به بهانه انتشار برنامه تفصیلی اولین نامزد شهردار آینده مشهد؛
یک نقد کوتاه برای یک برنامه بلند
به بهانه انتشار برنامه تفصیلی اولین نامزد شهردار آینده مشهد در فضای مجازی، دکتر سعید شعرباف تبریزی، عضو هیئت علمی دانشگاه بین المللی امام رضا(ع) نقدی کوتاه برای این برنامه مهم نوشت.
[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح توس، دکتر سعید شعرباف تبریزی، عضو هیئت علمی دانشگاه بین المللی امام رضا(ع)- امروز برنامهای را مشاهده کردم که توسط دکتر کلایی یکی از کاندیداهای این پست منتشر شده بود. اینکه بالاخره برای اولین بار در تاریخ شهرداری مشهد، کاندیدای شهردار شدن متنی را آماده کرده و در فضای عمومی بهصورت شفاف منتشر نموده، حقیقتاً قابلتقدیر و تحسین است. آفرین به ایشان و شورای پنجم ازاینجهت...
,
شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
صبح توس,
نمیدانم چه اتفاقات و لابیهایی پشتصحنه در جریان است و تا چه حد این فرآیند واقعی است، اما بهشخصه دوست دارم همهچیز به همین صورت پیش رود. در مورد این متن شاید بیاغراق بشود دهها جلسه حرف زد، در نقد و در تائید، اما مجال آن حداقل اینجا فراهم نیست، بماند تا حضورشان در منصب شهرداری و ...
بعدازاین تعارفات بگذارید مهمترین اشکال وارد بر آن را صریح بگویم، برنامه تهیهشده و ارائهشده باوجود همه حسنهایی که دارد و مجال طرحش نیست! چیزی جز نمایش مرتب و منظم صدها پروژه و اقدام که بسیاری از آنها، تعارض ذاتی باهم دارند نیست.
شرح داستان مفصل است اما خلاصه آنکه برای به دست آوردن یک هدف باید برخی اهداف دیگر را تا حدی مصالحه و قربانی کنید و تمام داستان مدیریت، مدیریت هزینه و فایده این قربانی کردنهاست. طرح اهداف بهصورت اولویتبندی نشده (چه اولویت رتبی، چه زمانی و چه سازمانی) به نظر میرسد بیشتر به درد ایجاد تحیر و شیفتگی از حجم عظیم برنامه و اثبات متخصص بودن نویسنده بخورد وگرنه کیست که نداند امکان تحقق همزمان بسیاری از این اهداف متعارض باهم وجود ندارد.جمعی و عمومی بودن بسیاری از پهنههای شهری تفریحی که بهصورت پررنگی در صفحات مختلف برنامه پیشنهادی و هم در برنامههای اقدام بدان تأکید شده رویکردی متفاوت(اگر نگوییم متعارض) با اغلب واگذاریهای خصوصی مبتنی بر مدلهای پیشنهادی در بخش تأمین سرمایه در همین برنامه است. مثالهای متعددی برای این تعارض منافع در پهنههایی مثل پارک خورشید و ...در همین چارچوب قابل تفسیر است که مجال مفصلتری میطلبد و هکذا دهها دوگان و هدف متعارض دیگر که متن اعلامشده مشحون از آنهاست.
خلاصه آنکه برنامه خوب، ذکر انبوه اهداف خوب و دهانپرکن نیست، ذکر اولویتهای برنامهای در تزاحم بین چند هدف خوب است، ذکر هزینه فایدههای مترتب بر آن و تأمل صادقانه در اثرات منفی مترتب بر هر هدف است و اگرنه چه کسی پیدا میشود که یک شهر آرام و کم ترافیک، با محوریت پیادهرو، با ساختمانهایی مشحون از زیبایی معماری اسلامی با هویت بصری چشمنواز را که از درآمدهای پایدار و بدون شهر فروشی بهدستآمده را نخواهد!!!
سالها است در ادبیات برنامهریزی مصطلح در غرب، برنامهها بر محور یک یا دو راهبرد محوری و اغلب انسانی بنا میشوند و تمام مناسبات نرمافزاری و سختافزاری توسعهای(یعنی مناسباتی که با آمدن مدیریت جدید میخواهد آغاز شود و بهخودیخود در فرآیند عادی مدیریتهای سازمان قرار نداشته است) حول مفهومی مثل شهر منظم یا شهر مردم محور و یا در کشورهای سختافزاریتر شهر هوشمند و داده محور و ...طراحی میشود. این وحدت گفتمانی، بهراحتی همه اجزای توسعهای سازمان را حول هدف جدید متمرکز میکند و بشدت اثرگذاری و کارآمدی سیستم را افزایش میدهد. بهعنوانمثال سازمانی مثل آستان قدس که از نزدیک مدتهاست با آن آشنایی دارم، سالها بود که خدماتی را در کنار سایر وظایف مرسوم برای محرومان انجام میداد، اما کارآمدی این خدمات جایی در سفره برنامههای سازمان دیده شد ( و انشا الله بیش از این در سفره مردم شهر هم دیده میشود) که این موضوع، محوریت اصلی گفتمان حاکم بر این سازمان در یک سال اخیر قرار گرفت. در فضای شهر و شهرداری همداستان همینگونه است و اساساً در هر سازمان دیگری هم.
تا نخ تسبیح تمام فعالیتهای یک مدیریت مشخص نشود نه امکان تمرکز قوا برای رسیدن به هدف فراهم میشود و نه عملکردها قابلسنجش دقیق خواهد بود. در برنامه معرفیشده توسط جناب دکتر کلایی، بهوضوح این مسئله مهم نادیده انگاشته شده و انبوهی از این محورها پشت سر همردیف شدهاند. با این ترتیب، تقریباً هر فعالیتی با هر رویکردی را میتوان در انتهای دوره توجیه کرد چون با یکی از اهداف برنامههای موجود در متن همخوانی دارد!
در باب بسیاری از اولویتها، شبکه مسائل مطرحشده، کلیگوییها، ابهامات و اشکالات متعددی قابلذکر است که مجال دیگری میطلبد، فعلاً منتظر برنامه بعدی کاندیدها میمانم.
انتهای پیام/
,
نمیدانم چه اتفاقات و لابیهایی پشتصحنه در جریان است و تا چه حد این فرآیند واقعی است، اما بهشخصه دوست دارم همهچیز به همین صورت پیش رود. در مورد این متن شاید بیاغراق بشود دهها جلسه حرف زد، در نقد و در تائید، اما مجال آن حداقل اینجا فراهم نیست، بماند تا حضورشان در منصب شهرداری و ...
بعدازاین تعارفات بگذارید مهمترین اشکال وارد بر آن را صریح بگویم، برنامه تهیهشده و ارائهشده باوجود همه حسنهایی که دارد و مجال طرحش نیست! چیزی جز نمایش مرتب و منظم صدها پروژه و اقدام که بسیاری از آنها، تعارض ذاتی باهم دارند نیست.
شرح داستان مفصل است اما خلاصه آنکه برای به دست آوردن یک هدف باید برخی اهداف دیگر را تا حدی مصالحه و قربانی کنید و تمام داستان مدیریت، مدیریت هزینه و فایده این قربانی کردنهاست. طرح اهداف بهصورت اولویتبندی نشده (چه اولویت رتبی، چه زمانی و چه سازمانی) به نظر میرسد بیشتر به درد ایجاد تحیر و شیفتگی از حجم عظیم برنامه و اثبات متخصص بودن نویسنده بخورد وگرنه کیست که نداند امکان تحقق همزمان بسیاری از این اهداف متعارض باهم وجود ندارد.جمعی و عمومی بودن بسیاری از پهنههای شهری تفریحی که بهصورت پررنگی در صفحات مختلف برنامه پیشنهادی و هم در برنامههای اقدام بدان تأکید شده رویکردی متفاوت(اگر نگوییم متعارض) با اغلب واگذاریهای خصوصی مبتنی بر مدلهای پیشنهادی در بخش تأمین سرمایه در همین برنامه است. مثالهای متعددی برای این تعارض منافع در پهنههایی مثل پارک خورشید و ...در همین چارچوب قابل تفسیر است که مجال مفصلتری میطلبد و هکذا دهها دوگان و هدف متعارض دیگر که متن اعلامشده مشحون از آنهاست.
خلاصه آنکه برنامه خوب، ذکر انبوه اهداف خوب و دهانپرکن نیست، ذکر اولویتهای برنامهای در تزاحم بین چند هدف خوب است، ذکر هزینه فایدههای مترتب بر آن و تأمل صادقانه در اثرات منفی مترتب بر هر هدف است و اگرنه چه کسی پیدا میشود که یک شهر آرام و کم ترافیک، با محوریت پیادهرو، با ساختمانهایی مشحون از زیبایی معماری اسلامی با هویت بصری چشمنواز را که از درآمدهای پایدار و بدون شهر فروشی بهدستآمده را نخواهد!!!
سالها است در ادبیات برنامهریزی مصطلح در غرب، برنامهها بر محور یک یا دو راهبرد محوری و اغلب انسانی بنا میشوند و تمام مناسبات نرمافزاری و سختافزاری توسعهای(یعنی مناسباتی که با آمدن مدیریت جدید میخواهد آغاز شود و بهخودیخود در فرآیند عادی مدیریتهای سازمان قرار نداشته است) حول مفهومی مثل شهر منظم یا شهر مردم محور و یا در کشورهای سختافزاریتر شهر هوشمند و داده محور و ...طراحی میشود. این وحدت گفتمانی، بهراحتی همه اجزای توسعهای سازمان را حول هدف جدید متمرکز میکند و بشدت اثرگذاری و کارآمدی سیستم را افزایش میدهد. بهعنوانمثال سازمانی مثل آستان قدس که از نزدیک مدتهاست با آن آشنایی دارم، سالها بود که خدماتی را در کنار سایر وظایف مرسوم برای محرومان انجام میداد، اما کارآمدی این خدمات جایی در سفره برنامههای سازمان دیده شد ( و انشا الله بیش از این در سفره مردم شهر هم دیده میشود) که این موضوع، محوریت اصلی گفتمان حاکم بر این سازمان در یک سال اخیر قرار گرفت. در فضای شهر و شهرداری همداستان همینگونه است و اساساً در هر سازمان دیگری هم.
تا نخ تسبیح تمام فعالیتهای یک مدیریت مشخص نشود نه امکان تمرکز قوا برای رسیدن به هدف فراهم میشود و نه عملکردها قابلسنجش دقیق خواهد بود. در برنامه معرفیشده توسط جناب دکتر کلایی، بهوضوح این مسئله مهم نادیده انگاشته شده و انبوهی از این محورها پشت سر همردیف شدهاند. با این ترتیب، تقریباً هر فعالیتی با هر رویکردی را میتوان در انتهای دوره توجیه کرد چون با یکی از اهداف برنامههای موجود در متن همخوانی دارد!
در باب بسیاری از اولویتها، شبکه مسائل مطرحشده، کلیگوییها، ابهامات و اشکالات متعددی قابلذکر است که مجال دیگری میطلبد، فعلاً منتظر برنامه بعدی کاندیدها میمانم.
انتهای پیام/
,
,
نمیدانم چه اتفاقات و لابیهایی پشتصحنه در جریان است و تا چه حد این فرآیند واقعی است، اما بهشخصه دوست دارم همهچیز به همین صورت پیش رود. در مورد این متن شاید بیاغراق بشود دهها جلسه حرف زد، در نقد و در تائید، اما مجال آن حداقل اینجا فراهم نیست، بماند تا حضورشان در منصب شهرداری و ...
,
,
بعدازاین تعارفات بگذارید مهمترین اشکال وارد بر آن را صریح بگویم، برنامه تهیهشده و ارائهشده باوجود همه حسنهایی که دارد و مجال طرحش نیست! چیزی جز نمایش مرتب و منظم صدها پروژه و اقدام که بسیاری از آنها، تعارض ذاتی باهم دارند نیست.
,
,
شرح داستان مفصل است اما خلاصه آنکه برای به دست آوردن یک هدف باید برخی اهداف دیگر را تا حدی مصالحه و قربانی کنید و تمام داستان مدیریت، مدیریت هزینه و فایده این قربانی کردنهاست. طرح اهداف بهصورت اولویتبندی نشده (چه اولویت رتبی، چه زمانی و چه سازمانی) به نظر میرسد بیشتر به درد ایجاد تحیر و شیفتگی از حجم عظیم برنامه و اثبات متخصص بودن نویسنده بخورد وگرنه کیست که نداند امکان تحقق همزمان بسیاری از این اهداف متعارض باهم وجود ندارد.جمعی و عمومی بودن بسیاری از پهنههای شهری تفریحی که بهصورت پررنگی در صفحات مختلف برنامه پیشنهادی و هم در برنامههای اقدام بدان تأکید شده رویکردی متفاوت(اگر نگوییم متعارض) با اغلب واگذاریهای خصوصی مبتنی بر مدلهای پیشنهادی در بخش تأمین سرمایه در همین برنامه است. مثالهای متعددی برای این تعارض منافع در پهنههایی مثل پارک خورشید و ...در همین چارچوب قابل تفسیر است که مجال مفصلتری میطلبد و هکذا دهها دوگان و هدف متعارض دیگر که متن اعلامشده مشحون از آنهاست.
,
خلاصه آنکه برنامه خوب، ذکر انبوه اهداف خوب و دهانپرکن نیست، ذکر اولویتهای برنامهای در تزاحم بین چند هدف خوب است، ذکر هزینه فایدههای مترتب بر آن و تأمل صادقانه در اثرات منفی مترتب بر هر هدف است و اگرنه چه کسی پیدا میشود که یک شهر آرام و کم ترافیک، با محوریت پیادهرو، با ساختمانهایی مشحون از زیبایی معماری اسلامی با هویت بصری چشمنواز را که از درآمدهای پایدار و بدون شهر فروشی بهدستآمده را نخواهد!!!
,
,
سالها است در ادبیات برنامهریزی مصطلح در غرب، برنامهها بر محور یک یا دو راهبرد محوری و اغلب انسانی بنا میشوند و تمام مناسبات نرمافزاری و سختافزاری توسعهای(یعنی مناسباتی که با آمدن مدیریت جدید میخواهد آغاز شود و بهخودیخود در فرآیند عادی مدیریتهای سازمان قرار نداشته است) حول مفهومی مثل شهر منظم یا شهر مردم محور و یا در کشورهای سختافزاریتر شهر هوشمند و داده محور و ...طراحی میشود. این وحدت گفتمانی، بهراحتی همه اجزای توسعهای سازمان را حول هدف جدید متمرکز میکند و بشدت اثرگذاری و کارآمدی سیستم را افزایش میدهد. بهعنوانمثال سازمانی مثل آستان قدس که از نزدیک مدتهاست با آن آشنایی دارم، سالها بود که خدماتی را در کنار سایر وظایف مرسوم برای محرومان انجام میداد، اما کارآمدی این خدمات جایی در سفره برنامههای سازمان دیده شد ( و انشا الله بیش از این در سفره مردم شهر هم دیده میشود) که این موضوع، محوریت اصلی گفتمان حاکم بر این سازمان در یک سال اخیر قرار گرفت. در فضای شهر و شهرداری همداستان همینگونه است و اساساً در هر سازمان دیگری هم.
,
تا نخ تسبیح تمام فعالیتهای یک مدیریت مشخص نشود نه امکان تمرکز قوا برای رسیدن به هدف فراهم میشود و نه عملکردها قابلسنجش دقیق خواهد بود. در برنامه معرفیشده توسط جناب دکتر کلایی، بهوضوح این مسئله مهم نادیده انگاشته شده و انبوهی از این محورها پشت سر همردیف شدهاند. با این ترتیب، تقریباً هر فعالیتی با هر رویکردی را میتوان در انتهای دوره توجیه کرد چون با یکی از اهداف برنامههای موجود در متن همخوانی دارد!
,
,
در باب بسیاری از اولویتها، شبکه مسائل مطرحشده، کلیگوییها، ابهامات و اشکالات متعددی قابلذکر است که مجال دیگری میطلبد، فعلاً منتظر برنامه بعدی کاندیدها میمانم.
,
انتهای پیام/
,
]
به اشتراک گذاری این مطلب!
ارسال دیدگاه