گزارشی از یک میهمانی معنوی؛

در دوران کم محلی ها شهید است که «آبروی محلّه» ماست

در دوران کم محلی ها شهید است که «آبروی محلّه» ماست
چند وقتی است که برنامه زیبایی با نام «شهید آبروی محله» در محله های مختلف شهرستان و کشور راه افتاده است و مردم در یک محله میهمان خانواده شهیدی می شوند. شامگاه شنبه نوبت محله قدیمی شهید ابراهیم شجاع بود که میزبان مردمان فلاورجان باشد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پلنا؛ امشب(شنبه شب) بسیجی ها خیابان را بسته بودند؛ بگیر و ببند بود و چند جوان با لباس بسیج وسط خیابان ایستاده و خودروها را راهنمایی می کردند؛ برای آنها که با بسیج مشکل داشتند مسیر بسته بود و راه خود را کج نمی کردند تا وارد خیابان فردوسی نشوند ولی واقعیت این بود آنهایی که قرار نبود به سمت راست حرکت کنند دربرگردان به سمت چپ دور می زدند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پلنا,

ما به راه راست رفتیم و گفتیم هرچه بادا باد؛ یه جوان با قد و قامت رعنا جلویم ایستاد و از من در خواست کرد که سرعت خود را کم کنم و من هم ناچار بودم و یا هرچه اینکار را کردم چون جلویم هم خودروها آرام حرکت می کردند برخی از آنها سمت راست خیابان توقف می کردند و یک لحظه بنری در آن طرف خیابان توجه من را جلب کرد که روی آن بزرگ نوشته بود آبروی محله و در کنار آن تعداد زیادی از مردم ایستاده بودند.

,

 

,

من هم سریع در اولین فضای خالی کنار خیابان توقف کردم و دوربین خود را برداشتم تا به سمت جمعیت بروم؛ خیلی ها بودند از کودک و نوجوان گرفته تا پیرمد و پیرزن و همه منتظر بودند تا برنامه آغاز شود و صدای مداحی زیبایی فضا را پر کرده بود و حال و هوا را دهه شصتی کرده بود بعضی ها تو یک حال و هوای خاصی بودند و برخی ها هم مشغول جنب جوش یک کاری می کردند.

,

 

,

مثلا پدری با فرزندش داشتند کوچه را آب پاشی می کردند و جوانی هم یک منقل بزرگ از اسفند بر روی سینی داشت و همه فضا را با بو و دود اسفند عطرآگین کرده بود و گویی در محله خبری بود و قرار بود اتفاقی بیفتد؛ اما برنامه امشب به یادبود شهید ابراهیم شجاع بود و نام این برنامه سریالی «شهید آّبروی محله» است که هر چند وقت یکبار در یک محله برگزار می شود و اینبار بنام سرداری از خطه فلاورجان و اعزامی به کردستان بود که در همان محله ای که اعزام شده بود این برنامه تدارک دیده شده بود.

,

 

,

رحمت الله نوروزی که همه دانش آموزان این شهرستان حداقل یکبار به پستش خورده بودند؛ ناوک همان شهید زنده که سابقه شهادت دارد؛ جانبازی که می شناسمش که برای بدست آوردن نان حلال آرایشگری می کند و جمع دیگری از جانبازان و ایثارگران شهرستان تاب و تبی داشتند و جنب و جوش می کردند تا برنامه به خوبی اجرا شود؛ حاج غلامحسین رهنما که بیشتر تو استان وی را با طرح ولایت دانش آموزی می شناسند و خلاصه برخی مسئولین هم بودند و همچنین حجت الاسلام محمد رهنما همرزم سردار شهید شجاع هم بود.

,

 

,

از برخی روستاهای دور و بدمسیر شهرستان هم برخی خانواده ها آمده بودند ولی برخی ها که خانه شان همین پشت مجلس بود بنا به هر دلیل نیامده بودند ولی همین ها همیشه منتقد هستند و قطعا به این برنامه هم اعتراض داشتند که چرا صدای بلندگوها بالا رفته و یا چرا این همه برای شهدا باید خرج بشود؛ البته این افراد همواره بوده و خواهند بود اما آنهایی که مخلصانه د خدمت شهدا هستند و کسی هم حواسشان به آنها نیست البته بیشترند.

,

 

,

راستی امشب گنجی هم آمده بود؛ همان راوی معروفی که در روز دیدار مردم اصفهان با امام خامنه ای عزیز با روایتگری های طوفانی اش سیل از اشک در حسینیه امام خمینی(ره) براه انداخت؛ اینجا هم شروع کرد به روایتگری و داشت از ابراهیم شجاع می گفت که ناگاه گفت: شهید گمنام سلام، خوش آمدی مسافرم و همین لحظه بود که از سمت راست مجلس تابوتی با پرچم جمهوری اسلامی ایران وارد شد که روی آن نوشته بود شهید شهید گمنام، مثل اینکه این گنجی کارش گریه انداختن مردم است و کاری بجز اینکه مردم را بیاد بعضی چیز ها که فراموش شده است بیندازد بلد نیست.

,

 

,

امشب هم از همان شب ها بود و این بنده خدا داشت مخالف می خواند در محله ای که خانه ها تغییر کرده بود و تیپ ها دهه شصتی نبود و دهه نودی  در دوره تلگرام، و واتس آپ داشت از کانال می گفت؛ اما این کانالی که جوان های امروز می دانند کجا و آن کانالی که گنجی می گفت کجا! کانال های امروز با صدها عضو که هیچکس از دیگری خبر ندارد؛ اما کانالی که گنجی از آن حرف می زد کمتر از صدتا عضو داشت و همه آنها تو بغل هم جان دادند؛ برای هم تکه تکه شدند و دست آخر هم کانال نه مثل کانال های تلگرام حذف بشود بلکه کانال پر شد.

,

گنجی با آمدن شهید دل همه را بدجور سوزاند و برای لحظه ای هم که شده مردم را از امروز به دیروز برد اما چند لحظه بعد کانال ها پر شده بود از عکس های برنامه امشب اما هیچکدام از کانال های آن زمان حرفی نزده بودند و فقط عکس های امشب بود و بس.

,

شیخ محمد از خاطرات خودش با ابراهیم شجاع گفت و چه زیبا فردی در قامت روحانی ابراهیم را استاد خود خطاب می کرد و چه زیباتر ابراهیم را وصف کرد و گفت که دشمن بهتر ازما می دانست برای چه آمده بود و چه کسانی را می خواهد از ما بگیرد و این خیلی بجا بود که بگوید شهید آبروی محله نیست بلکه آبروی شهر ماست. هرچند این برنامه ها دیر شروع شده است اما خیلی بجاست و باید استمرار داشته باشد تا بین مردم و این شهدا فاصله نیفتد.

,

به امید روزی که کانال های مجازی ما را بیاد کانال هایی بیندازد که وقتی برای جانبازان از آن ها حرف می زنیم مو بر بدنشان سیخ می شود.

,

گزارش: سیدسعیدموسوی درآمدی

,

انتهای پیام /

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه