یادداشت/

محوی ستاره ای تابناک در عرفان و شعر کُردی

محوی ستاره ای تابناک در عرفان و شعر کُردی
محوی از بزرگترین شاعران کلاسیک کرد (۱۸۳۶-۱۹۰۶)در روستای بالخ در مجاورت سلیمانیه به دنیا آمد. وی از مشهورترین شاعران عرفانی کرد و گویش سورانی است. عمده شهرت وی به واسطه غزل های عاشقانه و عرفانی است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از کُردتودی، 7 شوال (دوشنبه 13 مرداد) برابر است با وفات محوی، شاعر و عارف بزرگ کُرد. همانطور که می دانیم دوران طلایی شعر و ادبیات کردی به چند سده اخیر بر می گردد. این دوران چه در شرق مناطق کردنشین و مصادف با حکومت اردلان و چه در جنوب مناطق کردستان و در زمان حکومت "به‌به‌کان" و چند دهه پس از آنها قدمتی طولانی نداشته است، اما تاثیرگذاری این دوران آنچنان بوده است که امروز با صراحت می توانیم بگوییم غنای ادبیات کردی غالباً مربوط به همین دوران است. محوی یکی از ستارگان تابناک شعر و ادبیات کردی نیز در همین دوران می زیسته است. در ادامه شرحی مختصر از زندگی این شاعر و عارف بزرگ را می خوانید:

, شبکه اطلاع رسانی دانا, کُردتودی,

نامش محمد فرزند ملا عثمان بالخی و از نوادگان عالم شهیر "شیخ ره‌ش" است. ملا عبدالکریم مدرس در کتاب "بنه‌ماڵه‌ی زانیاران" می گوید که عثمان بالخی پس از فوت پدرش به دنیا آمده است و طبق وصیت پدرش نام او را عثمان نهاده اند. ملا عثمان پدر محوی به ملا عثمان کوچک مشهور است و فرزند ملا عثمان بزرگ بالخی است. همه منابع و نوشته های پیشین محل تولد محوی را سلیمانیه اعلام کرده اند. «بالخ» نیز یکی از روستاهای منطقه "ماوه‌ت" از توابع سلیمانیه است. درباره سال تولد محوی همچون بسیاری از شاعران و بزرگان کرد تشتت آرا و تعدد نظرات وجود دارد و بیشتر نویسندگان نیز به مدرکی معتبر در این باره استناد نکرده اند. استاد مدرس در کتابی که با عنوان "دیوان محوی" منتشر کرده است می گوید که اطلاعاتش را از مورخ کرد "محمد امین زکی بگ" گرفته است و می نویسد که محوی در سال 1252 هجری قمری برابر با سال های 1837/1836 میلادی متولد شده است. استاد علاءالدین سجادی سال تولد محوی را 1246 هجری قمری و برابر با سال های 1831/1830 گزارش می کند. ادیب دیگری به نام "کاکه‌ی فه‌لاح" می نویسد که محوی در سال 1247 هجری قمری که برابر با سال های 1831/1830 میلادی است، به دنیا آمده است. دکتر مارف خزنه دار می نویسد که محوی در سال 1831 میلادی متولد شده است. صدیق بوره که یی هم سال تولد محوی را 1245 هجری قمری نوشته است. بیشتر نویسندگانی که درباره محوی نوشته اند به غیر از تاریخ های ذکر شده درباره تولد محوی، به دلیل یا سندی در این زمینه اشاره نکرده اند. آنچه که معلوم است محمد امین زکی بگ و استاد علاءالدین سجادی اولین کسانی هستند که درباره زندگی شاعران و شخصیت های برجسته کرد از جمله محوی قلم زده اند و بیشتر نوشته های دیگر نیز از آثار این بزرگان استناد شده است.

محوی در خانواده ای مذهبی متولد شده است و آغاز زندگی اش را با تحصیل در حجره پدرش آغاز می کند و  در ادامه برای اتمام تحصیلاتش به شهرهای سنندج و مهاباد رفته است. محوی 3 سال نزد ملا عبدالله پیره باب به کسب علم پرداخته و سپس به شهر اشنویه رفته و از آنجا به سلیمانیه باز می گردد. از سلیمانیه به بغداد می رود و نزد مفتی ذهابی تحصیل علوم دینی را به پایان می رساند و اجازه علمی کسب می کند و در سال 1859 میلادی در مسجد امام اعظم در بغداد به تدریس می پردازد. سال 1862 میلادی به سلیمانیه باز می گردد و تا سال 1868 در دادگاه مشغول به کار بوده است. استاد محمد خال در کتاب «مفتی ذهابی» درباره محوی می نویسد که در سال 1291 هجری قمری (1875/1874 میلادی) همراه با چند ملای دیگر از بغداد تبعید می شوند. وی درباره علت تبعید محوی چیزی نمی گوید اما برخی می گویند احساسات و تعهد آئینی او سبب شده است که بر ضد پدیده های زشت اجتماعی آن دوران شوریده و گهگاه نیز به ابراز نارضایتی از سیستم حکومتی پرداخته است و همین سبب شده است که محوی را تبعید کرده باشند. در سال 1883 میلادی به سفر حج می رود و هنگام بازگشت از استانبول نیز دیدار می کند و در آنجا سلطان عبدالحمید دوم را ملاقات کرده می کند. سلطان شخصیت محوی را می پسندد و او را مورد تکریم و تجلیل ویژه قرار می دهد و قول ساخت خانقاهی را نیز در سلیمانیه به او می دهد. بعدها محوی به مناسبت پیروزی سلطان عبدالحمید بر یونانی ها شعری برای او می سراید که در آن آمده است:

فه‌تح و زه‌فه‌ر به‌ ناوی کێ‌ بێ‌؟ خه‌لیفه‌ی ئیسلام

(عه‌بدولحه‌مید)ی غازی، سوڵتانی ڕوبعی مه‌سکون

پیداست که شرایط خانوادگی محوی سبب شده است که به تصوف تمایل پیدا کرده و به شاعری متوصف تبدیل شود. پدر محوی صوفی و خلیفه شیخ سراج الدین "ته‌وێڵه‌" بوده است و همین بر محوی تاثیر می گذارد و او نیز صوفیگری در پیش می گیرد و صوفی و خلیفه شیخ بهاءالدین می شود. اگر چه نقل است که محوی در ابتدا فردی بوده است که به گوشه گیری علاقه فراوان داشته اما این امر سبب نشده است که از دنیای اطراف و تحولات آن دوران بی اطلاع بماند و در حالی با سلطان عبدالحمید ارتباط برقرار می کند که از نظر آگاهی از عصر و جامعه خود در سطحی بسیار بالا به سر برده است.

البته در میان کردها قبل از محوی شاعران دیگری نیز همچون: باباطاهر همدانی، ملا پریشان، ملای جزیری و سید صالح نعمت اللهی خود صوفی بوده و در باب تصوف نیز اشعاری نوشته اند اما در میان همه اینان محوی تصوف را به گونه ای عمیقتر دنبال کرده و زمان بیشتری را نیز برای آن اختصاص داده است و حتی می توان گفت که زمینه های رشد شعر صوفیانه را نیز هموار کرده است.

محوی بازمانده ای از نسل دوم سبک نالی و یکی از بزرگان شعر کلاسیک کردی است که در اشعارش ریزبینی محسوسی دیده می شود و همین نیز سبب شده است که اشعارش از عمقی فلسفی برخوردار باشند. محوی اکثر بحرهای عروضی وزن عربی را به کار برده است و از نظر قافیه هم اکثر صداهای الفبای عربی را به کار گرفته است و از نظر روانی اشعار نیز شاعری است به تمام معنا. اهمیت بسیاری برای استفاده از آیات قرآن در اشعارش قایل بوده است و کلمات و جملات عربی بسیاری در شعرهایش مشاهده می شوند. همانگونه که گفته شد محوی شاعری صوفی بوده است و در زمینه صوفیگری و عرفان مسیری متفاوت در پیش گرفته و بیشتر اشعارش آیینی و درباره طریقت نقشبندی بوده اند که در آنها طریقت را برای شریعت به کار گرفته است. محوی صوفی معمولی نبوده است، او صوفی ای یاغی است و به همین دلیل اشعار ضد صوفیانه او نیز که سرشار از طعنه و سرزنش شیخ و صوفی و زاهد و واعظ و درویشان دروغگو است و از آنها به دلیل استفاده از آئین به عنوان وسیله ای برای به بازی گرفتن مردم، انتقاد می کند. در همان حال اشعاری نیز به صورت غزل، رباعی و تک بیت نیز دارد.

محوی بر هر سه زبان کردی، فارسی و عربی تسلط کامل داشته است و همانگونه هم که در آن دوران مرسوم بوده است شاعران کلاسیک کرد به همه زبانهایی که بر آنها تسلط داشته اند، شعر نوشته اند. به همین دلیل طبیعی است که شاعران عرب و فارس بر محوی تاثیر گذارده اند و این تاثیرگذاری نه به لحاظ ظاهری بلکه از نظر محتوا نیز در اشعارش مشاهده می شود. به دلیل صوفی بودن محوی شاعران فارسی زبانی چون حافظ، سعدی، مولانای رومی و شبستری بر او تاثیر بیشتری گذارده اند و همچنین از شاعرانی عرب زبان همچون ابن عربی، منصور حلاج، ذونون مصری، ابن فائز و رابعه عدوی تاثیر پذیرفته است و اینها جدای از تاثیرات حضرت مولانا خالد شاره¬زوری است که محوی یکی از پیروان وی بوده است.

دیوان محوی برای اولین بار در سال 1922 و به وسیله استاد "علی کمال باپیر آغا" چاپ و منتشر شد و بعدها استاد ملا عبدالکریم مدرس و پسرانش دیوان او را همراه با شرح و پژوهش در اشعار محوی در سال 1984 چاپ و منتشر کردند. کتابی که در دست ماست و برای برخی از گفته های نوشتار حاضر به آن استناد شده است، دیوانی از محوی است که در سال 1387 از طرف انتشارات کردستان و به تصحیح ملا عبدالکریم و محمد ملاکریم در سنندج منتشر شده است. این کتاب علاوه بر اشعار محوی (که به زبان های کردی و فارسی و در قالب های گوناگون است)، شامل نوشته هایی کسانی نیز می شود که درباره محوی قلم زده اند.

محوی تا آخرین لحظات عمرش در خانقاهش در سلیمانیه به سر برده و در آنجا مشغول تدریس به شاگردانش بوده است. «ملا حسن فرزند ملا علی قزلجی»، «ملا محمود مزناوه¬یی»، «ملا سعید افندی»، «نایب اوغلی کرکوک» و «ملا عزیز مفتی سلیمانی» از مشهورترین شاگردان وی بوده اند. درباره سال فوت محوی نیز همچون سال تولدش آرای مختلفی وجود دارد. "بیخود" یکی از شاعران بزرگ کرد سال وفات محوی را به صورت شعری فارسی بیان کرده و نوشته است:

چو بشنید (بیخود) وفات سلف

بتاریخ گفتا: "عمر ما شد خلف"

که "عمر ما شد خلف" بر اساس حروف ابجد با سال 1324 هجری قمری برابر است.

استاد علاءالدین سجادی سال 1904 میلادی، دکتر مارف خزنه دار سال 1906 میلادی، صدیق بوره که یی سال 1324 هجری قمری و استاد عبدالکریم مدرس هم سال 1324 هجری قمری (1904) میلادی را سال وفات محوی اعلام کرده اند. محوی پس از وفات در یکی از اتاق های خانقاهش در سلیمانیه به خاک سپرده شده است.

«علی کمال باپیر آغا»، یکی از شاعران توانای کرد طی چند شعر به وصف محوی می پردازد که در پایان یکی از اشعار زیبای وی را درباره این شاعر و عارف بزرگ می خوانیم:

گه‌هێ مه‌خموور و سه‌رخۆشم به‌ نه‌شئه‌ی دیده‌که‌ی مه‌ستی

گه‌هێ دڵ له‌ت ئه‌کا شمشێری ئه‌برۆی تیژی په‌یوه‌ستی

له‌ کاتی پیرییا گه‌ر حه‌ز له‌ باڵای یار بکه‌م حه‌قمه‌

که‌ چوونکه‌ پیاوی پیر دایم عه‌سا پێویسته‌ بۆ ده‌ستی

له‌ گۆڕی پاکتی سه‌ر ده‌ر بهێنه‌ حه‌زره‌تی "مه‌حوی"!

بزانه‌ چی به‌سه‌ر هات کورده‌واری و شیعر و هه‌ڵبه‌ستی

له‌ ناو باخچه‌ی ئه‌ده‌بدا تا ئه‌به‌د نابینی تۆ یه‌ک گوڵ

که‌ لایق بێ به‌ ده‌ستی یار و بیده‌یتێ به‌ سه‌ربه‌ستی

ته‌وافی که‌عبه‌یی به‌رده‌رکی یار ناکرێ به‌ مانگ و ساڵ

ئه‌بێ ده‌سته‌و نه‌زه‌ر تا ماوی تۆ ئازانه‌ ڕاوه‌ستی

 

نمونه ای دیگر از شعر محوی:

به گریانم وه‌کــوو گــوڵ پێکه‌نی یار

له باغی من به بارش غونچه پشـــکووت

شوکر هه‌ر مامه‌مه‌وه بۆ یــــادگاری

به کاری زه‌خمه‌که‌ی شمشێری ئه‌برووت

له غه‌مزه‌ی چاوت ئه‌برۆ داگره و به‌س

مه‌که بۆ قه‌تڵی عــــاشق ڕه‌نجه بازووت

نه‌خۆشی عیشقی لێوت وه‌سیه‌تی کرد

بتــاشـــن داری عوننـــــابی به تابــووت

منی به‌م حاڵ و قاڵه دی که ده‌یوت

کتێـبێـکی غه‌ریبــم دیــوه، په‌ڕپــووت

به نیله بێ نه‌باتی میــسری لـێوت

جلم، سوبحم هه‌موو هه‌ر شامه بێ ڕووت

له ناڵه‌ی گه‌رمی دڵ باکت نه‌بوو تۆ

به ئاهی سه‌ردی مه‌حوی من دڵم سووت

 

منابع:

دیوان محوی، ویراسته ملا عبدالکریم مدرس و محمد ملاکریم، سنندج، انتشارات کردستان/1387

وبسایت "کۆچ" (نوشته مورد استفاده از اینترنت استخراج شده است و متاسفانه در مورد شماره نشریه و یا تاریخ چاپ آن اطلاعاتی به دست نیامد).

 

,

نامش محمد فرزند ملا عثمان بالخی و از نوادگان عالم شهیر "شیخ ره‌ش" است. ملا عبدالکریم مدرس در کتاب "بنه‌ماڵه‌ی زانیاران" می گوید که عثمان بالخی پس از فوت پدرش به دنیا آمده است و طبق وصیت پدرش نام او را عثمان نهاده اند. ملا عثمان پدر محوی به ملا عثمان کوچک مشهور است و فرزند ملا عثمان بزرگ بالخی است. همه منابع و نوشته های پیشین محل تولد محوی را سلیمانیه اعلام کرده اند. «بالخ» نیز یکی از روستاهای منطقه "ماوه‌ت" از توابع سلیمانیه است. درباره سال تولد محوی همچون بسیاری از شاعران و بزرگان کرد تشتت آرا و تعدد نظرات وجود دارد و بیشتر نویسندگان نیز به مدرکی معتبر در این باره استناد نکرده اند. استاد مدرس در کتابی که با عنوان "دیوان محوی" منتشر کرده است می گوید که اطلاعاتش را از مورخ کرد "محمد امین زکی بگ" گرفته است و می نویسد که محوی در سال 1252 هجری قمری برابر با سال های 1837/1836 میلادی متولد شده است. استاد علاءالدین سجادی سال تولد محوی را 1246 هجری قمری و برابر با سال های 1831/1830 گزارش می کند. ادیب دیگری به نام "کاکه‌ی فه‌لاح" می نویسد که محوی در سال 1247 هجری قمری که برابر با سال های 1831/1830 میلادی است، به دنیا آمده است. دکتر مارف خزنه دار می نویسد که محوی در سال 1831 میلادی متولد شده است. صدیق بوره که یی هم سال تولد محوی را 1245 هجری قمری نوشته است. بیشتر نویسندگانی که درباره محوی نوشته اند به غیر از تاریخ های ذکر شده درباره تولد محوی، به دلیل یا سندی در این زمینه اشاره نکرده اند. آنچه که معلوم است محمد امین زکی بگ و استاد علاءالدین سجادی اولین کسانی هستند که درباره زندگی شاعران و شخصیت های برجسته کرد از جمله محوی قلم زده اند و بیشتر نوشته های دیگر نیز از آثار این بزرگان استناد شده است.

,

محوی در خانواده ای مذهبی متولد شده است و آغاز زندگی اش را با تحصیل در حجره پدرش آغاز می کند و  در ادامه برای اتمام تحصیلاتش به شهرهای سنندج و مهاباد رفته است. محوی 3 سال نزد ملا عبدالله پیره باب به کسب علم پرداخته و سپس به شهر اشنویه رفته و از آنجا به سلیمانیه باز می گردد. از سلیمانیه به بغداد می رود و نزد مفتی ذهابی تحصیل علوم دینی را به پایان می رساند و اجازه علمی کسب می کند و در سال 1859 میلادی در مسجد امام اعظم در بغداد به تدریس می پردازد. سال 1862 میلادی به سلیمانیه باز می گردد و تا سال 1868 در دادگاه مشغول به کار بوده است. استاد محمد خال در کتاب «مفتی ذهابی» درباره محوی می نویسد که در سال 1291 هجری قمری (1875/1874 میلادی) همراه با چند ملای دیگر از بغداد تبعید می شوند. وی درباره علت تبعید محوی چیزی نمی گوید اما برخی می گویند احساسات و تعهد آئینی او سبب شده است که بر ضد پدیده های زشت اجتماعی آن دوران شوریده و گهگاه نیز به ابراز نارضایتی از سیستم حکومتی پرداخته است و همین سبب شده است که محوی را تبعید کرده باشند. در سال 1883 میلادی به سفر حج می رود و هنگام بازگشت از استانبول نیز دیدار می کند و در آنجا سلطان عبدالحمید دوم را ملاقات کرده می کند. سلطان شخصیت محوی را می پسندد و او را مورد تکریم و تجلیل ویژه قرار می دهد و قول ساخت خانقاهی را نیز در سلیمانیه به او می دهد. بعدها محوی به مناسبت پیروزی سلطان عبدالحمید بر یونانی ها شعری برای او می سراید که در آن آمده است:

,

فه‌تح و زه‌فه‌ر به‌ ناوی کێ‌ بێ‌؟ خه‌لیفه‌ی ئیسلام

,

(عه‌بدولحه‌مید)ی غازی، سوڵتانی ڕوبعی مه‌سکون

,

پیداست که شرایط خانوادگی محوی سبب شده است که به تصوف تمایل پیدا کرده و به شاعری متوصف تبدیل شود. پدر محوی صوفی و خلیفه شیخ سراج الدین "ته‌وێڵه‌" بوده است و همین بر محوی تاثیر می گذارد و او نیز صوفیگری در پیش می گیرد و صوفی و خلیفه شیخ بهاءالدین می شود. اگر چه نقل است که محوی در ابتدا فردی بوده است که به گوشه گیری علاقه فراوان داشته اما این امر سبب نشده است که از دنیای اطراف و تحولات آن دوران بی اطلاع بماند و در حالی با سلطان عبدالحمید ارتباط برقرار می کند که از نظر آگاهی از عصر و جامعه خود در سطحی بسیار بالا به سر برده است.

,

البته در میان کردها قبل از محوی شاعران دیگری نیز همچون: باباطاهر همدانی، ملا پریشان، ملای جزیری و سید صالح نعمت اللهی خود صوفی بوده و در باب تصوف نیز اشعاری نوشته اند اما در میان همه اینان محوی تصوف را به گونه ای عمیقتر دنبال کرده و زمان بیشتری را نیز برای آن اختصاص داده است و حتی می توان گفت که زمینه های رشد شعر صوفیانه را نیز هموار کرده است.

,

محوی بازمانده ای از نسل دوم سبک نالی و یکی از بزرگان شعر کلاسیک کردی است که در اشعارش ریزبینی محسوسی دیده می شود و همین نیز سبب شده است که اشعارش از عمقی فلسفی برخوردار باشند. محوی اکثر بحرهای عروضی وزن عربی را به کار برده است و از نظر قافیه هم اکثر صداهای الفبای عربی را به کار گرفته است و از نظر روانی اشعار نیز شاعری است به تمام معنا. اهمیت بسیاری برای استفاده از آیات قرآن در اشعارش قایل بوده است و کلمات و جملات عربی بسیاری در شعرهایش مشاهده می شوند. همانگونه که گفته شد محوی شاعری صوفی بوده است و در زمینه صوفیگری و عرفان مسیری متفاوت در پیش گرفته و بیشتر اشعارش آیینی و درباره طریقت نقشبندی بوده اند که در آنها طریقت را برای شریعت به کار گرفته است. محوی صوفی معمولی نبوده است، او صوفی ای یاغی است و به همین دلیل اشعار ضد صوفیانه او نیز که سرشار از طعنه و سرزنش شیخ و صوفی و زاهد و واعظ و درویشان دروغگو است و از آنها به دلیل استفاده از آئین به عنوان وسیله ای برای به بازی گرفتن مردم، انتقاد می کند. در همان حال اشعاری نیز به صورت غزل، رباعی و تک بیت نیز دارد.

,

محوی بر هر سه زبان کردی، فارسی و عربی تسلط کامل داشته است و همانگونه هم که در آن دوران مرسوم بوده است شاعران کلاسیک کرد به همه زبانهایی که بر آنها تسلط داشته اند، شعر نوشته اند. به همین دلیل طبیعی است که شاعران عرب و فارس بر محوی تاثیر گذارده اند و این تاثیرگذاری نه به لحاظ ظاهری بلکه از نظر محتوا نیز در اشعارش مشاهده می شود. به دلیل صوفی بودن محوی شاعران فارسی زبانی چون حافظ، سعدی، مولانای رومی و شبستری بر او تاثیر بیشتری گذارده اند و همچنین از شاعرانی عرب زبان همچون ابن عربی، منصور حلاج، ذونون مصری، ابن فائز و رابعه عدوی تاثیر پذیرفته است و اینها جدای از تاثیرات حضرت مولانا خالد شاره¬زوری است که محوی یکی از پیروان وی بوده است.

,

دیوان محوی برای اولین بار در سال 1922 و به وسیله استاد "علی کمال باپیر آغا" چاپ و منتشر شد و بعدها استاد ملا عبدالکریم مدرس و پسرانش دیوان او را همراه با شرح و پژوهش در اشعار محوی در سال 1984 چاپ و منتشر کردند. کتابی که در دست ماست و برای برخی از گفته های نوشتار حاضر به آن استناد شده است، دیوانی از محوی است که در سال 1387 از طرف انتشارات کردستان و به تصحیح ملا عبدالکریم و محمد ملاکریم در سنندج منتشر شده است. این کتاب علاوه بر اشعار محوی (که به زبان های کردی و فارسی و در قالب های گوناگون است)، شامل نوشته هایی کسانی نیز می شود که درباره محوی قلم زده اند.

,

محوی تا آخرین لحظات عمرش در خانقاهش در سلیمانیه به سر برده و در آنجا مشغول تدریس به شاگردانش بوده است. «ملا حسن فرزند ملا علی قزلجی»، «ملا محمود مزناوه¬یی»، «ملا سعید افندی»، «نایب اوغلی کرکوک» و «ملا عزیز مفتی سلیمانی» از مشهورترین شاگردان وی بوده اند. درباره سال فوت محوی نیز همچون سال تولدش آرای مختلفی وجود دارد. "بیخود" یکی از شاعران بزرگ کرد سال وفات محوی را به صورت شعری فارسی بیان کرده و نوشته است:

,

چو بشنید (بیخود) وفات سلف

,

بتاریخ گفتا: "عمر ما شد خلف"

,

که "عمر ما شد خلف" بر اساس حروف ابجد با سال 1324 هجری قمری برابر است.

,

استاد علاءالدین سجادی سال 1904 میلادی، دکتر مارف خزنه دار سال 1906 میلادی، صدیق بوره که یی سال 1324 هجری قمری و استاد عبدالکریم مدرس هم سال 1324 هجری قمری (1904) میلادی را سال وفات محوی اعلام کرده اند. محوی پس از وفات در یکی از اتاق های خانقاهش در سلیمانیه به خاک سپرده شده است.

,

«علی کمال باپیر آغا»، یکی از شاعران توانای کرد طی چند شعر به وصف محوی می پردازد که در پایان یکی از اشعار زیبای وی را درباره این شاعر و عارف بزرگ می خوانیم:

,

گه‌هێ مه‌خموور و سه‌رخۆشم به‌ نه‌شئه‌ی دیده‌که‌ی مه‌ستی

,

گه‌هێ دڵ له‌ت ئه‌کا شمشێری ئه‌برۆی تیژی په‌یوه‌ستی

,

له‌ کاتی پیرییا گه‌ر حه‌ز له‌ باڵای یار بکه‌م حه‌قمه‌

,

که‌ چوونکه‌ پیاوی پیر دایم عه‌سا پێویسته‌ بۆ ده‌ستی

,

له‌ گۆڕی پاکتی سه‌ر ده‌ر بهێنه‌ حه‌زره‌تی "مه‌حوی"!

,

بزانه‌ چی به‌سه‌ر هات کورده‌واری و شیعر و هه‌ڵبه‌ستی

,

له‌ ناو باخچه‌ی ئه‌ده‌بدا تا ئه‌به‌د نابینی تۆ یه‌ک گوڵ

,

که‌ لایق بێ به‌ ده‌ستی یار و بیده‌یتێ به‌ سه‌ربه‌ستی

,

ته‌وافی که‌عبه‌یی به‌رده‌رکی یار ناکرێ به‌ مانگ و ساڵ

,

ئه‌بێ ده‌سته‌و نه‌زه‌ر تا ماوی تۆ ئازانه‌ ڕاوه‌ستی

,

 

,

نمونه ای دیگر از شعر محوی:

,

به گریانم وه‌کــوو گــوڵ پێکه‌نی یار

,

له باغی من به بارش غونچه پشـــکووت

,

شوکر هه‌ر مامه‌مه‌وه بۆ یــــادگاری

,

به کاری زه‌خمه‌که‌ی شمشێری ئه‌برووت

,

له غه‌مزه‌ی چاوت ئه‌برۆ داگره و به‌س

,

مه‌که بۆ قه‌تڵی عــــاشق ڕه‌نجه بازووت

,

نه‌خۆشی عیشقی لێوت وه‌سیه‌تی کرد

,

بتــاشـــن داری عوننـــــابی به تابــووت

,

منی به‌م حاڵ و قاڵه دی که ده‌یوت

,

کتێـبێـکی غه‌ریبــم دیــوه، په‌ڕپــووت

,

به نیله بێ نه‌باتی میــسری لـێوت

,

جلم، سوبحم هه‌موو هه‌ر شامه بێ ڕووت

,

له ناڵه‌ی گه‌رمی دڵ باکت نه‌بوو تۆ

,

به ئاهی سه‌ردی مه‌حوی من دڵم سووت

,

 

,

منابع:

,

دیوان محوی، ویراسته ملا عبدالکریم مدرس و محمد ملاکریم، سنندج، انتشارات کردستان/1387

,

وبسایت "کۆچ" (نوشته مورد استفاده از اینترنت استخراج شده است و متاسفانه در مورد شماره نشریه و یا تاریخ چاپ آن اطلاعاتی به دست نیامد).

,

 

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه