عامل جذب منابع انسانی داعش، انحراف و سواستفاده از مذهب بود
داعش در عراق و شام توانسته است به وسیلۀ مذهب و با ابزار تحریک نیرو های خو به روش های سلفی و خشونت آمیز نیروهایی را به خود جذب نماید که پشت بند اعمال و اقوال تروریستی خودشان را قول و فعل و تقریر صدر اسلام می دانند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پیک دانشجو مهیار حجرین دانشجوی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان در یادداشتی نوشت: از روزهای پس از آزادی موصل از کنترل داعش عکس هایی از این شهر در شبکه های اجتماعی منتشر شده است که نشان از ویرانی مطلق این شهر می دهد. آن چه که امروزه از جمله پرسش های اکثر مردم جهان است، این است که پدیدۀ داعش چگونه قدرتی است که برای دفع این گروه چریکی شبه نظامی، باید از روش های جنگی کلاسیک و نیروهای مختلف مردمی و مسلح استفاده نمود؟ فارغ از همۀ گمانه زنی های متعدد مبنی بر کمک تسلیحاتی کشورهای عربی و غربی و ایالات متحده به دولت اسلامی، باید این مسئله را مورد توجه کافی قرار داد که هر نیروی مسلحی، بدون عامل انسانی وسیع، نمی تواند چند سال در کشورهای مختلف و نیز به طور همزمان علیه جبهه های گوناگون به مقابله و نبرد سنگین بپردازد. چگونه می توان داعش را فاقد منابع انسانی عظیم دانست، در حالیکه این گروه مسلح، از پایگاه های وسیع و سازمان یافته در کشورهای مختلف اعم از سوریه، عراق، مصر، لیبی، افغانستان، و امثالهم برخوردار است؟! اگر بخواهیم فحوای سطور فوق الذکر را بپذیریم، باید از خود بپرسیم که داعش با چه ابزاری به جذب و بسیج منابع انسانی می پردازد؟
۱٫ ویل دورانت در کتاب خود تحت عنوان «درس های تاریخ» می نویسد: «دین به حقیرترین زندگی ها معنا بخشیده، از طریق ادعیۀ خود با میثاق های انسانی به روابط مقدس با خدا، سبب برقراری ثبات شده است» (۱۳۸۰: ۵۹). آن چه که برهمگان آشکار است، نقش قدرت کاریزمای مذهب در انسجام و بسیج مسلمانان در جهت امری مذهبی می باشد. داعش در عراق و شام توانسته است به وسیلۀ مذهب و با ابزار تحریک نیرو های خو به روش های سلفی و خشونت آمیز نیروهایی را به خود جذب نماید که پشت بند اعمال و اقوال تروریستی خودشان را قول و فعل و تقریر صدر اسلام می دانند. ما در مسئلۀ داعش، با تفکری خاص از اسلام مواجهیم که با صبغۀ بنیادگرایانه ،عملیات های انتحاری، بمبگذاری در کشورهای اروپایی نامسلمان کافر!، گروگانگیری، قتل عام، تخریب شهرها و روستاها دست می زند. به عبارتی، مرکزیت داعش به همۀ نیروهای خود توجیه ایدئولوژیک کرده است که در قاعدۀ بازی جهان، یا باید داعش باشد یا باید هیچ کس نباشد.
۲٫ داعش پس از پی ریزی چنین اندیشه هایی، برای استحکام و قدرت بخشی به اندیشه های نیروها و آمادگی کامل و لازم در جهت پذیرش شهادت، مسئلۀ خلافت و ولایت امر را مطرح می نماید. ابوبکر بغدادی در نماز جمعۀ مسجد جامع موصل پس از اعلام خلافت، بیان می دارد که «این مسئولیت بزرگ به دوش من گذاشته شده است؛ این امانت سنگین که ولی شما باشم».
حال داعش به همۀ مقاصد پیش بینی شده برای صورتبندی تفکرات نیروهای خود رسیده است و با برداشت رادیکالیستی از مذهب و با و روایات جعلی توانسته نیروهایی را سازمان دهد که همۀ آبادی های مخالفان خود را ویران نمایند، همۀ شهروندان خود را برای اجرای احکام الهی در شهر سرکوب سازند، و سر مخالفان خود را به شمشیرهای برّان بسپارند.
با ظهور پدیدۀ داعش، تلنگری بر جامعۀ جهانی زده شد تا افراطی گری مذهبی و تفکرات افراطی را نا دیده و آسان نگیرند.
,
,
,
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه