گزارشی از بیتفاوتی جامعه به نداری کوخنشینان و اشرافیگری کاخنشینان؛
شیوع زیرپوستی فقر و تشدید انحرافات اجتماعی/منشاء اصلی افزایش فاصله طبقاتی در چیست؟
فقر حالتی است که فرد، منابع یا درآمدهای کمتری نسبت به افراد دیگر کشور یا جامعه دارد و به معنای کمبود امکانات برای تهیه حداقل نیازهای زندگی است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آناج، جای تعجب دارد در جامعهای زندگی میکنیم که چنان غرق در تجملاتش گشتهایم که همه و همه از حال یک دیگر بیخبریم و بسیاری از معضلات را با دید طبیعی بودن مینگریم و بیتفاوت از کنارش رد میشویم، شاید فقط برای چندلحظه دلمان به درد بیاید که این خودش هم جای شکر دارد که برای چندلحظه تلخی فقر و نداری کسی را بچشیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,فقر خود واژه تلخ و دردناکی است که آدمی را به فکر فرو میبرد. مگر مولایمان علی نبود که در کوچه پس کوچههای غریب کوفه همدم فقرا میشد و از هرچه داشت برای آنان ارزانی میکرد. حال چه شده چه بر سر آمده که راه و رسم مولایمان را از یاد بردیم و غرق در پوچیهای این دنیا گشتهایم؟
,این ها که میگوییم قصه و داستان نیست واقعیتی است که جامعهمان با آن دست و پنجه نرم میکند و متاسفانه نه قابل جبران است و نه حل شدنی. فقر همه جا سر میکشد ،فقر چیزی را نداشتن است.
,فقر درد گرسنگی کودکی است که شب با شکم گرسنه سر بر زمین مینهد و صبح میکند. فقر حسرت کم ارزش نداریهاست که کودک در دل جای مینهد. فقر جادهای است که مسافر خود را به دامان کفر رهنمون میکند و زمینه مناسبی برای غوطهور شدن در چیزهایی است که دین و دنیای انسانها را به خرابی میکشاند. مانند حدیث پیامبر اکرم (ص) که فرمود نزدیک است که فقر به کفرمنجر شود.
,

, فقر یکی از گستردهترین مشکلات جوامع بشری است و عمری به درازای تاریخ دارد. از زمانی که آدمی چشم باز کرده با این معضل روبرو بوده است؛ فقر در اشکال مختلف و با درجات متفاوتی در جامعه خودنمایی میکند و وجود آن زمینهساز بروز انحرافات اجتماعی و بستر مناسبی برای وقوع جرم و جنایت است.
,بین فقر و انحراف رابطه مستقیم و تخلف پذیری وجود دارد، فقر میتواند زمینهساز بسیاری از انحرافات اجتماعی باشد، مثل آنکه در کنار دره ایستادهای و هر لحظه امکان سقوط به دره برایت مهیا است.
,یک جامعه زمانی با فقر مواجه میگردد که از نظرمنابع طبیعی فقیر باشد. ریشه اصلی فقر را باید درنظام اقتصادی جستجو کرد، مردم به این دلیل فقیرند که هنوز اقتصاد آزاد، رقابت و بازار آزاد را تجربه نکردهاند. نظام اقتصاد سرمایهداری ریشه فقر را برمیکند و ثروت و رفاه را به ارمغان می آورد.
,فاصله طبقاتی در کشور چنان ریشه گسترانیده که برخی از مسئولان با دریافتیهای کلان و وامهای بیحساب و کتاب غرق در اشرافی گری شده و رسالت اصلی خود را فراموش کردهاند. مسئله افزایش اختلاف طبقاتی در شرایط شیوع اشرافیگری در بین مسئولان و بخشی از جامعه است.
,

, زمانی که در جامعه مردم دسترسی ناعادلانه به امکانات داشته باشند این فقر نسبی را تشدید میکند که به نوبه خود موجب افزایش فاصله طبقاتی و به دنبال آن بروز نا امنی و تشدید حس بیعدالتی میشود.
,بنابراین در جامعهای که فقیر و گرسنه آن را فراگرفته انحطاط ادبی و اخلاقی نیز پیامد آن خواهد بود، در چنین اجتماعی نه خبری از امید و پیشرفت هست و نه خبری از امنیت. از جرایم و جنایتها ذهن آسوده خاطر نمیگردد و از فضل و کمال اثری به چشم نمیخورد. پس در مبارزه با مشکل فقر بر مسئولان نظام واجب است تا با سیاستهای مناسب برای از بین بردن زمینههای پیدایش فقر گام های موثری بردارند.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه