرال بگذار، فقط از تو میخواهیم که در برابر محرمات الهی حساسیت داشته باشید، خوب دقت کنید کافی نیست که با سخن، یا توی نوشته بنویسیم و بگوییم که بله محرمات و قوانین اسلام را قبول داریم، این کافی نیست ما این را در عمل میبینیم.

,

ما اگر دیدیم یک رئیس اداره هستی، اگر دیدیم در برابر ظلم حساس هستی در برابر فساد حساس هستی، در برابر رشوه حساس هستی، در برابر کیفیت پوشش خانمهای کارمند حساس هستی، در برابر روابط و طرز گفت و شنود آقایان و خانمهای کارمند با یکدیگر حساس هستی، و همه اینها را با حساسیت می کوشی به راه خدا و راه عفت و راه پاکدامنی و تقوا و راه عدالت و درستی بیا و روی چشم ما، ما با اسمت کاری نداریم، فقط می گوییم در جامعه بشری اینجا خوب دقت بشود که در جامعه بشری مقدار قید و بندهای اجتماعی ضرورت دارد.

,

 

,

بیدار کردن یک جامعه به خواب رفته زمان می برد

,

 

,

اسلام آمد جامعه را زنده ساخت، اما مع الاسف قرنها می گذرد جامعه مسلمین به خصوص جامعه ما ایرانیان در خوابی عمیق فرو رفته است. خواب نیمه حالتی از مرگ، از آدم خواب همه آثار و حرکات موحجود زنده سر نمی زند، نفس می کشد، خونش هم در جریانس است، غددش هم کار می کند، اما آثر و حرکاتی از او چندان مشهود نیست، جامعه ما مسلمین به چنین حالتی در آمده است، به خواب بسیار عمیق، آیا می شود جامعه از خواب بیدار شود؟ این را آقایان توجه داشته باشند  خواب شاید سابقه ده قرنی دارد، ده قرن!

,

اگر یک آدم دو روز پشت سر هم بخوابد، برای بیدار کردن او به این طبیب و آن طبیب به این داروی قوی و آن داروی قوی متشبث می شویم، برای بیدار کردن جامعه ای که به خواب ده قرنی فرو رفته، نیروی زیادی لازم است. چه کنیم فرصت هایی در این ده قرن به دست آمده اما تقریبا بدون استفاده از دست رفته است، در همین پنجاه شصت سال پیش که فرهنگ و تمدن غربی به سوی بلاد اسلامی روی آور شد چه فرصت مناسبی پیش آمد، آیا به نظر شما این یک فرصت مناسبی نبود که جامعه اسالامی با یک ضربت از خواب عمیق بیدار شود و خودش را برای حیات شرافتمندانه ای در خور مسلمانان است آماده کند؟ به نظر من فرصت بسیار مناسبی بوده، من فکر می کنم مطالعه در تاریخ همان سالهای اول ارتباط بسیار نزدیک میان بلاد اسلامی و غرب نشان می دهد فرصت مناسبی از دست ما رفته است، در همان موقع افراد روشن بینی بودند که مسلمانها بر روشن بینی، به آمادگی، به نهضت به حرکت و جنبش دعوت کردند اما متاسفانه مسلمانها به این ندا و دعوت اصلاح طلبانه آن روز پاسخ صحیحی ندادند.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه