یک پژوهشگر مسائل دینی عنوان کرد؛
پیامبر مبعوث شد تا جامعه را به حد کرامت برساند/ چرا امام رضا(ع) را رئوف و دهه منتهی به میلاد ایشان را دهه کرامت نامیدهاند؟
این پژوهشگر مسائل دینی گفت: یکی از فلسفهی بعثت پیامبر این بود که جامعه را به حد کرامت برساند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آناج، دهه اول ماه ذیالعقده را دهه کرامت نامیدهاند. که آغازش با ولادت حضرت معصومه (س) و پایانش با میلاد علی ابن موسی الرضا (ع) میباشد. این دهه یادآور مطالب عالی و مفاهیم نغز، سازنده و ارزشمندی است که لطیفترین علائق و مهر و وفاهای کمنظیر یک خواهر نسبت به مقام شامخ و معنوی برادر را یادآور میشود. اما آنچه نمود بیشتری دارد نام گذاری این دهه به عنوان "دهه کرامت" است. در راستای تبیین این امر گفتوگویی با حجتالسلام محمد نیکوکار داشتهایم:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,آناج: آیا در قرآن کریم مشخصا به کرامت اشاره شده است؟
,به کرامت انسان در قرآن کریم به طور مشخص اشاره و گاه اجمالی شده است. در این خصوص دو آیهی شاخص وجود دارد؛ یکی آیه 70 سوره اسراء «وَلَقَد کَرَّمنَا بَنِی آدَمَ» یعنی ما به تمام فرزندان آدم کرامت بخشیدیم و دیگری آیه 13 سوره حجرات «ا إِنَّ أَکرَمَکُم عِندَ اللَّهِ أَتقاکُم» است. در آیه اول مخاطب عموم ابناء بشر است و دومی مختص متقین میباشد.
,پس حداقل دو نوع کلی کرامت داریم؛ یکی کرامت تکوینی است که خلقت انسان توام با کرامت است و بدون آنکه زحمتی بکشد تکویناََ خداوند به او کرامت بخشیده است و همین انسان بودن و عاقل بودن را در برخی از کتب به معنای کرامت انسان به بنی بشر تعبیر کردهاند. دیگری کرامت اکتسابی است با توجه به اتقاکم نشان میدهد ویژهی اهل تقواست.
,آناج: خود واژهی کرامت به چه معناست؟
,در برخی از کتب فقهی که واژههای قرآنی و روایی را معنا کردهاند برای کرامت معانی متعددی بیان شده است: 1. در کتاب "قاموس قرآن" کرامت را به معنای سخاوت، شرافت، نفیس بودن و عزت معنی کردهاند.
,2. در "مفردات راغب" در خصوص کرامت بیان داشتهاند؛ اگر کرامت وصف خداوند باشد به معنی احسان و نعمت آمده است اگر کرامت در مورد انسان و وصف انسان قرار بگیرد به معنای اخلاق پسندیدهای است که از انسان ظاهر میشود. لذا به آن مجموعه اخلاق خوبی که از بشر صادق می شود کرامت میگویند.
,تفاوت محاسن اخلاقی و مکارم اخلاقی
,بیان دیگری هم وجود دارد که گفتهاند هر چیزی که در نوع خود شریف باشد کریم است. دو واژهی محاسن اخلاقی و مکارم اخلاق را عموم مردم میشناسند، این دو خیلی با هم تفاوت ندارند اما همان اندک تفاوت منجر به ایجاد فاصله بین این دو میگردد.
,محاسنی که یک سر و گردن بالاتر از دیگر خوبیها باشد میشود؛ مکارم اخلاق
,به طور مثال یک سری فضائل اخلاقی داریم که در سطح با هم اختلاف دارند، لبخند زدن به صورت مومن امر خوبی است، اینکه از یک انسانی که غائب است در محفلی تعریف کنیم بسیار کار پسندیدهای است. اینها در مقابل اینکه کسی به شخص ما ظلم کند و ما بگذریم قابل قیاس نیست. به این نوع از محاسن اخلاق که یک سر و گردن از دیگر محاسن اخلاق بالاتر باشد میگویند مکارم اخلاق.
,ویژگیهای مکارم اخلاق
,مکارم اخلاق چند ویژگی دارد؛ یکی همین که از ظلم دیگری بگذریم، اگر کسی با ما قطع رابطه کرده ما خود ایجاد رابطه کنیم و قهر را کنار بگذاریم و اگر ما را از موهبتی محروم کردهاند ما در مقام تلافی بر نیایم و او را از آن موهبت محروم نکنیم، مکارم اخلاق را کسب کردهایم.
,در اینجا یک نکته وجود دارد و آنهم این است که برخی میگویند اگر کسی در حق من ظلم کرد بدون آنکه معذرت خواهی کند من او را ببخشم مصداق همان تحقیر است و ما خود را در برابر او کوچک کردهایم. کرامت عزت و شرافت است و من با این کارها به ذلت افتادهام کاری که بر خلاف کرامت باشد چگونه خود میتواند مولد کرامت باشد؟
,در پاسخ به این دست شبهات حکایتی از آیت الله بروجردی نقل میکنم: در زمان ایشان یکی از افراد معروف که مریدانی هم داشته حرفهای نامربوطی پشت سر آیت الله بروجردی میزند که این امر منجر به پراکنده شدن مریدان آن شخص از اطراف او میگردد و آن فرد منزوی میشود. آن فرد پس از مدتی به خود آمد و از اینکه حرفی زده که مومنان از گرد او پراکنده شدهاند، پشیمان شد. لذا آقای گلپایگانی که آن زمان شاگرد آیت الله بروجردی بود را واسطه کرد و گفت سلام و عذرخواهی بنده را به آقای بروجردی برسانید و بگویید فلانی وقت میخواهد برای شرفیابی، عذرخواهی و دست بوسی؛ وقتی این مطلب به محضر آیت الله بروجردی رسید ایشان گفتند چرا او بیاید ما به پیش او برویم.
,وصل کردن با کسی که قطع رابطه کرده است بعد از آن است که آن طرف به اشتباه خود پی ببرد. نه اینکه آن طرف بر روی حرف غلط خود مانده است و ما از این طرف بخواهیم به استمرار رابطه اصرار بورزیم. این شبههای است که در ذیل این سه مکارم اخلاق عنوان میشود که با این سیرهی عملی آقای بروجردی حدیث خود را نشان میدهد. ما همچنان در موضع کرامت و حفظ شخصیت لازم است این مورد را رعایت کنیم.
,به اسم تواضع خودتان را تحقیر نکنید
,یکی از اساتید اخلاق میفرمودند که به اسم تواضع خودتان را تحقیر نکنید. تحقیر غیر از تواضع است و غیر از شان و شخصیتی است که خداوند به انسان بخشیده است.
,پیامبر مبعوث شد تا جامعه را به حد کرامت برساند
,فلسفهی بعثت پیامبر اکرم "إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ" بوده، برای این است که اخلاق کریمانه رشد دهد. شهید مطهری این مسئله را در یکی از آثار خود اینچنین بیان کرده است: مکارم کلمه کلیدی است. پیامبر فرمودند من آمدم آن دسته از مکارم اخلاقی را به اکمال برسانم که باعث کرامت بشر شود. پیامبر میفرماید "آمدم تا جامعه را به حد کرامت برسانم." اتفاقا زمانی که امام خمینی (ره) وارد کشور شدند فرمودند من آمدم کرامت را به شما برگردانم.
,3. در یکی دیگر از کتُب لغوی به نام " التحقیق" یک معنای جامع و شسته رفته از این لغت ارائه شده است و روش معنا کردن این کتاب از این لغت متفاوت است. در این کتاب کرامت را مقابل سستی و خاری عنوان کردهاند. مفاهیم مختلفی مثل جود، عطا و سخاوت معنای لغوی کرامت نیستند بلکه آثار و لوازم کرامت است. اگر در خصوص برخی از اولیای خدا میگوییم کریم است این لغت کریم معنای لغوی نیست بلکه از لوازم و آثار کرامت در آن فرد است.
,مفاهیمی که مردم از کرامت در ذهن دارند از آثار کرامت است نه معنای لغوی کرامت
,آناج: مقام کرامت و معنای اصطلاحی کرامت در چیست؟
,در آیه 13 سوره شریفه فرمودند آن مقام کرامت فقط به وسیله تقوا حاصل میشود و تقوا فقط به معنی پرهیز از گناهان متعارف فقهی نیست. یعنی اگر دروغ نگوییم، غیبت نکنیم و دامن خود را به گناه آلوده نکنیم لزوما حتما به درجه کرامت نمیرسیم، بلکه آن تقوایی را علما در نظر میگیرند که انسان نه فقط از محرمات پرهیز کند بلکه در ادامه بتواند از غیر خدا هم پرهیز کند که این تقوای در حد اعلی است. یعنی هر کاری انجام میدهد در جهت خداوند است و توحید در آن فرد کاملا قیام کرده است.
,معنای کرامت انسانی از دیدگاه آیت الله طباطبایی
,آیت الله جوادی در حکمت عبادات نقل قول میکند از علامه طباطبایی به این مضمون که انسان در مقام بندگی وقتی عبد محض خداوند شد فقط در برابر خداوند کرنش، تواضع و خشوع کرد دیگر در برابر غیر خدا کسی را نخواهد دید زیرا کسی را لایق خضوع نمیبیند و این همان کرامت انسانی میشود. کرامت ضد حقارت است و زمانی که خدا را تنها قابل خشوع ببینیم در برابر مردم دیگر سر تعظیم فرود نمیآوریم. از این مقام تعبیر کردهاند که این همان توحید در عبودیت و اخلاص در عبادت است. در نتیجه مقام کرامت که ضد حقارت باشد در انسان اصطلاح سازی کردهاند که همان اخلاص در عبودیت است. لذا انسانی کریم است که مخلص در عبودیت باشد و تنها خدا را شایسته بندگی بداند.
,تمام آثاری که در مورد کرامت گفته شد اینها منشا توحیدی دارند و در افراد با سطح معرفتی پایین که عبادت آنها هنوز خالص نیست در اینها یا بالکل یافت نمیشود و یا اینکه آمیخته با اغراض مادی است و دیگر الهی نیست و دیگر لطفی که در انسانهای الهی وجود دارد در اینها یافت نمیشود.
,اولیاء خدا مظهر تام اسماء الهی هستند
,خداوند متعال کریم است. اولیاء خدا هم مظهر تام این اسم شریفه هستند و تمامی معنای کرامت و آثار و لوازم آن در وجود معصومین بروز و ظهور دارد. یک نکته در زیارت جامعه کبیره به آن اشاره شده این است که اهل بیت علیهم السلام نه فقط کریم هستند بلکه ریشهی کرامتاند.
,اصول الکرم هستند، اصول جمع اصل است به معنی ریشه و اشاره مطلب این است که هر کسی که کرامتی در خود میبیند و یا خود را موصوف به آثار کرامت مشاهده میکند با واسطه یا بیواسطه از وجود معصومین اخذ کرده است. چون ریشهی تمام ارزشهای انسانی این ذوات مقدس هستند و هرچه دیگران دارند در مثال از شاخه و برگ آن فروعات ریشه است و ریشه در جان معصومین است. معانی مختلفی که از کرامت بیان شد همگی در سیره عملی امام رضا کاملا واضح است.
,آناج: در خصوص کرامات امام رضا( علیهم السلام) بفرمایید:
,ابراهیم این عباس که صحابهی حضرت است بیان جامعی دارد و مجموعهای از مشاهدات خود از امام رضا(ع) را اینچنین گزارش کرده است: می گوید من ندیدم ابوالحسن امام رضا(ع) با صحبت خود کسی را برنجاند و ندیدم سخن کسی را قطع کند تا زمانی که آن فرد سخنش تمام شود و امام پاسخ دهد ( اهل بیت در حرف هم نمی پریدند. در روایات داریم که اگر کسی حرف کسی را قطع کند گویا به صورت او چنگ انداخته است و متاسفانه در جامعه ما این شیوهی غلط عادی است)
,امام هشتم اگر قدرت داشتند مشکل کسی را حل کنند هرگز رد نمیکردند. هرگز پای خود را در مقابل مهمان و هم نشین خود دراز نمیکردند و در حضور مهمان به پشتی و دیوار تکیه نمی دادند. هرگز با سخن و رفتارشان زیر دستان خود را نمی رنجاندند.
,مگر اینکه یک بار کارگران خود را مورد تنبیه قرار دادند و داستان از این قرار بود که سرکارگر یک کارگر جدیدی را استخدام کرده بود بدون آنکه با او دستمزد را طی کند امام هم معترض شده بود که شما در حق او ظلم کردید و به این جهت کارگران را مورد تنبیه قرار داده بود. {در کتب فقهی اصیل هم هست که اگر با کسی طی نکنید هرچه بدهید او کم خواهد دانست اما اگر طی کردید و خواستیدید میتوانید مبلغی اضافی بدهید که در این صورت باعث خوشحالی آن فرد خواهید شد.}
,هرگز ندیدم حضرت موقع خندیدن قهقه بزنند بلکه همیشه تبسم داشتند، وقتی هم خلوت می کرد و مراجعینی نداشتند و سفرهای برای غذا پهن میشد تمام نوکرها و خدمه منزل را فرا میخواند تا با ایشان سر یک سفره بنشیدنند. کسی انتقاد کرده بود که چرا همه را فرا میخوانید شما میل کنید سفرهای جداگانه برای اینها پهن میشود که حضرت ناراحت شده و فرموده بودند: خدا، خدای همه ماست و ما همه برادر و خواهر و از یک پدر و مادریم (منظور جناب آدم و حوا بوده) جزا هم بر اساس عمل است و به لباس و عناوین نیست.
,حضرت عادت داشت کم میخوابیدند در شب و زیاد شب زنده داری میکردند. خیلی اتفاق میافتاد که از اول شب تا صبح یک بند احیا نگه میداشتند. خیلی روزه میگرفتند و روزهی سه روز در ماه از ایشان ترک نشد و می فرموند این روزهی روزگار است. زیاد کار خیر انجام میداد و اهل صدقات سری در شبهای تاریک به تاسی از اجداد بزرگوارش به ویژه امیرالمومنین بودند.
,در آخر ابراهیم میگوید اگر کسی خیال کند که در دنیا فردی بهتر از علی ابن موسی الرضا(ع) پیدا کرده است شما هرگز تصدیقش نکنید و بگویید دروغ میگویی زیرا از ایشان بهتر پیدا نمیشود.
,رافت امام رضا، رأفت حسی است
,آناج: مگر همه اهل بیت رئوف نیستند؟ چرا امام رضا(ع) با این بارزه شناخته شدهاند؟
,علامه طباطبایی آورده پاسخ این سوال را به این شکل میدهد؛ چرا همه رئوف هستند اما رأفت در امام هشتم ظهور و بروز دیگری نسبت به سایر معصومین (ع) داشت. هرکدام از ائمه (ع) به مقداری این امر را ظهور دادهاند که رأفت امام رضا از همه بیشتر است. رأفت امام رضا(ع) رأفت حسی است وقتی وارد حرم امام رضا میشود این رافت میگیرد و آدم را به سمت ضریح جذب میکند.
,در سیره عملی امام رضا(ع) در بیان دیگری گفته شده است که ایشان خیلی حساس بودند که وقتی غلام و کارگران غذا میخوردند معذب نشوند. سفارش کرده بود اگر غذا خوردید من هم آمدم از جای خود بلند نشوید.
,در مناقب این شهر آشوب نیز آمده است که شخصی به نام یعقوب این اسحاق نوبختی روایت میکند فردی خدمت امام رضا رفت و گفت به اندازهی مروت و آقا منشی خود به من کمک کنید. حضرت فرمود این اندازه از عهدهی من بر نمی آید چون هرچه بدهم از جوانمردی من کمتر است. گفت به اندازهی جوانمردی و شخصیت خودم به من عنایت کنید امام گفت حالا شد، دستور داد 200 سکه نقره به او بدهند.
,امام رضا کلیه دارایی خود را در یک روز عرفه در خراسان بین همه فقرا تقسیم کرد، کسی به ایشان گفت ضرر کردید حضرت فرمود چه غرامتی این عین سود است که به وسیله آن به تقرب خدا میرسم.
,از اهل بیت چگونه استمداد کنیم؟
,یک نکته اساسی این است که وقتی در محضر مناجات هستیم به ائمه(ع) نگوییم به اندازهی آقایی خودتان به من بدهید چون همین جواب را خواهیم شنید. بلکه بگوییم که به اندازهی ظرفیتمان به ما بدهید البته بهتر آن است که بگوییم شما به من ظرفیت بیشتر بدهید و نعمت بیشتر هم بدهید.
,گاهی امام رضا رأفت داشت گاهی تشر های تربیتی هم میزد؛ آوردهاند: امام برادری به نام زید داشت. در مناقب ابن شهر آشوب هم گفته شده است که روزی زید وارد قصر شد و مأمون هم خیلی تحویلش گرفت. پیش مامون امام رضا(ع) هم قرار داشت. زید بعد از اینکه با مامون سلام و احوالپرسی کرد به امام رضا سلام داد. امام پاسخ نداد. زید گفت من برادر تو هستم به من پاسخ نمی دهی؟ امام رضا در پاسخ فرمودند: تو برادر من هستی تا زمانی که از خدا اطاعت کنی..کرامت یعنی اخلاص در عبودیت و این روایت بهترین مصداق آن است. زمانی که خدا را معصیت کنی هیچ برادری بین من و تو نیست این اوج فنا فی الله است حتی نسبتهای خانوادگی را تبعیت از اطاعت و نسیان میدانند.
,ما نیز تا زمانی که مطیع خدا باشیم نسبتی با هل بیت داریم و هر زمان مطیع نباشیم هیچ گونه نسبتی بین ما و اهل بیت وجود نخواهد داشت.
,گفتوگو از: رویا سلمانی
, گفتوگو از: رویا سلمانی,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه