از بازماندگان سازمان پیشمرگان مسلمان کرد:
رزمندگان سپاه اسلام با دست خالی و پای برهنه از انقلاب دفاع کردند
گاهی وقت ها پیش می آمد که چند روز متوالی حتی یک لقمه غذای گرم نمی خوردیم، گاهی وقت ها هم که می دانستیم عملیات چند ساعتی به درازا می کشد، مقداری نان خشک در جیب خود می ریختیم که اگر در طول عملیات ضعف کردیم، تجدید قوا کنیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیشمرگ روح الله، عبدالله جعفری از بازماندگان سازمان پیشمرگان مسلمان کرد خاطره ای از حضور رزمندگان سپاه اسلام در یکی از عملیات های منطقه هزارکانیان دیواندره را این گونه بازگو می کند:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله,,
منطقه هزار کانیان دیواندره جزء مناطقی بود که گروهک های ضد انقلاب، مقرها و پایگاه های نظامی متعددی در آن ایجاد کرده بودند. این منطقه از لحاظ جغرافیایی نیز به گونه ای بود که پاکسازی آن نیاز به نیرو و تجهیزات فراوانی داشت.
,,
زمانی که طرح عملیات برای پاکسازی هزارکانیان آماده شد، نیروهای ارتش، سپاه و سازمان پیشمرگان مسلمان کرد در قالب یک ستون نظامی تحت فرماندهی شهیدان صیاد شیرازی و محمد بروجردی به طرف منطقه به حرکت درآمدند.
,,
با رسیدن به منطقه هزار کانیان و بعد از یک عملیات موفقیت آمیز توانستیم منطقه را از لوث وجود نیروهای ضد انقلاب پاکسازی کنیم.
,,
بعد از اتمام عملیات در کنار دوستان و همرزمانم در سازمان پیشمرگان مسلمان کرد، در سایه یک دستگاه ماشین سیمرغ آرام گرفته بودیم و استراحت می کردیم. یکی از دوستان گفت: کدام یک از شماها مقداری پول همراه خود دارد که به عنوان قرض به من بدهد. هیچ یک از ما حتی یک ریال هم پول نداشتیم.
,,
گرم صحبت بودیم که چشمم به شهید محمد بروجردی افتاد. بلند شدم و به طرف برادر بروجردی حرکت کردم. دستم را روی شانه شهید بروجردی گذاشتم و گفتم: برادر بروجردی! امکان دارد 50 تومان پول به من قرض بدهید.
,,
شهید بروجردی لبخندی زد و گفت: برای چه می خواهی؟
,,
ـ یکی از دوستانم مقداری پول از ما طلب کرد، ولی ما حتی یک ریال هم پول نداشتیم. گفتم شاید شما پول داشته باشید که به ما قرض بدهید.
,شهید بروجردی در کمال آرامش آستر جیب هایش را بیرون کشید و گفت: هیچ پولی همراه خود ندارم. در اولین فرصت که به روستا رسیدیم مقداری پول تهیه می کنم و در اختیار شما قرار می دهم. شهید بروجردی ادامه داد: پول به چه درد ما می خورد! ما به دنبال شهادت و رهایی از اسارت جسم به این میدان آمده ایم و اگر خداوند توفیق دهد با پیکری خونین به دیدارش خواهیم رفت.
,,
آن روز در میان رزمندگان سپاه اسلام از فرمانده عملیات گرفته تا یک نیروی ساده، هیچ کدام حتی یک ریال پول همراه خود نداشتند. همه بچه ها از دنیای مادی دل کنده و قدم در راه دفاع از ارزش های انقلاب اسلامی نهاده بودند.
,,
آری! رزمندگان سپاه اسلام با دست خالی و پای برهنه به حمایت از انقلاب اسلامی برخاسته بودند. گاهی وقت ها پیش می آمد که چند روز متوالی حتی یک لقمه غذای گرم نمی خوردیم، گاهی وقت ها هم که می دانستیم عملیات چند ساعتی به درازا می کشد، مقداری نان خشک در جیب خود می ریختیم که اگر در طول عملیات ضعف کردیم، تجدید قوا کنیم.
,,
رزمندگان سپاه اسلام بی آنکه ادعایی داشته باشند و بدون هیچ گونه چشم داشتی جان خود را کف دست گرفته بودند و آمده بودند تا کردستان را از شر وجود گروهک های ضد انقلاب و کومونیستی خلاص کنند. اصلاً هم به فکر حقوق آنچنانی و غذای گرم و تخت خواب آسوده نبودند.
,انتهای پیام/
,,
]
ارسال دیدگاه