ندای«الغوث الغوث» هزاران عاشق در جوار شهدا آسمانی شد
همزمان با فرارسیدن شهادت مظلومانه حضرت امیر المومنین (ع) ندای «سبحانک یا لا اله الا انت الغوث الغوث خلصنا من النار یارب» هزاران عاشق، سحرگاه سی ام تیرماه در جوار شهدا آسمانی شد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانابه نقل از صبح توس، هزاران نفر از دلدادگان، عاشقان، خانواده معزز شهدا و ایثارگران شب سرنوشت ساز خود را در جوار شهدا سپری کردند.
, شبکه اطلاع رسانی دانا, صبح توس,,
در طول سال مادیات زیادی از دنیا مرا به خود جذب می کند، گاهی حتی معبود خودم را هم فراموش می کنم، اصلا فراموش می کنم از کجا آمده ام و به کجا می روم ، دل خسته وغبار آلودم هر سال چشم انتظار شب قدر را می کشد تا کمی با معبود خودم خلوت کنم و انس بگیریم.
,,
بگویم تو مرا فراموش نکردی اما من آنقدر بنده ناسپاسم که زود از یاد می برم که چگونه بلاهای دنیا را از من دور ساختی و نعمت هایت را بر من افزون نمودی.
,,
در این میان که هر کسی به دنیال خلوتگاهی است،عده به امام رضا(ع) پناه می برند و عده ای هم به سوی بهشت رضا(ع)، چرا بهشت رضا(ع)؟، زیرا اینجا قیامت را به یاد می آوریم و با خود می اندیشیم که به زودی باید به این خانه ملحق شویم .
,,
وقتی باخود فکر می کنم که چه کسی می تواند یار و یاور من باشد و مرا از بهبوهه قیامت رها بخشد ، اهل بیت (ع) و شهدا هستند، شهدایی که عده زیادی از عاشقان و محبین به رسم تجدید میثاق با آنها به مزار آنها می روند تا شب سرنوشت ساز خود را با شهدا رقم بزند.
,آمده اند تا ندای الغوث الغوث را با آنهایی که در عملیات رمضان با آرزوی شهادت زمزه می کردن آسمانی نمایند تا شاید حداقل معنویت و اخلاص شهدا را در سرنوشتشان بنویسند.
,,
وارد بهشت رضا(ع) می شوم، آنگار من اولین نفر نیستم و دلهای خسته زیادی زودتر از من به اینجا آمده اند تا بر سر مزار یکی از شهدا، آنها را واسطه شفاعت قرار دهند.
,,
دعای جوشن کبیر شروع شد، هرکسی برای خودش در کوشه ای از بهشت رضا(ع) خلوت کرده است و با معبود خویش راز و نیاز می کند.
,,
جوان ۲۹ ساله ای در گوشه ای تاریک بر روی زمین نشسته است، نزدیکش می شوم، وقتی ازش می پرسم چرا شهدا را در شب های قدر انتخای کردی، می گوید: شهدا حق زیادی بر گردن ما دارند و اگر ما می توانیم براحتی بیایم بر سر مزار آنها مراسم شب قدر برگزار کنیم مدیون خون آنها هستیم و اینجا حالت معنوی خاصی دارد.
,,
اینجا احساس شرمندگی می کنم نسبت به شهدا و آمده ام پیمان ببندم که راه آنها را ادامه بدم.
,,
از او می پرسم اگر قرار باشد شهدا امشب هدیه ای ویژه در سرنوشت یک ساله شما بنوسید، از آنها چه درخواست می کنی؟ با حالتی تواضع سرش را به پایین می اندازد و می گوید: فقط شهادت …!!!!!
,,
راه می افتم، پیرزنی بر سر مزار شهید نظر مرا به خود جلب می کند، نزدیکش می شود گویا او مادر شهید است، سوالات مرا با اشک و ناله پاسخ می دهد، از فرزند شهیدش می گوید: علی اصغر عاشق ماه رمضان و شب های قدر بود که در سن۳۶ سالگی در هفت تپه شهید شد.
,,
از او می پرسم اگر قرار باشد به عنوان مادر شهید یک دعا برای امت بکنی چی می گویی: از خدا می خواهم ظهور آقا امام زمان(عج) را نزدیک نماید،
,,
اما در ادامه دعایی دیگری همراه با اشک وناله کرد که دلم همه ما بویژه شهدا و خانواده های معزز آنها را آتش می زند که آنهم اینکه: خداوند به جوانان ما غیرت و به زنان ما عفت و حجاب عطا کند، اینها خیلی به ما دهن کجی می کنند …!!!
,,
دعای جوشن کبیر با آن بندهایی از عشق بازی خالق و مخلوق به پایان رسید و در ادامه مراسم قرآن به سر آغاز شد شور و حال تازه بر محفل حکم فرما شده است، هیچ کس از خودش نیست، همه مردم در زیر سایه قرآن عفو و بخشش کردار خود را می خواهند و شهدا را واسطه ناله های العفو العفو خود قرار داده اند.
,,
به امید آنکه شهدا سرنوشتی از جنس خاک، معنویت، اخلاص، تقوا و محبت اهل بین(ع) برایمان بنویسند.
]
ارسال دیدگاه