به مناسبت گذر از سالگرد شهید مصطفی خمینی ؛

الگوی آقازادگی شهید مصطفی خمینی

الگوی آقازادگی شهید مصطفی خمینی
دهه چهل شاهد مبارزات فراگیر وعلنی حضرت امام (ره) علیه رژیم شاه بود. البته مبارزات امام از این دهه شروع نشد بلکه امام قبل تر در کتاب « کشف اسرار» که در پایان زمامداری رضا شاه ودر سال 1323ش به رشته ی تحریر در آورده اند نسبت به رژیم شاه اعتراض و از لزوم ایجاد حکومت اسلامی سخن گفته بودند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ جعفر برزگر در توفارقان نوشت ،رهبران بزرگ بدون داشتن یاران با وفا و جان بر کف کاری از پیش نخواهند برد وحضرت امام هم از این قاعده مستثنی نبود. امام بدون وجود یاران با وفایی که در همه ی لحظات نهضت، کنار ایشان بودند وچون سربازان فداکاری هیچ یک از دستوارت امام را بدون اطاعت نمی گذاشتند و رژیم از این رابطه به عنوان شبکه ی نامرئی « خمینی» نام می برد، قطعا در سر نگونی رژیم شاه دچار مشکلات بزرگی می شد. یکی از این سربازان فداکار و یاران دلبسته حضرت امام که لحظه ای از همراهی حضرت امام کوتاهی نکرد بی شک فرزند ارشد و برومند ایشان، سید مصطفی مصطفوی (خمینی) است که امام از ایشان به عنوان آینده ی انقلاب واسلام نام بردند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, توفارقان,

 

,

خانه ی پر مهر حضرت امام در 21 آذر 1309 شاهد تولدی فرزندی بود که امام نام ایشان را «مصطفی» گذاشت. خیلی طول نکشید که مصطفی با راهنمایی حضرت امام وارد حوزه ی علمیه قم شد. همان راهنمایی که امام به فرزند دیگرشان، احمد هم از تبعید گاه نجف کردند « به احمد بگویید اگر به حوزه وارد و به تحصیل علوم اسلامی مشغول شود هزینه های مادی زندگی اش به عهدی من خواهد بود اما اگر راهی جز این راه انتخاب کند من تعهدی در قبال هزینه های مادی زندگی اش نخواهم داشت»

,

دروغی که امام راستش کرد!

, دروغی که امام راستش کرد!,

در مورد ازدواج آقا مصطفی دوستان او خاطره ی جالبی را نقل می کنند « روزی شیخ عبدالکریم حائری یزدی موسس حوزه ی علمیه ی قم در حال خروج از حرم حضرت معصومه(س) بود که طلبه ها به شوخی به مصطفی گفتند پدر زنت رفت. این حرف آرام آرام در بین طلبه ها شیوع پیدا کرد وبه گوش امام رسید اما موضوع را با خانم شان در میان گذاشتند واز دختر شیخ عبدالکریم پرسید خانم امام تایید کرد وامام گفت نظرت چیست که این دروغ را راست کنیم؟ وخانم امام گفتند: هر چه صلاح می داند، وامام همان روز چند نفر را به عنوان خواستگار روانه خانه شیخ عبدالکریم کرد..

,

 

,

شروع مبارزات

, شروع مبارزات,

 

,

با شروع مبارزات حضرت امام در سال 41 فرزند ارشد ایشان به همراهی امام پرداختند و رابط بین امام ومبارزین قرار گرفتند وپیام های امام را چون پیکی امین به بزرگان حوزه انتقال می داند او علاوه بر مبارزه، در زمینه ی تحصیل هم تلاش زیادی داشت امری که همیشه مورد تشویق حضرت امام قرار می گرفت.

,

با سخنرانی حضرت امام در3 آبان 1343 که علیه «مصونیت قضایی» مستشاران آمریکایی ایراد کردند رژیم دیگر امام را تحمل نکرد وایشان را به ترکیه تبعید کردند.یکی از اصلی ترین اهداف تبعید امام قطع ارتباط مستقیم ایشان با مبارزان ویاران خویش وهمچنین در پی آن به سردی گرائیدن مشعل پرحرارت مبارزه علیه رژیم بود . اما عمکرد ، جهد وتلاش های آقا مصطفی در راه مبارزه تا حد زیادی از قطع شدن ارتباط امام با مبارزان جلوگیری کرد و مانع کم حرارت شدن مسیر مبارزه شدند. همین اقدامات منجر به آن شد که چند ماه بعد از امام، فرزند ایشان هم توسط ساواک به ترکیه تبعید شود. از این به بعد انس امام و آقا مصطفی بیش از گذشته شد و او یک سال بعد همراه امام با فشار های دولت ترکیه به عراق وشهر نجف منتقل شدند .

,

مصطفی در این شهر با اضافه کردن به اندوخته های خود که با بهره گرفتن از محضر علمایی چون؛ حجت ، سید حسین طباطبایی ؛ بروجردی، محقق داماد، سید محمد حسینی شاهرودی ، سید ابوالقاسم خویی ، محمد باقر زنجانی ، سید محسن حکیم و پدر بزرگوارشان، به درجه اجتهاد دست یافتند.
در روزگارانی که امام در سخت ترین شرایط دوران مبارزه قرار داشتند واز سوی رژیم شاه، دولت عراق و برخی آخوند های متحجر حوزه نجف تحت فشار قرار داشتند به قدری که به تصریح سید حمید روحانی ازهمراهان امام در نجف، امام بار ها می فرمودند « من در حوزه ی نجف غریبم» این آقا مصطفی بود که با هماهنگ کردن امور دفتر امام وسامان دادن به شاگردان ایشان صدای امام را در ایران و کشور های مسلمان منطقه به گوش تشنگان اند یشه ی حضرت امام می رساندند.

,
,

طوفانی که رژیم شاه را از جا کند

, طوفانی که رژیم شاه را از جا کند,

رژیم شاه سرمستانه از تبعید حضرت امام وسرکوب مبارزان در بین سال های 43 تا 55 فکر می کرد مبارزه به انتهای راه خود رسیده است و آخوند های متحجر حوزه ی نجف که امام را بخاطر مبارزه با تنها پادشاه شیعه ی جهان! تکفیر می کردند خواهند توانست صدای امام را خاموش کنند و از سوی دیگررکود ظاهری در امر مبارزه را به معنای از بین رفتن نارضایتی ها وسرکوب حضرت امام قلمداد می کرد در همین خوش خیالی سران رژیم،21 آبان 1356 ومرگ مشکوک آقا مصطفی جانی دوباره به نهضت بخشید این طوفان همان الطاف خفیه ی الهی بود که حضرت امام بیان کردند.

,

 

,

سید احمد برادر کوچکترآقا مصطفی مرگ ایشان را اینگونه بیان می کند « امام صبح بنده را بیدار کردند که دیشب زن برادرت مریض شده بود سری به آن ها بزن وببین وضعیت او چگونه است من هم رفتم به خانه مصطفی تا زمانی که دم در رسیدم دیدم زیر بغل مصطفی را گرفتند ودارند به بیمارستان می برند»
اما واکنش اما در قبال این مسئله بسیار درس آموز است« امام فرمودند احمد مصطفی فوت کرده است؟ من نتوانستم حرف بزنم وفقط گریه کردم وامام فرمودند: انا لله و انا الیه راجعون ودیگر چیزی نگفتند»

,
,

هر چند هنوز دلایل شهادت سید مصطفی معلوم نشده است اما شواهدی وجود دارد که نشان می دهد رژیم او را به شهادت رسانده است از جمله لکه های در سینه وکمر ایشان، این شواهد باعث شد پزشکان از امام اجازه ی کالبد شکافی جسد را بخواهند که امام با صلاح دید خودشان با این امرمخالف کردند و راز مرگ مشکوک سید مصطفی همچنان سر به مهر مانده است اما با این وجود حقیقت هر چه باشد گریزی از این نیست که مرگ مصطفی امواج انقلاب را خروشان تر از پیش به حرکت در آورد وشاید بیراه نباشد که بگوییم این خون مصطفی بود که بنیان های ظلم رژیم فاسد پهلوی را به لرزه در آورد.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه