معرفی کتاب؛

"حج" کن! به میقات رو، با آنکه ترا آفرید وعده دیدار داری

"حج" کن! به میقات رو، با آنکه ترا آفرید وعده دیدار داری
علی شریعتی در کتاب"حج" سعی می‌کند با نگاهی فارق از معمول از تجربه‌ی دینی خود سخن بگوید.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آناج، وعده‌گاه حج جایی برای بهم پیوستن مسلمانان جهان است. مهمانی بزرگ الهی که موسم آن فرا رسیده است. بی‌شک یافتن آمادگی روحی برای این سفر عظیم مستلزم مطالعه و کسب آگاهی‌های متعدد پیش از سفر است. در شماره‌ای دیگر از معرفی کتاب بر آن شدیم تا کتاب "حج" علی شریعتی را معرفی نماییم:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,

کتاب "حج" متاثر از مناسک حج و نوعی سفرنامه است و به گفته‌ی مولف سفرنامه‌ی یک حج‌کننده‌ی مسلمان است. کتاب با مقدمه‌ای نسبتا طولانی با عنوان سخنی با خواننده آغاز می‌شود و شریعتی تاکید دارد که هر مومنی باید تفسیرها و تجربه‌های شخصی خود را از امور معنوی بنویسد. لذا این کتاب یک رساله فقهی نیست بلکه رساله‌ای فکری است. نویسنده سعی دارد خارج از عادات معمول صرفا به بیان تجربه‌ی دینی خود بپردازد.

,

شریعتی کتاب را در سه بخش نگاشته است؛ بخش اول حج عمره که مولف از آن به عنوان سفر به کعبه یاد می‌کند، بخش دوم حج بزرگ‌تر که شریعتی آن را سفر از کعبه نام می‌نهد و معتقد است حج بزرگ‌تر با ترک کعبه آغاز می‌شود و فصل سوم بزرگ‌تر از حج است که همانا آن را شهادت می‌داند و این بخش اشاره مستقیمی به ناتمام ماندن سفر حج امام حسین (ع) و حرکت او به سمت کربلاست. در فصل حج عمره زیرفصل‌های حج‌، موسم‌ احرام‌، کعبه‌، طواف‌، بیعت‌ و سعی قرار دارد.

,

در بخش‌هایی از کتاب می‌خوانیم:

,

حج: یعنی آهنگ، مقصد یعنی حرکت نیز هم. و همه چیز با کندن از خودت، از زندگیت و ازهمه علقه‌هایت آغاز می‌شود، مگر نه که در شهرت ساکنی؟ سکونت، سکون، حج نفی سکون.چیزی که هدفش خودش است یعنی مرگ. حج: جاری شو!

,

هجرت از " از خانه خویش " به " خانه خدا"،"خانه مُردم"! ای برلب‌های دیگران ترانه‌ساز، آهنگ نیستان خویش کن!

,

موسم: و اکنون هنگام در رسیده است، لحظه دیدار است، ذی حجه است، ماه حج، ماه حرمت. جنگیدن، کینه ورزیدن و ترس. زمین را، مهلت صلح، پرستش و امنیت داده‌اند، خلق با خدا وعده دیدار دارند، صدای ابراهیم را بر پشت زمین نمی‌شنوی؟ و او در خانه‌اش ترا به فریاد می‌خواند، دعوتش را لبیک گوی! پس اکنون که در "دار عمل" هستی خود را برای رحلت به " دار حساب " آماده کن، مردن را تمرین کن، پیش از آنکه بمیری، بمیر.

,

حج کن!

,

به میقات رو، و با آنکه ترا آفرید وعده دیدار داری.

,

احرام در میقات: میقات لحظه شروع نمایش، و پشت صحنه نمایش است و تو که آهنگ خدا کرده‌ای و اکنون به میقات آمده‌ای، باید لباس عوض کنی. لباس! کفن پوش.

,

رنگ‌ها را همه بشوی!

,

سپید بپوش، سپید کن، به رنگ همه شو، همه شو، همچون ماری که پوست بیندازد، از"من بودن" خویش بدرآی، مردم شو.

,

انتهای پیام/ 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه