گفتگو با مدیر سابق فرهنگسرای رسانه اصفهان؛
سرگرمیها بیشترین اثرگذاری را در زندگی و شخصیت ما دارند/ «سواد رسانه ای» را تبدیل به یک نهضت کردیم
در مورد مسئولیت هایم تا آنجا که به فرهنگسرای رسانه ختم شد بد نبود و در فرهنگسرای رسانه کارها تخصصی بود که هم برای من و هم به نظرم برای شهر باعث رشد بود. برای اولین بار اسم سواد رسانهای در شهر همه گیر و تبدیل به یک نهضت و مطالبه شد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای اصفهان؛ مجید شریفیفر کارشناس ارشد جامعه شناسی است. او مسئولیت های مختلفی در شهرداری اصفهان داشته است اما قبل از آن شریفی فر را که جزء فعالان دانشجویی دانشگاه آزاد خوراسگان و جزء فعالان مراکز فرهنگی بوده باید یک چهره فرهنگی دانست تا مسئول صرف.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای اصفهان,شریفیفر بعد از دانشگاه، مسئولیت هایی را بر عهده گرفته است که هرکدام از آنها خود جای یک مصاحبه مجزا دارد؛ مدیریت کتابخانه مرکزی، ریاست فرهنگسرای رسانه، مجتمع فرهنگی ورزشی امام خمینی(ره) تا ریاست فرهنگسرای سبحان و فرهنگسرای اسوه از جمله این مسئولیت هاست.
,با او درباره فعالیت هایش به گفتگو نشسته ایم.
,– بیشتر مسئولان شهرداری در دورهای که گذشت از فعالان چند مجموعه مشهور شهر مثل مجموعه فرهنگی مدرس و شهید بهشتی بودند، شما هم در این زمره قرار دارید؟
, – بیشتر مسئولان شهرداری در دورهای که گذشت از فعالان چند مجموعه مشهور شهر مثل مجموعه فرهنگی مدرس و شهید بهشتی بودند، شما هم در این زمره قرار دارید؟, – بیشتر مسئولان شهرداری در دورهای که گذشت از فعالان چند مجموعه مشهور شهر مثل مجموعه فرهنگی مدرس و شهید بهشتی بودند، شما هم در این زمره قرار دارید؟,– بله؛ من از دوره نوجوانی در مجموعه فرهنگی ۱۵ خرداد در خیابان آپادانا فعال بودم.
,
اولین موسس مجموعه ۱۵ خرداد چه کسی بود؟
– موسسین در واقع دو الی سه نفر بودند؛ یکی آقایی به نام شهید میریان است که ما ایشان را هیچ وقت ندیدیم. یکی دو نفر دیگر هم دوستانی که الان هستند و کار میکنند.
,
شما چند کار خوب رسانهای انجام دادهاید هم درس آن را خواندهاید و هم مدتی مسئول آن بودهاید اما وقتی به رزومهتان نگاه میکنیم خیلی جابجایی داشتهاید؛ دلیل آن چیست؟
, شما چند کار خوب رسانهای انجام دادهاید هم درس آن را خواندهاید و هم مدتی مسئول آن بودهاید اما وقتی به رزومهتان نگاه میکنیم خیلی جابجایی داشتهاید؛ دلیل آن چیست؟, شما چند کار خوب رسانهای انجام دادهاید هم درس آن را خواندهاید و هم مدتی مسئول آن بودهاید اما وقتی به رزومهتان نگاه میکنیم خیلی جابجایی داشتهاید؛ دلیل آن چیست؟,– جابجایی در سیستمهای اداری کار خوبی است چون بالاخره یک نفر که مدتی در پستی قرار میگیرد همه هنر و تواناییاش را در آنجا خرج میکند و دیگر برای آنجا تمام میشود پس باید به جای دیگری برود.
,در مورد خودم جابجاییهایم تا آنجا که به فرهنگسرای رسانه ختم شد بد نبود و در فرهنگسرای رسانه کارها تخصصی بود که هم برای من و هم به نظرم برای شهر باعث رشد بود چراکه برای اولین بار اسم سواد رسانهای در شهر همه گیر و تبدیل به یک نهضت شد، تبدیل به یک مطالبه شد.
,بعد از آن دیگر جابجایی من به خواست من و به مصالح شهر نبود بر اساس تغییراتی بود که مثلا یک بزرگواری میآمد و میگفت فرهنگسرای رسانه را دوست داریم عوض کنیم، که تا اینجای کار هم منطقی بود ولی حالا فلانی را کجا بفرستیم؟ این دیگر خیلی مدیریت نشد که مثلا بنده بروم جایی که تناسب با تجربیات و رشتهام داشته باشد.
,این مشکل در سیستمهای اداری همیشه هست و معمولا افراد خودشان از جابجایی هایشان ممکن است راضی نباشند. اگر در یک مرکز تخصصی متناسب با تحصیل و سوابقم میماندم به نظرم سود و خدمت بیشتری می کردم که محقق نشد.
,

, – پس فرهنگسرای رسانه بهترین جایی بود که در آن بودید؟
, – پس فرهنگسرای رسانه بهترین جایی بود که در آن بودید؟, – پس فرهنگسرای رسانه بهترین جایی بود که در آن بودید؟,– بله؛ برای من در طول سوابق کاریام ایده آل بود؛ با اینکه من قبل از آن در کتابخانه مرکزی شهر اصفهان بودم، جایی که خیلی باعظمت، بزرگ و پرجمعیت است. شاید هر کسی از دور نگاه کند بگوید این ایدهآل است ولی برای من فرهنگسرای رسانه ایده آل بود که با دو کارمند و بودجه ۳۰میلیون تومان در سال شروع به کار کردم و وقتی آن را تحویل دادم با ۴ الی ۵ نفری که مستقیم و چندین نفری که غیرمستقیم بیرون از سیستم اداری برای فرهنگسرا کار میکردند و با ۷۰۰میلیون تومان بودجه سالیانه بود.
,این تغییر در واقع تغییر نگاه به فرهنگسرا در طول چهار سال است و خودش بیانگر کارنامه کاری ماست. در این مدت کوتاه فرهنگسرا از یک فرهنگسرا تبدیل به کمیته شد؛ یعنی نهادی که کل فرهنگسراهای شهر را قرار بود در یک موضوع خاص پوشش بدهد و این به نظر خودم خدا را شکر یک رشد خوب بود.
,
– مهمترین کاری که در فرهنگسرای رسانه انجام دادید چه بود؟
– مهمترین کار این بود که تکلیف فرهنگسرای رسانه را مشخص کردیم؛ تا قبل از آن فرهنگسرای رسانه همه کار میکرد یک خرده برای مطبوعاتیها، یک خرده برای تلویزیون، یک خرده برای دل خودش، یک خرده برای کوچه و بازار. ما روشن کردیم که رسالتمان در فرهنگسرای رسانه ارتقای دانش و مهارتهای رسانهای شهروندان است. تا همین حالا هم روی همین محور آمده و نیاز شهر را تا حدی زیادی پاسخ داده است.
,
– یکی از بدیهای کار فرهنگی این است که نتایج آن سریع مشخص نمیشود؛ مثلا ممکن است که ۱۵ سال دیگر یک فردی بیاید و بگوید من متاثر از کار فرهنگی ۱۵ سال قبل شما زندگیام تغییر کرده و الان دارم زندگی خیلیها را عوض میکنم اما یک نتایج کوتاه مدتی هم دارد که ملموس است. شیرینترین نتیجهای که دیدهاید چه بوده است که ملموس باشد؟
– من هم همین طور که گفتید نتایج کوتاه مدت خیلی ندیدهام ولی اگر بلندمدت و ۱۰ الی ۱۵ سال ببینیم بالاخره الان ما ۲۰ الی ۲۵ سال است که درگیر این موضوعات هستیم و داریم کار میکنیم و الان نتیجه آن را دارم میبینم. در همین فرهنگسرای رسانه ۴ الی پنج سال پیش کلنگی را زدیم که حالا میبینیم نیاز خیلیها را دارد جواب میدهد.
,
مثلا کسانی بودند که کمی جهت زندیگیشان بهتر شده است و الان آدم هایی هستند که زندگی خوبی و خانوادههای باثباتی دارند و آن چیزهایی که برای من در زندگی یاد گرفتهام مثل گذشت، مهربانی، رأفت، این صفات اخلاقی که فکر میکنم تا حدی الحمدلله خدا به من داده است، حس میکنم به آنها هم منتقل شده است. بالاخره همه افراد در اطرافشان نابسامانیها و آسیبهای اجتماعی زیاد است و میبینم خودم و محیطی که در آن هستم از قبیل دوستان و خانواده خیلی از این آسیبهای متداول دور هستیم و اینها ناشی از لطف خدا و قرار گرفتنمان در این محیط هاست.
,
– یکی از مشکلاتی که بعضی به خصوص از فعالان فرهنگی و سیاسی دارند این است که نمیتوانند تجربیات و اعتقادات خود را به بچهها و خانواده خودشان منتقل کنند؛ به نظرتان توانستید این کار را انجام دهید؟
– چند چیز است که میتواند به این انتقال کمک کند؛ یکی عمل فرد است که اگر به صورت فردی خودت به کاری که میکنی و چیزی که ارائه میدهی معتقد باشی خیلی منتقل میشود.
,
مساله دیگر که فکر میکنم خیلی مهم است «عقلانیت» است. یعنی شما اعتقادت را بتوانی به دیگران با زبان عقل و نه با زبان ارزش، برسانی. بگویی من فکر میکنم از این جهت درست است و یک نفر فکر کند شما برای رفتارت توجیه منطقی داری فارغ از اینکه مسلمانی یا شیعهای یا هر دین دیگری داری. من در ارتباط با فرزند ۹ سالهام خیلی از این ابزار استفاده میکنم. گفتگویم با او عقلانی است. سخت است با زبان کودکان حرف زدن ولی حدم، حد منطق است.
,
– همسرتان هم فعالیت فرهنگی انجام میدهند؟
– نسبتا بله، ایشان مشاور کودک و نوجوان هستند و فکر میکنم این آموزههای سواد رسانه که ما در کارمان در فرهنگسرا روی آن تاکید داشتهایم، در زندگی ما روی ایشان و در زندگی مشترکمان هم اثر داشته است.
,
– فضای مجازی در زندگی شما هم اثرگذاری داشته است؟
– نه، در سبک زندگیام اثر نگذاشته است.
,
– چگونه آن را کنترل کردهاید؟
– اول مدیریت زمان است. ما در خانه قول و قرارهایی داریم که موقع صرف غذا، صحبت کردن با خانواده، وقتی بچهها احتیاج به نگاههای عاطفی دارند کلا رسانه نه فقط فضای مجازی، ممکن است تلویزیون هم باشد، آن موقع اینها را ممنوع یا محدود میکنیم. یک بخش دیگر آن هم برمیگردد به این که وقتی به رسانه و خصوصا فضای مجازی مثل تلگرام به شکل ابزار نگاه می کنم و مثلا می گویم من چه بخوانم؟ در یک کانال خبری عضو هستم که اخبار را بخوانم، کانالهای تخصصی هم در موضوع مدیریت رسانه نیاز دارم که آنها را هم عضو هستم و نگاهم به آن کاملا کاری است؛ از همینها استفاده میکنم و پیشتر نمیروم.
,
– یکی از کارهای فرهنگسرای رسانه معرفی چهره های مرجع رسانه است. در اصفهان چه کسانی را داریم و چرا مرجع رسانه شده اند؟
– واقعیت این است که در اصفهان خیلی کسی را نداریم که مرجع رسانه شده باشد.
,
– چرا؟ دانشگاه های اصفهان که آوازه زیادی دارد، تعداد زیادی محقق، سخنران و پژوهشگر باید تولید کرده باشیم؟
, – چرا؟ دانشگاه های اصفهان که آوازه زیادی دارد، تعداد زیادی محقق، سخنران و پژوهشگر باید تولید کرده باشیم؟, – چرا؟ دانشگاه های اصفهان که آوازه زیادی دارد، تعداد زیادی محقق، سخنران و پژوهشگر باید تولید کرده باشیم؟,– ما از همه اینها استفاده کردهایم ولی در موضوع رسانه یک متخصص حرفهای رسانه نیستند. فرض کنید یک روانشناس دعوت کردهایم برای نقد یک فیلم، او نیامده به جهت رسانه فیلم را نقد کند مثلا بگوید زاویه دوربین را این گونه میگذاشتند بهتر میشد، او آمده در رشته خودش که روانشناسی است یک فیلم روانشناسانه را تحلیل کرده است.
,در حوزه رسانه ما کسی را به عنوان مرجع نداریم به خاطر اینکه در شهرمان زمینه نیست و علت اصلی آن است که تهران در واقع مرجع حضور رسانههاست و شما آنجا مقابل دوربین هستید. اینجا نهایتا جلوی دوربین شبکه اصفهان هستید و خیلی دیده نخواهید شد.
,
– این کمبود متخصص پس در استان های دیگر هم باید به همین شکل باشد؟
– ما از مشهد هم دعوت داشتهایم اما خیلی محدود، عمدتا تهرانیاند دیگر. ما در اصفهان آدم رسانهای و ورسانه قوی که برد کشوری داشته باشد نداریم. لااقل من الان سراغ ندارم.
,
حالا هرچند بعضی میگویند تفکیک محتوا و قالب اساسا درست نیست اما بالاخره آدمی نداریم که هم استادانه بتواند مثلا یک تحلیل روانشناسانه و همزمان یک تحلیل رسانهای هم بدهد. این دیگر جزو آرزوهای امثال آوینی بوده که محتوا و قالب را از هم جدا نکند ولی مال معمولا در نقدهایمان مثل «کافه نقد» سعی میکنیم یک نفر را بیاوریم برای تحلیل محتوای آن سریال یا فیلم و یکی را هم بیاوریم که از منظر رسانه به آن موضوع نگاه کند که غالبا خود کارگردان یا فیلمنامه نویس است.
,
– به نظرتان مهمترین معضل رسانهای اصفهان چیست؟
– اگر بخواهم نگاهی به تولیدکنندگان رسانهها بکنم، کسانی که در حال کار رسانهای در شهر ما هستند، اقبال مردمی به معنای کف جامعه خیلی ندارند. مثلا شما بگویید فلان سایت چند هزار بیننده دارد؟ بیننده ها عموما مسئولین و نهادها هستند که میخواهند ببینند درباره اینها چه نوشته است یا بعضی از نخبگان فرهنگیاند که همه چیز را رصد میکنند.
,
بالاخره یک رسانه که اصفهانی ها به آن افتخار کنند و بگویند روزنامه ماست یا سایت ماست به معنای عمومی نداریم. عمومی یعنی اگر در جمع فامیلی اسم آن رسانه را بردیم حداقل دو یا ۴ نفر بشناسند.
,یک مساله هم مردم و همان داستان سواد رسانهای است؛ یعنی آشنا نبودن با مهارتهای رسانه و نداشتن قدرت تحلیل و تطبیق پیام رسانهها با همدیگر که آدمهایی داریم که هم ماهواره میبینند هم فیلترشکن دارند، همه سایتها را هم میبینند اما بالاخره این افراد هم باید بتوانند یک جمع بندی بکنند و به یک نتیجه مشخص برسند و خوب و بد کنند.
,
– این آموزش زیربنایی سواد رسانه از کجا باید شروع بشود، دانشگاه، مدرسه، محل کار؟
– از کجا باید شروع شود را نمیدانم ولی موضوع این است که همه الان کم و بیش دارند این کار را میکنند؛ یعنی به نسبت پنج سال قبل که هیچ کس کاری نمیکرد الان کتاب سواد رسانهای در پایه دهم رفته است، تقاضا برای تدریس رسانه خیلی زیاد است و ما کمبود مدرس داریم. باید افرادی پیدا شوند و بگویند ما میتوانیم در حوزه رسانه حرف بزنیم. البته چون بین رشتهای است باید کمی تنوع معلومات داشته باشند.
,
البته هنور مردم اهمیت آن را به اندازهای که باید بدانند نمیدانند. علت آن هم این است که ما به رسانه به عنوان ابزار سرگرمی نگاه میکنیم اما همه روانشناس ها و جامعه شناسها و متخصصین رسانه معتقد هستند که بیشترین تاثیر در سبک زندگی ما از دل سرگرمیهاست که میگیریم. یعنی بچه در بازی یک مدل خاصی از لباس پوشیدن، حرف زدن و ارتباط برقرار کردن با دیگران را یاد میگیرد. در دل شبکه اجتماعی، در دل جوکهایی که دارد میخواند هم یک سری از اعتقادات منتقل می شود که باید مردم را حساس کرد.
,
– زمانی که در کتابخانه مرکزی بودید چه کار مهمی انجام دادید؟
– در کتابخانه مرکزی یکی دو کار مهم به نظرم انجام شد؛ یکی اینکه ما در کتابخانه مرکزی سالن مطالعه نداشتیم و کتابخانه بزرگ شهر فقط مرجع تحویل کتاب و نشریات بود. ما یک سالن مطالعه ویژه کارشناسی ارشد و دکتری احداث کردیم که الان هم جزو سالن های مطالعه ویژه شهر است و خدمات خاصی میدهند و هزینه عضویت آن هم بیشتر است.
مطلب دوم اینکه کتابخانه مرکزی آن زمان مدیریتش به گونه ای بود که شما اختیاردار مطلق نبودید. در کتابخانه مرکزی ۲۰۷ کتاب خطی نفیس وجود دارد که در یک کمد آهنی است که درش هم قفل است، کسی هم کنارش نمیرود و کلیدش هم دست یک آقای بزرگواری است که آنجاست و جزء پیشکسوتان کتابداری است.
,
,
ما زمانی گفتیم این کتابها را باید کاری برایش انجام دهیم و شرایط خاص نگهداری میخواهد مثلا اکسیژن نباید ببیند و… پیشنهاد کردیم اینها برود در یک موزه تخصصی و با تهران تعامل کردیم. آن زمان کتابخانه ملی بودجهای داشت برای خرید این کتابها و عدد قابل توجهی حاضر بودند بدهند که این کتابها به آنجا برود؛ هیچکدام از این اتفاق ها به خاطر مخالفت دوستان نیفتاد و این کتابها هنوز آنجا در یک وضعیت بدی قرار دارد.
,
– یکی از معضل هایی که کشور ما و دنیا دارد بحث مطالعه و سرانه مطالعه است. الان فضای مجازی باعث شده است سرانه مطالعه پایین بیاید با این اتفاقات کتابخانه مرکزی چقدر به روز شده است؟
– وضعیت کتابخانه مرکزی را باید الان از مدیریت جدیدش پرسید. کتابخانه مرکزی الان نهایت سعی خودش را بکند این است که خوب خدمات بدهد کتاب را زود بدهد، معطل نکند، برخورد کارمند با ارباب رجوع خوب باشد، بیش از این من ندیدم کار خاصی بکند از قبیل اینکه رونمایی کتاب داشته باشد، کتابهای خوب را تشویق و ترغیب کنیم و در معرض دید بگذارد، خیلی دغدغه این چیزها نیست و خود شهردای هم نهایتا رسالتش را این میبیند (شاید هم واقعا همین باشد) که من مکانی برای مطالعه مردم ایجاد کنم، اما این که حالا خودم را بکشم که حتما کتاب را بخوان شاید وظیفه ارشاد باشد نه شهرداری، شهرداری میگوید رسالت من بیشتر سخت افزاری است نه نرم افزاری.
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه