نقدی بر فیلم"رگ خواب"
روزهای عشق و نفرت
کار های حمید نعمت الله گارانتی دار است! یعنی مطمئنی که حداقل فیلم بد نخواهی دید! این فیلم هم خوب است و غنیمت. اما عالی نیست.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ زیتون در نقد فیلم رگ خواب به قلم علی علی بیگی نوشت:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زیتون,رگ خواب بیشتر رگ خواب کارگردان است. رگ خواب حمید نعمت الله. دیگر می شود گفت کار های حمید نعمت الله گارانتی دار است! یعنی مطمئنی که حداقل فیلم بد نخواهی دید! اما آنطور که فکر می کردم رگ خواب از کار در نیامده است. خوب است و غنیمت. عالی نیست. رگ خواب کمی عقب تر از بی پولی است. دوست داشتنی تر از سر به مهر است و بهتر از آرایش غلیظ. در زیر نکاتی در مورد رگ خواب نعمت الله می نویسم:
,رگ خواب داستان دارد. داستان عشق و نفرت است. داستانی که از یک سقوط آغاز می شود و به یک صعود و اوج می رسد و دوباره به یک سقوط عمیق تر و شدیدتر می رسد. رگ خواب داستان ساخته شدن عشق دختر بیوه ای که یک بار طعم بهم خوردن زندگی را چشیده است و دوباره از هم پاشیدگی این عشق است. داستان عشق در فیلم ساخته می شود ولی داستان نفرت نه. عشق را لمس می کنیم. رابطه ای که به دوست داشتن تبدیل می شود و دوست داشتنی که به عشق. اما عشق چگونه به نفرت تبدیل می شود؟ آن هم از طرف مرد. معلوم نیست.
,فیلم تا ضیافت شام خوب است و تعلیق دارد. مینا در خوف و رجاست. با آمدن گربه خوبتر هم می شود! اما بعد از گربه افت می کند. اتفاقات اتفاقی اند و تصادفی و بعضی جاها کسالت بار. دندان درد مینا را می شود حذف کرد. هرچند طوفان نمادین است ولی سیر شدن کامران از مینا را ما نمی بینیم که طوفان را هم باور کنیم. لحن فیلم هم در بیست دقیقه آخر عوض می شود تا حدی که به سمت شعار می رود. بچه دار شدن مینا، دعوایش در ساندویچی، سقط جنین مینا و دربه دری در خیابان ها انگار مال فیلم دیگری است. اوج این شعارها هم صحنه آخر است. سر خاک پدر.
,فیلم های نعمت الله پراز جزئیات اند. برگ برنده ی رگ خواب نیز جزئیات است. این جزئیات مسحور کننده اند و دوست داشتنی و پر از احساسات ریز و درشت که هر مخاطب بی حسی را قلقلک می دهند. خاک خوردن مینا و کامران بی نظیر است. بلوز درآوردن کامران که مینا هم سرش را داخل بلوز می کند بسیار زیباست. گریه کردن های مینا وقتی که یک خاطره ی ساده را تعریف می کند، بسته بندی ساندویچ، سطل آشغالی که وسط خیابان می آید، صدای کلاس موسیقی دیوار به دیوار، تفاله های چایی که در سینک ریخته می شود و جزئیات فراوانی که همه نشان از درایت فیلمساز دارد و برای مخاطب بسیار شیرین و لذت بخش است. کارگردانی نعمت الله با این جزئیات ساخته می شود. او داستانش و البته شخصیت هایش را با این جزئیات می سازد. جزئیاتی که در کارهای میرکریمی هم آن ها را دیده ایم. این جزئیات از رگ خواب یک فیلم کاملاً زنانه ساخته است. شاید نویسنده ی کار که یک زن است بر ساخته شدن فضای زنانه فیلم بسیار کمک کرده است.
,فیلم بر لیلاحاتمی تکیه کرده است. این دو وجه دارد. خوبی اش این است که نشان می دهد فیلم راوی دارد. یکی از مشکلات مهم سینمای ما عدم وجود راوی در داستان هاست. داستان هایی که در وسط فیلم ها رها می شوند و چندین بار جا عوض می کنند. اما کل رگ خواب را با مینا همراهیم و فقط داستان او را دنبال می کنیم. رگ خواب کش می آید اما حاشیه ندارد و به حاشیه کشیده نمی شود.
,وجه دیگرش این است که اگر لیلا حاتمی نبود شاید فیلم اینقدر خوب از کار در نمی آمد. هرکس دیگری غیر از لیلا حاتمی بازی می کرد، فیلم افت می کرد.
,از دیگر موفقیت های فیلم می شود به بازی بازیگران و موسیقی زیبای فیلم نیز اشاره کرد. موسیقی سهراب ناظری و صدای زیبای همایون شجریان کار را لذت بخش تر و احساسی تر کرده اند. اضافه کنید بازی بسیار درخشان لیلا حاتمی و بازی خوب کورش تهامی را.
,فیلمنامه لنگ می زند و از وسط های کار قدرتش را از دست می دهد و برعکس شروع عالی که مستقیم می رویم سر اصل مطلب، با پایان نه چندان خوبی طرفیم. پدر منفعلی که همیشه در حاشیه است و فقط سایه ای از او دیده می شود و آخر سر قاعدتاً با مرگش اتفاق خاصی نه برای مخاطب می افتد و اساساً نه برای مینا! اگر پدر کمی پر رنگ تر بود و نعمت الله اواخر کار به دیدگاه تکراری و مد شده ی این روزها نزدیک نمی شد، شاید فیلم بهتر بسته می شد.
,در هر حال رگ خواب فیلم دوست داشتنی و لذت بخشی است و اگر شعارهای یک سوم پایانی فیلم را نادیده بگیریم، نقد اجتماعی خوبی است که خیلی ها در سینمای ما ادعایش را دارند ولی در گفتن آن الکن اند.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه