آتش به اختیار یک شهروند در پی بی توجهی مسئولان میراث فرهنگی
یک شهروند خضری دشت بیاض در پی بی توجهی مسئولان به قدیمی ترین میراث این شهر خود دست به کار شد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از خاورستان، حسن خسروی، یکی از خیرین خضری دشت بیاض، این بار با آتش به اختیار در احیای میراث تاریخی قدمی بزرگ بر میدارد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, خاورستان,
او میگوید: اهمیت آبانبار در گذشته به حدی بود که بسیاری از خیران اقدام به وقف آبانبار میکردند اما این آبانبارهای موقوفه اکنون به دلیل بینیازی مردم به کاربری آنها، به حال خود رها شدهاند و به تدریج رو به تخریب میروند که میراث فرهنگی کمتر این انبار را مورد رسیدگی قرار گرفته و بسیاری از آنها نیز به رغم آنکه دارای شماره و پلاک ثبتی هستند، ویران شدهاند و تنها نمایی از آنها باقی مانده است.
او ادامه میدهد: در بسیاری از مناطق نیز ورودی آبانبارها به زبالهدانی تبدیل شده و کسی متولی جمعآوری زبالههایی که اغلب با وزش باد در ورودیهای آبانبارها تلانبار شدهاند، نیست.
گرچه این روزها آبانبارها دیگر برای مردم کاربری ندارند اما حفظ این سازههای ، ضروری است زیرا خضری دشت بیاض را با آب انبار ومسجد جامع قدیمش می شناسند.
وی ادامه داد: باید نهادهای مربوطه برای حفظ آنها حداقل در ظاهر و تغییر کاربری فضاهای درونی آن به منظور جلوگیری از ویرانیهایی که بر اثر مرور زمان ایجاد میشود، چاره اندیشی کنند.
خسروی میگوید: هر موقع گذرم به مسجد جامع مقدس خضری می افتاد سری هم به حوض انبار یا آب انبار قدیمی خضری می زدم و با نگاه کردن به عظمتِ این میراث گرانبها می گفتم که چرا باید این میراث بزرگ که هر خشت اون با وضو کار گذاشته شده به این حال و روز بیفته و سنگ ها و زباله هااون رو اسیر خودشان کنند.

وی ادامه داد: ده ها پله آب انبار زیر زباله های فراوان پوشیده شده بودند و تنها زیبایی که رؤیت میشد لانۀ چکاوکی بود که ته آب انبار به چشم میخورد و پنج تخم انها که نشون دهندۀ حیات تاریخ در آنجا بود.
وی میگوید: قبل از مرگِ مرحوم پدرم با آقای عباسی، رئیس میـــراث فـرهنگی قـایـن هماهنگ کرده بودم که آب انبار را سرو سامون بدهیم ولی با فوت ناگهانیِ پدر عزیزم همه چیز از ذهنم پرید.
چندین بار این موضوع رو به آقای بذرافشان مسئول نمایندگی میراث فرهنگی بخش نیم بلوک یادآوری کردم ولی متاسفانه تمیزی آب انبار که گهگاه حسرت مسافران رو به قلب تاریخ میبرد برای کسی مهّم نبود.

وی بیان کرد: چند روز قبل،آتش به اختیار تصمیم گرفتم تا خودم دست به کار بشوم؛ با خاک انداز،جارو و بیل سوار موتور شدم و خودم رو به آب انبار رساندم.
خسروی گفت: تمیزکاری داخل این میراث بزرگ، در مدّت 7ساعت در طی دو روز تمام شد و روز سوم هم پله های ورودی آماده و به کمک شهرداری گرد و خاکهای روی پله ها شسته شدن تا مسافرینی که از این میراث کهن بازدید میکنند سفری هم به دل تاریـخ داشتـه و البتــه تغییــرات دماییِ محسوس رو با پایین رفتن از پله های آب انبار تجربه کنند.
انتهای پیام/
او میگوید: اهمیت آبانبار در گذشته به حدی بود که بسیاری از خیران اقدام به وقف آبانبار میکردند اما این آبانبارهای موقوفه اکنون به دلیل بینیازی مردم به کاربری آنها، به حال خود رها شدهاند و به تدریج رو به تخریب میروند که میراث فرهنگی کمتر این انبار را مورد رسیدگی قرار گرفته و بسیاری از آنها نیز به رغم آنکه دارای شماره و پلاک ثبتی هستند، ویران شدهاند و تنها نمایی از آنها باقی مانده است.
او ادامه میدهد: در بسیاری از مناطق نیز ورودی آبانبارها به زبالهدانی تبدیل شده و کسی متولی جمعآوری زبالههایی که اغلب با وزش باد در ورودیهای آبانبارها تلانبار شدهاند، نیست.
گرچه این روزها آبانبارها دیگر برای مردم کاربری ندارند اما حفظ این سازههای ، ضروری است زیرا خضری دشت بیاض را با آب انبار ومسجد جامع قدیمش می شناسند.
وی ادامه داد: باید نهادهای مربوطه برای حفظ آنها حداقل در ظاهر و تغییر کاربری فضاهای درونی آن به منظور جلوگیری از ویرانیهایی که بر اثر مرور زمان ایجاد میشود، چاره اندیشی کنند.
خسروی میگوید: هر موقع گذرم به مسجد جامع مقدس خضری می افتاد سری هم به حوض انبار یا آب انبار قدیمی خضری می زدم و با نگاه کردن به عظمتِ این میراث گرانبها می گفتم که چرا باید این میراث بزرگ که هر خشت اون با وضو کار گذاشته شده به این حال و روز بیفته و سنگ ها و زباله هااون رو اسیر خودشان کنند.

وی ادامه داد: ده ها پله آب انبار زیر زباله های فراوان پوشیده شده بودند و تنها زیبایی که رؤیت میشد لانۀ چکاوکی بود که ته آب انبار به چشم میخورد و پنج تخم انها که نشون دهندۀ حیات تاریخ در آنجا بود.
وی میگوید: قبل از مرگِ مرحوم پدرم با آقای عباسی، رئیس میـــراث فـرهنگی قـایـن هماهنگ کرده بودم که آب انبار را سرو سامون بدهیم ولی با فوت ناگهانیِ پدر عزیزم همه چیز از ذهنم پرید.
چندین بار این موضوع رو به آقای بذرافشان مسئول نمایندگی میراث فرهنگی بخش نیم بلوک یادآوری کردم ولی متاسفانه تمیزی آب انبار که گهگاه حسرت مسافران رو به قلب تاریخ میبرد برای کسی مهّم نبود.

وی بیان کرد: چند روز قبل،آتش به اختیار تصمیم گرفتم تا خودم دست به کار بشوم؛ با خاک انداز،جارو و بیل سوار موتور شدم و خودم رو به آب انبار رساندم.
خسروی گفت: تمیزکاری داخل این میراث بزرگ، در مدّت 7ساعت در طی دو روز تمام شد و روز سوم هم پله های ورودی آماده و به کمک شهرداری گرد و خاکهای روی پله ها شسته شدن تا مسافرینی که از این میراث کهن بازدید میکنند سفری هم به دل تاریـخ داشتـه و البتــه تغییــرات دماییِ محسوس رو با پایین رفتن از پله های آب انبار تجربه کنند.
انتهای پیام/
او میگوید: اهمیت آبانبار در گذشته به حدی بود که بسیاری از خیران اقدام به وقف آبانبار میکردند اما این آبانبارهای موقوفه اکنون به دلیل بینیازی مردم به کاربری آنها، به حال خود رها شدهاند و به تدریج رو به تخریب میروند که میراث فرهنگی کمتر این انبار را مورد رسیدگی قرار گرفته و بسیاری از آنها نیز به رغم آنکه دارای شماره و پلاک ثبتی هستند، ویران شدهاند و تنها نمایی از آنها باقی مانده است.
او ادامه میدهد: در بسیاری از مناطق نیز ورودی آبانبارها به زبالهدانی تبدیل شده و کسی متولی جمعآوری زبالههایی که اغلب با وزش باد در ورودیهای آبانبارها تلانبار شدهاند، نیست.
گرچه این روزها آبانبارها دیگر برای مردم کاربری ندارند اما حفظ این سازههای ، ضروری است زیرا خضری دشت بیاض را با آب انبار ومسجد جامع قدیمش می شناسند.
وی ادامه داد: باید نهادهای مربوطه برای حفظ آنها حداقل در ظاهر و تغییر کاربری فضاهای درونی آن به منظور جلوگیری از ویرانیهایی که بر اثر مرور زمان ایجاد میشود، چاره اندیشی کنند.
خسروی میگوید: هر موقع گذرم به مسجد جامع مقدس خضری می افتاد سری هم به حوض انبار یا آب انبار قدیمی خضری می زدم و با نگاه کردن به عظمتِ این میراث گرانبها می گفتم که چرا باید این میراث بزرگ که هر خشت اون با وضو کار گذاشته شده به این حال و روز بیفته و سنگ ها و زباله هااون رو اسیر خودشان کنند.

وی ادامه داد: ده ها پله آب انبار زیر زباله های فراوان پوشیده شده بودند و تنها زیبایی که رؤیت میشد لانۀ چکاوکی بود که ته آب انبار به چشم میخورد و پنج تخم انها که نشون دهندۀ حیات تاریخ در آنجا بود.
وی میگوید: قبل از مرگِ مرحوم پدرم با آقای عباسی، رئیس میـــراث فـرهنگی قـایـن هماهنگ کرده بودم که آب انبار را سرو سامون بدهیم ولی با فوت ناگهانیِ پدر عزیزم همه چیز از ذهنم پرید.
چندین بار این موضوع رو به آقای بذرافشان مسئول نمایندگی میراث فرهنگی بخش نیم بلوک یادآوری کردم ولی متاسفانه تمیزی آب انبار که گهگاه حسرت مسافران رو به قلب تاریخ میبرد برای کسی مهّم نبود.

وی بیان کرد: چند روز قبل،آتش به اختیار تصمیم گرفتم تا خودم دست به کار بشوم؛ با خاک انداز،جارو و بیل سوار موتور شدم و خودم رو به آب انبار رساندم.
خسروی گفت: تمیزکاری داخل این میراث بزرگ، در مدّت 7ساعت در طی دو روز تمام شد و روز سوم هم پله های ورودی آماده و به کمک شهرداری گرد و خاکهای روی پله ها شسته شدن تا مسافرینی که از این میراث کهن بازدید میکنند سفری هم به دل تاریـخ داشتـه و البتــه تغییــرات دماییِ محسوس رو با پایین رفتن از پله های آب انبار تجربه کنند.
انتهای پیام/
او میگوید: اهمیت آبانبار در گذشته به حدی بود که بسیاری از خیران اقدام به وقف آبانبار میکردند اما این آبانبارهای موقوفه اکنون به دلیل بینیازی مردم به کاربری آنها، به حال خود رها شدهاند و به تدریج رو به تخریب میروند که میراث فرهنگی کمتر این انبار را مورد رسیدگی قرار گرفته و بسیاری از آنها نیز به رغم آنکه دارای شماره و پلاک ثبتی هستند، ویران شدهاند و تنها نمایی از آنها باقی مانده است.
او ادامه میدهد: در بسیاری از مناطق نیز ورودی آبانبارها به زبالهدانی تبدیل شده و کسی متولی جمعآوری زبالههایی که اغلب با وزش باد در ورودیهای آبانبارها تلانبار شدهاند، نیست.
گرچه این روزها آبانبارها دیگر برای مردم کاربری ندارند اما حفظ این سازههای ، ضروری است زیرا خضری دشت بیاض را با آب انبار ومسجد جامع قدیمش می شناسند.
وی ادامه داد: باید نهادهای مربوطه برای حفظ آنها حداقل در ظاهر و تغییر کاربری فضاهای درونی آن به منظور جلوگیری از ویرانیهایی که بر اثر مرور زمان ایجاد میشود، چاره اندیشی کنند.
خسروی میگوید: هر موقع گذرم به مسجد جامع مقدس خضری می افتاد سری هم به حوض انبار یا آب انبار قدیمی خضری می زدم و با نگاه کردن به عظمتِ این میراث گرانبها می گفتم که چرا باید این میراث بزرگ که هر خشت اون با وضو کار گذاشته شده به این حال و روز بیفته و سنگ ها و زباله هااون رو اسیر خودشان کنند.

وی ادامه داد: ده ها پله آب انبار زیر زباله های فراوان پوشیده شده بودند و تنها زیبایی که رؤیت میشد لانۀ چکاوکی بود که ته آب انبار به چشم میخورد و پنج تخم انها که نشون دهندۀ حیات تاریخ در آنجا بود.
وی میگوید: قبل از مرگِ مرحوم پدرم با آقای عباسی، رئیس میـــراث فـرهنگی قـایـن هماهنگ کرده بودم که آب انبار را سرو سامون بدهیم ولی با فوت ناگهانیِ پدر عزیزم همه چیز از ذهنم پرید.
چندین بار این موضوع رو به آقای بذرافشان مسئول نمایندگی میراث فرهنگی بخش نیم بلوک یادآوری کردم ولی متاسفانه تمیزی آب انبار که گهگاه حسرت مسافران رو به قلب تاریخ میبرد برای کسی مهّم نبود.

وی بیان کرد: چند روز قبل،آتش به اختیار تصمیم گرفتم تا خودم دست به کار بشوم؛ با خاک انداز،جارو و بیل سوار موتور شدم و خودم رو به آب انبار رساندم.
خسروی گفت: تمیزکاری داخل این میراث بزرگ، در مدّت 7ساعت در طی دو روز تمام شد و روز سوم هم پله های ورودی آماده و به کمک شهرداری گرد و خاکهای روی پله ها شسته شدن تا مسافرینی که از این میراث کهن بازدید میکنند سفری هم به دل تاریـخ داشتـه و البتــه تغییــرات دماییِ محسوس رو با پایین رفتن از پله های آب انبار تجربه کنند.
انتهای پیام/
او میگوید: اهمیت آبانبار در گذشته به حدی بود که بسیاری از خیران اقدام به وقف آبانبار میکردند اما این آبانبارهای موقوفه اکنون به دلیل بینیازی مردم به کاربری آنها، به حال خود رها شدهاند و به تدریج رو به تخریب میروند که میراث فرهنگی کمتر این انبار را مورد رسیدگی قرار گرفته و بسیاری از آنها نیز به رغم آنکه دارای شماره و پلاک ثبتی هستند، ویران شدهاند و تنها نمایی از آنها باقی مانده است.
او ادامه میدهد: در بسیاری از مناطق نیز ورودی آبانبارها به زبالهدانی تبدیل شده و کسی متولی جمعآوری زبالههایی که اغلب با وزش باد در ورودیهای آبانبارها تلانبار شدهاند، نیست.
گرچه این روزها آبانبارها دیگر برای مردم کاربری ندارند اما حفظ این سازههای ، ضروری است زیرا خضری دشت بیاض را با آب انبار ومسجد جامع قدیمش می شناسند.
وی ادامه داد: باید نهادهای مربوطه برای حفظ آنها حداقل در ظاهر و تغییر کاربری فضاهای درونی آن به منظور جلوگیری از ویرانیهایی که بر اثر مرور زمان ایجاد میشود، چاره اندیشی کنند.
خسروی میگوید: هر موقع گذرم به مسجد جامع مقدس خضری می افتاد سری هم به حوض انبار یا آب انبار قدیمی خضری می زدم و با نگاه کردن به عظمتِ این میراث گرانبها می گفتم که چرا باید این میراث بزرگ که هر خشت اون با وضو کار گذاشته شده به این حال و روز بیفته و سنگ ها و زباله هااون رو اسیر خودشان کنند.

وی ادامه داد: ده ها پله آب انبار زیر زباله های فراوان پوشیده شده بودند و تنها زیبایی که رؤیت میشد لانۀ چکاوکی بود که ته آب انبار به چشم میخورد و پنج تخم انها که نشون دهندۀ حیات تاریخ در آنجا بود.
وی میگوید: قبل از مرگِ مرحوم پدرم با آقای عباسی، رئیس میـــراث فـرهنگی قـایـن هماهنگ کرده بودم که آب انبار را سرو سامون بدهیم ولی با فوت ناگهانیِ پدر عزیزم همه چیز از ذهنم پرید.
چندین بار این موضوع رو به آقای بذرافشان مسئول نمایندگی میراث فرهنگی بخش نیم بلوک یادآوری کردم ولی متاسفانه تمیزی آب انبار که گهگاه حسرت مسافران رو به قلب تاریخ میبرد برای کسی مهّم نبود.

وی بیان کرد: چند روز قبل،آتش به اختیار تصمیم گرفتم تا خودم دست به کار بشوم؛ با خاک انداز،جارو و بیل سوار موتور شدم و خودم رو به آب انبار رساندم.
خسروی گفت: تمیزکاری داخل این میراث بزرگ، در مدّت 7ساعت در طی دو روز تمام شد و روز سوم هم پله های ورودی آماده و به کمک شهرداری گرد و خاکهای روی پله ها شسته شدن تا مسافرینی که از این میراث کهن بازدید میکنند سفری هم به دل تاریـخ داشتـه و البتــه تغییــرات دماییِ محسوس رو با پایین رفتن از پله های آب انبار تجربه کنند.
انتهای پیام/
او میگوید: اهمیت آبانبار در گذشته به حدی بود که بسیاری از خیران اقدام به وقف آبانبار میکردند اما این آبانبارهای موقوفه اکنون به دلیل بینیازی مردم به کاربری آنها، به حال خود رها شدهاند و به تدریج رو به تخریب میروند که میراث فرهنگی کمتر این انبار را مورد رسیدگی قرار گرفته و بسیاری از آنها نیز به رغم آنکه دارای شماره و پلاک ثبتی هستند، ویران شدهاند و تنها نمایی از آنها باقی مانده است.
او ادامه میدهد: در بسیاری از مناطق نیز ورودی آبانبارها به زبالهدانی تبدیل شده و کسی متولی جمعآوری زبالههایی که اغلب با وزش باد در ورودیهای آبانبارها تلانبار شدهاند، نیست.
گرچه این روزها آبانبارها دیگر برای مردم کاربری ندارند اما حفظ این سازههای ، ضروری است زیرا خضری دشت بیاض را با آب انبار ومسجد جامع قدیمش می شناسند.
وی ادامه داد: باید نهادهای مربوطه برای حفظ آنها حداقل در ظاهر و تغییر کاربری فضاهای درونی آن به منظور جلوگیری از ویرانیهایی که بر اثر مرور زمان ایجاد میشود، چاره اندیشی کنند.
خسروی میگوید: هر موقع گذرم به مسجد جامع مقدس خضری می افتاد سری هم به حوض انبار یا آب انبار قدیمی خضری می زدم و با نگاه کردن به عظمتِ این میراث گرانبها می گفتم که چرا باید این میراث بزرگ که هر خشت اون با وضو کار گذاشته شده به این حال و روز بیفته و سنگ ها و زباله هااون رو اسیر خودشان کنند.

وی ادامه داد: ده ها پله آب انبار زیر زباله های فراوان پوشیده شده بودند و تنها زیبایی که رؤیت میشد لانۀ چکاوکی بود که ته آب انبار به چشم میخورد و پنج تخم انها که نشون دهندۀ حیات تاریخ در آنجا بود.
وی میگوید: قبل از مرگِ مرحوم پدرم با آقای عباسی، رئیس میـــراث فـرهنگی قـایـن هماهنگ کرده بودم که آب انبار را سرو سامون بدهیم ولی با فوت ناگهانیِ پدر عزیزم همه چیز از ذهنم پرید.
چندین بار این موضوع رو به آقای بذرافشان مسئول نمایندگی میراث فرهنگی بخش نیم بلوک یادآوری کردم ولی متاسفانه تمیزی آب انبار که گهگاه حسرت مسافران رو به قلب تاریخ میبرد برای کسی مهّم نبود.

وی بیان کرد: چند روز قبل،آتش به اختیار تصمیم گرفتم تا خودم دست به کار بشوم؛ با خاک انداز،جارو و بیل سوار موتور شدم و خودم رو به آب انبار رساندم.
خسروی گفت: تمیزکاری داخل این میراث بزرگ، در مدّت 7ساعت در طی دو روز تمام شد و روز سوم هم پله های ورودی آماده و به کمک شهرداری گرد و خاکهای روی پله ها شسته شدن تا مسافرینی که از این میراث کهن بازدید میکنند سفری هم به دل تاریـخ داشتـه و البتــه تغییــرات دماییِ محسوس رو با پایین رفتن از پله های آب انبار تجربه کنند.
انتهای پیام/
,
او میگوید: اهمیت آبانبار در گذشته به حدی بود که بسیاری از خیران اقدام به وقف آبانبار میکردند اما این آبانبارهای موقوفه اکنون به دلیل بینیازی مردم به کاربری آنها، به حال خود رها شدهاند و به تدریج رو به تخریب میروند که میراث فرهنگی کمتر این انبار را مورد رسیدگی قرار گرفته و بسیاری از آنها نیز به رغم آنکه دارای شماره و پلاک ثبتی هستند، ویران شدهاند و تنها نمایی از آنها باقی مانده است.
,,
او ادامه میدهد: در بسیاری از مناطق نیز ورودی آبانبارها به زبالهدانی تبدیل شده و کسی متولی جمعآوری زبالههایی که اغلب با وزش باد در ورودیهای آبانبارها تلانبار شدهاند، نیست.
,,
گرچه این روزها آبانبارها دیگر برای مردم کاربری ندارند اما حفظ این سازههای ، ضروری است زیرا خضری دشت بیاض را با آب انبار ومسجد جامع قدیمش می شناسند.
,,
وی ادامه داد: باید نهادهای مربوطه برای حفظ آنها حداقل در ظاهر و تغییر کاربری فضاهای درونی آن به منظور جلوگیری از ویرانیهایی که بر اثر مرور زمان ایجاد میشود، چاره اندیشی کنند.
,,
خسروی میگوید: هر موقع گذرم به مسجد جامع مقدس خضری می افتاد سری هم به حوض انبار یا آب انبار قدیمی خضری می زدم و با نگاه کردن به عظمتِ این میراث گرانبها می گفتم که چرا باید این میراث بزرگ که هر خشت اون با وضو کار گذاشته شده به این حال و روز بیفته و سنگ ها و زباله هااون رو اسیر خودشان کنند.
,

, وی ادامه داد: ده ها پله آب انبار زیر زباله های فراوان پوشیده شده بودند و تنها زیبایی که رؤیت میشد لانۀ چکاوکی بود که ته آب انبار به چشم میخورد و پنج تخم انها که نشون دهندۀ حیات تاریخ در آنجا بود.
,,
وی میگوید: قبل از مرگِ مرحوم پدرم با آقای عباسی، رئیس میـــراث فـرهنگی قـایـن هماهنگ کرده بودم که آب انبار را سرو سامون بدهیم ولی با فوت ناگهانیِ پدر عزیزم همه چیز از ذهنم پرید.
,,
چندین بار این موضوع رو به آقای بذرافشان مسئول نمایندگی میراث فرهنگی بخش نیم بلوک یادآوری کردم ولی متاسفانه تمیزی آب انبار که گهگاه حسرت مسافران رو به قلب تاریخ میبرد برای کسی مهّم نبود.
,

, وی بیان کرد: چند روز قبل،آتش به اختیار تصمیم گرفتم تا خودم دست به کار بشوم؛ با خاک انداز،جارو و بیل سوار موتور شدم و خودم رو به آب انبار رساندم.
,,
خسروی گفت: تمیزکاری داخل این میراث بزرگ، در مدّت 7ساعت در طی دو روز تمام شد و روز سوم هم پله های ورودی آماده و به کمک شهرداری گرد و خاکهای روی پله ها شسته شدن تا مسافرینی که از این میراث کهن بازدید میکنند سفری هم به دل تاریـخ داشتـه و البتــه تغییــرات دماییِ محسوس رو با پایین رفتن از پله های آب انبار تجربه کنند.
,,
انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه