چرا حضرت عباس (ع) بابالحوائج است؟
حضرت ابوالفضل (علیه السلام) بر صحنه تاریخ اسلام به عنوان فرمانده ای بزرگ و منحصر بفرد ظاهر شد که تاریخ بشریت نمونه رشادت های بی نظیر و همچنین صفات پسندیده وی را هرگز به خود ندیده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل سپاس، حضرت ابوالفضل (علیه السلام) بر صحنه تاریخ اسلام به عنوان فرمانده ای بزرگ و منحصر بفرد ظاهر شد که تاریخ بشریت نمونه رشادت های بی نظیر و همچنین صفات پسندیده وی را هرگز به خود ندیده است.
ابوالفضل (علیه السلام) در روز عاشورا با استقامت، اراده آهنین و غیر قابل توصیف، اعتماد به نفس بالا و نیروی عزم که به مثابه سپاهی شکست ناپذیر بود سپاه ابن زیاد را مرعوب نمود و روحیه سپاهش را همانند میدان نبرد در هم کوبید.
رشادت های ابوالفضل (علیه السلام) در طول اعصار و قرون موضوع بحث مردم بوده و هست. جهانیان تاکنون نظیر حضرت عباس (علیه السلام) را ندیده اند که با وجود حجم سنگین مشکلات و مصائبی که بر دوشش سنگینی کرده بتواند بر سپاهی مجهز که متشکل از ده ها هزار پیاده نظام است. حمله ور شده و خسارت های سنگین به آنان وارد نماید. مورخان در خصوص شجاعت عباس (علیه السلام) در روز عاشورا چنین نوشته اند: "هر چه برگردان های دشمن حمله ور می شد نیروهای آن گردان از ترس وی می گریختند و زیر پای یکدیگر له می شدند. او هیمنه مرگ بر روی گردان های دشمن می گستراند. ترس و وحشت بر آنان مسلط می شد و دل های دشمنان را متزلزل می نمود به طوری که با آن کثرت نفرات یارای مقاومت در مقابل او نبود."
این رشادت ها و مواهب افتخار آمیز حضرت عباس (علیه السلام) منحصر به او و مسلمانان نمی شود. بلکه هر انسانی که به اصول انسانی پایبند باشد. و به وی افتخار می کند. علاوه بر تمامی مواردی که در بالا برای شخصیت والای حضرت ابوالفضل (علیه السلام) برشمردیم او نمادی برای صفات والا، برخوردها و رفتارهای بزرگ منشانه بود. شهامت، نجابت، وفا و همراهی در وجودش نقش بست تا آنجا که با برادرش امام حسین (علیه السلام) در سختی ها همراهی نمود و جانش را فدایش کرد و با خون خویش از وی دفاع نمود. به درستی چنین وفا و همراهی جز از کسانی که خداوندش قلبشان را بر ایمان آزموده و هدایت نموده است. ساطع نمی شود.
حضرت عباس(علیه السلام) از خلال تعامل بسیار خوبی که با برادرش امام حسین (علیه السلام) داشت حقیقت برادری اسلامی و همه ارزش ها و الگوهای آن را به نمایش گذارد و از هیچ اقدامی که ادب و احترام و احسان به برادر بزرگوارش را اثبات کند فروگذار ننمود. از مهمترین این اقدامات زمانی بود. که با جگری گداخته در کنار نهر علقمه قرار گرفت و خواست که جرعه ای آب بنوشد اما یاد عطش برادر و اهل بیتش مانع از آن شد و آب را ننوشید.
تاریخ ملت ها را مطالعه کنید. آیا می توان نمونه ای از این برادری صادقانه پیدا کرد؟ در تاریخچه نجبا و ایثارگران تاریخ جستجو کنید. آیا می توانید همانند این ایثار بیابید؟
حضرت عباس(علیه السلام) از برای اصولی که مهمترین آنها اجرای حکم قرآن و برقراری عدالت در میان مردم که برادرش امام حسین (علیه السلام) آنها را فریاد زده بود. بازگرداندن کرامت و آزادی به مسلمانان، نشر رافت اسلامی، ریشه کنی ظلم و جور و بنا نهادن اجتماعی خالی از ارعاب و ترس به شهادت رسید.
امام حسین (علیه السلام) انقلابی را به وجود آورد که خداوند در قرآن به آن اشاره نموده و آن را عبرتی برای خردمندان و دانشمندان قرار داده بود و بواسطه آن قلعه های ظلم و جور را در هم کوبید. امام حسین (علیه السلام) این نهضت را آنچنان که خودش توصیف می نماید نه از برای فساد و نه تکبر و ظلم بلکه برای اصلاح در واقعیات تلخ اجتماع که بواسطه حکومت امویان از همه قوانین و عرف اجتماعی فاصله گرفته بودند. و زندگی مردم را به جهنمی ملال آور و غیر قابل تحمل مبدل نموده بودند به وجود آورد.
بلادی که تحت فرمان زیاد ابن ابیه (ولی معاویه بر عراق و برادر غیر شرعی او) بود از بدترین و سخت ترین شکل اداره رنج می برد بطوری که وی آتش فتنه را برافروخت و قانون اللهی را در قضاوت به کنار نهاد و بی گناهان را به جای گناه کاران توقیف و براساس تهمت و گمان مردم را کشت و این مسائل را بر همه مردم تسری داد.
نبرد کربلا نه تنها از مهمترین اتفاقات جهان بلکه از بزرگترین موفقیت های بشریت در راستای مبارزه مسلحانه با ظلم و طغیان به شمار می آید که توانست مسیر تاریخ ملت های مسلمان را تغییر دهد و افق های روشنی در راه مبارزه و سرپیچی از حکومت ظلم و طغیان بنمایاند.
این حماسه عظیم در کربلا احساسات آزادگان را برای مبارزه مسلحانه در راستای آزاد نمودن اجتماع از بندگی، بردگی و حاکمیت قوانین غیر شرعی برانگیخت. امام حسین (علیه السلام) و اهداف و اصول با عظمتش در این انقلاب جاویدان به پیروزی دست یافتند و به عنوان نمادی برای مبارزه مقدس با ظالمین و طاغوتیان که در هر زمان و مکان انقلابیون را روح و انرژی می دهد جاوید شد.
از پیروزی های قابل توجه و ارزشمند امام حسین (علیه السلام) سلب مشروعیت از نظام اموی حاکم بود نظامی که نه تنها نماینده اسلام و مسلمین نبود بلکه حکومتی دیکتاتوری مبتنی بر پایه شمشیر، قلع، قمع و عدم توجه به رضایت و اختیار مردم بود.
امام حسین (علیه السلام) بنیان حکومت بنی امیه را واژگون و نمادهای شکوه، طغیان و بی اخلاقی آن را متلاشی نمود و آن را مبدل به مثالی سیاه و فراموش نشدنی برای تمامی حکومت های منحرف از راه حق و عدالت در طول تارخ نمود.
انقلاب سیدالشهدا (علیه السلام) ملت های اسلامی را از حالت رخوت و خمودگی خارج نمود. بعد از این حماسه ملت های اسلامی شعار آزادی، استقلال و حفظ کرامت را برای رهایی از زیر یوغ این حکومت های جبار فریاد زدند و در انقلاب های بعدی همچون طوفانی کوبنده مشارکت نمودند تا آنجا که ملت های اسلامی توسط انقلاب های بعدی که امتداد انقلاب امام حسین (علیه السلام) بود نظام حکومتی بنی امیه را سرنگون و از صفحه تاریخ حذف نمودند.
هر آنچه از بی حرمتی ها و تعدی های بی شرمانه ای که در حماسه کربلا به امام حسین (علیه السلام) رفت ناگهانی و بی دلیل نبود. دلیل تمام این اتفاقات ناپسند نتیجه مستقیم انحرافات در مسیر حکومت و مملکت داری از جانب سیاسیون آن عصر بود که به حکومت به دید منبع درآمد و وسیله ای برای رسیدن به ثروت های کلان می نگریستند و اطلاعی از نظر اسلام در خصوص حکومت که آن را وسیله ای برای خدمت به مردم و پیشبرد سطح فکری و معیشتی مردم می داند و آنان را در خصوص مسائل اقتصادی امت در برابر خداوند مسئول دانسته، نداشتند. شریعت اسلامی برای مسئولین حکومتی این اجازه را نیز قائل نشده که بین مردم و نزدیکان خود تفاوت و تبعیض قائل شده و از اموال حکومت چیزی را برای نزدیکان اضافه بر مردم برگزینند.
بر راس فرمانروایان منحرف، سرکردگان بنی امیه بودند که اموال خدا را حیف و میل نمودند و خود را صاحب اختیار و قیم مردم معرفی نمودند. علاوه بر تمام ظلم و جور و تجاوزی که بنی امیه بر مردم و کرامتشان روا داشتند در ظلم به علویان و دور نمودن شیعیان از ایشان نیز تعمد نمودند.
حضرت ابوالفضل(علیه السلام) این مشکلات سخت را پیش پای اهل بیتش و محبان ایشان می دید و بر اندوهش افزوده می شد. در حماسه کربلا پیشوای ما حضرت عباس(علیه السلام) بعد از برادر گران قدرش امام حسین(علیه السلام) که بینانگذار این حماسه جاویدان عدالت خواهی و حق طلبی بود نقش اصلی را برعهده داشت و بواسطه خدمات ارزشمند، مواضع شجاعانه و مقاومت دلیر مردانه اش مقابل لشکریان ابن زیاد، بر تمام اصحاب و اهل بیت مکرم امام (علیه السلام) برتری داشت.
او شجاعت وصف ناپذیر و حیرت برانگیزی را به منصه ظهور نهاد. او در وجود نیروهای لشکر برادر اعتماد به نفس، عزم برای فداکاری و شهادت را تقویت می نمود. او مرگ را آسان می پنداشت تا آنجا که این روحیه در جان نیروهای امام (علیه السلام) نیز نقش بسته و همگی برای اعتلای کلمه "الله" به میادین نبرد شتافتند و به شرف شهادت نائل آمدند.
حضرت عباس (علیه السلام) در روزهای سختی همراه همیشگی برادرش بود و هر آنچه از محبت و احسان در توان داشت تقدیم و از امام با جان و بدنش حمایت نمود. او علمدار لشکر، هماهنگ کننده و در خدمت امام بود.
بعضی از روایان نقل میکنند که قلب امام حسین (علیه السلام) چنان آکنده ازعشق و محبت عباس (علیه السلام) بوده که عباس (علیه السلام) را به سان میهمان خویش می پنداشته و چون امام حسین (علیه السلام) با وجود وی احساس اعتماد به نفس و قدرت می نموده است اجازه حضور در میدان نبرد را تا زمان شهادت اصحاب و اهل بیت به وی نمی داده اند.
هنگامی که حضرت ابوالفضل (علیه السلام) به شهادت رسید امام حسین (علیه السلام) احساس غربت و تنهایی و نا امیدی نمود و بر این ضایعه به شدت گریست. امام حسین (علیه السلام) بعد از این اتفاق به سوی میدان نبرد شتافت تا با برادرش در بهشت ملاقات نماید.
سلام بر تو ای ابوالفضل (علیه السلام) که در حیات و مماتت گردآورنده تمامی اصول و مبانی انسانیت بوده و به تنهایی نمونه ای از شهدای کربلا که به قله رفیع شرافت و بزرگی در جهان عرب و اسلام دست یافتند هستی.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه