یادداشت/
نگاهی حاشیه ای به مسکن مهر مهاباد
اینجاست که حاشیه نشینی مدرن ظهور می کند، حاشیه نشینی که زمینه ساز رشد و گسترش انواع ناهنجاری های اجتماعی و بزه و جرم در یک قالب و چهارچوب مدرن و رنگ و لعاب زده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مکریان، حاشیه نشینی یک پدیده جدید نیست، در ایران حداقل منشاء تاریخ حاشیه نشینی به انقلاب سفید شاه و مردم باز می گردد زمانی که روستائیان و عشایری که از خوان تقسیم اراضی سهمی نصیبشان نشده بود، به ناچار روستاهایشان را باید ترک می کردند و مهاجر ناخواسته ضیافت ناهمگون شهر می شدند را میتوان افق سرآغاز رسمی این پدیده غیررسمی قلمداد کرد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مکریان,
حاشیه نشینی در یک تعریف ساده یک زیستگاه انسانی که در آن مسکن استاندارد نبوده و محلات آلوده و کثیف هستند،تعریف می شود،اینها حداقل عواملی هستند که حاشیه نشینی و به تعریف جدید دولتی ها “سکونت گاههای غیر رسمی” را می سازند.
به این موارد عدم دسترسی مناسب به امکانات بهداشتی و درمانی ،فضاهای آموزشی،پارک ها و کتابخانه ها و سرویس های حمل و نقل عمومی و مراکز خرید و فقدان عاملهای دیگر رفاه شهری را بیافزایید تا این پدیده ذهنی عینیت شفاف تری بیابد،مفهوم ذهنی از آنجا گفته شد که مصادیق حاشیه نشینی از یک شهر به شهر دیگر و از کشوری به کشوری دیگر متفاوت است.
*چه کسانی در سکونت گاههای غیر رسمی زندگی می کنند؟
اگر چه طیف اصلی ساکنین حاشیه نشینی را مهاجرین روستایی و عشایر تشکیل داده اند اما به این مجموعه باید قشرهای آسیب پذیر شهری مانند اقشار کم درآمد و فقیر و خانواده های بی سرپرست،معتادین و بزه کاران و مترودشدگان اجتماعی را اضافه کرد،وجه مشترک این بافت ها علاوه بر اشتراک مدل و جنس جمعیتی ،استقرار این افراد با اقدام به ساخت و ساز غیر مجاز،در خارج از محدوده شهری یعنی طرح تفضیل جامع شهری می باشد.
حاشیه نشینان اکثراً فاقد سند مالکیت هستند و به دلیل بافت خاص خارج از طرح تفضیلی از خدمات رفاهی و فرهنگی و حتی زیرساخت های شهری بی بهره و یا در بهترین حالت کم بهره هستند،آنها در محدوده و مجاورت اقتصاد و جامعه شهری هستند، اما از هر دو جنبه اقتصادی و اجتماعی جذب نظام شهری نشده اند و باید گفت:
در یک نگاه به عنوان یک شهروند قانونی در جامعه اصیل شهری پذیرفته نشده اند، اغلب این افراد مهارت های لازم برای زندگی شهری را ندارند و به دلیل محدویت های خاص محل زندگی مجبور به حاشیه نشینی شده اند و این وجه اصلی تمایز این افراد با افراد مهاجری است که به دلیل جذبه شهر و شهر نشینی و یا تغییر الگوی زندگی به منظور تحول در کسب و کار وارد جامعه شهری می شوند.
با این پیشگفتار باید پذیرفت که حاشیه نشینی یک معضل اجتماعی است، که در یک بستر غیر رسمی حاشیه شهری با فرهنگ غیر رسمی و مشاغل غیر رسمی شکل می گیرد و حتی دارای قوانین و شرط و شروط های غیر رسمی می باشد.
*حاشیه نشینی در مهاباد
شهر مهاباد در حصار متعدد تپه های ماهوری و دره های ممتد میان تپه ای،فضای مستعد و مناسب برای شکل گیری سگونت گاههای غیر رسمی را دارد.
فضای محدود توسعه شهری در این حصار مشخص،از یک طرف و فرصت های مناسب و ارزان قیمت ساخت و سازهای غیر مجاز در این بسترهای مستعد، از طرف دیگر،باعث بروز و گسترش پدیده رشد کمی و نامتوازن شهر در این ارتفاعات و شیب های غیر استاندارد و در ادامه زمین های خارج از محدوده با کاربری کشاورزی شده است.
مناطق. پشت تپ،زمین های شهرداری،کانی صوفی طه،کانی صوفی رشید و کوی هژار،کانی مام قنبران و چندین و چند منطقه در ارتفاعات و شیب های تند موئید این گفتار است.
در یک بررسی با عنوان “طرح بهسازی و توانمندسازی سگونت گاههای نابسامان شهر مهاباد” توسط شرکت بوم نگار پارس(مهندسان معماری و شهرسازی ) بر مبنای سرشماری عمومی سال ١٣٨٥ در حوزه حاشیه نشینی انجام شد ،١١ منطقه اطراف شهر مهاباد با جمعیتی بالغ بر ٢٨٦٠٦ نفر (٢١/٠٧درصد) بصورت جامع و کامل در محدوده تعریف ها و شاخص های معین سگونت گاههای غیر رسمی قرار گرفت،با اضافه کردن مناطق کمتر برخوردار و در همان مقیاس با تعداد کمتری از شاخص های حاشیه نشینی این جمعیت به ٥٣٥٠٩ نفر افزایش پیدا می کند که حاکی از وضعیت نامناسب شهر در حوزه سکونت گاههای غیر رسمی و حاشیه نشینی دارد.
*حاشیه نشینی مدرن
تاریخ حاشیه نشینی مدرن در ایران و به تبع آن در مهاباد به کلنگ زنی پروژه های مسکن مهر دولت نهم و دهم باز می گردد که در دولت های یازدهم و دوازدهم هم ادامه پیدا کرد.
مکان یابی مسکن مهر مهاباد در دونقطه (شمال غربی و شرق)، در قسمت شمال غربی ادامه شهر از سمت مکریان به طرف تپه های حاشیه اطراف و قسمت عمده دیگر در ضلع شرقی شهر ادامه زمین های موسوم به سیدآباد توسط وزارت مسکن و شهر سازی وقت کلید خورد.
پس از این مکان یابی شرکت های تعاونی مسکن
یکی پس از دیگری تاسیس و واگذاری زمین های طرح مهر به آنها آغاز شد،پدیده ای که کسب و کار و بازار شهر را تکان داد و مقدمه داستانی طولانی و غمناک شد.
واضح است که هر گونه رشد کمی شهر بدون ایجاد زیرساخت های مناسب و در نظر گرفتن اصول شهرسازی و عدم توجه به بوجود آوردن فضاهای آموزشی ،فرهنگی ،ورزشی،فضای سبز،مذهبی، به خودی خود زمینه ایجاد نوحی سکونت گاه، با چاشنی انواع فقر (اقتصادی،فرهنگی،سیاسی،اجتماعی) را مهیا می کند.
در منطقه ای که مسکن ارزان قیمت با مصالح نامرغوب و عدم نظارت کافی در ساخت و ساز، بصورت انبوه تولید میشود و امکانات آب ،فاضلاب، برق ،تلفن و گاز یا موجود نیست و یا به نامناسب ترین شیوه ممکن تامین شده است، فضا و امکانات آموزشی(مدارس ابتدایی،راهنمایی،دبیرستان) پیش بینی نشده و یا کم است و از فضاهای استاندارد حوزه شهرسازی (فرهنگی، ورزشی ،تفریحی و مذهبی )خبری نیست ،نمی توان انتظار پیاده کردن فرهنگ شهر نشینی را داشت.
اینجاست که حاشیه نشینی مدرن ظهور می کند، حاشیه نشینی که زمینه ساز رشد و گسترش انواع ناهنجاری های اجتماعی و بزه و جرم در یک قالب و چهارچوب مدرن و رنگ و لعاب زده است.
در هر دو محدوده زمین های مکان یابی شده پتانسیل تبدیل ظهور سکونت گاه های غیر رسمی وجود داشت،کما اینکه در آخرین انبوه سازی قبل از مسکن مهر در محله فجر مهاباد(مجاورت سیدآباد) این معضل به صورت آشکارا در انبوه سازی های صورت گرفته، بدون رعایت جوانب امر دیده می شد، دعوا و ناسازگاری همسایه ای،سرقت،گرایش به فساد اخلاقی،سوء مصرف مواد مخدرد،گرایش به سمت مشاغل غیر قانونی مانند قاچاق و حضور پلیس در ساعت های مختلف شبانه روز از مشخصه های بارز این مساکن بود که بشدت باعث افت قیمت واحدهای آپارتمانی در زمان خود گردید.
صرفنظر از بازخوانی کلی پرونده های مسکن مهر و رد و یا قبول نحوه پیدایش و ظهور این پروژه ها و بدون واکاوی شائبه سیاسی بودن پرونده این شهرک ها، نحوه اجرایی غلط و کاملا در تضاد با الفبای شهرسازی و تاکید صرف به تسریع در افتتاح به دلیل جنبه تبلیغاتی آن معجونی درست کرد، که از یک سمت بصورت گسترده اراضی ملی حاشیه شهر ها را به ورطه نابود کشانید و از طرف دیگری زخمی ماندگار بر پیکر صاحبان بدهکار آنها گذاشت و از زاویه ای دیگر روند توسعه شهری را با از بین بردن فضاهای مناسب در قالب واگذاری فله ای اراضی ملی با تهدید مواجه کرد.
در این شیوه انبوه سازی غیر اصولی و بی برنامه، تاکید صرف بر جنبه های فیزیکی مسکن ،نظیر پی و فونداسیون و سفت کاری ،باعث غفلت از اصول معماری و در ادامه نادیده گرفتن قواعد شهرسازی استاندارد شده است،
در یک کلام تاکید بر بخش عمران و دیوار چینی و آهن و سیمان ،زیبا سازی و فن و فنون معماری را بلعید و صد البته به این مقدار هم بسنده نکرد و کاری کرد که در این ساخت و سازها فضاهای ضروری گم شوند ،حمل و نقل سریع ، مطمئن و ایمن مغفول گردد،ارتباط بین عناصر شهری دقیق و مناسب نباشد،محوطه سازی بشدت مورد بی مهری واقع گردد.
پر واضح است که به عنوان زیست گاه جمعیتی و بخشی از بدنه شهر آنچه این سکونت گاهها نیاز دارند در حوزه های زیر تعریف و گنجانیده می شوند،
محیط زیست سالم، آب و فاضلاب بهداشتی و هوای پاک،ایجاد فضاهای گردشگری، ورزشی، مذهبی و بلاخص درمانی باید برای آنها تدارک دیده شود که البته به جرات باید گفت این فاکتورها چیزی بیشتر از حقوق اولیه شهروندی محسوب نمی گردند،که در قریب به اتفاق این شهرک ها تامین نشده اند.
آنچه پس از حدود بیش از یک ده از کلنگ زنی این طرح ها باید اذعان کرد این است این طرح ها در مقیاس بسیار محدود موفق بوده است و بخش عظیم آن گرفتار مشکلات عدیده ای است،وجود معارض زمین های سید آباد،عدم همکاری دستگاههای خدمات رسان مانند اداره برق و گاز و آب و فاضلاب ،عدم همکاری بانک ها در پرداخت تسهیلات ،مشکلات داخلی و مالی شرکت های تعاونی و از همه مهمتر پایان دولت مهرورزی و افتادن سکان زمامداری به رقیب آنها و صدها مشکل ریز و درشت دیگر بعدها گریبانگیر بسیاری از این مهرسازان شد.
با این همه معضل باید پذیرفت که چارهِ و گره گشایی از مشکلات زیربنایی مسکن مهر، برخورد منفعل و سیاسی دولت جدید با این موضوع نیست،تدبیر حکم می کند که بجای فرافکنی و باز کردن زخم های کهنه از جنس مناقشات جناحی، به درمان و مرهم ریشه ای این زخم دولتی که اکنون مردمی شده است پرداخت.
اگرچه یکی از مشکلات ریشه ای و غیر قابل ترمیم این دست مساکن مکان یابی نامناسب آنها می باشد اما ورود نهادهای تصمیم ساز و سازمان های خدمات رسان دولتی به بخش ترمیم و بازسازی زیرساخت های آب و فاضلاب ،بیمارستان،مدرسه ،فضای سبز و حتی باز مهندسی ضعف فنی و اجرایی در عملکرد پیمانکاران و مجریان طرح مسکن مهر و کیفیت پایین ساخت و سازها ،عدم نصب انشعاب و خرید امتیازات آب و فاضلاب ،برق ،تلفن ،گاز و نیز عدم جمعیت پذیری با توجه به ظرفیت موجود شهری و ایرادهای دیگر اساسی این پروژه ها می تواند درمان و مرهم مناسب و جایگزین برای آنها تلقی شود.
از مشکلات دیگر و طولانی مدت و تاکنون لاینحل این پروژه ها، طولانی شدن فرایند ساخت و ساز و عدم تحویل به موقع به مردم است،اگرچه مقرر شده بود در این پروژه ملی ،دو میلیون واحد مسکونی در بازه زمانی ١٢ الی ١٨ ماهه به صاحبانشان تحویل داده شوند،اما عدم برنامه ریزی صحیح مجریان و کوتاهی نظارت و کنترل بخش دولتی در مرحله آغاز کار ،مشکلات تعاونی ها،عدم تزریق تسهیلات بانکی به میزان کافی و در موعد مناسب،عدم استقبال متقاضیان واقعی گروه هدف از آن و از همه مهمتر سهم آورده ناکافی مردم باعث تشدید در تاخیر و تعویق واگذاری این واحدهای مسکونی به صاحبان آنها شد،به این موارد حیف و میل گروهی از مدیران و پیمانکاران دست اندر کار را نیز اضافه کنید.
به لحاظ آسیب شناسی شهری ،برخلاف اهداف اولیه طرح مسکن مهر ،اگر عامل های سگونت گاههای غیر رسمی را که در مقدمه ذکر گردید مد نظر قرار دهیم باید اقرار کرد که این پروژه عظیم در اکثر شهرهای کشور تبدیل به یک نوع حاشیه نشینی شده است.
حاشیه نشینی که اگر چه در ظاهر از خانه های بدون اسناد مالکیت و کوچه های پیچ در پیچ و شیب دار با خانه های زهوار در رفته خبری نیست و حتی بلند مرتبه سازی های موجود و نماهای رنگارنگ این شهرک ها خبر از تظاهر به تمدن می دهد، اما ماهیت جامعه آماری آن موئید تمام عامل های نهفته فرهنگی و اجتماعی حاشیه نشینی است،موضوعی که اگرچه بصورت شکلی در قالب سکونت گاههای غیر رسمی نمی گنجد،بصورت ماهیتی مصداق بی کم و کاست حاشیه نشینی است اما در شمایلی مدرن و جدید.
نقش دولت بعنوان کارفرما و ناظر از ابتدای طرح مسکن مهر بصورت کاملاً آگاه در هدایت نیروهای تحت امر برای ایجاد مناطق فقیر نشین با مکان یابی حاشیه شهری و در فقدان امکانات مناسب و اولیه شهرسازی اگرچه با نیت تامین مسکن اقشار کم برخوردار کلید خورده است اما در ادامه کار و با برنامه ریزی غلط خصوصاً در حوزه جامعه شناسی، بانی تجمیع تمامی عوامل حاشیه نشین ساز در راستایی تامین مسکن صرف و مطالعه نشده ، شده است، عواملی که بجای ایجاد مجموعه ای سالم و پویا که تعریف ساده ای از شهر سازی است،مسبب بروز ساختمان سازی بی روح و مرده است و به تبع این دیوار کشی و انبوه سازی نیز آسیب های خاص جمعیت پذیری اقشار آسیب پذیر ، دقیقاً از نوع آسیب های مناطق حاشیه ای بروز کرده است.آنجا که مردم به نام “مهر” مورد “بی مهری” قرار می گیرند.
یادداشت: ماردین سید احمدی
انتهای پیام/
,
, *چه کسانی در سکونت گاههای غیر رسمی زندگی می کنند؟,
,
,
,
,
, *حاشیه نشینی در مهاباد,
,
,
,
,
, *حاشیه نشینی مدرن,
,
,
, پس از این مکان یابی شرکت های تعاونی مسکن,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه