روایتی جذاب از بانوی محجبه قزوینی:
سفر به راهیان نور بهترین دعوتنامه برای محجبه شدن بود/ آرامش و امنیت واقعی را با چادر تجربه کردم
یک بانوی محجبه قزوینی گفت:از نظر من چادر یک حجاب برتری است که به آدمی آرامش و امنیت را هدیه میدهد و فریضهای است که ترک آن فرصت قضا ندارد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از شاخص، حجاب یکی از نعمات فطری خداوند متعال به بندگان است اما این که چه می شود بسیاری حجاب را با واژه فرار از محدودیت از خود دور میکنند مسئله ای است که میتوان علت آن را در پس لغزشهای ریز و درشت بشریت در طول دوران زندگی خصوصأ در مدت نوجوانی و جوانی ریشهیابی کرد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, شاخص،,بنا بر بسیاری از مشاهدات رسانهای هر جا که کشف حجاب و به اصطلاح آزادی گوش عالم را کر کرده است؛ بیبند و باری و در پی آن آسیبهای اجتماعی بخصوص در حوزه زنان و کودکان بیشتر نمایان است.
,خبرنگار شاخص، به مناسبت روز ملی عفاف و حجاب برای شنیدن داستان جالبی از محجبه شدن یکی از بانوان قزوینی به گفتوگو با او پرداخته است.
, شاخص،,مونا تاکندی، با بیان اینکه فارغ التحصیل رشته فنی مهندسی است اظهار کرد: حجاب یعنی حفظ گوهر وجودی و ارزشهای والای انسانیت و این مسئله به نظر من یعنی برداشتن اولین قدم در مسیر بندگی میباشد.
,بدحجابی حق الناس است
, بدحجابی حق الناس است,وی افزود: محجبهها به خاطر خالق زیبایی یعنی خداوند، زیباییهای خودشان را از انظار عمومی پنهان میکنند تا از نگاههای هوس آلود به دور باشند.
,تاکندی ادامه داد: من تقریبا ترم سوم دانشگاه بودم که تصمیم به فرشته شدن یا همان محجبه شدن گرفتم، تقریبا به این نقطه از باور و ناامیدی رسیده بودم که دعای من به استجابت نمیرسد.
,این بانوی محجبه در ادامه گفت: تا حدودی به اعتقادات مذهبی پایبند بودم اما در مورد حجاب کوتاهی میکردم و غافل از آنکه بدحجابی حقالناس است و هر گناه زمینهساز گناهان دیگر میشود.
,وی با اشاره به اینکه همواره باور داشتم در هرپلهای از زندگی که قرار گرفته باشم خداوند یک پله از من بالاتر ایستاده و دستم را گرفته است یادآوری کرد: وقتی در جستجوی خودت باشی، خداوند را در کنارت احساس میکنی این احساس ممکن است با شنیدن یا خواندن آیات الهی یا قرار گرفتن در جمع دوستان محجبه باشد.
,عفاف و حجاب نماد شخصیت و هویت آدمی است
, عفاف و حجاب نماد شخصیت و هویت آدمی است, ,
,
, این بانوی محجبه بیان کرد: زمینه آشنایی و رفاقت بیشتر از قبل من با یکسری از دوستان محجبه به لطف خدا میسر شد، اولین سوالی که بعد ازآشنایی با این عزیزان به ذهنم میرسید این بود که چرا خدا دعای من را مستجاب نمیکند.
,وی ادامه داد: در پاسخ به این سوال یکی از همین دوستانم جواب عجیبی به من داد “مگه تو واسه خدا، بندگی کردی که خدا واسه تو خدایی کنه”
,تاکندی توضیح داد: همواره ظلمهایی وجود دارد که بندگان خطاکار در حق نفس خود انجام میدهند و موجب میشوند که زمینه صفات ناپسند در انسان رشد کند.
,وی ادامه داد: شاید جوابی که آن دوست محجبه به سوال من داد، یک تلنگر بود برای اینکه به خودم بیایم و تلاش کنم در راه بندگی او قدم بردارم هرچند باور داشتم که او بی نیاز مطلق است، خوبی هایی که در برخی از این دوستان محجبه دیدم من را هم تشویق به انتخاب حجاب برتر کرد.
,این بانوی محجبه ابراز کرد: از نظر من چادر یک حجاب برتری است که به آدمی آرامش و امنیت را هدیه میدهد و فریضهای است که ترک آن فرصت قضا ندارد.
,وی تصریح کرد: عفاف و حجاب شخصیت و هویت انسانها را نشان میدهد که اگر مطابق آن عمل کنیم به انسان کرامت و بزرگی میبخشد و این دو جدایی ناپذیرند و بدون یکدیگر معنای حقیقی و اصلی خود را از دست میدهند.
,,
ما مردگان به ظاهر زنده ای هستیم که وقت مان برای با خدا بودن تنگ است
, ما مردگان به ظاهر زنده ای هستیم که وقت مان برای با خدا بودن تنگ است, ,
,
, تاکندی در ادامه به شرح اولین سفر راهیان نور خود با دوستان دانشجو و محجبه اش پرداخت و توصیف کرد: نقطه پایان معراج هر انسانی شهادت است که هرکسی نمیتواند به آن دست یابد.
,وی با اشاره به اینکه خون شهدا در سیاهی چادر ما به امانت ودیعه نهاده شده است اضافه کرد: ما عقبماندگان عصر هوس و نگاههای آلوده چیزی از عاشقانههای شهیدان را نمیفهمیم چون اینجا هر چیزی بیرنگ از یاد خدا باشد روشن فکری به حساب میآید.
,وی افزود: من فکر میکنم ما مردگان به ظاهر زندهای هستیم که وقتمان برای با خدا بودن تنگ است؛ در سفر جنوب به توصیه اکید دوستان تصمیم گرفتم شهدا را به رفاقتهایشان قسم دهم تا دستم را بگیرند.
,سفر به جنوب بهترین دعوت نامه دوران محجبه شدن بود
, , سفر به جنوب بهترین دعوت نامه دوران محجبه شدن بود,تاکندی گفت: مدت زمان زیادی از محجبه شدنم نگذشته بود و تقریبا اسفند ماه دعوتنامهای از سوی شهیدان آمد، بعضی میگویند «همت» است و عدهای میگویند «قسمت»؛ اما نه، به راستی «دعوت» است. دعوت شدم که معنای زندگی را بفهمم.
,این بانوی محجبه خاطرنشان کرد: دو کوهه و شلمچه تنها مامن آرامش برای من در سفر به جنوب بود، در دو کوهه نشسته بودم و همچنان به شرمندگی خودم فکر می کردم که “آنها که بودند و من که هستم؟!! آنها چه کردند و من چه می کنم؟!! آنها چطور بودند و من الان چطورم؟!!”
,خیلی از جاها کارم به خاطر حجابم راه نیفتاد
, خیلی از جاها کارم به خاطر حجابم راه نیفتاد,تاکندی عنوان کرد: به خاطر حجابی که داشتم خیلی از جاها کارم راه نمیافتاد، برخی از افراد به واسطه پوششم گاهی از اوقات با من رفتار بدی داشتند اما باید قبول کرد از همه نمیتوان درک یکسانی نسبت به مسائل داشت.
,وی در خاتمه خطاب به همه همسالان خود گفت: به تمام تازه چادریها میگوییم یک نگاه حضرت زهرا (س) برای دنیا و آخرت مان کافی است، باور کنیم اگر ما بندگی کنیم خدا برایمان خدایی خواهد کرد.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه