دنیای دانشجویان نابینای دانشگاه کردستان

درس خواندن با چشم های بی سو

درس خواندن با چشم های بی سو
دانشجویان نابینای دانشگاه کردستان هر چند که چشمانشان، بر روی رنگ های دنیا، بسته است, هرچند چشمانشان، بر لبخند صبح و آسمان تیره شب، پلک نمی گشاید؛ هر چند که چشمانشان طلوع و غروب خورشید را ندیده است، اما اجازه نداده اند سیاهی چشمانشان آنها را از حرکت به سوی افق های روشن باز دارد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کرددانش،بستن چشم ها و به دنبال اشیاء گشتن از بازی‌های مورد علاقه دوران کودکی همه ما بوده است, چشم‌ها را که می ‌بستیم اگرچه به در و دیوار می‌خوردیم ولی این بازی را دوست داشتیم, انگار که حسی در دوران کودکی وجود دارد که می‌خواهد ارزش دیدن را به آدم نشان دهد و هرچه بزرگ ‌تر می‌شویم و دنیا را بیشتر می ‌بینیم، آن حس هم کم‌ رنگ ‌تر می‌شود و حتی ممکن است از بین برود و عادت کنی به دیدن.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کرددانش,

 

,

نابینا، عصای سفید، معلولیت و واژگانی از این قبیل اولین چیزی را که به ذهن خیلی ها متبادر می کند محدودیت است ولی نه برای نابینایی که گام به گام پله های ترقی را پشت سر گذاشته است بلکه کسانی که از سر ناآگاهی اوج گیری معلولان و نابینایانی را که تا قله های رفیع موفقیت طی مسیر کرده اند، نادیده می گیرند.

,

 

,

با توجه به اینکه تعدادی هر چند اندک از دانشجویان دانشگاه کردستان را دانشجویان نابینا تشکیل می دهد, دانشجویانی که با وجود مشکلات متعدد سر کلاس‌ها حضور می‌یابند و گاه موفقیت‌هایشان از هم سن و سال‌های سالم‌شان بیشتر است, به سراغ چند نفر از این دانشجویان نابینا رفتیم تا درد دل‌هایشان را بشنویم؛ توانمندی‌هایشان را بیش از پیش باور کنیم و امیدوار هستیم در آینده نزدیک آینده‌ای روشن را در چشمان امیدوارشان ببینیم.

,

 

,

عینا مرادی یکی از دانشجویان نابینای دانشگاه کردستان است, چشمان سفیدش نشان از نابینایی دارد ولی در یک کلام می گوید: چاره ای جز امید نداریم, امید به آینده، امید به خدا و روزهای بهتری که مسئولان و مردم با نگاهی عمیق تر به معلولیت بنگرند, امید دارد روزی فرا برسد تا معلولیت محدودیت تلقی نشود و این قشر از جامعه نیز بتوانند به تمام آن چه لیاقتش را دارند دست یابند.

,

 

,

عینا مرادی 25 سال سن دارد و 25 سال از روزها و شب های زندگی اش را با نابینایی گذرانده است, معلولیتی که او را از پیشرفت و برداشتن گام های رو به جلو باز نداشته و امروز دانشجوی ترم پنجم رشته فقه و حقوق شافعی دانشگاه کردستان است.

,

 

,

25 سال به عقب بر می گردد میگوید انطور که از خانواده ام شنیده ام وقتی که به دنیا آمده ام چشم هایم مشکلی نداشت اما فقط چند روز از تولدم بصورت اتفاقی چشم هایم تغییر رنگ میدهد و از آن پس برای همیشه از دیدن زیبایی های دنیا محروم می شوم, این دانشجوی دانشگاه کردستان با این که 25 سال است طلوع و غروب خورشید را ندیده، اما اجازه نداده است سیاهی چشمانش او را از حرکت به سوی افق های روشن باز دارد.

,

 

,

وی میگوید: در روستا شرایط تحصیل برای من که نابینا بودم فراهم نبود اما با یک معلم سروآبادی آشنا شدیم و در کمتر از سه هفته خط بریل را در سروآباد به من آموزش داد, در طول یک سال ابتدایی را تمام کردم اما راهنمایی و دبیرستان را در مدرسه عادی به تحصیل مشغول بودم.

,

 

,

میپرسم درس خواندن برایت سخت نبود جواب می دهد: مگر میشود سخت نباشد, من مجبورم در کلاس صدای استادید را ضبط کنم که بعدا بتوانم گوش بدهم اما متاسفانه بیشتر اساتید در دانشگاه و معلم هایم در مدرسه اجازه ضبط کردن صدای خود را نمیدهند, مطلبی که استاد پای تخته مینویسد بقیه دانشجویان میتوانند بینند اما من آن را نمیبینم و همین هم بر سختی درس خواندن من می افزاید البته امروز در دانشگاه هم کلاسی هایم خیلی کمک حال من هستند و در بیشتر موارد کمک می کنند.

,

 

,

ادامه میدهد: هر چند رفت و آمد و پیدا کردن مسیر برای یک فرد نابینا سخت است اما طبق تدبیر معاونت دانشجویی, برای رفت و آمد دانشجویان نابینا سرویس رفت و برگشت در محوطه دانشگاه در نظر گرفته شده است و همچنین تعدادی از دانشجویان را برای کمک کردن به ما در قالب کار دانشجویی تعیین کردند از این بابت از آنها تشکر میکنیم خدا خیرشان دهد.

,

 

,

از زندگی کردن یک دانشجوی نابینا در خوابگاه دانشجویی میپرسم میگوید: ما دانشجویان نابینا را در اتاق های طبقه اول یکی از بهترین خوابگاه های دانشگاه کردستان اسکان داده اند و هر دو دانشجو نابینا با چند نفر دانشجو دیگر در یک اتاق هستیم و بجز دلتنگی و دوری از خانواده مشکلی نداریم فقط در موقع درس خواندن شرایط یکم سخت می شود چرا که من دانشجو نابینا برای درس خواندن مجبورم به فایل های صوتی خودم گوش دهم و دانشجویان هم اتاقیم که در موقع درس خواندن به سکوت و آرامش نیاز دارند اذیت می شوند و اکثر مواقع از طرف آنها تذکر میخوریم, در سالن مطالعه و کتابخانه هم همین مشکل را داریم.

,

, ,

نگاه این دانشجوی دانشگاه کردستان به زندگی در پس پرده تاریکی که به چشمانش کشیده شده، شفاف و روشن است, میگوید:  دیگران باید به این باور برسند که ما هیچ محدودیتی برای ادامه تحصیل و کار کردن نداریم ولی متاسفانه اغلب افراد قبل از بررسی، صلاحیت‌های ما را از بُعد معلولیتمان قضاوت می‌کنند و این برای ما سخت است.

,

 

,

میپرسم آیا دنیای عینا مرادی سیاه سیاه است میگوید: اصلا اینطور نیست هر چند من از دیدن محروم هستم نمی دانم سبز چه رنگی است و یا آبی آسمان چه رنگی؟ اما از تصور کردن که محروم نیستم, من برای هر چیزی در ذهن خودم تصوراتی دارم, محدودیت برای همه نابینایان هست ولی نمی شود در مقابل این محدودیت ها میدان را خالی کرد، ما زنده ایم و باید تا زمانی که نفس می کشیم از این زندگی لذت ببریم, این معلولیت تا پایان عمر با من است پس پا به پای افراد عادی برای زندگی خود تلاش می کنم.

,

 

,

این دانشجوی نابینا دانشگاه کردستان ادامه میدهد: درست است بعضی اوقات از شرایط نابینایی که دارم ناراحت میشوم و گلایه میکنم اما از نگاه ترحم آمیز اطرافیان بیشتر ناراحت می شوم از اینکه حق و حقوق ما را نادیده می گیرند بیشتر ناراحت می شوم ما هم حق داریم که از تمام امکانات موجود همانند بقیه استفاده کنیم اما در اجتماع این کمتر رنگ حقیقت به خود میگیرد.

,

 

,

هر چند که چشمانش، بر روی رنگ های دنیا، بسته است, هرچند چشمانش، بر لبخند صبح و آسمان تیره شب، پلک نمی گشایند؛ هر چند که چشمانش در روشنایی رنگین کمان هزار رنگ خداوند، خاموشند؛ ولی مگر شرط درک غایت خلقت، فقط چشم سر است؟!

,

 

,

وی در پایان گفت: وقتی در محاصره دود و دیوار باشی و رنگ آسمان و طبیعت در ازدحام هولناک ماشین و صنعت گم شده باشد دنیای مدرن آنقدرها هم دیدنی نیست, اما برای کسانی که از نعمت بینایی محروم‌اند، دیدن تمام آنچه که شما نادیده می‌گیرید حسرتی بی‌پایان است؛ برای روشندلانی که نمی‌توانند چهره پدر و مادر خویش را ببینند یا رنگ به رنگ شدن طبیعت و فصل‌ها را به تماشا بنشینند، بینایی موهبتی است که نمی‌توان قیمتی برایش قائل شد.

,

 

,

صبری حسین پناهی متولد 64 دانشجوی ترم اول رشته پژوهش اجتماعی دانشگاه کردستان است, جزو جاماندگان از تحصیل بوده است و سال 89 شروع به درس خواندن کرده است ابتدایی و راهنمایی را در دوسال و دبیرستان را در مدرسه عادی گذرانده است, میگوید: قبل از کنکور روزی بیشتر از 10 ساعت مطالعه داشته است.

,

 

,

وی در خانوداه ای به دنیا امده است که یک خواهر و یک برادر دیگرش نابینا هستند و شرایطی همچون صبری داشتند اما امروز ازدواج کرده اند و زندگی عادی خود را دارند.

,

 

,

میگوید: امروز با مشکلاتم کنار آمده ام مطمئنا هر معلولیت با یک سری مشکلات همراه است به نظر من اگر خدا دری را به روی انسان ببندد، درهای دیگر را باز می‌کند, اگر امروز من نابینا هستم این خواست خدا بوده و به این راضی هستم, اصلا نابینایی درد نیست، اینکه کسی تلاش نکند کاری را انجام دهد آن درد است.

,

 

,

این دانشجوی ترم اول دانشگاه کردستان ادامه می دهد: ما اگر چشمانمان نمی بیند دستانی داریم که چشمان ماست و همانند شما که چشمانتان آرزوهایتان را به تحقق می رساند این دستان ما نیز ما را به تحقق آرزوهایمان می رساند.

,

, ,

وی افزود: بسیاری تلاش کرده‌اند تا دنیا جای بهتری برای زندگی معلولان شود اما جهان در حال توسعه، حتی از برآوردن نیازهای شهروندان معمولی خود نیز عاجز است, هنوز هم برای رفع مشکلات این گروه جای امیدهای بسیاری باقی است, برای آنکه دنیایی با چالش‌های کمتر برای نابینایان بسازیم.

,

 

,

صبری حسین پناهی گفت: معلولیت باعث شده است قدر نعمت های الهی را بیشتر بدانم, اگر شما به جای ما بودید مطمئنا برای هر یک قدمی که برمیداشتید، خدا را نه یک بار بلکه هزار بار شکر میکردید.

,

 

,

نسرین رحیمی یکی دیگر از دانشجویان نابینای دانشگاه کردستان است که وجود معلولیت کوچکترین خللی در اراده و تلاش خستگی ناپذیر او ایجاد نکرده بطوریکه علیرغم محرومیت از بینایی صد برابر بهتر از افراد بینا در اجتماع ظاهر شده و پله های موفقیت را با صبرو پشتکار ستودنی  خود یکی پس از دیگری طی کرده، متولد سال 73 و دانشجوی ترم اول رشته زبان و ادبیات کردی است.

,

 

,

وی میگوید: هر چند بعضی اوقات استادها اجازه ضبط صدای خود را نمیدهند و همین باعث مشکلاتی در درس خواندنم می شود اما علاقه به درس و رشته تحصیلی این سختی ها را پوشش میدهد, وقتی با هدف و برنامه ریزی وارد دانشگاه شدم پس مطمئنا این سختی ها ناپدید میشود.

,

 

,

ادامه میدهد: چون ترم اول هستم کم کم دارم با محیط دانشگاه و کلاس درس و ... آشنا می شوم, اکثر مسیرهای محوطه دانشگاه هم مناسب سازی شده اما همانطور که میدانید در بیرون از دانشگاه هزاران مانع جلوی راه ما هست.

,

 

,

این دانشجوی نابینا گفت: اگر افراد نابینا و یا کم بینایی می‌بینیم که به مدارج عالی تحصیلی رسیده و موقعیت اجتماعی مناسبی هم دارند، باید بدانیم که این افراد راحت به این موقعیت نرسیده و چند برابر افراد عادی متحمل سختی شده و با انواع ناملایمات روبه‌رو شده‌اند.

,

 

,

وی یکی از بازیگران فیلم کوتاه "کلاش تشکیل می شود" بوده که تاکنون در جشنواره های مختلف از جمله اولین جشنواره بین المللی آسا فیلم، پنجمین جشنواره فیلم پروین اعتصامی، بیست و دومین جشنواره بین المللی اکس گراند در آلمان، جشنواره فیلم کوثر و جشنواره ویژه پرسش مهر شرکت و به جوایز متعددی نیز دست یافته است.

,

 

,

این دانشجوی نابینای دانشگاه کردستان افزود: فروغ چشمانم امید است، آینده را روشن می‌خواهم...هیچ موفقیتی در لحظه به دست نیامده است, موفقیت چیزی است که باید برای آن جنگید, باید همه بدانند که معلولیت توجیه مناسبی برای نرسیدن به هدف نیست و من برای رسیدن به اهدافم آنقدر می‌جنگم تا همگی آنها محقق شوند.

,

 

,

نسرین رحیمی گفت: محرومیت برای من پلی است برای رسیدن به آمال و آرزوهای دور دست و آنچه در این مسیر بر قوت گام هایم می افزاید این جمله است که همواره در ذهنم تکرار می کنم، من نابینا هستم اما ناتوان نیستم!

,

 

,

وی تصریح کرد: برای کسی که نابینا چشم به این دنیا گشوده، تصور دینایی دیدنی، تصوری بی مصداق است و در این میان شنیده ها زمینه ساز ترسیم و تصویر صحنه هایی است که با دنیای حقیقی، فاصله زیادی دارد و این دنیای نابینایان است، دنیای که در ان فقط صدای جای رنگها را می گیرند و نقش آنها را ایفا می کنند.

,

 

,

پدیده دیدن و تجربیات دیداری یکی از شگفتی های وجود آدمی در ارتباط با دنیای بیرون است، اهمیت و ارزش این حس آنچنان از ابعاد وسیعی برخوردار است که اگر کسی را فقط برای چند روز مجبور کنند که با چشمان بسته حرکت کند، زندگی در چشم او تیره و تار و روزگارش عذاب آور و کسالت بار خواهد شد, به راستی آنها که عمری را بدون حس بینایی زندگی می کنند با زندگی چگونه کنار می آیند؟

,

 

,

داستان زندگی آدم هایی از این دست از آن پرانتزهایی است که اگر هر از گاهی در لابه لای شلوغی و روزمرگی زندگی عادی باز نشود، ما را از تمام نعمت هایی که دیگر به چشم نمی آیند، غافل می کند...

,

 

,

گر نباشد چشم ظاهر عیب نیست در نبود چشم دل باید گریست

,

 

,

به آن کسی که چشمهایش نمیبیند، یک عصای سفید بدهید؛ و به کسانی که با چشم قلبشان نمی بینند، صد عصای سیاه، بگذار شدت مصیبت را همه بدانند.

,

انتهای پیام/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه