مازندرانی‌ها! در جنگلها یتان گاو می‌خواهید یا ویلا ؟

مازندرانی‌ها! در جنگلها یتان گاو می‌خواهید یا ویلا ؟
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از بشارت نیوز، در زمان تصدی پست مدیرکلی منابع طبیعی استان مازندران توسط آقای ربیع فلاح جلودار، خروج دامداران از جنگل شروع شد ( با عنوان خروج دام از جنگل برای حفاظت از جنگل)

, شبکه اطلاع رسانی دانا, بشارت نیوز, بشارت نیوز, بشارت نیوز,

در گذشته ی نه چندان دورتر به هر جای جنگل که نگاه میکردم گاوهائی می دیدم که در میان درختان سربه فلک کشیده جنگلی به دنبال غذا بودند گاوها بدون هیچ نگهبانی روز و شب میان علفزار های بی نظیر اطراف روستا درسلامت و زیبائی می چریدند و  تازه ! کود و شیر و کره و کشک و پنیر و شغل هم ایجاد میکردند. اکنون مازندران بدون اینکه بفهمد، دچار فراموشی شده، انبوه درختان جنگلیش دیگر کم پشت شده، تنه ی قطور و پر قدرت درختان بلوط و ممرز و مرس از آن موقع ها خیلی نازک تر شدند، بلبل آواز خوان که شبها در باغچه خانه برایمان می خواند دیگر در جنگل هم صدایش کمتر شنیده میشود. آنوقتها در روانه ی کبود و زلال عمق آب، قزل آلای رنگین کمان مستانه به گوشه و کنار رود ها سرک می کشید. میدانم بزرگتر ها کاملا یادشان می آید، همین تابستان ها روی شیشه ی جلوی خودرو هر راننده از هزاران زنبور و پروانه و حشره پر میشد. شب اگر زیر نور لامپ خیابان میرفتیم که درس بخوانیم روی سرمان مثل باران پشه می بارید و یقه مان پر از پشه میشد، یادتان هست؟ الان شاید همه ی ما روزانه به بچه هامان ماست میخورانیم تا سالم تر بزرگ بشوند ، اما یا کم چرب است یا پر چرب است یا شکر دارد یا رنگ آن زرد تر شده و... اصلا فراموش کنید، میخواهم بگویم هرچی هست ماست نیست باور بفرمائید چیز دیگری است، ماست همانی بود که گاودارها (گالش ها) در اعماق جنگل، بدون منت و یارانه و گدائی دلار برای واردات مواد اولیه (شیر خشک) و ورود قطعات کارخانه تولید میکردند، گذشت و گذشت، پس از سالها به رود خانه شیرین رود که همیشه آرزو داشتم به هر قیمتی نوک قلاب ماهیگیریم را به آب روشن آن بیاندازم رفتم اما دیدم چند نفر خودی داشتند ماشین مدل بالای یک غریبه را در آب رود می شستند ، همانجا فهمیدم که من و قزل آلا در آرزوئی نیم قرنی به همراه زلالی شیرین رود، با دستان حافظان طبیعت به تاریخ سپرده شدیم. قدری نزدیک تر به جای جنگل ها و مراتع، ویلاهائی در هکتار هکتار زمین که اخیرا سند دار هم شده اند را دیدم که در باغچه هایشان جز موزائیک و چند علفچه ی خارجی که برای فروش فخر به روستائیان اطراف کاشته شده چیز دیگری وجود ندارد . و این شده معنای جدید استراحتگاه !؟؟!
و این استراحتگاهها، دیگر دارد مانند همان ماست که بنا به زائقه ی توریسم مریض و تن به کار نداده، کم چرب شد یا پرچرب شده و شکل و مزه و خاصیتش چیزی شد که فقط میتوان آن را به زور از گلو فرو برود، دیگر دارد آب و خاک و روش کار در این استان را دچار تغییرات شگرف و بی بازگشت می‌کند.
دنیا را چه دیدید! شاید چند سال دیگر در پی این گونه اقدامات، برای جلوگیری از روند تخریب طبیعت، وزیری هم بیاید و مجبور باشد در امتداد همین برنامه ریزی های استانی عنوان کند؛ عزیزان مازندرانی!  امسال مقداری چوب خارجی برای افرادی که در ویلا های مازندران زندگی میکنند از کشور همسایه و طبیعت دوست مان (قطر) وارد کردیم تا شومینه هاتان روشن و زیبا بماند و در عین حال باید خبر بدهم که، کارگروه مجربی از اداره جدید (تجارت وارداتی، بدون صنعت و معدن) را به همراه چند نفر آدم خوش خنده از امور خارجه برای خرید دستگاه تولید رطوبت و اکسیژن به فرانسه اعزام کردیم تا مازندرانیهای جدید احساس واقعی تری از استان لاله خیز گذشته داشته باشند .
