در گفتگوی با علی آزغ آزاده مفقودالاثر عنوان شد:

حدود سه سال اسیر مفقود الاثر بودم/ به برکت اسلام و رهبر انقلاب، در صدر معنویت، امنیت و بصیرت هستیم

حدود سه سال اسیر مفقود الاثر بودم/ به برکت اسلام و رهبر انقلاب، در صدر معنویت، امنیت و بصیرت هستیم
علی آزغ، آزاده ای که حدود 2 و نیم سال به دست نیروهای بعثی عراق در جنگ مرصاد، اسیر و مفقود الاثر شد، او می گوید:در این مدت طولانی با این که برخی سازمان ها از شهید شدن ما خبر می دادند، اما خانواده ام یقین داشتند که من شهید نشدم، آن ها بعد از جنگ نیز در شهر تهران و مناطق جنگی غرب به دنبال من بودند و پیگیری می کردند ...
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه خبری آشخانه، به احترام اسیران جنگی و مفقودان، روز یازده محرم هر سال را که هم زمان با مصیبت دردناک اسارت اهل بیت پیامبر است، «روز تجلیل از اسرا و مفقودان» نامگذاری کرده‌اند. بزرگ و پاینده باد نام اسیران آزاده و شهیدان گم نام بی‌قرار که نشان آنها در بی‌نشانی شان است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

به همین مناسبت، از آقای علی آزغ، آزاده ای که حدود 2 و نیم سال به دست نیروهای بعثی عراق در جنگ مرصاد، اسیر و مفقود الاثر شد، به دفتر پایگاه خبری آشخانه دعوت کردیم، و با ایشان به گفتگو نشستیم که به شرح زیر است:

,

علی آزغ این آزاده سرافراز این گونه خود را معرفی می کند: بنده در سال 1346 در شهر آشخانه متولد شدم، صاحب یک دختر و سه پسر هستم، در سال 1365 در سن 19 سالگی به سربازی اعزام شدم که همزمان با جنگ تحمیلی بود از همین رو از همان اوایل به جبهه عزیمت کردم.

,

علی آزغ با اشاره به نحوه اسارت و در چه عملیات و سالی اسیر شده، بیان کرد: من جزو نیروهای لشکر 88 زاهدان در جبهه بودم، در اوایل عملیات مرصاد در سال 1367 در درگیری ها، ما در منطقه ای دور افتاده و بدون مهمات حضور داشتیم، من راننده تانک بودم، نیروها به شدت خسته و درمانده از تشنگی، گرسنگی و بی خوابی بودند،  نیروهای ما که حدود 11 نفر بودیم بعد از استراحت، متوجه شدند که نیروهای عراقی ما را محاصره کردند، بعد از محاصره با کامیونی ما را به اردوگاه شهر تکریت عراق تبعید کردند. وی افزود: یکی از عراقی ها شیعه بود که با ما رفتار خوبی داشت، او می گفت مادرم به من امر کرده که با شیعیان و اسراء با ملاطفت و روی خوش برخورد نمایم.

,

این آزاده سرافراز با بیان اینکه حدود 2 و نیم سال به صورت مفقود الاثر در اسارت بعثی های عراق بودم، اظهار کرد: در این مدت طولانی با این که برخی سازمان ها از شهید شدن ما خبر می دادند، اما خانواده ام یقین داشتند که من شهید نشدم، آن ها بعد از جنگ نیز در شهر تهران و مناطق جنگی غرب به دنبال من بودند و پیگیری می کردند، در حالی که نیروهای عراقی اسامی ما را به صلیب سرخ اعلام نکرده بودند، از همین جهت خانواده و سازمان های مربوطه از ما اطلاعی در دست نداشتند.

,

آزغ در پاسخ به این سوال که به چه صورت اسرا را شکنجه می کردند، گفت: اسرا را در محوطه اردوگاه نشسته به خط می کردند و با باتوم و کابل برق به جان ما می افتادند که این شکنجه هر روزه اسرا بود، یک از عراقی انگشتر های بزرگی در دستانش بود که اجباراً زیر گوش همه میزد که یکبار لاله ی گوشم پاره شد.

,

آزغ در رابطه با تضعیف کردن روحیه و اعتقادات اسرای ایرانی نسبت به نظام و رهبر توسط بعثی ها، اظهار کرد: اقدامات آن ها برای تضعیف اعتقادات و روحیه انقلابی ایرانی ها بی ثمر و بلکه باعث انسجام وحدت با نظام و انقلاب می شد، آن ها به اجبار در تلاش بودند که اسرا به امام (ره) بی احترامی کنند ولی نیروها مقاومت می کردند، یکی از اسرا ورزشکار و به خوش نامی معروف بود، عراقی او را مجبور کردندکه نسبت به امام (ره) دشمنام و بی روا گوید، که او مقاومت و ایستادگی کرد، او را شکنجه و به اندازه ای با کابل و باتوم به سرش زدند تا دیوانه شد، در حین شکنجه همه ما شاهد بودیم که او حتی یک بار ناله نکرد.

,

وی افزود: از دیگر اقدامات ضد ایرانی و اخلاقی آن ها، پخش موسیقی ها و فیلم های خوانندگان زن و مرد برهنه بود که اسرا به هیچ وجه به آن ها توجه نمی کردند، این کار بیشتر سبب انسجام، اتحاد و تعهد به انقلاب و اسلام می شد.

,

وی در رابطه با اعمالی که سبب تقویت معنویت آن ها شود، بیان کرد: ما اغلب روزها روزه می گرفتیم، از آنجا که جیره ی غذایی ما خیلی کم بود و به ازای هر 10 نفر یک دیس غذا می دادند به طوری که به هر نفر شاید 5 قاشق می رسید، از این رو ما با یک تیر دو نشان میزدیم، سه وعده ی غذایی را نگهداری می کردیم، و بهنگام افطار آن ها را میل می کردیم. با این کار هم ثواب می کردیم و هم زنده می ماندیم، البته غذاها آنقدر خشک و بی کیفیت بود که نیروها بر اثر اضهال خونی و سوء تغذیه شهید می شدند.

,

آزغ هم چنین تصریح کرد: بعثی ها مانع برگزاری نماز به جماعت می شدند فقط فرادا، حتی دو نفر به جماعت را نیز منع می کردند

,

این آزاده و جانباز 25 درصد با اشاره به هدف از پیمودن راه جهاد در راه خدا و اسلام و لبیک به فرمان امام (ره)، بیان کرد: حضور رزمندگان اسلام در جبهه ها با نیت صادقانه و خالصانه بود، رزمندگان از شهادت و اسارت هیچ ترسی نداشتند و با آغوش باز جان و مال خود را در این راه انفاق می کردند، گاها شبهاتی وجود دارد که برای مزایا و پست و مقام، که جنگ آن قدر بی رحم و خشن بود که کسی به فکر مقام و مزایا نبود، اصلا چنین چیزهایی مطرح نبود، نیت های خالصانه و الهی با رهنمود های امام خمینی (ره) بود که جوانان و رزمندگان جان روحی دیگری می گرفتند.

,

وی در پایان در توصیه به جوانان و جامعه، گفت: صدا و سیما باید در احیاء و نشر آثار رزمندگان و شهداء به ساخت فیلم های ارزشی و دفاع مقدسی بپردازد، زیرا نیاز جامعه و جوانان در این بُعد بیشتر احساس می شود و موثرتر است تا تعریف خاطرات جبهه میان جوانان.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه