در گفتگو با یک پژوهشگر برتر غیر ایرانی مطرح شد؛
سیاستمدار باید نویسنده و سخنور حرفه ای باشد/پل ارتباطی مستحکمی بین سیاست و خبرنگاری وجود دارد
بسم الله خرمی دانشجوی برتر غیر ایرانی علوم سیاسی دانشگاه باهنر کرمان عقیده دارد سیاستمدار قبل از اینکه سیاسی باشد باید یک نویسنده و یک سخنور خوبی باشد و خبرنگار چنین شخصیتی دارد که با سخنوری خوب خود می تواند اغنا کند و سیاستمداری که سخنور خوبی نباشد کشورش دچار آسیب خواهد شد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آرمان کرمان؛ بسم الله خرمی متولد 1373 افغانستان است و در حال حاضر دانشجوی رشته علوم سیاسی دانشگاه باهنر کرمان می باشد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آرمان کرمان؛ , آرمان کرمان؛ ,وی عضو استعدادهای درخشان ، پژوهشگر برتر غیر ایرانی در سال 94 ،نویسنده چندین مقاله و در حال حاضر رتبه یک علوم سیاسی در دانشگاه باهنر کرمان است.
,خرمی یک ماهه بوده جانباز شیمیایی می شود و به گفته خودش ، زمانی که طالبان منطقه "غزنه" را مورد حمله شیمایی قرار می دهند تنها یک ماه داشته است که از ناحیه هر دو چشم آسیب می بیند و نابینا می شود نه تنها او که تعداد زیادی از مردم مسلمان و بی گناه افغانستان شهید و یا دچار بیماری های متعدد می شوند.
,وی می گوید: برای درمان اولین بار به کشور پاکستان رفتم و سپس به هندوستان که خدا را شکر بینایی خودم را بدست آوردم .
,4 ساله بوده که به اتفاق خانواده برای زندگی به ایران سفر می کند، در ایران نیز در بیمارستان (ف) تهران برای مرتبه سوم مورد عمل جراحی قرار می گیرد که متاسفانه موفقیت آمیز نبوده ،سپس برای معالجه و درمان مجدد به بیمارستان (ن) منتقل می شود و دکتر (ی.ا) تنها با گذاشتن قطعه ای از فشار چشمش می کاهد ولی متاسفانه هنوز از لحاظ دید مشکل دارد.
,نیمی از تحصیلات خود را در کشورش و نیمی دیگر را تا دیپلم درایران ادامه می دهد سپس برای ادامه تحصیل در آزمون سراسری ایران آن هم در کرمان شرکت می کند، رتبه 5 هزار را به دست می آورد که به نظر خودش رضایت بخش نیست ولی با این همه در رشته و دانشگاهی که خودش دوست داشته پذیرفته می شود. (رشته علوم سیاسی دانشگاه باهنر کرمان).
,بسم الله خرمی دارای 4 برادر و یک خواهر است که همه اهل خانواده تحصیل کرده هستند .
,وقتی از وی سوال کردم چه شد طرف حرفه خبرنگاری رفتید و علوم سیاسی چه ارتباطی با این حرفه دارد؟ پاسخ داد: شش ماه است که حرفه خبرنگاری را دنبال می کند و به نظر وی بین سیاست و خبرنگاری پل ارتباطی مستحکمی وجود دارد.
,وی عقیده دارد سیاستمداران ، اهالی سیاست و مدیران نمی توانند کارهای خود را طوری انجام دهند که همه مشکلات را دریابند و در این جا حلقه گم شده ای بنام رکن چهارم دمکراسی یعنی خبرنگاری وجوددارد که سیاستمداران باید آن را دریابند و اگر چنین نکنند آن حلقه مغفول خواهد ماند و این مردم و سیاستمداران هستند که متضرر می شوند.
,خرمی بیان می دارد: اگر روزنامه نگاران و خبرنگاران و بالکل خبرگزاری ها و رسانه های ملی نباشند هیچ خبری در دنیا منعکس نمی شود و هیچ مشکلی آوازه دار نخواهد شد و جرمی افشا نمی شود و کسی از مشکلات مردمی که در دورترین نقاط دنیا زندگی می کنند خبردار نخواهند شد.اگر تمامی سیاستمداران و خبرگزاریها و خبرنگاران و مردم دست به دست هم بدهند هیچ مکانی از دنیا مغفول و ناشناخته نخواهد ماند و همه جا آباد خواهد شد.
,وی اذعان می دارد: اگر ما هم که به عنوان خبرنگار رسالت خودمان را انجام ندهیم و اطلاع رسانی نکنیم مشکلات همچنان به حالت خود باقی خواهد ماند.
,خرمی ادامه می دهد: انگیزه اصلی من برای خبرنگاری این بود که قلمم را تقویت کنم ، خبرنگاری یک نوع نویسندگی به روش حرفه ای و تربیت قلم است و یک سیاستمدار قبل از اینکه سیاسی باشد باید یک نویسنده و یک سخنور خوبی باشد و خبرنگار چنین شخصیتی دارد که با سخنوری خوب خود می تواند اغنا کند و سیاستمداری که سخنور خوبی نباشد کشورش دچار آسیب خواهد شد خیلی از مدیران در کشورهای شرقی متاسفانه این خلأ را دارند نمی توانند خوب اغنا کنند و خوب حرف بزنند و یا بنویسند و اگر حرفی می زنند هزاران برداشت می شود و این به خاطر این است که آنان نتوانسته اند حرف خود را صریح بزنند و این یک آسیب است و روزنامه گاری آنجایی است که می شود این مسائل را حل کرد و از همه مهمتر اینکه شما در روزنامه نگاری با مردم و مشکلاتشان آشنا می شوی و سیاستمدار کسی است که با تمامی اقشار مختلف مردمش آشنا باشد و فقط نباید لایه های بالا را مدنظر قرار دهد زیرا باید از طبقات پایین شروع کند تا به موفقیت برسد و بزرگانی همچون مهاتماگاندی ، بی نظیر بوتو و خیلی کسان دیگر از آن جمله هستند.
,چرا دانشگاه باهنر؟می گوید: متاسفانه خیلی از دانشگاه های معتبر ایران دچار سیاست زدگی شده اند و سیاست آفتی است که علم را از بین می برد ولی خیلی از اساتید دانشگاه های تاپ ایران که علوم سیاسی تدریس می کنند استاد علمی نیستند و فقط سیاستمدارانی هستند که تجربه را انتقال می دهند و یا عالمان سیاستی بودند که سیاست زده شدند و کلاس درسشان کلاس علمی نیست بلکه سیاست بازی است و این یک آسیب است ولی دانشگاه های شهرهای کوجکی مثل کرمان این طور نیستند و اساتید آن به روش های عملی و فری ولیو خیلی عقیده دارند و این خیلی خوب است و دانشگاه باهنر دانشگاهی سخت گیر در زمینه علوم سیاسی است و اساتید آن تحت فشار نیستند و به راحتی با دانشجویانشان صحبت می کنند.
,علت اینکه نشریه "تجارت شرقی" که یک نشریه اصلاح طلب است انتخاب کردید چه بوده است؟ اذعان می دارد: در رابطه با چپی و راستی در ایران اطلاعات خوبی دارم زیرا کتاب های زیادی در این رابطه مطالعه کردم و فیلم های مستندی هم دیدم ولی ورود من به عرصه روزنامه نگاری و حضور در هفته نامه چپی به منزله این نبوده که چپی بوده است بلکه به خاطر حرفه ای بودنش است و دفاتر روزنامه نگاری زیادی در شهر کرمان وجود دارد ولی دفاتر حرفه ای کم هستند . حرفه ای بودن برایم مهم بوده واین در حالیست که با خبرگزاری هایی همچون فارس، تسنیم و باشگاه خبرنگاران جوان هم که از اصولگرایان هستند کار می کنم و برایشان مقاله و مطلب می فرستم زیرا اکثر آنان صفحه افغانستان دارند، من به اندیشه همه احترام می گذارم .
,آیا به خاطر حضور در بین اصلاح طلب ها به شما معترض شده اند؟ در زمینه های مختلف صحبت می کنم و آنچه به ذهن خودم درست است می گویم و نگاه نمی کنم که طرف من چپی یا راستی است در برخی حوزه ها از جمله مربوط به برجام نظر اصولگرایان را قبول دارم و با برجام موافقم زیرا این تحریم ها باعث می شود خودکفا شویم و آنچه مورد نیاز مردم کشورمان است خودمان تولید کنیم و همچنین با تعامل بین المللی نیز موافقم و اینکه دربهای کشور را به روی دیگران ببندیم موفق نخواهیم شد مگر اینکه بخواهیم به شیوه ژاپن عمل کنیم که طبیعتا در حال حاضر شرایط آن نیست و مردم آن شرایط ذهنی و فکری را ندارند.
,و در این رابطه اعتراض های زیادی از طرف دوستان و اساتید شده است و من به اعتراض آنها نیز احترام می گذارم و هیچگاه در حوزه ایران مطلبی نمی نویسم زیرا این امر اعتراض ها را تجدید می کند و در حوزه بین الملل قلم می زنم زیرا در این زمینه دستم بازتر است و ترجیح می دهم در رابطه با مسائل داخلی ایران خود دوستان ایرانی که قلمشان از من رسا تر هست بنویسند.
,وقتی از وی سوال می کنم چرا به کشورت بر نمی گردی،در پاسخ چنین می گوید: برگشتن من در حال حاضر به کشورم صحیح نیست و تنها یک نون خور اضافه می کند زمانی بر می گردم که دستاوردی داشته باشم و آن زمانی نیست مگر اینکه تحصیلات عالیه ام به پایان برسد وقتی با تحصیلات عالیه وارد کشورم شوم و گوشه ای از کار را به عهده بگیرم آن زمان است که مفید هستم، هم اکنون در کشور من کسانی هستند که لیسانس و ارشد دارند و در شرکت های متفاوت مشغول بکارند و حقوق خوبی هم دریافت می کنند ولی دردی از جامعه دوا نمی کنند و امروز کشور من به خود من نیاز ندارد بلکه به توانایی های من نیاز دارد. و زمانی به کشورم بر می گردم که تحصیلات عالیه ام تمام شده باشد و صاحب تجربه وایده باشم و در حال حاضر هم هر جایی صحبت از افغانستان بشود من دخالت می کنم و حتی دوستان دانشگاهی ام به من "مصدق افغان" می گویند من کشورم را دوست دارم و حاضرم برایش بمیرم.
,مصاحبه از : مهین نامجو
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه