یادداشت/

می خواهم انتقاد کنم!

می خواهم انتقاد کنم!
برخی رفتارها و هنجارهای اجتماعی شایسته و اثر گذار در میان اجتماع وجود دارند که به خودی خود از کارکرد مناسب و قابل توجهی برخوردارند اما اگر انگیزه بروز چنین رفتارهایی چیزی جز کمک به روند مفید و سازنده توسعه جامعه و حل معضلات عمومی باشد، همان هنجارهای قابل ستایش به ناهنجاری های تنش زا و التهاب آور تبدیل می شوند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از رودآور وحیدی الوندی در یادداشتی نوشت: مساله انتقاد از آن دسته مفاهیم و رفتارهای بنیادین اجتماعی است که هیچ صاحب عقل و خردی در اثر گذاری مفید آن در چرخه کاری یک فرد یا مجموعه کاری شکی ندارد و همواره نگاه نقادانه عامل جلوگیری از درجازدن، پسرفت های احتمالی و هدر رفت منابع انسانی و مالی و ایجاد قدرت فساد آور است و هم موجب به روز آمدی، بهره وری حداکثری از منابع و بازدهی حداکثری در یک مجموعه اجرایی و مدیریتی می شود.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, رودآور,
اما اگر همین اصل قابل پذیرش، ستوده و اثر گذار اجتماعی با هدفی غیر از سازندگی، ارائه الگوی بهتر برای پیمودن مسیر و حل مشکلات و مدد رسانی به فرد یا مجموعه مورد نقد در صحنه های متنوع اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی به مرحله بروز و ظهور برسد نه تنها اثر گذاری و کارآیی مفید خود را از دست می دهد بلکه به احتمال فراوان به عنوان یک عامل اثر گذار معکوس به ایجاد اختلافات غیر ضروری، تقویت فضای تخریب و سیاه نمایی و دور شدن از تحقق اهداف اصلی مجموعه تبدیل می شود.
,
نگاهی گذرا به اوضاع اجتماعی کنونی نشان می دهد که انتقاد گرایی و برخورداری از نگاهی نقادانه و پرسشگر یکی از ویژگی های پر مشاهده در میان میزان بالایی از بافت جمعیتی کشور است.
,
در حقیقت مردم ایران به دلایل مختلف جامع شناختی و شرایط خاص سیاسی، اجتماعی و فرهنگی همواره نگاهی مطالبه گرانه و منتقدانه نسبت به مسائل متنوع در عرصه های مختلف دارند و همواره با زاویه دید نقد به مجموعه عملکرد افراد دیگر یا مجموعه های اجرایی می نگرند. اما تا کنون فرهنگ و آداب نقد کارشناسانه، منصفانه و سازنده در لایه های مختلف جامعه تا چه حد رسوخ پیدا کرده و اصل واقع گرایی و منطق گرایی چقدر در این روحیه فراگیر دخالت دارد؟
,
آیا به همان اندازه که جریان نقد گرایی و نگاه انتقادی به مسائل مختلف کشور در زمینه های مختلف رواج یافته، فرهنگ نقد صحیح به دور از بزرگ نمایی غیر واقع بینانه ئنیز گسترش یافته است؟
,
برخی ابراز نظرها و عقاید در زندگی روزمره افراد جامعه وجود دارد که از آنها به فراخور اطلاعات عمومی، مطالعه و تخصص افراد، به عنوان نظرات شخصی یاد می شود و بدیهی است که افراد مجبور نیستند برای گزینش نظران و سلایق شخصی خود با ذکر دلیل و برهان دیگران را قانع کنند و به طبع این گونه نظرات و آرا جنبه شخصی دارند و اغلب از کارآیی کارشناسانه برخوردار  نیستند.
,
به بیان روشن تر همه افرد جامعه در ابراز سلایق و نظرات شخصی خود در زمینه های مختلف آزاد هستند اما سوال ایجاست که همه نقدهایی که به یک مساله از دیدگاه افراد مختلف با سطح تخصص و اطلاعات متفاوت وارد می شود، قابل استفاده، واقع بینانه و کارشناسانه هستند؟
,
امروز یکی از خرده فرهنگ های ناصحیح عمومی در حوزه تعاملات اجتماعی به این مساله بر می گردد که بخش وسیعی از جامعه خود را در عرصه های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نه فقط صاحب نظر، سلیقه و عقیده شخصی بلکه صاحب نظر، کارشناس و  فصل اخطاب می دانند و همه آرا و نظراتی که با خواسته ذهنی آنها اندکی مطابقت نداشته باشد را، تفکراتی از پایه و اساس غلط می انگارند
,
این یک حقیقت روشن و غیر قابل انکار است که در بسیاری از عرصه های تخصصی جدا از نظرات و علایق شخصی برای وارد کردن نقدهای اصولی و کارشناسانه به ملزومات علمی و تخصصی نیاز است و هر فرد در هر جایگاه به صورت طبیعی نمی تواند در آن عرصه صاحب نظری بدون اشتباه و خطا قلمداد شود اما امروز متاسفانه شاهد آن هستیم که در حوزه های حساسی همچون مسائل فرهنگی، سیاسی و اقتصادی برخی افراد و مجموعه ها نظرات و سلایق شخصی خود را به عنوان فصل الخطاب به خورد افکار و اذهان عمومی می دهند و در جریان عادی زندگی اجتماع نیز شاهد تیغ بران و بی رحم هر گونه نقد با هرگونه چارچوب و الفاظ و منطقی هستیم.
,
پایین بودن سطح فرهنگ نقد سازنده، مفید، واقع بینانه و منصفانه در جامعه علاوه بر ایجاد هر و مرج و بی قاعدگی در پیشبرد مسائل اجرایی و مدیریتی، موجب کاهش آستانه تحمل عمومی افراد جامعه، چرخه ناصحیح تضارب آرا غلط و غیر ضروری و دامن زدن به اختلافات و تنش های خرد و کلان می شود..
,
آنچه امروز در جریان نقدهای متداول جامعه دیده می شود این است که شخص منتقد، به طور کلی خود را جدای از جمع مورد نقد می داند و همواره در نقدها  دیگران را مخاطب خاص خود قرار می دهد در حالی که بسیاری از معضلات و مشکلات اجتماعی مورد نقد، یک مساله فراگیر و پر دامنه است که اغلب خود شخص نقاد را نیز در برمی گیرد.
,
بخشی از موج نقدها نیز صرفاً از روی احساس گرایی، نگاه غرض ورزانه، استفاده از فضای تخریب، بزرگ انگاری و سیاه نمایی شکل می گیرند که به دلایل کاملاً روشن هرگز از اثر گذاری مفید و سازنده ای برخوردار نیستند.
,
نکته قابل تامل اینجاست  که واقعاً تا چه حداین نگاه نقدانه و ایده ال گرایانه را در مورد خود نیز به کار می بریم و تا چه اندازه با این ظرافت، حساسیت و دقت، تفکرات، اندیشه ها و رفتارهای شخصی خود را نقد می کنیم.
,
 امروز خوشبختانه نقدهای مشفقانه، سازنده و هوشمندانه در سطوح مختلف جامعه ما کم نیستند و  روشن است که بی شک اگر نقد، انتقاد و نگاه نقادانه در یک جامعه نباشد آن جامعه محکوم به عقب ماندگی، افسردگی، ایستایی و رکود خواهد بود و بدیهی است که  اگر جامعه ظرفیت انتقاد را نداشت همین چند سطر کوتاه در نقد انتقاد گرایی نیز قابل انتشار نبود اما هر پدیده اجتماعی برای اثر گذاری و کارکرد مناسب و سازنده خود به فرهنگ سازی نیاز دارد و مساله نقد تخصصی نیز از این قاعده مستثنی نیست.
,
انتهای پیام/
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه