از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس:
نام شهید یدالله حاجیان لرزه بر اندام نیروهای ضدانقلاب می انداخت
شهید یدالله حاجیان از جمله سرداران شهیدی بود که نامش لرزه بر اندام نیروهای ضدانقلاب می انداخت؛ ایشان یک تنه یک گردان از نیروهای دشمن را حریف بود و هر وقت که صحبت از اعزام رزمندگان سپاه اسلام به مناطق عملیاتی می شد، شهید حاجیان نفر اولی بود که سوار ماشین می شد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیشمرگ روح الله، در قسمت قبل از سلسله خاطرات محمدرضا کیهانی از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس، داستان شهادت شهدای روستای دگن را منتشر کردیم. در ادامه خاطرات این رزمنده هشت سال دفاع مقدس را منتشر می کنیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله,,
شهید یدالله حاجیان از جمله سرداران شهیدی بود که نامش لرزه بر اندام نیروهای ضدانقلاب می انداخت. ایشان یک تنه یک گردان از نیروهای دشمن را حریف بود و هر وقت که صحبت از اعزام رزمندگان سپاه اسلام به مناطق عملیاتی می شد، شهید حاجیان نفر اولی بود که سوار ماشین می شد و سایر نیروها را نیز برای اعزام تشویق می کرد.
,,
شهید یدالله حاجیان هیکل قوی و ورزیده ای داشت و به خاطر قدرت بدنی فوق العاده ای که داشت خیلی وقت ها یک تنه یک مسافت طولانی را برای تعقیب و گریز نیروهای ضد انقلاب طی می کرد. نیروهایی که برای پاکسازی یک منطقه آلوده اعزام می شدند، آرام آرام بعد از طی یک مسافت طولانی خسته می شدند و هر چند نفر از نیروها در یک موقعیت مناسب مستقر می شدند تا هم خستگی در کنند و هم امنیت نیروهای پیشرو را تأمین نمایند. اما شهید یدالله حاجیان از جمله افرادی بود که تا آخرین مرحله پیش می رفت و تا آخرین قدم نیز سنگ صبور نیروها بود. خیلی وقت ها شهید حاجیان مهمات زیادی را روی دوشش می گذاشت و از سینه کش کوه های بالا می رفت. شهید حاجیان بارها تیربار را از پشت ماشین باز می کرد و به تنهایی به بالاترین نقطه کوه می برد.
,,
استقامت، پایداری، شجاعت و شهامت شهید حاجیان باعث دلگرمی نیروها بود و هر زمانی که شهید حاجیان به عنوان مسئول تیم برای تعقیب و گریز نیروهای ضد انقلاب به منطقه ای اعزام می شد، نیروهای عمل کننده با عشق و علاقه خاصی با ایشان همراه می شدند و در عملیات شرکت می کردند.
,,
یک بار رزمندگان سپاه اسلام در یکی از روستاهای اطراف سنندج در کمین نیروهای ضد انقلاب گرفتار می شوند. شهید حاجیان وقتی متوجه می شود تیربار و تیربارچی از کار افتاده اند و کسی هم نمی تواند پشت تیربار برود و به سمت نیروهای ضدانقلاب شلیک کند، خیلی سریع خودش را به پشت تویوتا می رساند و شروع می کند به شلیک کردن به طرف دشمن. ایشان از چنان مهارتی در استفاده از تیربار داشت، که افرادی که ایشان را نمی شناختند فکر می کردند که ایشان دوره آموزش استفاده از تیربار را پشت سر گذاشته است. در حالیکه ایشان بدون اینکه دوره تخصصی استفاده از این سلاح را طی کند و بر اساس استعدادی که داشت به این مهارت رسیده بود.
,,
شجاعت و شهامت شهید یدالله حاجیان آن چنان اعتماد به نفسی به ایشان داده بود که بارها و در جمع رزمندگان سپاه اسلام می گفت: «نیروهای ضدانقلاب نخواهند توانست من را از رو به رو مورد هدف قرار دهند؛ مگر اینکه از پشت سر و با نامردی من را مورد هدف قرار دهند».
,,
این حرف های شهید حاجیان نه تنها در تقویت روحیه رزمندگان سپاه اسلام مؤثر بود، بلکه بیانگر این مطلب بود که نیروهای ضدانقلاب از نگاه کردن در چشم های شهید حاجیان وحشت دارند و هنگام درگیری فرار را بر قرار ترجیح خواهند داد. نیروهای ضد انقلاب هرگاه از طریق جاسوسان خود متوجه می شدند که شهید حاجیان مسئول عملیات است، بدون درگیری منطقه را ترک می کردند و این نشان دهنده وحشت نیروهای ضدانقلاب از نام این سردار بلند آوازه کردستان بود.
,,
نیروهای ضد انقلاب بارها در مصاف با شهید حاجیان متحمل شکست های سنگینی شده بودند و به همین خاطر کینه عجیبی از ایشان به دل داشتند. نیروهای ضد انقلاب برای اینکه شهید حاجیان را از سر مسیر خود بردارند، رفت و آمدهای ایشان را به طور دقیق زیر ذره بین قرار می دهند تا در فرصت مناسبی به ایشان ضربه بزنند. به همین خاطر زمانی که متوجه می شوند شهید حاجیان قصد رفتن به مرخصی دارد، بر سر مسیرش کمین می گذارند و در کمال نامردی شهید یدالله حاجیان را به اتفاق شهید ابراهیم قنبری به شهادت می رسانند.
,,
روز دهم بهمن ماه سال 1361 وقتی خبر رسید که یدالله حاجیان فرمانده گردان جندالله سردشت در محور دیواندره ـ سنندج در کمین نیروهای ضد انقلاب افتاده و به شهادت رسیده است، خیلی سریع به اتفاق نیروها به منطقه اعزام شدیم. وقتی جنازه شهید حاجیان را دیدم، متوجه شدم که حتی یک فشنگ هم داخل اسلحه اش نمانده است و تا آخرین گلوله با نیروهای ضدانقلاب جنگیده است و بعد از اینکه تعداد زیادی از نیروهای ضد انقلاب را تار و مار کرده است به شهادت رسیده است.
,,
نیروهای ضد انقلاب تا زمانی که شهید حاجیان گلوله داشته به ایشان نزدیک نمی شوند و زمانی که می فهمند که دیگر گلوله ای در اسلحه شهید حاجیان نمانده، به ایشان نزدیک می شوند. شهادت شهید حاجیان همان گونه رقم خورد که خودش قبلاً گفته بود؛ نیروهای ضد انقلاب از رو به رو با شهید حاجیان درگیر نشده بودند، ولی همین که فهمیده بودند که دیگر گلوله ای برای ایشان نمانده است، جرأت نزدیک شدن به ایشان را پیدا کرده بودند.
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه