یادداشت/
فوت هاشمی پایانی بر وحدت اصلاح طلبان
بعد از مرگ هاشمی هرچند اصلاحطلبان توانستند در پایتخت کرسیها را در دست بگیرند اما بهموازات آن در رأس با اختلافات اساسی روبرو هستند و هرروز گوشهای از این اختلافات نمایان میشود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سایت قم فردا، هر روز اختلافاتشان بیشتر میشود، هرکدام ساز خود را میزنند و در واقع خود را زعیم دیگری میدانند، حزب مشارکت با میدانداری کرباسچی از کاندیداهای شوراها مبالغ نجومی میگیرد و در مقابل عارف با ایستادن مقابل خاتمی از همین لیست حمایت میکند و قهر میکند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, قم فردا، , قم فردا،, قم فردا, قم فردا,فعلاً اختلاف حول شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان است جایی که محمدرضا عارف، عبدالواحد موسوی لاری، محمود صادقی، الهه کولایی، الهام فخاری، حسن رسولی، محسن رهامی و محمود میرلوحی حضور دارند و درواقع به نظر میآید تأثیرگذارترین جریان در انتخابات شوراها بود.
,افرادی متشکل از نزدیکان خاتمی و عارف که فضا را برای افرادی مانند منتجب نیا که تا دیروز خود را محور اصلاحات میدانستند، تنگ کرده است و درواقع عملاً حزب اعتماد ملی را از مدیریت و تصمیمگیری این جریان کنار گذاشته است.
,در چنین شرایطی و با توجه به راهیابی لیست امید در تهران به مجلس و شورا و همچنین انتخاب دوباره روحانی کاندیدای موردحمایت اصلاحطلبان در انتخابات ریاست جمهوری جنگ قدرت در این جریان سیاسی بالاگرفته است.
,اگر تا دیروز این اتفاقات میافتاد این هاشمی رفسنجانی بود که وارد میشد و با میدانداری بر قدرتطلبیهای شخصی و حزبی این جریان غلبه میکرد، اما حالا بعد از مرگ وی هرچند اصلاحطلبان توانستند در پایتخت کرسیها را در دست بگیرند اما بهموازات آن در رأس با اختلافات اساسی روبرو هستند و هرروز گوشهای از این اختلافات نمایان میشود.
,مثال کامل این اختلاف جدال لفظی عارف با روحانی است که البته هنوز رئیسجمهور پاسخی به آن نداده است اما بههرحال روحانی فردی نیست که بخواهد این حملات را تحمل کند.
,از سوی دیگر در بررسی وضعیت فعلی اصلاحطلبان میتوان بهراحتی فقدان هاشمی را احساس کرد، در این میان فردی که بخواهد حرف آخر را در این جریان بزند و یا حداقل نقشی که هاشمی داشت را ایفا کند کمتر به چشم میخورد.
,در بررسی چهرههای مطرح این جریان نیز میتوان به این مهم رسید، در گام نخست خود خاتمی رئیس دولت اصلاحات است که درواقع به علت نقش آشکار و بارزش در فتنه 88 ممنوعالتصویراست و بسیاری از مردم همچنان در انتظار تشکیل دادگاه و مجازات وی هستند.
,خاتمی به دلایلی که گفته شد و عدم ارتباطش با جریان حاکمیت نمیتواند جای خالی هاشمی و حتی لیدری این جریان را بر عهده داشته باشد.
,نفر دوم حسن خمینی است که وی نیز بعد از مرگ هاشمی و حتی پیش از آن با رد صلاحیتش در انتخابات خبرگان خود به این نتیجه رسیده که نمیتواند نفر اول این جریان باشد.
,نفر سوم ناطق است که در ماههای اخیر از ریاست بازرسی دفتر مقام معظم رهبری هم خارجشده اما بااینحال با بررسی انتخابات اردیبهشتماه امسال کاملاً مشخص است که جریان اصلاحات از حضور وی در بین خود استقبال کرده اما هیچگاه وی را بهعنوان نفر اول و لیدری خود نپذیرفته و نخواهد پذیرفت.
,نفر چهارم عارف است که این روزها خود را از همه بزرگتر دیده و با توجه به رابطه نزدیکش با رئیس دولت اصلاحات خود را تقریباً همهکاره این جریان میداند اما سخنان اخیر منتجب نیا علیه وی نشان میدهد که وی نیز هرگز نمیتواند در رأس این جریان باشد.
,کارگزاران نیز با چهرههای مانند جهانگیری، مرعشی و کرباسچی حرفهایی برای گفتن دارند اما غالب نفرات حزب کارگزاران در یک سطح هستند و نمیتوان یکی را بر دیگری ارجحیت داد.
,نفر آخر خود روحانی است که این روزها میخواهد هم در صف اصلاحطلبان باشد و هم بتواند افرادی مانند لاریجانی که بهاصطلاح خودشان اصولگرایان میانهرو هستند را راضی نگه دارد که نمونه آن را میتوان در چینش کابینه دولت یازدهم و احتمالاً دوازدهم دید.
,با این اوصاف خلأ هاشمی این روزها کاملاً در این جریان سیاسی احساس میشود و بعید به نظر میرسد افرادی مانند روحانی و ناطق و حتی کارگزاران بتوانند با عارف و شورای عالی اصلاحطلبان به یک نقطه مشترک برسند.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه