در فراق عباس آذربایجان ؛

محسن آمد اما هنوز عباس در پناه زینب است

محسن آمد اما هنوز عباس در پناه زینب است
آقا محسن امروز می‌آید اما حاج عباس ما هنوز در پناه زینب است...
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانابه نقل از آناج، چشمان انتظار ما تو را می‌طلبد حاج عباس؛ می‌خواهیمت سردار حتی اگر جسمی بی‌جان باشی، همین بودنت برای خیلی‌ها حیاتی دوباره است. خوب می‌دانیم که می‌خواستی همچون مادر گمنام باشی و پیکرت جاودانه!

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,

اما این روزها که زمزمه‌ی بازگشت پیکر آقا محسن در شهر پیچیده است، غمی تازه در دل جوانه زده؛ غمی که دلتنگی دیدارت را فریاد می‌زند، غمی که اشک‌های گرم فراق را بر روی گونه جاری می‌سازد و آرام فرو می‌ریزد.

,

ابهت پیکرت آن‌سان که زیر پای دژخیمان به روی خاک افتاده بود همچون روضه‌ای مکشوفه بود که چند سال بعد در آن عکس معروف اسارت آقا محسن باز هم نواخته شد؛ آن نگاه هراسان دشمن خولی صفت، لب‌های تشنه گویای مکتبی بود که هر دو در آن درس گرفته‌اید... اینک محسن باز می‌گردد و عباس همچنان پاسدار حریم خواهر است...

,

مگر می‌شود از یادمان بروی حاج عباس، هنوز هم برای ما رسم مردانگی در صاحب نامت نهفته هست؛ تو نیز همچون عباسِ علی(ع) برای استمداد اهل بیت(ره) رفتی و نگذاشتی دوباره آل الله به اسارت خصم بیفتد. غیرت عاشورایی‌ات نگذاشت پس از سال‌ها نبرد در خاک تفتیده‌ی جنوب در معرکه‌ی شام حاضر نشوی و آسایش سال‌های بازنشستگی‌ات را فدای بانوی دمشق نکنی!

,

می‌دانیم نرفته بودی که باز گردی. می‌خواستی جسمت به خاک سپرده شود، روحت به خدا و راهت برای آیندگان... تمام خواستنی‌ها را خوب خواستی اما گاهی هوای دلهای بهاری ما را هم داشته باش..

,

مسافران یا می‌روند یا می‌آیند، چه رازی داشتی سردار که رفته‌ای و هنوز اینجا در بین ما هستی؟

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه