برجام منطقهای و به محاق رفتن راهبرد دفاعی بازدارنده ایران در خاورمیانه
آمریکا در تلاش برای کشاندن ایران به سوی برجام منطقهای، سعی دارد با برقراری ارتباط بین مسائل هستهای و توان دفاعی، این ابزار سیاست خارجی و امنیت منطقهای ایران را ناکارآمد سازد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از روشن خبر، برنامه جامع اقدام مشترک یا برجام که در تیرماه ۱۳۹۴، بین ایران، اتحادیه اروپا و گروه ۱+۵ به امضاء رسید، از لحاظ متنی توافقی است که ترتیباتی را برای حل و فصل مساله برنامه هستهای ایران و تحریمهای بینالمللی درباره آن مشخص میکند. در عین حال، از آنجا که این سند توافقی بین ایران و قدرتهای بزرگ جهان است که طبق آنچه از سوی طرفین قاعده برد-برد نامیده میشود تنظیم شده، قابلیت ارتباط با مسائل دیگر از جمله موضوعات منطقهای نیز برای آن متصور است. به عبارتی، ابعاد فرامتنی این سند نیز قابل ملاحظه است. در این راستا، برخی برجام را مخالف روند افزایشی قدرت منطقهای و قلمرو ژئوپلیتیکی ایران میدانند و برخی دیگر آن را تعدیلکننده روند توازن قوا در منطقه و گذار به امنیت ارزیابی میکنند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, روشن خبر, روشن خبر, روشن خبر,,
,
نکته مشخص این است که خاورمیانه به عنوان مهمترین محیط منطقهای ایران، به واسطه بحرانهای تروریسم، وجود دولتهای شکننده و دستور کار سیاست خارجی آمریکا در قالب ایجاد منازعه نیابتی، با سیاستهای رئالیستی اداره میشود. دولتهای این منطقه با تعریف امنیت در قالب میزان قدرت و نفوذ، برای افزایش قدرت نسبی خود، سعی در کاهش قدرت رقبا دارند. در بحبوحه این بحرانها، ایران که از مدیریت امنیت منطقهای کنار نهاده شده، استراتژی خاص خود را در قالب ایجاد بازدارندگی دنبال میکند. که در قالب آن، هرگونه ایجاد ناامنی برای ایران، به معنای ناامنی برای منطقه خواهد بود و رفع تهدید امنیتی ایران مهمترین اصل ثباتسازی در منطقه است در واقع ایران سعی میکند با حضور فعال در تحرکات امنیتی منطقه، چالشهای امنیتی در اطراف مرزهای خویش را مرتفع سازد.
,,
,
راهبرد ایران دارای اصول مشخصی است که اگر از منظر برداشتهای فرامتنی از برجام در قالب کاهش روند توازن قوا به آن نگریسته شود، کارایی خود را از دست خواهد داد.
,,
- راهبرد ایران بر اساس اصل بازدارندگی تنظیم شده است. بنابراین لازمه آن حضور فعال سیاسی ایران در حوزههای بحرانخیز منطقه است. رویکرد سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران در دوره باراک اوباما بر مبنای ایجاد تعادل بین برجام و نقش منطقهای ایران شکل گرفت، در حالی که اکنون ترامپ به روش اسلاف محافظهکار خود یعنی تهدید و فشار علیه نقش منطقهاى ایران، روی آورده است . ترامپ به صورت مداوم از آنچه فعالیتهای ثباتزدای ایران در خاورمیانه میخواند، به عنوان عدم پایبندی ایران به روح برجام یاد میکند و حتی پس از تایید وزارت امور خارجه این کشور در مورد پایبندی کامل ایران به برجام، مدعی شد که ایران به روح برجام پایبند نبوده است.
- راهبرد ایران بر مبنای حضور فعال نظامی- مستشاری در کشورهای درگیر بحران به درخواست مقامات آنها قرار دارد. به عبارتی، ایران با ارزیابی از عراق و سوریه به عنوان عمق استراتژیک خود، در صدد امحای تهدید کیلومترها دورتر از مرزهای سرزمینی خویش است. برای مثال در عراق، ایران به وسیله ارتقاءبخشی تحرک جریانات شیعه، سنی و کرد در قالب نیروهای بسیج مردمی یا حشدالشعبی، به مقابله با تروریسم میپردازد. در حالی که آمریکا از ابتدا با فشار به دولت عراق، خواستار عدم بکارگیری این نیرو در مبارزه با داعش شد که زمینه پیشرویهای داعش در استان الانبار را فراهم آورد . آمریکا و متحدین منطقهای آن ایران را حامی تروریسم میدانند و وزارت خارجه آمریکا در گزارش سال ۲۰۱۷ خود، ایران را بزرگترین حامی دولتی تروریسم در جهان معرفی نمود. در این چارچوب، ایران به جای حضور مستقیم و هدایت عملیاتی در میدانهای بحران، باید به حل و فصل این بحرانها در پشت میز مذاکره بپردازد؛ در حالی که بزرگترین حامی تروریسم نیز خوانده میشود.
- بازدارندگی ایجاب میکند که ایران در راستای تجهیز خود به سلاحهای بازدارنده نظیر موشکهای میانبرد گام بردارد. در شرایط فعلی منطقه که ایران در کمربند امنیتی آمریکا قرار دارد و در برخی موارد با محدودیت حضور نظامی مستقیم مواجه است، تاکید بر توان دفاعی بازدارنده موشکی میتواند بسیاری از این محدودیتها را به ویژه در زمینه حمایت از متحدین منطقهای پوشش دهد. آمریکا در تلاش برای کشاندن ایران به سوی برجام منطقهای، سعی دارد با برقراری ارتباط بین مسائل هستهای و توان دفاعی، این ابزار سیاست خارجی و امنیت منطقهای ایران را ناکارآمد سازد.
- نهایتا راهبرد امنیت خاورمیانهای ایران بر مبنای حمایت از گروههای همگرا در کشورهای منطقه مانند حزبالله در لبنان، مجلس اعلای انقلاب اسلامی در عراق، جهاد اسلامی در فلسطین و … قرار دارد؛ راهبردی که خود آمریکا نیز در راستای متحدین منطقهای نظیر عربستان سعودی، ترکیه و رژیم صهیونیستی از آن استفاده میکند. جیمز متیس وزیر دفاع آمریکا در این باره میگوید: «افزون بر کارزار ما برای شکست داعش، ما بر لزوم مقابله با فعالیتهای بیثباتکننده ایران نیز واقفیم … ایران از طریق عوامل نیابتی خود، از جمله حزبالله لبنان، یعنی سازمانی تروریستی که به حفظ اسد در راس قدرت در سوریه کمک میکند، همچنان اسرائیل و همسایگانش را تهدید میکند.» . لذا، یکی از ابعاد رویکرد آمریکا چه در دوره اوباما به وسیله قبول نقش محدود ایران در منطقه و چه در دوره ترامپ در قالب تهدید و فشار بر ایران، خارج کردن متحدین منطقهای ایران از روند موازنه است.
, ,
, ,
جمعبندی
, جمعبندی,برجام منطقهای که همان برداشتهای فرامتنی از برنامه جامع اقدام مشترک است، در تضاد با راهبرد امنیت خاورمیانهای ایران قرار دارد. در شرایط نوین موازنه منطقهای در خاورمیانه، ایران به رغم کنارگذاشته شدن از مدیریت امنیت منطقه، با اتخاذ یک راهبرد بازدارنده، درصدد مدیریت امنیت در محیط منطقهای خاورمیانه است. این راهبرد دارای اصولی است که به سیاست امنیت منطقهای ایران شکل داده است. این اصول حضور فعال سیاسی ایران در حوزههای بحرانخیز منطقه، حضور مستشاری نظامی ایران در مقابله با تروریسم، تقویت توان بازدارنده موشکی و تشریک مساعی با متحدین و گروههای همگرا در سطح منطقه را شامل میشود. ایران با تن دادن به برجام منطقهای علاوه بر از دست دادن ابزارهای سیاست امنیت منطقهای خود، شاهد کاهش روزافزون قدرت منطقهای و حوزههای نفوذ ژئوپلیتیک خویش که طی یک دهه اخیر بدست آورده است، خواهد بود. در این چارچوب نه تنها معادله برد-برد حاصل نمیشود، بلکه محیط منطقهای خاورمیانه تهدیدات بیشتری علیه ایران به همراه خواهد داشت.
,,
سجاد مرادیکلارده؛ پژوهشگر سیاست بینالملل
]
ارسال دیدگاه