اما میدانم در آن زمان هم حتما کسانی هستند که دلشان برای طبیعت بسوزد، آنان با صرف هزینه در تلویزیون برنامه تدارک می بینند و مسئولان اداره واردات را زیر سوال میبرند و میگویند، چرا از فرانسه دستگاه میخرید؟مگر تکنولوژی آلمان و آمریکا را از ما گرفتند؟ ما در سیاست با آنها مشکل داریم، علم آنان که اشکالی ندارد؟
از آینده بر گردیم به گذشته، یعنی چند سال قبل و مدیر کل وقت منابع طبیعی استان مازندران، آقای ربیع فلاح جلودار، با شعار آنوقتها ( نفت تمام میشود اما جنگل تمام نمیشود) زمان گذشت و گذشت و ایشان به پاس زحمت برای تبدیل چند میلیون هکتار جنگل باقی مانده استان به چند صد هزار هکتار و خروج زورکی صد ها تولید کننده طبیعی و واقعی از محل کار هزاران ساله شان، اکنون بر مسند استاندار محترم مازندران تکیه زدند، اخیرا درخواستی از سوی همین استاندار مازندرانی مبنی بر تهیه و توزیع فرم شناسائی واحد های تولیدی استان مازندران صادر شد ، که البته اگر هدف از آن تهیه راهکار برای رفع مشکلات بخش تولید باشد باید گفت، آقای استاندار! چنین مشخصاتی در قالبی کاملتر (فرم شفاف سازی مشکلات بانکی) از سوی خانه صنعت، معدن و تجارت استان، با همراهی شرکت شهرکهای صنعتی مازندران، بین تولید کنندگان به نظر سنجی گذاشته شد . جمع بندی و نتایج فرم ها عمدتا بیانگر عدم همکاری بانکهای عامل در بخش سرمایه گذاری تولیدی بود که با روش های پیش دستانه به کارآفرین و تولید کننده و عاشقان خدمت به کشور، بدهی ناحق تحمیل کردند و اکنون با وجود مدارک مستدل مبنی بر برائت تولید کننده، کفه ی ترازوی عدالت همچنان به نفع بانکهای پولدار گرایش دارد، اخیرا مسئولان جدید و حتی برخی مدیران بانکی بدون رد مشکل آفرینی بانک ها با گفتاری جدید عنوان میکنند : تولید کنندگان می بایست قبل از مشارکت با بانک وکیل میگرفتند!!  در حالی که قرار بود بانک وکیلی باشد بین دولت سرمایه گذار و تولید کنندگان، همین طرز فکر موجب بروز تعللی جدید در امر چرخش تولید و ارتزاق کارگران استان و کشور شده است.
حال قدری درخواست استانداری را بررسی کنیم، بنا بر پیشنهاد باید با صرف زمان گرانقدر فرمهایی کاملا تکراری بین تولید کنندگان توزیع و پس از آن گردآوری، حلاجی، دسته بندی و در پایان به حضور استاندار برسد که انگار رسیده است، از این پس تازه ایشان باید تک تک ( 90درصد )واحد ها را مجددا به حضور بپذیرند و اینبار با درایت خودشان برای رفع مشکل تولید راهکار بدهند  «  تک به تک »  بدون توجه به اینکه قبل از استاندار شدن ایشان این امر بر عهده ی سازمان صنعت معدن و تجارت بوده، و همین اقدامات بارها اتفاق افتاده و مصوبات زیادی هم به نفع تولید صادر گردید، اما از سوی بانکها اجرائی نشد.
لذا پس از تامل زیاد بهتر دانستم به معاونت محترم برنامه ریزی و اشتغال استاندار  پیشنهاد کنم، ابتدا به موضوع شرکتهایی رسیدگی شود که از کمیته حمایت قضائی از سرمایه گذاری، هیات وزیران، اداره صنعت معدن و تجارت و کمیته های صیانت و ...  حکم های برائت و یا حمایتی دریافت کرده اند و در حال حاضر بلا تکلیف هستند رسیدگی کنند . اما انگار این معاونت هم  تولید کنندگان را ماشین چشم و گوش بسته ای فرض کرده اند که موظفند پول و شغل تولید کنند ، مانند همان هائی که از جنگل بیرون شدند . بهتر است آقای احسانی معاونت محترم اقتصادی استاندار نیز قدری به پیش از دوران مدیریت خودشان گوشه چشم بیاندازند؟ و از اتلاف وقت و پول کشور جلوگیری کنند و به مشکل کارخانه هائی برسند که از پیگیری حقانیتشان دیگر خسته و منصرف شده اند و شرکتشان در سکوت معنی دار بانکی چند سالی است که به تعطیلی کشانده شده است  وگر نه، کمک به شرکت یا کارخانه ای فعال که هنر مدیریتی نمیخواهد . با توجه به اینکه شنیده ام ایشان کارمند و یا بهتر است بگویم از یک شرکت فراوری (بسته بندی مرغ) حقوق میگیرند، یعنی کار و شغل دومی را هم برای درآمد بیشتر برگزیدند و مترادف تهیه و اچرای برنامه ی اقتصادی برای تولید کل استان مازندران همزمان در جای دیگر ، حلال وار وقت کاری میگذارند.
اینک در سالی که استاندار و مدیران این استان علوی، مکلف شده اند جهادی  فکر کنند، بهتر نیست مدیران از طرح سوالات غیر واقعی دست بردارند و با وجود فتوای مراجع در خصوص ربوی بودن سود بانکها و بیانات اخیر حضرت آیت ا... جوادی آملی پیرو فرمان اقتصاد مقاومتی حضرت امام و در عین حال وجود مصوبات حمایتی گوناگون، دیگر از تولید کننده نپرسند که چه میخواهید ؟! و در پس آن برای تولید نیمه سوخته ای که برای دادخواهی به شما مراجعه میکند از مدیر فلان بانک که کبریت نیمه سوخته ای در دست دارد و در دست دیگرش با پول ملت یه قل دوقل بازی میکند، وقت ملاقات برای رفع مشکل نگیرید؟
تاکنون با این روش به اتلاف وقت تولید کننده شدیدا دامن زده اید و در پس آن به وارداتچیان فرصت دادید پول بیشتری برای قاچاق از این کشور خارج کنند و از طرفی نزول بانکی روی نزول قبلی کار آفرین و دلسوزان کشور رفته و جالب آنکه معاون استاندار در یک گزارش مطبوعاتی با آرامش عنوان میکنند که : «تولید مازندران قابل قبول است !!!» آقای ربیع فلاح جلو دار، شما در کاری که قرار بود بلد باشید تولید روستا و استان را دچار مشکل کردید، یعنی گاوداریهائی که خوب پول در میآوردند را برداشتید و جایش ویلای کسانی را گذاشتید که فقط اوائل خوب پول خرج میکردند ، اما حالا فقط خوب زباله تولید میکنند ، من فکر میکردم آمدنتان در مسند استانداری با این همه تلاش فراوان به این دلیل بوده که با یک عذرخواهی بزرگ به مردم مازندران اعلام کنید که لطمات قبل را که در اثر ناآگاهی وارد کرده اید  و اکنون هم آمده اید تا جبران کنید، اما دیدم اینبار با عدم حضور آقایان فرزانه (معاون برنامه ریزی استان ) و هاشمپور(مدیرکل صنعت معدن و تجارت) و در غیاب عملی نمایندگان ساری و دیگر شهرها، بدون واکاوی نظرات تولید کنندگان، خودتان شدید متولی تمام و کمال تولید؛ باتوجه به تذکرات مکرر بخش تولید برای اصلاح عملکرد طرف دولتی ، یعنی شخص شما، در هر صورت با اینکه بارها گفتیم اینبار هم در این داستان می نویسم و باز تاکید میکنم شاید عده ای از زیردستان شما برایش قدری وقت بگذارند .
1-    تولید کننده واقعی را از افراد متخلف که با مجوز از بانکها پول تولید را به یغما برده اند جدا کنید .
2-    برای تولید کنندگان بسته حمایتی از نوع (برنج هندی مجانی برای کمک به سفره برنجکاران مازندرانی) مصوب نکنید.          

انتهای پیام/                                                                    

,

در گذشته ی نه چندان دورتر به هر جای جنگل که نگاه میکردم گاوهائی می دیدم که در میان درختان سربه فلک کشیده جنگلی به دنبال غذا بودند گاوها بدون هیچ نگهبانی روز و شب میان علفزار های بی نظیر اطراف روستا درسلامت و زیبائی می چریدند و  تازه ! کود و شیر و کره و کشک و پنیر و شغل هم ایجاد میکردند. اکنون مازندران بدون اینکه بفهمد، دچار فراموشی شده، انبوه درختان جنگلیش دیگر کم پشت شده، تنه ی قطور و پر قدرت درختان بلوط و ممرز و مرس از آن موقع ها خیلی نازک تر شدند، بلبل آواز خوان که شبها در باغچه خانه برایمان می خواند دیگر در جنگل هم صدایش کمتر شنیده میشود. آنوقتها در روانه ی کبود و زلال عمق آب، قزل آلای رنگین کمان مستانه به گوشه و کنار رود ها سرک می کشید. میدانم بزرگتر ها کاملا یادشان می آید، همین تابستان ها روی شیشه ی جلوی خودرو هر راننده از هزاران زنبور و پروانه و حشره پر میشد. شب اگر زیر نور لامپ خیابان میرفتیم که درس بخوانیم روی سرمان مثل باران پشه می بارید و یقه مان پر از پشه میشد، یادتان هست؟ الان شاید همه ی ما روزانه به بچه هامان ماست میخورانیم تا سالم تر بزرگ بشوند ، اما یا کم چرب است یا پر چرب است یا شکر دارد یا رنگ آن زرد تر شده و... اصلا فراموش کنید، میخواهم بگویم هرچی هست ماست نیست باور بفرمائید چیز دیگری است، ماست همانی بود که گاودارها (گالش ها) در اعماق جنگل، بدون منت و یارانه و گدائی دلار برای واردات مواد اولیه (شیر خشک) و ورود قطعات کارخانه تولید میکردند، گذشت و گذشت، پس از سالها به رود خانه شیرین رود که همیشه آرزو داشتم به هر قیمتی نوک قلاب ماهیگیریم را به آب روشن آن بیاندازم رفتم اما دیدم چند نفر خودی داشتند ماشین مدل بالای یک غریبه را در آب رود می شستند ، همانجا فهمیدم که من و قزل آلا در آرزوئی نیم قرنی به همراه زلالی شیرین رود، با دستان حافظان طبیعت به تاریخ سپرده شدیم. قدری نزدیک تر به جای جنگل ها و مراتع، ویلاهائی در هکتار هکتار زمین که اخیرا سند دار هم شده اند را دیدم که در باغچه هایشان جز موزائیک و چند علفچه ی خارجی که برای فروش فخر به روستائیان اطراف کاشته شده چیز دیگری وجود ندارد . و این شده معنای جدید استراحتگاه !؟؟!
و این استراحتگاهها، دیگر دارد مانند همان ماست که بنا به زائقه ی توریسم مریض و تن به کار نداده، کم چرب شد یا پرچرب شده و شکل و مزه و خاصیتش چیزی شد که فقط میتوان آن را به زور از گلو فرو برود، دیگر دارد آب و خاک و روش کار در این استان را دچار تغییرات شگرف و بی بازگشت می‌کند.
دنیا را چه دیدید! شاید چند سال دیگر در پی این گونه اقدامات، برای جلوگیری از روند تخریب طبیعت، وزیری هم بیاید و مجبور باشد در امتداد همین برنامه ریزی های استانی عنوان کند؛ عزیزان مازندرانی!  امسال مقداری چوب خارجی برای افرادی که در ویلا های مازندران زندگی میکنند از کشور همسایه و طبیعت دوست مان (قطر) وارد کردیم تا شومینه هاتان روشن و زیبا بماند و در عین حال باید خبر بدهم که، کارگروه مجربی از اداره جدید (تجارت وارداتی، بدون صنعت و معدن) را به همراه چند نفر آدم خوش خنده از امور خارجه برای خرید دستگاه تولید رطوبت و اکسیژن به فرانسه اعزام کردیم تا مازندرانیهای جدید احساس واقعی تری از استان لاله خیز گذشته داشته باشند .
اما میدانم در آن زمان هم حتما کسانی هستند که دلشان برای طبیعت بسوزد، آنان با صرف هزینه در تلویزیون برنامه تدارک می بینند و مسئولان اداره واردات را زیر سوال میبرند و میگویند، چرا از فرانسه دستگاه میخرید؟مگر تکنولوژی آلمان و آمریکا را از ما گرفتند؟ ما در سیاست با آنها مشکل داریم، علم آنان که اشکالی ندارد؟
از آینده بر گردیم به گذشته، یعنی چند سال قبل و مدیر کل وقت منابع طبیعی استان مازندران، آقای ربیع فلاح جلودار، با شعار آنوقتها ( نفت تمام میشود اما جنگل تمام نمیشود) زمان گذشت و گذشت و ایشان به پاس زحمت برای تبدیل چند میلیون هکتار جنگل باقی مانده استان به چند صد هزار هکتار و خروج زورکی صد ها تولید کننده طبیعی و واقعی از محل کار هزاران ساله شان، اکنون بر مسند استاندار محترم مازندران تکیه زدند، اخیرا درخواستی از سوی همین استاندار مازندرانی مبنی بر تهیه و توزیع فرم شناسائی واحد های تولیدی استان مازندران صادر شد ، که البته اگر هدف از آن تهیه راهکار برای رفع مشکلات بخش تولید باشد باید گفت، آقای استاندار! چنین مشخصاتی در قالبی کاملتر (فرم شفاف سازی مشکلات بانکی) از سوی خانه صنعت، معدن و تجارت استان، با همراهی شرکت شهرکهای صنعتی مازندران، بین تولید کنندگان به نظر سنجی گذاشته شد . جمع بندی و نتایج فرم ها عمدتا بیانگر عدم همکاری بانکهای عامل در بخش سرمایه گذاری تولیدی بود که با روش های پیش دستانه به کارآفرین و تولید کننده و عاشقان خدمت به کشور، بدهی ناحق تحمیل کردند و اکنون با وجود مدارک مستدل مبنی بر برائت تولید کننده، کفه ی ترازوی عدالت همچنان به نفع بانکهای پولدار گرایش دارد، اخیرا مسئولان جدید و حتی برخی مدیران بانکی بدون رد مشکل آفرینی بانک ها با گفتاری جدید عنوان میکنند : تولید کنندگان می بایست قبل از مشارکت با بانک وکیل میگرفتند!!  در حالی که قرار بود بانک وکیلی باشد بین دولت سرمایه گذار و تولید کنندگان، همین طرز فکر موجب بروز تعللی جدید در امر چرخش تولید و ارتزاق کارگران استان و کشور شده است.
حال قدری درخواست استانداری را بررسی کنیم، بنا بر پیشنهاد باید با صرف زمان گرانقدر فرمهایی کاملا تکراری بین تولید کنندگان توزیع و پس از آن گردآوری، حلاجی، دسته بندی و در پایان به حضور استاندار برسد که انگار رسیده است، از این پس تازه ایشان باید تک تک ( 90درصد )واحد ها را مجددا به حضور بپذیرند و اینبار با درایت خودشان برای رفع مشکل تولید راهکار بدهند  «  تک به تک »  بدون توجه به اینکه قبل از استاندار شدن ایشان این امر بر عهده ی سازمان صنعت معدن و تجارت بوده، و همین اقدامات بارها اتفاق افتاده و مصوبات زیادی هم به نفع تولید صادر گردید، اما از سوی بانکها اجرائی نشد.
لذا پس از تامل زیاد بهتر دانستم به معاونت محترم برنامه ریزی و اشتغال استاندار  پیشنهاد کنم، ابتدا به موضوع شرکتهایی رسیدگی شود که از کمیته حمایت قضائی از سرمایه گذاری، هیات وزیران، اداره صنعت معدن و تجارت و کمیته های صیانت و ...  حکم های برائت و یا حمایتی دریافت کرده اند و در حال حاضر بلا تکلیف هستند رسیدگی کنند . اما انگار این معاونت هم  تولید کنندگان را ماشین چشم و گوش بسته ای فرض کرده اند که موظفند پول و شغل تولید کنند ، مانند همان هائی که از جنگل بیرون شدند . بهتر است آقای احسانی معاونت محترم اقتصادی استاندار نیز قدری به پیش از دوران مدیریت خودشان گوشه چشم بیاندازند؟ و از اتلاف وقت و پول کشور جلوگیری کنند و به مشکل کارخانه هائی برسند که از پیگیری حقانیتشان دیگر خسته و منصرف شده اند و شرکتشان در سکوت معنی دار بانکی چند سالی است که به تعطیلی کشانده شده است  وگر نه، کمک به شرکت یا کارخانه ای فعال که هنر مدیریتی نمیخواهد . با توجه به اینکه شنیده ام ایشان کارمند و یا بهتر است بگویم از یک شرکت فراوری (بسته بندی مرغ) حقوق میگیرند، یعنی کار و شغل دومی را هم برای درآمد بیشتر برگزیدند و مترادف تهیه و اچرای برنامه ی اقتصادی برای تولید کل استان مازندران همزمان در جای دیگر ، حلال وار وقت کاری میگذارند.
اینک در سالی که استاندار و مدیران این استان علوی، مکلف شده اند جهادی  فکر کنند، بهتر نیست مدیران از طرح سوالات غیر واقعی دست بردارند و با وجود فتوای مراجع در خصوص ربوی بودن سود بانکها و بیانات اخیر حضرت آیت ا... جوادی آملی پیرو فرمان اقتصاد مقاومتی حضرت امام و در عین حال وجود مصوبات حمایتی گوناگون، دیگر از تولید کننده نپرسند که چه میخواهید ؟! و در پس آن برای تولید نیمه سوخته ای که برای دادخواهی به شما مراجعه میکند از مدیر فلان بانک که کبریت نیمه سوخته ای در دست دارد و در دست دیگرش با پول ملت یه قل دوقل بازی میکند، وقت ملاقات برای رفع مشکل نگیرید؟
تاکنون با این روش به اتلاف وقت تولید کننده شدیدا دامن زده اید و در پس آن به وارداتچیان فرصت دادید پول بیشتری برای قاچاق از این کشور خارج کنند و از طرفی نزول بانکی روی نزول قبلی کار آفرین و دلسوزان کشور رفته و جالب آنکه معاون استاندار در یک گزارش مطبوعاتی با آرامش عنوان میکنند که : «تولید مازندران قابل قبول است !!!» آقای ربیع فلاح جلو دار، شما در کاری که قرار بود بلد باشید تولید روستا و استان را دچار مشکل کردید، یعنی گاوداریهائی که خوب پول در میآوردند را برداشتید و جایش ویلای کسانی را گذاشتید که فقط اوائل خوب پول خرج میکردند ، اما حالا فقط خوب زباله تولید میکنند ، من فکر میکردم آمدنتان در مسند استانداری با این همه تلاش فراوان به این دلیل بوده که با یک عذرخواهی بزرگ به مردم مازندران اعلام کنید که لطمات قبل را که در اثر ناآگاهی وارد کرده اید  و اکنون هم آمده اید تا جبران کنید، اما دیدم اینبار با عدم حضور آقایان فرزانه (معاون برنامه ریزی استان ) و هاشمپور(مدیرکل صنعت معدن و تجارت) و در غیاب عملی نمایندگان ساری و دیگر شهرها، بدون واکاوی نظرات تولید کنندگان، خودتان شدید متولی تمام و کمال تولید؛ باتوجه به تذکرات مکرر بخش تولید برای اصلاح عملکرد طرف دولتی ، یعنی شخص شما، در هر صورت با اینکه بارها گفتیم اینبار هم در این داستان می نویسم و باز تاکید میکنم شاید عده ای از زیردستان شما برایش قدری وقت بگذارند .
1-    تولید کننده واقعی را از افراد متخلف که با مجوز از بانکها پول تولید را به یغما برده اند جدا کنید .
2-    برای تولید کنندگان بسته حمایتی از نوع (برنج هندی مجانی برای کمک به سفره برنجکاران مازندرانی) مصوب نکنید.          

انتهای پیام/                                                                    

,

در گذشته ی نه چندان دورتر به هر جای جنگل که نگاه میکردم گاوهائی می دیدم که در میان درختان سربه فلک کشیده جنگلی به دنبال غذا بودند گاوها بدون هیچ نگهبانی روز و شب میان علفزار های بی نظیر اطراف روستا درسلامت و زیبائی می چریدند و  تازه ! کود و شیر و کره و کشک و پنیر و شغل هم ایجاد میکردند. اکنون مازندران بدون اینکه بفهمد، دچار فراموشی شده، انبوه درختان جنگلیش دیگر کم پشت شده، تنه ی قطور و پر قدرت درختان بلوط و ممرز و مرس از آن موقع ها خیلی نازک تر شدند، بلبل آواز خوان که شبها در باغچه خانه برایمان می خواند دیگر در جنگل هم صدایش کمتر شنیده میشود. آنوقتها در روانه ی کبود و زلال عمق آب، قزل آلای رنگین کمان مستانه به گوشه و کنار رود ها سرک می کشید. میدانم بزرگتر ها کاملا یادشان می آید، همین تابستان ها روی شیشه ی جلوی خودرو هر راننده از هزاران زنبور و پروانه و حشره پر میشد. شب اگر زیر نور لامپ خیابان میرفتیم که درس بخوانیم روی سرمان مثل باران پشه می بارید و یقه مان پر از پشه میشد، یادتان هست؟ الان شاید همه ی ما روزانه به بچه هامان ماست میخورانیم تا سالم تر بزرگ بشوند ، اما یا کم چرب است یا پر چرب است یا شکر دارد یا رنگ آن زرد تر شده و... اصلا فراموش کنید، میخواهم بگویم هرچی هست ماست نیست باور بفرمائید چیز دیگری است، ماست همانی بود که گاودارها (گالش ها) در اعماق جنگل، بدون منت و یارانه و گدائی دلار برای واردات مواد اولیه (شیر خشک) و ورود قطعات کارخانه تولید میکردند، گذشت و گذشت، پس از سالها به رود خانه شیرین رود که همیشه آرزو داشتم به هر قیمتی نوک قلاب ماهیگیریم را به آب روشن آن بیاندازم رفتم اما دیدم چند نفر خودی داشتند ماشین مدل بالای یک غریبه را در آب رود می شستند ، همانجا فهمیدم که من و قزل آلا در آرزوئی نیم قرنی به همراه زلالی شیرین رود، با دستان حافظان طبیعت به تاریخ سپرده شدیم. قدری نزدیک تر به جای جنگل ها و مراتع، ویلاهائی در هکتار هکتار زمین که اخیرا سند دار هم شده اند را دیدم که در باغچه هایشان جز موزائیک و چند علفچه ی خارجی که برای فروش فخر به روستائیان اطراف کاشته شده چیز دیگری وجود ندارد . و این شده معنای جدید استراحتگاه !؟؟!
و این استراحتگاهها، دیگر دارد مانند همان ماست که بنا به زائقه ی توریسم مریض و تن به کار نداده، کم چرب شد یا پرچرب شده و شکل و مزه و خاصیتش چیزی شد که فقط میتوان آن را به زور از گلو فرو برود، دیگر دارد آب و خاک و روش کار در این استان را دچار تغییرات شگرف و بی بازگشت می‌کند.
دنیا را چه دیدید! شاید چند سال دیگر در پی این گونه اقدامات، برای جلوگیری از روند تخریب طبیعت، وزیری هم بیاید و مجبور باشد در امتداد همین برنامه ریزی های استانی عنوان کند؛ عزیزان مازندرانی!  امسال مقداری چوب خارجی برای افرادی که در ویلا های مازندران زندگی میکنند از کشور همسایه و طبیعت دوست مان (قطر) وارد کردیم تا شومینه هاتان روشن و زیبا بماند و در عین حال باید خبر بدهم که، کارگروه مجربی از اداره جدید (تجارت وارداتی، بدون صنعت و معدن) را به همراه چند نفر آدم خوش خنده از امور خارجه برای خرید دستگاه تولید رطوبت و اکسیژن به فرانسه اعزام کردیم تا مازندرانیهای جدید احساس واقعی تری از استان لاله خیز گذشته داشته باشند .
اما میدانم در آن زمان هم حتما کسانی هستند که دلشان برای طبیعت بسوزد، آنان با صرف هزینه در تلویزیون برنامه تدارک می بینند و مسئولان اداره واردات را زیر سوال میبرند و میگویند، چرا از فرانسه دستگاه میخرید؟مگر تکنولوژی آلمان و آمریکا را از ما گرفتند؟ ما در سیاست با آنها مشکل داریم، علم آنان که اشکالی ندارد؟
از آینده بر گردیم به گذشته، یعنی چند سال قبل و مدیر کل وقت منابع طبیعی استان مازندران، آقای ربیع فلاح جلودار، با شعار آنوقتها ( نفت تمام میشود اما جنگل تمام نمیشود) زمان گذشت و گذشت و ایشان به پاس زحمت برای تبدیل چند میلیون هکتار جنگل باقی مانده استان به چند صد هزار هکتار و خروج زورکی صد ها تولید کننده طبیعی و واقعی از محل کار هزاران ساله شان، اکنون بر مسند استاندار محترم مازندران تکیه زدند، اخیرا درخواستی از سوی همین استاندار مازندرانی مبنی بر تهیه و توزیع فرم شناسائی واحد های تولیدی استان مازندران صادر شد ، که البته اگر هدف از آن تهیه راهکار برای رفع مشکلات بخش تولید باشد باید گفت، آقای استاندار! چنین مشخصاتی در قالبی کاملتر (فرم شفاف سازی مشکلات بانکی) از سوی خانه صنعت، معدن و تجارت استان، با همراهی شرکت شهرکهای صنعتی مازندران، بین تولید کنندگان به نظر سنجی گذاشته شد . جمع بندی و نتایج فرم ها عمدتا بیانگر عدم همکاری بانکهای عامل در بخش سرمایه گذاری تولیدی بود که با روش های پیش دستانه به کارآفرین و تولید کننده و عاشقان خدمت به کشور، بدهی ناحق تحمیل کردند و اکنون با وجود مدارک مستدل مبنی بر برائت تولید کننده، کفه ی ترازوی عدالت همچنان به نفع بانکهای پولدار گرایش دارد، اخیرا مسئولان جدید و حتی برخی مدیران بانکی بدون رد مشکل آفرینی بانک ها با گفتاری جدید عنوان میکنند : تولید کنندگان می بایست قبل از مشارکت با بانک وکیل میگرفتند!!  در حالی که قرار بود بانک وکیلی باشد بین دولت سرمایه گذار و تولید کنندگان، همین طرز فکر موجب بروز تعللی جدید در امر چرخش تولید و ارتزاق کارگران استان و کشور شده است.
حال قدری درخواست استانداری را بررسی کنیم، بنا بر پیشنهاد باید با صرف زمان گرانقدر فرمهایی کاملا تکراری بین تولید کنندگان توزیع و پس از آن گردآوری، حلاجی، دسته بندی و در پایان به حضور استاندار برسد که انگار رسیده است، از این پس تازه ایشان باید تک تک ( 90درصد )واحد ها را مجددا به حضور بپذیرند و اینبار با درایت خودشان برای رفع مشکل تولید راهکار بدهند  «  تک به تک »  بدون توجه به اینکه قبل از استاندار شدن ایشان این امر بر عهده ی سازمان صنعت معدن و تجارت بوده، و همین اقدامات بارها اتفاق افتاده و مصوبات زیادی هم به نفع تولید صادر گردید، اما از سوی بانکها اجرائی نشد.
لذا پس از تامل زیاد بهتر دانستم به معاونت محترم برنامه ریزی و اشتغال استاندار  پیشنهاد کنم، ابتدا به موضوع شرکتهایی رسیدگی شود که از کمیته حمایت قضائی از سرمایه گذاری، هیات وزیران، اداره صنعت معدن و تجارت و کمیته های صیانت و ...  حکم های برائت و یا حمایتی دریافت کرده اند و در حال حاضر بلا تکلیف هستند رسیدگی کنند . اما انگار این معاونت هم  تولید کنندگان را ماشین چشم و گوش بسته ای فرض کرده اند که موظفند پول و شغل تولید کنند ، مانند همان هائی که از جنگل بیرون شدند . بهتر است آقای احسانی معاونت محترم اقتصادی استاندار نیز قدری به پیش از دوران مدیریت خودشان گوشه چشم بیاندازند؟ و از اتلاف وقت و پول کشور جلوگیری کنند و به مشکل کارخانه هائی برسند که از پیگیری حقانیتشان دیگر خسته و منصرف شده اند و شرکتشان در سکوت معنی دار بانکی چند سالی است که به تعطیلی کشانده شده است  وگر نه، کمک به شرکت یا کارخانه ای فعال که هنر مدیریتی نمیخواهد . با توجه به اینکه شنیده ام ایشان کارمند و یا بهتر است بگویم از یک شرکت فراوری (بسته بندی مرغ) حقوق میگیرند، یعنی کار و شغل دومی را هم برای درآمد بیشتر برگزیدند و مترادف تهیه و اچرای برنامه ی اقتصادی برای تولید کل استان مازندران همزمان در جای دیگر ، حلال وار وقت کاری میگذارند.
اینک در سالی که استاندار و مدیران این استان علوی، مکلف شده اند جهادی  فکر کنند، بهتر نیست مدیران از طرح سوالات غیر واقعی دست بردارند و با وجود فتوای مراجع در خصوص ربوی بودن سود بانکها و بیانات اخیر حضرت آیت ا... جوادی آملی پیرو فرمان اقتصاد مقاومتی حضرت امام و در عین حال وجود مصوبات حمایتی گوناگون، دیگر از تولید کننده نپرسند که چه میخواهید ؟! و در پس آن برای تولید نیمه سوخته ای که برای دادخواهی به شما مراجعه میکند از مدیر فلان بانک که کبریت نیمه سوخته ای در دست دارد و در دست دیگرش با پول ملت یه قل دوقل بازی میکند، وقت ملاقات برای رفع مشکل نگیرید؟
تاکنون با این روش به اتلاف وقت تولید کننده شدیدا دامن زده اید و در پس آن به وارداتچیان فرصت دادید پول بیشتری برای قاچاق از این کشور خارج کنند و از طرفی نزول بانکی روی نزول قبلی کار آفرین و دلسوزان کشور رفته و جالب آنکه معاون استاندار در یک گزارش مطبوعاتی با آرامش عنوان میکنند که : «تولید مازندران قابل قبول است !!!» آقای ربیع فلاح جلو دار، شما در کاری که قرار بود بلد باشید تولید روستا و استان را دچار مشکل کردید، یعنی گاوداریهائی که خوب پول در میآوردند را برداشتید و جایش ویلای کسانی را گذاشتید که فقط اوائل خوب پول خرج میکردند ، اما حالا فقط خوب زباله تولید میکنند ، من فکر میکردم آمدنتان در مسند استانداری با این همه تلاش فراوان به این دلیل بوده که با یک عذرخواهی بزرگ به مردم مازندران اعلام کنید که لطمات قبل را که در اثر ناآگاهی وارد کرده اید  و اکنون هم آمده اید تا جبران کنید، اما دیدم اینبار با عدم حضور آقایان فرزانه (معاون برنامه ریزی استان ) و هاشمپور(مدیرکل صنعت معدن و تجارت) و در غیاب عملی نمایندگان ساری و دیگر شهرها، بدون واکاوی نظرات تولید کنندگان، خودتان شدید متولی تمام و کمال تولید؛ باتوجه به تذکرات مکرر بخش تولید برای اصلاح عملکرد طرف دولتی ، یعنی شخص شما، در هر صورت با اینکه بارها گفتیم اینبار هم در این داستان می نویسم و باز تاکید میکنم شاید عده ای از زیردستان شما برایش قدری وقت بگذارند .
1-    تولید کننده واقعی را از افراد متخلف که با مجوز از بانکها پول تولید را به یغما برده اند جدا کنید .
2-    برای تولید کنندگان بسته حمایتی از نوع (برنج هندی مجانی برای کمک به سفره برنجکاران مازندرانی) مصوب نکنید.          

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

انتهای پیام/                                                                    

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه