انگشتهای راهنما زیر خاک غفلت؛
دریغ از یک تابلوی ساده!
بزرگترین سند مظلومیت دزفولی که زیر آماج موشکهای دشمن بود بینشان و گمنام مانده است.
[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از دزفول امروز: می خواهم از قصه شما بنویسم اما نیرویی دستم را از حرکت باز می دارد و مرا می گوید: «ننویس که انگشتانت شهامت نوشتن از نام آنها را ندارد». واقعا نمی دانم چگونه اظهار شرمندگی کنم تا حق مطلب ادا شود! حرف زیاد است و فرصت اندک؛ از این مجالی که فراهم شده استفاده می کنم ولی نمی دانم با کدام قلم و بیان می توان این قصه ی سی و چند سال را بیان کرد. گلویم درد می کند بس که این روزها بغض گرفته گلویم را می خورم.
,
شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
دزفول امروز,
از خواب های غفلت برخی مدعیان متولی اسناد و آثار شهدا که این روزها در خواب غفلت فرو رفته اند.
از این همه قصوری که ما داشتیم و داریم و کوتاهی هایی که نسبت به ترویج و آشنایی نسل جوان با فرهنگ شهدا داشته ایم.
از شرمندگی بابت آن که نتوانستیم و نخواستیم رسالت، عظمت و سند مظلومیت هشت سال دفاع مقدس را به نسل جدید منتقل کنیم.
اما براستی چگونه باید گفت تا صدایی شنیده شود؟
۲۲اسفند۵۸ وقتی امام خمینی(ره) دستور تشکیل بنیاد شهید و امور ایثارگران را صادر کردند این نهاد را به عنوان نهادی تعریف نمودند که وظیفه احیا، حفظ و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت، و نیز زنده نگه داشتن یاد شهیدان و حفظ آثار آنان، تجلیل و تکریم خانواده های شهدا، جدیت در امور فرهنگی ایشان، خوداتکایی و قانونمند کردن ارائه خدمات را محور فعالیت های این نهاد مقدس دانسته اند.
اما این سال ها اگر برای زیارت قبور شهدا به قطعه گلزار شهدای دزفول رفته باشید مشاهده کرده اید که قطعه ای مظلوم و بی نشان به نام «قطعه شهدای موشکی» یا «قطعه دست و پا» که محل دفن انگشت و دست و پاهایی که بر اثر موشک باران دزفول از زیرآوارها خارج می شد و معلوم نبود به کدام شهید تعلق داشته اند، در اوج بی مهری مسئولان رها شده است.
*بزرگترین سند مظلومیت دزفول گمنام و ناشناخته است!!
بیش از سی و چند سال است بزرگترین ترین سند مظلومیت مردم دزفول بدون هیچ نشانه ای مانده! دریغ از ساخت المان یا حتی نصب یک تابلوی ساده جهت آشنایی و معرفی قطعه مظلوم شهدای موشکی!
حال سوال اینجاست نصب یک نشانه، یک تابلو این قدر دور از دسترس است؟!
براستی چگونه باید فریاد زد تا صدایی شنیده شده و اقدامی برای ساخت یک تابلوی ساده صورت گیرد؟
*پنج شنبه و سنت دیرینه.
طبق عادت خیلی از ما دزفولی ها که بعد از سر زدن به قبور اموات اقوام و آشنایان مسیر قطعه شهدا را پیش می گیریم. برایم جالب بود که این قطعه را از نزدیک زیارت کنم، با هر سختی، پرسان پرسان زمینی هشت متری نشانم دادند و مات مبهوت شده بودم؛ کنارشان نشسته بودم تا سنگینی بار دلم را با آنها تقسیم کنم اما گویا دل این عزیزان از دل من پرتر است، دلشان گرفته، از زمانه، مسئولین، مردم و نامهربانی هایشان.
نمی دانم چه شد؛ بغض سنگینی راه گلویم را بست، اولین باری بود که مهمانشان می شدم، اشک روانه گونه ام شده بود، قطعه سیمانی که دور تا دورش را با بلوک سیمانی چند متری حصار کشیده اند.
قطعه زمین بهشتی بی نشان و پوشیده از خاک و خاشاک که اگر نشانی آن را بلد نباشید یا راهنمایی تان نکنند، هر چقدر بگردید پیدایش نخواهید کرد.
زمینی آسمانی که با انگشت روی پوشش سیمانی کف آن نوشته شده:
«دست و پای ناشناخته موشکخورده»

«دست و پای ناشناس»

«این ها دست و پای شهیدان است»

«دست و پا»

وقتی خواستم اثبات حقانیت این روایت تلخ را برایتان به تصویر بکشم مجبور شدم خاک و خاشاک ها را کنار بزنم.
و حتی قسمتی از محل را بشویم تا شما این سند مظلومیت بی نشان و دست نخورده تاریخ دفاع مقدس را بهتر ببینید.
و بدانید که با برگ زرین تاریخ مظلومیت مردم شهیدپرور دزفول چگونه رفتار شده است.

به راستی انگشت هایی که راه درست را نشانمان می دهند در خاک غفلت ما مدفونند…
فاطمه دقاق نژاد
,
از خواب های غفلت برخی مدعیان متولی اسناد و آثار شهدا که این روزها در خواب غفلت فرو رفته اند.
,
از این همه قصوری که ما داشتیم و داریم و کوتاهی هایی که نسبت به ترویج و آشنایی نسل جوان با فرهنگ شهدا داشته ایم.
,
از شرمندگی بابت آن که نتوانستیم و نخواستیم رسالت، عظمت و سند مظلومیت هشت سال دفاع مقدس را به نسل جدید منتقل کنیم.
,
اما براستی چگونه باید گفت تا صدایی شنیده شود؟
,
۲۲اسفند۵۸ وقتی امام خمینی(ره) دستور تشکیل بنیاد شهید و امور ایثارگران را صادر کردند این نهاد را به عنوان نهادی تعریف نمودند که وظیفه احیا، حفظ و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت، و نیز زنده نگه داشتن یاد شهیدان و حفظ آثار آنان، تجلیل و تکریم خانواده های شهدا، جدیت در امور فرهنگی ایشان، خوداتکایی و قانونمند کردن ارائه خدمات را محور فعالیت های این نهاد مقدس دانسته اند.
,
اما این سال ها اگر برای زیارت قبور شهدا به قطعه گلزار شهدای دزفول رفته باشید مشاهده کرده اید که قطعه ای مظلوم و بی نشان به نام «قطعه شهدای موشکی» یا «قطعه دست و پا» که محل دفن انگشت و دست و پاهایی که بر اثر موشک باران دزفول از زیرآوارها خارج می شد و معلوم نبود به کدام شهید تعلق داشته اند، در اوج بی مهری مسئولان رها شده است.
,
*بزرگترین سند مظلومیت دزفول گمنام و ناشناخته است!!
,
*بزرگترین سند مظلومیت دزفول گمنام و ناشناخته است!!,
بیش از سی و چند سال است بزرگترین ترین سند مظلومیت مردم دزفول بدون هیچ نشانه ای مانده! دریغ از ساخت المان یا حتی نصب یک تابلوی ساده جهت آشنایی و معرفی قطعه مظلوم شهدای موشکی!
,
حال سوال اینجاست نصب یک نشانه، یک تابلو این قدر دور از دسترس است؟!
,
براستی چگونه باید فریاد زد تا صدایی شنیده شده و اقدامی برای ساخت یک تابلوی ساده صورت گیرد؟
,
*پنج شنبه و سنت دیرینه.
,
*پنج شنبه و سنت دیرینه.,
طبق عادت خیلی از ما دزفولی ها که بعد از سر زدن به قبور اموات اقوام و آشنایان مسیر قطعه شهدا را پیش می گیریم. برایم جالب بود که این قطعه را از نزدیک زیارت کنم، با هر سختی، پرسان پرسان زمینی هشت متری نشانم دادند و مات مبهوت شده بودم؛ کنارشان نشسته بودم تا سنگینی بار دلم را با آنها تقسیم کنم اما گویا دل این عزیزان از دل من پرتر است، دلشان گرفته، از زمانه، مسئولین، مردم و نامهربانی هایشان.
,
نمی دانم چه شد؛ بغض سنگینی راه گلویم را بست، اولین باری بود که مهمانشان می شدم، اشک روانه گونه ام شده بود، قطعه سیمانی که دور تا دورش را با بلوک سیمانی چند متری حصار کشیده اند.
,
قطعه زمین بهشتی بی نشان و پوشیده از خاک و خاشاک که اگر نشانی آن را بلد نباشید یا راهنمایی تان نکنند، هر چقدر بگردید پیدایش نخواهید کرد.
,
زمینی آسمانی که با انگشت روی پوشش سیمانی کف آن نوشته شده:
,
«دست و پای ناشناخته موشکخورده»
,
«دست و پای ناشناخته موشکخورده»,

,

,

,
«دست و پای ناشناس»
,
«دست و پای ناشناس»,

,

,

,
«این ها دست و پای شهیدان است»
,
«این ها دست و پای شهیدان است»,

,

,

,
«دست و پا»
,
«دست و پا»,

,

,

,
وقتی خواستم اثبات حقانیت این روایت تلخ را برایتان به تصویر بکشم مجبور شدم خاک و خاشاک ها را کنار بزنم.
,
و حتی قسمتی از محل را بشویم تا شما این سند مظلومیت بی نشان و دست نخورده تاریخ دفاع مقدس را بهتر ببینید.
,
و بدانید که با برگ زرین تاریخ مظلومیت مردم شهیدپرور دزفول چگونه رفتار شده است.
,

,

,

,
به راستی انگشت هایی که راه درست را نشانمان می دهند در خاک غفلت ما مدفونند…
,
فاطمه دقاق نژاد
,
انتهای پیام/
]
به اشتراک گذاری این مطلب!
ارسال دیدگاه