گذشت از قصاص قاتل، چهار سال بعد از قتل
پسر جوانی که چهار سال قبل مرتکب قتل شده بود با گذشت اولیای دم از مرگ نجات پیدا کرد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از مرآت چهار سال از آخرین باری که غلامرضا به همراه دوستانش به مهمانی رفت می گذرد
, شبکه اطلاع رسانی دانا, مرآت,همزمان با برگزاری جشن گلریزان شهرستان گرمسار با اخذ رضایت و گذشت خانوادههای اولیای دم و شکایت، زمینه آزادی دو نفر از زندانیان محکوم به قصاص فراهم شد خبرنگارمرآت با عفت سرابی مادر یکی از خانواده اولیای دم در این خصوص به گفتگو پرداخت .
مرآت لطفا از شب حادثه بگویید؟
ساعت حدود 10 شب بود که تلفن خانه به صدا در آمد و خبر از مجروحیت رضا داد و دقایقی چند نگذشته بود و من برای رفتن به بیمارستان داشتم حاضر می شدم که دوباره تلفن به صدا در آمد و این بار از مرگ جوان 26 ساله ام خبر داد.
پدر رضا پس از شنیدن خبر کشته شدن فرزندمان گفت که من تا سال رضا بیشتر زنده نخواهم ماند همین طور هم شد من ماندم و غم تنهایی درست است که رضا 7 برادر و خواهر دیگر هم داشت ولی همه آنها راه دور بودند....
با اقدام پلیس قاتل رضا دستگیر شد و بعد از صدور حکم قصاص، خانواده قاتل برای گرفتن رضایت می آمدند و قاتل رضا هم زنگ می زد و می گفت:من را ببخش من جوانی کردم به او گفتم :بچه من مهمان شما بود دعوتش کردید بعد این بلا را سرش آوردید
مرآت : چه اتفاقاتی افتاد که تصمیم شما را تغییر داد؟
بعد از کشته شدن رضا خیلی عذاب کشیدم و خدا فقط می داند چه به سرم آمد
با خودم فکر کردم که این عذابی من کشیدم دیگر پدر و مادر قاتل پسرم نکشند و نخواستم یک خانواده دیگر هم مثل من داغ فرزند ببینند و به همین خاطر رضایت دادم.
مرآت:بعد از بخشش مردم چه واکنشی داشتند؟
همه از من تشکر میکردند حتی آنهایی که من را نمیشناختند همه حالشان خوب شده بود.
خیرین 150میلیون گذاشتند و 30 میلیون هم از طرف مسجد تا به عنوان دیه به من بدهند ولی من از سهم خودم که حدود 62 میلیون و 500 تومان بود گذشتم و گفتم که یک آب سرد کن وسط آرادان بگذارید که مردم آب بخورند و بقیه هم هر جایی که لازم است برای آزادی زندانی یا تهیه جهیزیه خرج کنند
مرآت :خانوادههای بسیاری در شرایط شما هستند و مرگ و زندگی یک فرد در انتظار تصمیم آنهاست، چه توصیهای به آنها دارید؟
از آنها می خواهم باز هم فکر کنند،گذشت شیرین تر از قصاص است از آنها می خواهم که گذشت کنند زیراکه گذشت بهتر است.
انتهای پیام/
همزمان با برگزاری جشن گلریزان شهرستان گرمسار با اخذ رضایت و گذشت خانوادههای اولیای دم و شکایت، زمینه آزادی دو نفر از زندانیان محکوم به قصاص فراهم شد خبرنگارمرآت با عفت سرابی مادر یکی از خانواده اولیای دم در این خصوص به گفتگو پرداخت .
مرآت لطفا از شب حادثه بگویید؟
ساعت حدود 10 شب بود که تلفن خانه به صدا در آمد و خبر از مجروحیت رضا داد و دقایقی چند نگذشته بود و من برای رفتن به بیمارستان داشتم حاضر می شدم که دوباره تلفن به صدا در آمد و این بار از مرگ جوان 26 ساله ام خبر داد.
پدر رضا پس از شنیدن خبر کشته شدن فرزندمان گفت که من تا سال رضا بیشتر زنده نخواهم ماند همین طور هم شد من ماندم و غم تنهایی درست است که رضا 7 برادر و خواهر دیگر هم داشت ولی همه آنها راه دور بودند....
با اقدام پلیس قاتل رضا دستگیر شد و بعد از صدور حکم قصاص، خانواده قاتل برای گرفتن رضایت می آمدند و قاتل رضا هم زنگ می زد و می گفت:من را ببخش من جوانی کردم به او گفتم :بچه من مهمان شما بود دعوتش کردید بعد این بلا را سرش آوردید
مرآت : چه اتفاقاتی افتاد که تصمیم شما را تغییر داد؟
بعد از کشته شدن رضا خیلی عذاب کشیدم و خدا فقط می داند چه به سرم آمد
با خودم فکر کردم که این عذابی من کشیدم دیگر پدر و مادر قاتل پسرم نکشند و نخواستم یک خانواده دیگر هم مثل من داغ فرزند ببینند و به همین خاطر رضایت دادم.
مرآت:بعد از بخشش مردم چه واکنشی داشتند؟
همه از من تشکر میکردند حتی آنهایی که من را نمیشناختند همه حالشان خوب شده بود.
خیرین 150میلیون گذاشتند و 30 میلیون هم از طرف مسجد تا به عنوان دیه به من بدهند ولی من از سهم خودم که حدود 62 میلیون و 500 تومان بود گذشتم و گفتم که یک آب سرد کن وسط آرادان بگذارید که مردم آب بخورند و بقیه هم هر جایی که لازم است برای آزادی زندانی یا تهیه جهیزیه خرج کنند
مرآت :خانوادههای بسیاری در شرایط شما هستند و مرگ و زندگی یک فرد در انتظار تصمیم آنهاست، چه توصیهای به آنها دارید؟
از آنها می خواهم باز هم فکر کنند،گذشت شیرین تر از قصاص است از آنها می خواهم که گذشت کنند زیراکه گذشت بهتر است.
انتهای پیام/
همزمان با برگزاری جشن گلریزان شهرستان گرمسار با اخذ رضایت و گذشت خانوادههای اولیای دم و شکایت، زمینه آزادی دو نفر از زندانیان محکوم به قصاص فراهم شد خبرنگارمرآت با عفت سرابی مادر یکی از خانواده اولیای دم در این خصوص به گفتگو پرداخت .
مرآت لطفا از شب حادثه بگویید؟
ساعت حدود 10 شب بود که تلفن خانه به صدا در آمد و خبر از مجروحیت رضا داد و دقایقی چند نگذشته بود و من برای رفتن به بیمارستان داشتم حاضر می شدم که دوباره تلفن به صدا در آمد و این بار از مرگ جوان 26 ساله ام خبر داد.
پدر رضا پس از شنیدن خبر کشته شدن فرزندمان گفت که من تا سال رضا بیشتر زنده نخواهم ماند همین طور هم شد من ماندم و غم تنهایی درست است که رضا 7 برادر و خواهر دیگر هم داشت ولی همه آنها راه دور بودند....
با اقدام پلیس قاتل رضا دستگیر شد و بعد از صدور حکم قصاص، خانواده قاتل برای گرفتن رضایت می آمدند و قاتل رضا هم زنگ می زد و می گفت:من را ببخش من جوانی کردم به او گفتم :بچه من مهمان شما بود دعوتش کردید بعد این بلا را سرش آوردید
مرآت : چه اتفاقاتی افتاد که تصمیم شما را تغییر داد؟
بعد از کشته شدن رضا خیلی عذاب کشیدم و خدا فقط می داند چه به سرم آمد
با خودم فکر کردم که این عذابی من کشیدم دیگر پدر و مادر قاتل پسرم نکشند و نخواستم یک خانواده دیگر هم مثل من داغ فرزند ببینند و به همین خاطر رضایت دادم.
مرآت:بعد از بخشش مردم چه واکنشی داشتند؟
همه از من تشکر میکردند حتی آنهایی که من را نمیشناختند همه حالشان خوب شده بود.
خیرین 150میلیون گذاشتند و 30 میلیون هم از طرف مسجد تا به عنوان دیه به من بدهند ولی من از سهم خودم که حدود 62 میلیون و 500 تومان بود گذشتم و گفتم که یک آب سرد کن وسط آرادان بگذارید که مردم آب بخورند و بقیه هم هر جایی که لازم است برای آزادی زندانی یا تهیه جهیزیه خرج کنند
مرآت :خانوادههای بسیاری در شرایط شما هستند و مرگ و زندگی یک فرد در انتظار تصمیم آنهاست، چه توصیهای به آنها دارید؟
از آنها می خواهم باز هم فکر کنند،گذشت شیرین تر از قصاص است از آنها می خواهم که گذشت کنند زیراکه گذشت بهتر است.
انتهای پیام/
همزمان با برگزاری جشن گلریزان شهرستان گرمسار با اخذ رضایت و گذشت خانوادههای اولیای دم و شکایت، زمینه آزادی دو نفر از زندانیان محکوم به قصاص فراهم شد خبرنگارمرآت با عفت سرابی مادر یکی از خانواده اولیای دم در این خصوص به گفتگو پرداخت .
,مرآت لطفا از شب حادثه بگویید؟
, مرآت لطفا از شب حادثه بگویید؟,ساعت حدود 10 شب بود که تلفن خانه به صدا در آمد و خبر از مجروحیت رضا داد و دقایقی چند نگذشته بود و من برای رفتن به بیمارستان داشتم حاضر می شدم که دوباره تلفن به صدا در آمد و این بار از مرگ جوان 26 ساله ام خبر داد.
,پدر رضا پس از شنیدن خبر کشته شدن فرزندمان گفت که من تا سال رضا بیشتر زنده نخواهم ماند همین طور هم شد من ماندم و غم تنهایی درست است که رضا 7 برادر و خواهر دیگر هم داشت ولی همه آنها راه دور بودند....
,با اقدام پلیس قاتل رضا دستگیر شد و بعد از صدور حکم قصاص، خانواده قاتل برای گرفتن رضایت می آمدند و قاتل رضا هم زنگ می زد و می گفت:من را ببخش من جوانی کردم به او گفتم :بچه من مهمان شما بود دعوتش کردید بعد این بلا را سرش آوردید
, با اقدام پلیس قاتل رضا دستگیر شد و بعد از صدور حکم قصاص، خانواده قاتل برای گرفتن رضایت می آمدند و قاتل رضا هم زنگ می زد و می گفت:من را ببخش من جوانی کردم به او گفتم :بچه من مهمان شما بود دعوتش کردید بعد این بلا را سرش آوردید ,مرآت : چه اتفاقاتی افتاد که تصمیم شما را تغییر داد؟
, مرآت :, چه اتفاقاتی افتاد که تصمیم شما را تغییر داد؟,بعد از کشته شدن رضا خیلی عذاب کشیدم و خدا فقط می داند چه به سرم آمد
,با خودم فکر کردم که این عذابی من کشیدم دیگر پدر و مادر قاتل پسرم نکشند و نخواستم یک خانواده دیگر هم مثل من داغ فرزند ببینند و به همین خاطر رضایت دادم.
,مرآت:بعد از بخشش مردم چه واکنشی داشتند؟
, مرآت:بعد از بخشش مردم چه واکنشی داشتند؟,همه از من تشکر میکردند حتی آنهایی که من را نمیشناختند همه حالشان خوب شده بود.
, همه از من تشکر میکردند حتی آنهایی که من را نمیشناختند همه حالشان خوب شده بود,خیرین 150میلیون گذاشتند و 30 میلیون هم از طرف مسجد تا به عنوان دیه به من بدهند ولی من از سهم خودم که حدود 62 میلیون و 500 تومان بود گذشتم و گفتم که یک آب سرد کن وسط آرادان بگذارید که مردم آب بخورند و بقیه هم هر جایی که لازم است برای آزادی زندانی یا تهیه جهیزیه خرج کنند
, خیرین 150میلیون گذاشتند و 30 میلیون هم از طرف مسجد تا به عنوان دیه به من بدهند ولی من از سهم خودم که حدود 62 میلیون و 500 تومان بود گذشتم و گفتم که یک آب سرد کن وسط آرادان بگذارید که مردم آب بخورند و بقیه هم هر جایی که لازم است برای آزادی زندانی یا تهیه جهیزیه خرج کنند ,,
مرآت :خانوادههای بسیاری در شرایط شما هستند و مرگ و زندگی یک فرد در انتظار تصمیم آنهاست، چه توصیهای به آنها دارید؟
, مرآت :خانوادههای بسیاری در شرایط شما هستند و مرگ و زندگی یک فرد در انتظار تصمیم آنهاست، چه توصیهای به آنها دارید؟, مرآت :خانوادههای بسیاری در شرایط شما هستند و مرگ و زندگی یک فرد در انتظار تصمیم آنهاست، چه توصیهای به آنها دارید؟,از آنها می خواهم باز هم فکر کنند،گذشت شیرین تر از قصاص است از آنها می خواهم که گذشت کنند زیراکه گذشت بهتر است.
, از آنها می خواهم باز هم فکر کنند،گذشت شیرین تر از قصاص است از آنها می خواهم که گذشت کنند زیراکه گذشت بهتر است.,انتهای پیام/
, انتهای پیام/,]
ارسال دیدگاه