درپی انتقاد رسانههای انحصار طلب از سخنرانی علما؛
منبر جای چه حرفهایی هست و نیست؟
اینکه انتظار داشته باشیم روحانیون و مبلغان دینی، به جز موارد معدود و محدود در هیچ حوزهی دیگری اظهار نظر ننمایند، از طرفی بستن دهان منتقدین است و از طرفی مخالف با آموزههای دینی و ضرورت روشنگری هادیان دینی میباشد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانابه نقل از آناج، سخنرانی منبری یکی از شیوههای مرسوم و سنتی تبلیغ دین است که پیشینهای بسیار قدیمی دارد. این شیوهی تبلیغی منحصر به دانش آموختگان حوزوی است که در کِسوت لباس مقدس روحانیت هستند، در این روش که برای اقناع مخاطب کاربرد دارد از بیان استدلالات عقلی و نقلی و داستانهای خوبان و َبدان و شعر و ضرب المثل استفاده میشود و معمولا پس از سخنرانی دقایقی نیز به ذکر و مدح اهل بیت پرداخته میگردد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,با پیروزی انقلاب اسلامی و حاکمیت اندیشه و فرهنگ و قوانین دینی، مبلّغان دینی و خاصا قشر روحانیت در کلام و عملکرد زیر ذره بین دوست و دشمن قرار دارند و جامعه حساسیت وافری به کنشهای این قشر دارد و سریعا نیز واکنش نشان میدهد.
,اخیرا و به دنبال برخی انتقادات و مصلحت جوییهای علمای دینی، در برخی نشریات زنجیرهای انحصار طلب و شبکههای اجتماعی آنها ، موضوعی تحت این عنوان مطرح شده است که روحانیت در منبر و تریبونهای دینی چه حرفهایی را باید/ نباید بزنند و آیا محدودهای برای آن وجود دارد یا نه؟
,اینکه محتوای پیامهایی که از حوزویها و روحانیون در منابر و تریبونها صادر میشود، محدوه و چارچوبی داشته باشد، در آن شکی نیست! چون که تمامی این پیام ها بایستی دارای رسالت دینی و قرآنی و جستجوی صلاح مُلک و مملکت و جامعه بوده باشد و در غیر این صورت نه پیام صادر شده پیام دین است و نه گوینده، گویندهی دین است. همچنانکه برخیهای معدود با تلبس به این لباس مقدس، ضربهای به دین میزنند که هیچ کس دیگری قادر به زدن این ضربه مهلک نیست. چنانکه امام خمینی ضرر این دست روحانیون را از یک ساواکی جنایتکار بیشتر میداند.
,اما نکته اینجاست که از طرفی برخیها پیام های انتقادی را اگر چه بر خواسته از متن دین و کتاب آسمانی قرآن باشد را، بر نتافته و حتی گردهمایی چند هزار نفرهی منتقدین را در فضایی محدود بر نمیتابند و از طرفی دیگر شاید بر این عقیدهاند که رسالت روحانیت و منبر صرفا روخوانی قرآن وحدیث و بیان معنای لغوی آنها برای مخاطبین میباشد و هر گونه ذکر و بیان مصداق و آسیب شناسی اجتماعی را خارج از حیطهی وظایف و اختیارات روحانیون و ائمه جمعه میدانند و مبنای این نگرش، نمیتوانند جز بینشی سکولار باشد که دین و دیانت را در حوزه و محدودهی مسجد و منبر مباح و حکمفرما میداند.
,البته اصلا بعید نیست که تعداد معدود و انگشت شماری از روحانیون در ذکر برخی مثالها یا ورود به برخی موضوعات اجتماعی رعایت عُرف حاکم را ننمایند چرا که روحانیون نیز معصوم و مصون از خطا نیستند اما اینکه روشنفکران دینی و هادیان اجتماعی را موقوف و منحصر در پرداخت به مسائلی محدود و اِحصاء شده بنمائیم، این چیزی جز دیکتاتوری و بستن دهان منتقدین نیست و بایستی صداهای مختلف از تریبونها و منابر مختلف به گوش برسد و بِحمدلله مردم در سطحی از آگاهی قرار دارند که بین حق و اَحَقّ یکی را را اختیار نمایند و مردم نیز این مطالبه را دارند که روحانیون با پرداختن به مباحث مختلف اجتماعی-فرهنگی و سیاسی و بررسی منصفانه و عالمانه، فضای فکری جامعه را برای انتخاب احَقّ روشنتر بنمایند، خواه این مباحث خوشایند برخی گروهها و احزاب سیاسی باشد یا خیر و کسی نمیتواند دیکته نماید که، عالِمی چه بگوید و چه نگوید و اگر اینگونه باشد دیگر عالِم بودن معنایی نخواهد داشت.
,و البته در سالهای اخیر مراکز مختلف تخصصی در حوزههای علمیه مشغول به کارِ ایجادِ تخصص در شاخههای مختلف برای روحانیون هستند تا روحانیون صِرفا با تکیه بر داشتهها و تحلیلهای شخصی، اقدام به اظهار نظر در مواردی که نیاز به تخصص است را نکنند.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه