بانوانی اعظم‌‌تر از صدر اعظم آلمان؛

جمله‌‌ای که آقایان از همسرشان می‌‌شنوند: «من چی بپوشم؟»/ هویت‌‌طلبی با پارچه و گیپور!

جمله‌‌ای که آقایان از همسرشان می‌‌شنوند: «من چی بپوشم؟»/ هویت‌‌طلبی با پارچه و گیپور!
یکی از مشکلات فراگیر ما ایرانی‌‌ها در دهه‌‌های اخیر تهیه لباس‌‌های فاخر و غیرتکراری و چشم درآر می‌‌باشد که متاسفانه از جمله‌ی نیازهای غیرقابل اغماض زنان تبدیل شده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از آناج، حتما برای شما آقای محترم هم این سوال از جانب همسرتان چندین بار مطرح شده است که من در عروسی خواهر یا برادرم یا جشن تولد و مهمانی‌‌‌‌های دوستانه یا خانوادگی‌‌ام چه بپوشم؟ درِ کمد لباس را که باز می‌‌کنید شاید ده‌ها دست لباس رنگارنگ کنار هم جاخوش کرده‌‌اند اما چه کنم که ردیف اول دیگر قدیمی شده‌‌اند و ردیف دوم هم از مُد افتاده‌‌اند و امان از دست ردیف سوم که آنها هم هر کدام در مراسمی دیده شده‌‌اند! انگار قرار است ما در هر مراسمی یک نفر غیر از کسی باشیم که تا بحال دیده شده‌‌ایم! 

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,

شاید برای شما آقای محترم هم پیش آمده است که پس از چند ساعت بازار گردی موفق به تهیّه لباس دلخواه همسر خود نشده‌‌اید، چون لباس‌‌های موجود تکراری هستند، یکی را خواهر شوهر در مراسم قبلی پوشیده بود و آن دیگری را هم جاری در مراسم قبلی‌‌تر، بدین ترتیب کار به درازا کشیده است و شما غرغرکنان تقاضای ختم بازار گردی را نموده‌‌اید.

,

چند روز پیش خبرِ لباس‌های تکراری آنگلا مرکل سوژه رسانه‌ها شد و خبرنگاران نوشتند: «صدراعظم آلمان در کوهپیمایی‌های ۵ سال اخیر تنها از یکدست لباس استفاده کرده است» و من ناخودآگاه یاد بگومگوهایی افتادم که معمولا در خانواده‌‌های ایرانی بر سر " من چی بپوشم؟ " رخ می‌‌دهد.

,

این بگومگوها در بسیاری از موارد لذت لحظات جشن و شادی را تبدیل به غم و غصه و دلگیری زوجین از همدیگر می‌‌کند و به جای اینکه این لحظات رنگ شادمانی به زندگی‌‌مان ببخشند، دزد زیبایی لحظات با هم بودنمان می‌‌شوند.

,

به راستی زن ایرانی و بعضا مرد ایرانی را چه شده است که ارزش و زیبایی خود را در مُد و جنس ومارک و تکراری نبودن لباس جستجو می‌‌کند؟ آیا حقیقتا لازمه زیبا بودن و زیبا زندگی کردن و لذت بردن از زندگی اینست که ما هر روز و هر مجلس در درون لباسی متفاوت قرار بگیریم و آیا بدون این لباس‌‌ها امکان پذیرفتن و پذیرا شدن افراد در مجالس وجود ندارد؟

,

آیا نمی‌‌شود با لباس ساده تکراری و با تکیه بر کرامت روح انسانی همدیگر، اوقات زیبا و مسرت بخشی را پیش دوستان و آشنایان و اقوام سپری بکنیم؟ آیا ارزش لباس از ما بالاتر است و ارزش ما منوط به لباس؟

,

خوشبختانه همه مردم اینگونه نیستند و اگر کمی با دقت بیشتر به اطرافمان نگاه کنیم، کسانی را می‌‌‌بینیم که در عین سادگی و بدون آویزان شدن از لباسها و زینت های مصنوعی، چنان لباسی از آرامشی بر تن کرده اند و چنان زینتی از شادی به خود گرفته اند که عَرَق شرم بر روی همه دهها دست لباس مجلل مان می نشاند.

,

با دکمی دقت درمی یابیم که ما می توانی بدون تکیه بر این لباس ها شاد باشیم و در جشن ها شرکت کنیم و خودمان مهم تر از لباس هایمان باشیم و بدانیم که انسان اینقدر کوچک و بی ارزش نیست که پارچه و ملیله و دگمه و گیپور به او شخصیت و هویت ببخشد.

,

فقط کافیست کمی مقاومت نمائیم و حرف دیگران را مهم تر از عقل و تشخیص خودمان در نظر نگیریم، برای خودمان زندگی کنیم و خود را در حصار زر و سیم و آرایش‌‌‌ها و زینت‌‌‌های کذایی به بند نکشیم، ما آزاد بدنیا آمده‌‌ایم حیف است که زندانی زندگی کنیم.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه