پای درد دل زلزلهزدگان روستای ایوق/
اهالی روستا خواهان احداث سریع خانههایشان هستند
زلزله؛ نامی که حتی به خاطر آوردنش امنیت را سلب میکند چند روزی است که مهمان خانههای اهالی روستای ایوق شده و پس لرزههای آن همچنان ادامه دارد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آناج، روستای ایوق از توابع شربیان روستایی است که چند روز پیش در نیمههای شب زلزله اهالی خانه هایش را بیدار کرد، روستایی محروم اما زیبا، پسر بچه شیرینی که پابرهنه میان آوار خانه و حیاط با صورت خندان راه میرود نشان میدهد بچهها هنوز نمیدانند زلزله چیست که قلبشان این چنین آرام است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج, روستای ایوق از توابع شربیان روستایی است که چند روز پیش در نیمههای شب زلزله اهالی خانه هایش را بیدار کرد، روستایی محروم اما زیبا، پسر بچه شیرینی که پابرهنه میان آوار خانه و حیاط با صورت خندان راه میرود نشان میدهد بچهها هنوز نمیدانند زلزله چیست که قلبشان این چنین آرام است.,هرچند که عمق زلزله به اندازه فاجعه زلزله ورزقان نبود و تلفات جانی نداشت اما امدادگران هلال احمر میگویند نزدیک به صد و پنجاه خانه تخریب صددرصد شدهاند. خانههایی کاه گلی و قدیمی که هرچند امن نبودند اما سرپناه کسانی بودند که حالا در کوچههای این روستا چادر زدهاند، خانههایی که حالا از آنها جز خشت و آجر اثری نمانده است و حیاط هایی که معدود وسایل باقی مانده خانه از زلزله را در خود جا دادهاند.
, هرچند که عمق زلزله به اندازه فاجعه زلزله ورزقان نبود و تلفات جانی نداشت اما امدادگران هلال احمر میگویند نزدیک به صد و پنجاه خانه تخریب صددرصد شدهاند. خانههایی کاه گلی و قدیمی که هرچند امن نبودند اما سرپناه کسانی بودند که حالا در کوچههای این روستا چادر زدهاند، خانههایی که حالا از آنها جز خشت و آجر اثری نمانده است و حیاط هایی که معدود وسایل باقی مانده خانه از زلزله را در خود جا دادهاند.,

,
, پس لرزههای زلزله همچنان ادامه دارد و بعد از گذشت دو روز اهالی روستا بیش از شش بار پس لرزهها را احساس کردهاند و همچنان روستای ایوق شهرستان شربیان روی موج زلزله قرار دارد.
, پس لرزههای زلزله همچنان ادامه دارد و بعد از گذشت دو روز اهالی روستا بیش از شش بار پس لرزهها را احساس کردهاند و همچنان روستای ایوق شهرستان شربیان روی موج زلزله قرار دارد.,در کوچههای روستای ایوق که قدم میزنیم خانهها یکی در میان تخریب شدهاند، خانههایی که مقاومتر بودند ترکهای اساسی بر روی دیوارشان دیده میشود اما خانههای قدیمی و خشتی با خاک یکسان شدهاند، گوشه گوشه کوچهها چادرهای هلال احمر دیده میشود و کودکانی که پابرهنه از این چادرها برای بازی بیرون میزنند و مادرانی که با چشمانی منتظر از لای این چادرها به بیرون نگاه میکنند.
, در کوچههای روستای ایوق که قدم میزنیم خانهها یکی در میان تخریب شدهاند، خانههایی که مقاومتر بودند ترکهای اساسی بر روی دیوارشان دیده میشود اما خانههای قدیمی و خشتی با خاک یکسان شدهاند، گوشه گوشه کوچهها چادرهای هلال احمر دیده میشود و کودکانی که پابرهنه از این چادرها برای بازی بیرون میزنند و مادرانی که با چشمانی منتظر از لای این چادرها به بیرون نگاه میکنند.,تا از خانه خارج شویم هلال احرم، سپاه و ارتش رسیده بودند
, تا از خانه خارج شویم هلال احرم، سپاه و ارتش رسیده بودند, تا از خانه خارج شویم هلال احرم، سپاه و ارتش رسیده بودند, تا از خانه خارج شویم هلال احرم، سپاه و ارتش رسیده بودند,وارد یکی از چادرها میشویم که چند زن به همراه کودکانشان نشستهاند، چادرشان کنار مخروبههای خانهشان و اسباب سالمی که برایشان مانده است را کنار چادر جمع کردهاند. میپرسم زمان زلزله کجا بودند و چه کار میکردند "خواب بودم که قبل از احساس کردن زلزله با صدای آن بیدار شدم تا به خودمان بیاییم و از خانه خارج شویم زلزله سقف و دیوارهایمان را پایین آورده بود."
, وارد یکی از چادرها میشویم که چند زن به همراه کودکانشان نشستهاند، چادرشان کنار مخروبههای خانهشان و اسباب سالمی که برایشان مانده است را کنار چادر جمع کردهاند. میپرسم زمان زلزله کجا بودند و چه کار میکردند "خواب بودم که قبل از احساس کردن زلزله با صدای آن بیدار شدم تا به خودمان بیاییم و از خانه خارج شویم زلزله سقف و دیوارهایمان را پایین آورده بود.",از هلال احمر و سپاه و ارتش میگوید که همان دقایق اولیه در روستا حاضر شده بودند، میافزاید: "تا از خانه خارج شویم و بدانیم که چه اتفاقی افتاده است هلال احمر اینجا حاضر بود و بلافاصله هم نیروهای سپاه و ارتش آمدند، از همان لحظههای اول خانه ها را تخلیه کردند و چادرها را به ما دادند و دو روز هست که غذای گرم هم توزیع میکنند"
, از هلال احمر و سپاه و ارتش میگوید که همان دقایق اولیه در روستا حاضر شده بودند، میافزاید: "تا از خانه خارج شویم و بدانیم که چه اتفاقی افتاده است هلال احمر اینجا حاضر بود و بلافاصله هم نیروهای سپاه و ارتش آمدند، از همان لحظههای اول خانه ها را تخلیه کردند و چادرها را به ما دادند و دو روز هست که غذای گرم هم توزیع میکنند",

,
, در مورد قطعی آب و برق در روستا بعد از زلزله توضیح میدهد: "روز اول چند ساعتی برقمان قطع بود اما بعد از آن وصل شد و هیچ مشکلی از این بابت نداریم البته گازمان به خاطر تخریب لولههای گاز قطع است"
, در مورد قطعی آب و برق در روستا بعد از زلزله توضیح میدهد: "روز اول چند ساعتی برقمان قطع بود اما بعد از آن وصل شد و هیچ مشکلی از این بابت نداریم البته گازمان به خاطر تخریب لولههای گاز قطع است",وی ادامه میدهد: الان که هوا خوب است میتوانیم در چادر بمانیم اما چند هفته دیگر نمیشود حتی روز را در این چادرها ماند چه برسد شب، از مسئولین خواهش میکنم هرچه سریعتر خانه هایمان را بسازند"
, وی ادامه میدهد: الان که هوا خوب است میتوانیم در چادر بمانیم اما چند هفته دیگر نمیشود حتی روز را در این چادرها ماند چه برسد شب، از مسئولین خواهش میکنم هرچه سریعتر خانه هایمان را بسازند",خشک سالی پولی برایمان نگذاشته است؛ دولت زودتر خانههایمان را بسازد
, خشک سالی پولی برایمان نگذاشته است؛ دولت زودتر خانههایمان را بسازد, خشک سالی پولی برایمان نگذاشته است؛ دولت زودتر خانههایمان را بسازد, خشک سالی پولی برایمان نگذاشته است؛ دولت زودتر خانههایمان را بسازد,کنار چادری دیگر پیرمردی شصت هفتاد ساله ایستاده است و تا ما را میبیند درد دلش تازه میشود، با گله از زمین و زمان، میگوید: "وام مسکن خواسته بودم که هنوز ندادهاند الان هم با این وضعیت باید چه کارکنم؟ کجا بمانیم زمستان نزدیک است و خشکسالی امسال هم برای ما که کشاورزی میکنیم پولی نگذاشته است که بخواهیم خودمان کاری کنیم از مسئولین و دولت میخواهم هرچه زودتر به فکر خانه هایمان باشد."
, کنار چادری دیگر پیرمردی شصت هفتاد ساله ایستاده است و تا ما را میبیند درد دلش تازه میشود، با گله از زمین و زمان، میگوید: "وام مسکن خواسته بودم که هنوز ندادهاند الان هم با این وضعیت باید چه کارکنم؟ کجا بمانیم زمستان نزدیک است و خشکسالی امسال هم برای ما که کشاورزی میکنیم پولی نگذاشته است که بخواهیم خودمان کاری کنیم از مسئولین و دولت میخواهم هرچه زودتر به فکر خانه هایمان باشد.",درباره حضور نیروهای امدادی هلال احمر، سپاه و ارتش عنوان میکند: «ده دقیقه از زلزله نگذشته بود که همهشان اینجا بودند و شروع کردند به آواربرداری به ما چادر و غذا و تمام امکانات را دادهاند."
, درباره حضور نیروهای امدادی هلال احمر، سپاه و ارتش عنوان میکند: «ده دقیقه از زلزله نگذشته بود که همهشان اینجا بودند و شروع کردند به آواربرداری به ما چادر و غذا و تمام امکانات را دادهاند.",

,
, از وضعیت معابر روستا گلایه دارد و با ناراحتی ادامه میدهد: "اگر کمی زلزله شدیدتر بود چون خانههایمان از خشت و گل بوده و کوچهها تنگ است، چنانچه کسی زیر آوار میماند زنده خارج نمیشد، الان که زلزله شده است لااقل به وضعیت روستا و خانههایمان رسیدگی کنند ما چه گناهی داریم که در روستا زندگی میکنیم و به ما رسیدگی نمیکنند و حتی برای یک وام ساخت مسکن هم چند سال است در نوبت هستیم."
, از وضعیت معابر روستا گلایه دارد و با ناراحتی ادامه میدهد: "اگر کمی زلزله شدیدتر بود چون خانههایمان از خشت و گل بوده و کوچهها تنگ است، چنانچه کسی زیر آوار میماند زنده خارج نمیشد، الان که زلزله شده است لااقل به وضعیت روستا و خانههایمان رسیدگی کنند ما چه گناهی داریم که در روستا زندگی میکنیم و به ما رسیدگی نمیکنند و حتی برای یک وام ساخت مسکن هم چند سال است در نوبت هستیم.",به بالا دست روستا که نزدیک میشویم ویرانیها بیشتر است و تعداد چادرهای سفید کنار هم قرار گرفته راه را برای تردد سخت تر کرده است، مردی با هیجان و عجله میخواهد حرف بزند، حدس میزنیم که میخواهد گله یا شکایتی را مطرح کند اما از حرف هایش تعجب میکنم.
, به بالا دست روستا که نزدیک میشویم ویرانیها بیشتر است و تعداد چادرهای سفید کنار هم قرار گرفته راه را برای تردد سخت تر کرده است، مردی با هیجان و عجله میخواهد حرف بزند، حدس میزنیم که میخواهد گله یا شکایتی را مطرح کند اما از حرف هایش تعجب میکنم.,امدادگران و سپاه وارتش مثل خانوادهشان با ما رفتار میکنند
, امدادگران و سپاه وارتش مثل خانوادهشان با ما رفتار میکنند, امدادگران و سپاه وارتش مثل خانوادهشان با ما رفتار میکنند, امدادگران و سپاه وارتش مثل خانوادهشان با ما رفتار میکنند,با لبخند شروع میکند و میگوید: "اسمم خلیل است و فقط آمدهام از نیروهای امدادی و سپاه و ارتش تشکر کنم، وقتی سراسیمه به کوچهها آمدیم همزمان با ما نیروهایشان اینجا بود و دیدنشان به ما امنیت داد که اینجا تنها نیستیم و مثل برادر کنارمان بودند و خیلیهایشان در این چند روزه که اینجا هستند بدون لحظهای استراحت مشغول کار میباشند"
, با لبخند شروع میکند و میگوید: "اسمم خلیل است و فقط آمدهام از نیروهای امدادی و سپاه و ارتش تشکر کنم، وقتی سراسیمه به کوچهها آمدیم همزمان با ما نیروهایشان اینجا بود و دیدنشان به ما امنیت داد که اینجا تنها نیستیم و مثل برادر کنارمان بودند و خیلیهایشان در این چند روزه که اینجا هستند بدون لحظهای استراحت مشغول کار میباشند",در مورد چادر و غذای گرم که میپرسیم جواب میدهد"از همان ساعات اول چادرها را برپا کردند و از ظهر روز زلزله هم توزیع غذا را شروع کردند و هیچ مشکلی نداریم واقعا رفتارشان مثال زدنی بود و انگار که این مشکل برای خانواده خودشان به وجود آمده است."
, در مورد چادر و غذای گرم که میپرسیم جواب میدهد"از همان ساعات اول چادرها را برپا کردند و از ظهر روز زلزله هم توزیع غذا را شروع کردند و هیچ مشکلی نداریم واقعا رفتارشان مثال زدنی بود و انگار که این مشکل برای خانواده خودشان به وجود آمده است.",

,
, از اهالی جدا میشویم تا به سمت تبریز برگردیم، هرچند زلزله خانههایشان را ویران کرده اما امید و رضایتمندی را در چهرههایشان میبینیم، دامپزشکی برای سم پاشی آمده است، هلال احمر مشغول کمک رسانی است و بنیاد مسکن، ارتش و سپاه در کنار هم مشغول آوار برداری هستند و مردمی که منتظرند هرچه سریع تر به خانههایشان برگردند.
, از اهالی جدا میشویم تا به سمت تبریز برگردیم، هرچند زلزله خانههایشان را ویران کرده اما امید و رضایتمندی را در چهرههایشان میبینیم، دامپزشکی برای سم پاشی آمده است، هلال احمر مشغول کمک رسانی است و بنیاد مسکن، ارتش و سپاه در کنار هم مشغول آوار برداری هستند و مردمی که منتظرند هرچه سریع تر به خانههایشان برگردند.,ذکر این نکته خالی از لطف نیست که هرچند بیشتر مردم از وضعیت امداد وخدمات رسانی رضایت کامل دارند اما با توجه به نزدیک شدن فصل سرمای آذربایجان تا چند هفته دیگر چادرها نمیتواند مکانی برای زندگی باشد و دولت و مسئولین بایستی هرچه سریع تر به بازسازی خانه ها بپردازند تا مردمی که چشم انتظار کمک هستند بیش از این دچار مشکل نشوند.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه