سایه مدرن زدگی بر هارمونی تمدّن؛

شهرفروشی به بهای نابودی نصف جهان/ تراکم ها از تراکم «بافت سنتی» کاسته است

شهرفروشی به بهای نابودی نصف جهان/ تراکم ها از تراکم «بافت سنتی» کاسته است
رشد ناموزون شهر پس از سیل مهاجرت هایی که از اقصی نقاط کشور به اصفهان صورت گرفت، هارمونی برجا مانده از اعصار مختلف این شهر را دچار سراشیبی سقوط به سمت ناهمخوانی برده است و دیگر آثار تمدنی تاریخ اصفهان مانند دُرّی درمیان شهر نمی درخشند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صاحب نیوز– عارف نصر/ دوران کودکی همیشه سفر به اصفهان برایم دلنشین بود. آن روزها همیشه خاطرات خوشی از اصفهان در ذهنم نقش بسته بود و مدام با خودم فکر می کردم چرا اصفهان اینقدر زیباست. وقتی در دروازه شیراز قدیم اصفهان از ماشین پیاده می شدم؛ چشم انداز چهار باغ روبرویم بود و در کنار نرده های کوتاه دانشگاه اصفهان نمود پیدا می کرد؛ هنوز از ساخت چندین ساله و حصار دور میدان آزادی هم خبری نبود؛ وقتی در پیاده روهای میان چهارباغ قدم می زدم تا به پل الله وردی خان برسم، همان حالی را داشتم که شاه عباس هنگام عبور را از این چهار باغ داشت.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صاحب نیوز,

پل های قدیم اصفهان برایم خاطره ساز بود و صدای آواز زیرپل هنوز هم در گوشم پژواک می شد. زیبایی های اصفهان برایم تنها در کنار آب و خیابان های تاریخی منتهی به زنده رود خاتمه پیدا نمی کرد؛ سبزه میدان و بازار اصفهان و میدان امام (ره) و بازارش شوق گشت زنی کودکانه می داد.

,

امروز اما به اصفهان آمده ام، هر روز در خیابان های آن تردد دارم و از هوایش تنفس می کنم، اما اصفهان امروز برایم هیچ یک از شیرینی های اصفهان  کودکی را ندارد؛ مدام منتظر اندک فرصتی هستم تا سوار بر خودرو بار بسته یا نبسته به دامان طبیعت یا شهر آبا و اجدادیم بروم.

,

شهر اصفهان در طول سالیان دراز پابرجایی خود اتفاقات زیادی به خود دیده، روزهای اوجی که در دوران سلجوقی و صفویه تجربه کرده و روزهای زوالی که با حمله افغان ها و مغول ها با دیده کورشده به نظاره نشسته است، اما شاید هیچ کدام از این دوران ها، به اندازه دوران مدرن کنونی، تغییرات اساسی در چهره شهر اصفهان به وجود نیامده باشد؛ آن چه از اصفهان در ذهن کودکی ما به یادگار مانده، شهری با بناهای خشت و گلی که البته گاه بناهایی که مرتبط با خاندان های سلطنتی و تجار و اعیان اصفهان بوده در آن از اعصار پیش به یادگار مانده و مانند تک درختی در بیابان در میان خشت های یک رنگ شهر متجلی می شود. اما آثار مدرنیته خیلی زود بر پیکر این شهر نشست و پس از تهران و تبریز آن را به عنوان سومین شهر ایران با آثار تجدد آشنا کرد.

,

آشنایی زودهنگام با تجدد و مدرنیته بدون داشتن برنامه مدون در شهر اصفهان آن را از یک شهرموزه به مرکز صنعتی ایران در سال های نزدیک تبدیل کرد، مرکزی که از آن همه نگین های به یادگار مانده از تاریخ تنها آثاری محدود و محله های اندکی را باقی نگه داشت.

,

از زمان تاسیس شهرداری در اصفهان بالغ بر 110 سال می گذرد؛ در این یک قرن چهره شهر به قدری تغییر کرده که اگر برای هر فردی عکسی از 100، 50 و یا حتی 30 سال پیش نشان دهیم، گمان می کند مربوط به یکی از شهرستان های کویری استان یا استان های همجوار است.

,

شهرداری اصفهان در سال ۱۲۸۶ هجری شمسی تأسیس شد که در آن زمان بلدیه نامیده می‌شد. انجمن بلدیه حاجی محمدعلی خان با عنوان کلانتر به عنوان رئیس بلدیه میرزا مهدی خان به عنوان معاون و میرزا ابوالحسن خان را برای امور دفتری تعیین کرد. اما ریاست او یکی دو هفته بیشتر نپایید و چندی بعد میرزا اسدالله وثیق الملک رئیس بلدیه شد. اداره بلدیه اصفهان در آغاز ۲۵ نفر عضو داشت که در آغاز سال ۱۳۲۹قمری، نبود درآمد کافی آن چنان آن را تحت فشار قرار داد که رئیس بلدیه کناره گرفت و انجمن بلدیه هم پس از چند جلسه تصمیم گرفت از آن به بعد حوزه فعالیت خود را کاهش دهد و تنها به امور ارزاق شهر رسیدگی کند. اصلاح قانون بلدیه موجب شد اصفهان بار دیگر در سال ۱۳۰۹ شمسی با انتخاب شهرداری جدید از جانب وزیر کشور دارای شهردار شود.

,

اصفهان تا سال ۱۳۰۶ شمسی تنها دارای دو خیابان چهارباغ هزارجریب و چهارباغ عباسی و کوچه‌های عریض بود. از سال ۱۳۱۴ و پس از واگذاری اختیارات جدید، شهرداری اصفهان بر آن شد که خیابان‌های جدید احداث کند و به این ترتیب خیابان‌های فروغی، مدرس، میدان جمهوری، خیابان بزرگمهر و سروش به وجود آمدند و سپس به تدریج محله‌های هاتف، حافظ، سپه و نشاط از حالت کوچه و محله خارج شدند و به شکل خیابان درآمدند.

,

اوج گیری اقتباس از غرب در دهه 40 شمسی در زمان پهلوی دوم، همراه با سود سرشار فروش نفت خام برای کشور، چهره اصفهان را نه به حد پایتخت اما تا حدود زیادی تغییر داد؛ احداث ذوب آهن در زمان پهلوی دوم و سپس کارخانه های مهم دیگری مانند پلی اکریک و پس از انقلاب فولاد مبارکه اصفهان، سیر مهاجرت به اصفهان را به شدت بالا برد.

,

افزایش مهاجرت به اصفهان از آن نصف جهان آباد، جهانی ناموزون ساخت؛ قومیت های متنوع مهاجر به اصفهان در کنار همه تاثیرپذیری هایی که از فرهنگ غنی این شهر داشتند، تاثیراتی نیز بر فرهنگ آن گذاشتند، تاثیراتی که به نوغی ترکیب آش با چلو بود!

,

تاثیرپذیری و تاثیرگذاری در فرهنگ شهر در لایه های مختلف فرهنگ نمود پیدا می کرد که یکی از مهم ترین این لایه ها، معماری، شهرسازی و توسعه شهر بود. اگرچه در نظر جامعه شناسان، معماری جزء لایه های رویین فرهنگ به حساب می آید که هم تاثیرپذیری آن زیاد بوده و هم تاثیرگذاری آن نسبت به بسیاری از دیگر لایه ها کم تر است؛ اما هر چیز کم اهمیتی وقتی در مقیاس عظیم صورت گیرد، اثری عظیم نیز به دنبال خود دارد.

,

رشد ناموزون شهر پس از سیل مهاجرت هایی که از اقصی نقاط کشور به اصفهان صورت گرفت، هارمونی برجا مانده از اعصار مختلف این شهر را دچار سراشیبی سقوط به سمت ناهمخوانی برده است.

,

اما سیر سقوط اصفهان از پایتخت تمدن ایران به یک شهر مدرن زده فرورفته در بحران به این نقطه ختم نشده و تصویب برخی قانون ها و اجرای ناقص برخی دیگر از قانون ها بر این سیر قهقرایی افزوده است.

,

یکی از مشکلاتی که در سال های اخیر مزید بر مشکلات دیگر اصفهان شده و البته مشکلی است که اغلب شهرداری های بزرگ کشور با آن مواجه هستند، شهر فروشی و فروش تراکم است؛ نبود نقشه جامع شهری که همه عرصه های مدیریت شهری را در بر بگیرد در طول سالیان و درآمد هنگفتی که از طریق توسعه شهر و البته فروش تراکم نصیب شهرداری می شده است، چهره امروز شهر اصفهان را ساخته است؛ وقتی از بالای به این شهر نگاه می کنیم، عدم تناسب ارتفاع ساختمان ها به خوبی به چشم می خورد؛ استناد به عامل طول و عرض کوچه ها و خیابان ها برای تعداد طبقات ساختمان ها به جای موقعیت منطقه و محله، موجب شده که دیگر مرزی بین محله های مدرن و سنتی اصفهان باقی نماند. از طرفی ساختمان های تاریخی و میراث گران سنگ باقی مانده از اعصار گذشته در کنار این ساختمان های سر به فلک کشیده نه تنها خطر نابودی ناشی از وزن سنگین ساختمان های فولادی را تحمل می کنند، بلکه دیگر نمایی برای جلوه گری از دور ندارند و تنها باید در قلب آن ها حاضر شویم تا اندک نبض باقی مانده از آن ها را حس کنیم. ساخت برج جهان نما در دهه 70 شمسی که با تخریب کاروانسروای تاریخی تحدید همراه بود و فضای تاریخی را میدان نقش جهان و منطقه تاریخی چهارباغ را آنچنان تحت تاثیر قرار داد که یونسکو را به تهدید واداشت، نمونه ای از مدیریت کاریکاتوری شهر اصفهان در طول سالیان گذشته است.

,

کار به این جا ختم نمی شود و معضلی جدید زخمی دیگر بر زیبایی این شهر می زند و آن ساختمان های نیمه ساز رهاشده است؛ رکود مسکن که کشور از سال 92 به بعد به شدت با آن مواجه بود و تورم افسارگسیخته ای که همراه با این رکود همچنان بر بازار سایه افکنده، صنعت ساخت و ساز را به کلی تحت تاثیر قرارداده و دیگر صدایی از ساخت و سازهای بی حساب و کتاب گذشته نیست؛ شاید این اتفاق در وهله اول خوب به نظر برسد اما نکته مهمی که در آن نهفته، رهاسازی ساختمان های نیمه کاره ای است که یا به دلیل کمبود بودجه سازندگان و یا به دلیل عدم تقاضای بازار نیمه ساز راه شده و هم چهره شهر را از بین برده اند و هم مایه آزار همسایگان خود شده اند؛ متاسفانه خلا قانونی در این زمینه نیز مانع از برخورد با دارندگان این ساختمان ها شده است.

,

ما حصل مطلب آن که از آن همه شکوه تمدنی اصفهان تنها چندبنا و صنایع دستی اندکی برجا مانده که آن هم با این مدرن زدگی در جامعه و تفکر مدیریتی شهر تا چندسال آینده چیزی از آن باقی نخواهد ماند و عقب افتادن اصفهان از کلان شهر همجوار خود یزد، در ثبت کل شهر به عنوان میراث جهانی یونسکو، زنگ خطر اول در انحطاط شهربود؛ امیدواریم مسئولان شهری این زنگ خطر را بشنوند تا نخواهیم سال های آینده تنها در قصه ها از زیبایی های موجود در بازار اصفهان و چهارباغ برای فرزندانمان بگوییم و یا آلبوم اصفهان قدیم را برای احیای خاطرات تورق کنیم.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه