خسرو معتضد:
آذربایجان همیشه ی تاریخ، سر ایران بوده است / علمای دینی بزرگترین روشنفکران عصر مشروطه بودند
خسرو معتضد گفت: چیزی که مسلم است آذربایجان همیشه ی تاریخ، سر ایران بوده است و نقش مردم تبریز در مشروطه اول اساسی بود
[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از ائل پرس، قیام مشروطیت یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ کشورمان است که تبریز و آذربایجان نقش آفرینی خاصی در صحنه آن داشته است. همزمان با سالگرد صدور فرمان مشروطیت، گفتگویی با خسرو معتضد، کارشناس سرشناس تاریخ ترتیب داده و به بررسی جنبه های تاریخی قیام مشروطه و نقش ویژه آذربایجان در این تحولات پرداخته ایم که مشروح آن را پیش رو دارید:
,
شبکه اطلاع رسانی دانا,
ائل پرس،,
جناب معتضد با یک سوال کلی شروع کنیم. تبریز در مشروطیت چه نقشی داشت؟
,
,
آذربایجان همیشه ی تاریخ، سر ایران بوده است
,
به نظر من نقش مردم تبریز در مشروطه اول اساسی بود، مردمانی بسیار غیرتمند و شجاع بودند از ابتدا و الان برخی رسانه های بیگانه که مسائلی از قبیل تجزیه آذربایجان در آن زمان را مطرح می کنند دسیسه بوده و ذره ای واقعیت ندارد و چیزی که مسلم است آذربایجان همیشه ی تاریخ، سر ایران بوده است، مردمان تبریز همواره شریف و غیرت مند ایستاده اند و اصلا ما کاری به بارها شکستن خوردن رومیان در زمان باستان در همین منطقه ی آذربایجان نداریم، ولی شما نگاهی به جنگ های ایران وعثمانی و رشادت های مردم آذربایجان بندازید مصداق این دلاوری را می بینید.
,
,
یک کتاب پیدا شده در زمان قدیم که هیچ جلدی ندارد و مردمی می باشد ، که اخیرا آماده شده و به چاپ رسیده به نام "عالم آرای شاه طهماسب"، در این کتاب داستانهایی خوانده می شود از شجاعت ایرانی ها در زمان دومین پادشاه صفوی شاه طهماسب صفوی در برابر حمله ی ترکان عثمانی، که شجاعت مردم آذربایجان بیش از همه تحسین می شود.
,
,
برای استانداری و صدا و سیمای آذربایجان شرقی و غربی متاسفم
,
من واقعا متاسفم برای استاندارای آذربایجان چه غربی ،چه شرقی و چه رادیو و تلویزیون آنها که این دلاوری ها را منعکس نمی کنند، شاید اگر الان از آنها اسم این کتاب را بپرسید حتی به گوششان نخورده باشد، در این کتاب شرح تمام بزرگواری ها و غیرتمندی مردم آذربایجان وصف شده است.
,
,
پنج بار سلطان سلیمان از مسیر آذربایجان به ایران حمله کرده است شما ببینید همین مردم چه بلایی سر سلطان می آورند، اولا اینکه با اتحاد تمام مقاومت منفی می کنند، تمامی خار و بار ها را می سوزانند، تبریز را خالی از سکنه می کنند، وقتی سلطان سلیم با لشکر ی عظیم از سراسر دنیا وارد تبریز می شود حتی یک نفر در آنجا مشاهده نمی کند و یک دانه ی گندم نیز برای غارت پیدا نمی کند. تمامی این مطالب و رشادت ها را باید رسانه های آذربایجان بگویند که متاسفانه نمی گویند، روزنامه ها باید بنویسند که نمی نویسند، مردم امروز خبر ندارند، سابقا مردم در قهوه خانه ها از نقال ها می شنیدند اما امروز بعضا پای رادیو تلویزیون باکو، گنجه،ایروان و... نشسته و خیال می کنند غیرت آذربایجان همین مطالبی است که آنها نقل می کنند بنابراین مشروطیت نیز در ادامه ی همین مسائل است.
,
,
در تاریخ نقل هست بعد از فرار سربازهای عثمانی، شاه طهماسب وارد تبریز شد و مردم تبریز با تمام وجود از هر نوع خوار و بار و خوردنی ها و تجهیزات در اختیار سپاه صفوی قرار دادند که موجب تعجب شاه نیز شد، این ها مسائل کوچکی نیست متاسفانه من می بینم رسانه های محلی تبریز منعکس نمی کنند، مردم باید بدانند که چه کسانی بودند، مردم آذربایجان همان کسانی بودند که عثمانی ها را با گریه از آذربایجان راندند، اسب های عثمانی از گرسنگی تلف شدند وقتی که قصد عقب نشینی داشتند، سلطان سلیمان ۴۰۰۰ اسب از شاه طهماسب درخواست می کند تا به استانبول برگردند.
,
,
در باره ی مساله ی مشروطه نیز، چیزی نبود که بیگانگان برای ما نقشه کشیده باشند یا آشی برای ما بپزند ، مردم همه چیز را می دیدند، مردم آذربایجان و خود این ستارخان بسیار ستم دیده بودند و بسیار زجر و اذیت می کردند فقط به خاطر اینکه حرف حساب می زدند، ولیعهد یک فرد فاسدی بود و پدرش نیز در زمانی که به مردم آذربایجان حکومت می کرد، تعریفی نداشت، مردم از دست غارت و چپاول آنها به جان و مال و ناموس شان به جان آمده بودند و بعد که مساله ی تشکیل عدالت خانه در زمان مشروطه مطرح شد، آذربایجان یک نکته ی مهمی که داشت به عنوان کانال ارتباطی ایران با کشور های منطقه عمل می کرد و مردم از طریق آذربایجان به قفقاز، استانبول، تفلیس و سن پترزبورگ و...سفر می کردند به طوری که ، تجار تبریز یک کمیته در استانبول به نام کمیته ی سعادت تشکیل داده بودند.
,
,
حتی رخت های محمدعلی شاه هم روسی بود
,
,
در خاطرات دیپلمات های ایرانی آمده اوضاع مردم در آن دوران و قبل از آغاز مشروطیت به نحوی بود که مردم ایران از سراسر کشور نزدیک به سیصد هزار نفر و بیشتر، یک تومان به کشور روسیه می دادند تا ویزا دریافت کنند و در آنجا به سخت ترین کارهای ممکن با کمترین حقوق در مکانهایی که کارگران روسیه پول زیادی می خواستند و راضی به کار نمی شدند،ایرانی ها مشغول به کار می شدند تا بعد از برگشتن بتوانند خانواده ی گرسنه و قحطی زده ی خود را اداره کنند، مردم امروز نمی توانند حتی تصور کنند که در اواخر دوران قاجارمردم با چه فلاکت و فقر و بدبختی روزگار می گذرانند همین تبریز که در تاریخ حتی در زمان ابن بطوطه به بزرگی یاد شده در زمان قاجار، تعدادی قریه هست که به هم چسبیده و شهر را تشکیل داده اند چرا که به طور کامل تخریب شده بود، و جنگ های ایران و روس این خرابی را تشدید کرده بود، محمد علی شاه به طور کامل تحت سیطره ی روسها بود به نحوی که از پزشک گرفته تا رخت هایش روسی بود.
,
,
خاستگاه اصلی مشروطه چه قشری از مردم بودند، مردم،علما یا روشنفکران؟
,
,
علمای دینی بزرگترین روشنفکران عصر مشروطه
,
همه ی مردم، همه ی اقشار و طبقات، تعریف امروزی روشنفکری هم منظور بنده نیست،مگر آیت الله سید محمد طباطبایی روشنفکر نبود، آیت الله بهبهانی که معتقد بود همه ی مردم باید حق خود را می گرفتند مگر روشنفکر نبودند، مگر ملک المتکلمین روشنفکر نبود، در اصل علما در راس روشنفکری بودند، حتی به مردم توصیه می کردکه کالاهای انگلیسی از جمله پارچه و نخ نخرند و خودشان دوک نخ ریسی در خانه تهیه کرده و احتیاجات خود و پارچه ی ایرانی را تامین کنند، آیت الله بهبهانی سخنرانی ها یی که در باره ی بیچارگی و فلاکت مردم در مسجد می کرد مردم به سر و صورت خود می زدند، مگر همین سید جمال الدین اسد آبادی روشنفکر نبود که برگشت گفت ظالم اگر ظلم بکند در طبیعتش است ولی بدتر از آن مظلوم است که ظلم را قبول می کنند.
,
,
من خیلی قبول ندارم که تفکر روشنفکری را از علما جدا می کنند، آن زمان بسیاری از طلبه ها روزنامه ی بین المللی حبل المتین را که در سراسر دنیا منتشر می شد مطالعه ی مستمر می کردند.
,
,
البته همه ی روحانیون با مشروطه همراه نبودند چرا که بدعت می دانستند ولی علمای بزرگ بودند مخصوصا علمای سه گانه ی عالیقدر عتبات عالیات که بعد از بمباران مجلس اعلامیه ی مدهور الدم بودن محمد علی شاه را صادر کردند و گفتند نظامی،قزاق، ژاندارم و ...اگر از محمدعلی شاه حمایت کنند حکم محاربه با امام زمان (عج) را دارند.
,
,
در داخل ایران نیز حرف آیت الله سید محمد طباطبایی و آیت الله بهبهانی سند بود به نحوی که به آنها سیدین سندین می گفتند، حتی در دوران مشروطه در حد مرگ آیت الله بهبهانی را کتک زدند سپس شاه میزان محبوبیت و نفوذ این دو بزرگوار را دید از آنها عذز خواهی کرده و قصد داشت آنها را تبعید کند.
,
,
خواسته های مشروطیت تا کجا پیش رفت؟ عدالت خانه تشکیل شده و تمام شد؟ ماجرای رفتن مردم به سفارت انگلستان چگونه بود؟
,
,
عدالت خانه تشکیل ندادند، مردم در ابتدا مطالبات زیادی نداشتند به علت ظلم و جور زیادی که بود، به نحوی که برخی درخواست های ساده خیلی جالب بود، می گفتند اصغر قاری چی که در مسیر قم تهران به نوامیس مردم اهانت کرده و مزاحم میشود بردارید، در خواست های مردم در ابتدا خیلی مختصر بوده ولی بعد پناه می برند به جاهای مختلف.
,
,
در آن زمان مردم برای درخواست از حاکم یا والی در جاهای مختلف رفته و بست می نشستند تا درخواستشان برآورده شود برخی از افراد نیز عمدا این کار را می کردند، در واقع این یه راه و رسمی بود که تو از یک فردی شکایت داشتی و دستت که به جایی نمی رسید در منزل خود طرف بست می نشستی، امیر کبیر بست مساجد را برداشت، چرا که برخی از اراذل و اوباش سو استفاده می کردند و پس از گناهانی مثل آدم کشی یا مشروب خوری در مسجد بست می نشستند برای همین بست مساجد شکسته شد. حتی بست عتبات و عالیات به علت ایجاد چنین مشکلاتی با همکاری علما شکسته شد.
,
,
در زمان مشروطه مردم برای اعتراض به سفارت عثمانی رفتند که راهشان ندادند، سفارت روسیه به خاطر محبوب شدن در بین مردم و سبقت گرفتن از رقیبان اصرار داشت که مردم به آنجا بروند مردم چون دولت روسیه را حامی دولت قاجار می دانستند به آنجا نرفتند تا اینکه در جلوی سفارت انگلستان تجمع کردند و یک نفر از کارمندان ایرلندی سفارت به نام ماژول استوکس که با انگلیسی ها مشکل دیرینه داشت و به ایران تبعید شده بود در را به روی مردم باز کرد چرا که سفیر و کاردار به علت گرمای هوا در سفارت داخل شهر نبودند و برای استراحت به قلهک رفته بودند، و از آنجایی که این فرد ایرلندی آزادی خواه بود در را به روی مردم باز کرد بود و بعدا هم همین فرد ایرلندی توسط انگلیسی ها، محاکمه و توبیخ شد.
,
,
در اصل انگلیسی ها در ابتدا راضی نبودند هزینه ی چند هزار نفر را که یک ماه در داخل سفارت بودند بپردازند هر چند که این هزینه توسط تجار بازار برای ادامه ی اعتراض پرداخت می شد، در اصل در برابر یک عمل انجام شده قرار گرفتند، اما بعد ها انگلیسی ها زمانی که شور و حال مردم برای شکایت از شاه را دیدند که به سفارت انگلستان پناه آورده بودند سعی کردند مثل همیشه از فرصت استفاده کرده و روسها را در محصور قرار دهند و بعد از کم شدن توان تجار برای حمایت از مردم خودشان به میدان آمدند تا در کنار محصور کردن روسیه خود را در بین مردم ایران محبوب کنند هر چند که شاه ایران نیز خیلی از انگلیسی ها می ترسید.
,
,
منتها انگیسی ها مثل همیشه بدون برنامه نبودند چرا که می خواستند با روسها برای قرار داد ۱۹۰۷ به توافق برسند کما اینکه سال بعد به این خواسته دست یافتند، دولت انگلستان در طول تاریخ به حیله گری و زرنگ بودن معرف است، مگر شما یادتان رفته دولت انگلیس در انقلاب اسلامی ایران برای رسیدن به مقاصدی از برخی انقلابیون حمایت می کرد که خوشبختانه به مقاصد خود نرسید چرا که ملت فهیم و زرنگ شده بود و همان مردم زمان مشروطه نبودند.
,
,
فکر می کنید مشروطه تا چه حدی موفق بود و تا چه حد به انحراف کشیده شد؟
,
,
مشروطه حداقل از استبداد بهتر بود
,
بنده بحث انحراف در دوران مشروطه را از ابتدا زیاد قبول ندارم برای اینکه مشروطه بسیار بسیار بهتر از استبداد بود، چرا که در دوران استبداد قبل از مشروطه حداقل کاری که شاهان مستبد انجام میدادند هر دختر و هر زن شوهر داری را به راحتی به قصر خود می برد و کسی جرات اعتراض نداشت، اگر همه تاریخ را خوب بشناسند می فهمند که مشروطه به مراتب خیلی بهتر از استبداد بود و به مردم ایران نسبت به قبل حق زندگی بخشید و قوانین مشروطه تا حد زیادی حق قضاوت و پیش داوری در باره ی همه برای قدرتمندان را از بین برد اما اینکه چرا دیکتاتوری از بین نرفت جای بحث دارد چرا که با از بین بردن یک دیکتاتور مستبد چند صد دیکتاتور مستبد از سراسر ایران بلند می شدند، نمونه ی این حرف همین قوانین راهنمایی رانندگی است که در صورت عدم نظارت هر کس برای خود صاحب رای شده و قانون را رعایت نمی کنند، ما باید آماده شویم برای مشروطه، آماده شویم برای دموکراسی، آماده بشیم برای اینکه حد آزادی بیان را درک کرده و حفظ کنیم، به عنوان مثال الان دولت اعلام کند همه آزاد هستند، ببینید چه حرفهایی که نمی نویسند، خیلی ها بلند شده و ادعای شاهی و ریاست جمهوری می کنند، در اصل مشکل ما از خود ماست و ما تربیت نشده بودیم به طور کامل برای مشروطه تا به اهداف برسیم.
,
,
استاد نگاه تاریخی شما به نقش روشنفکرانی از طیف غیر از علما از جمله روشنفکران غرب گرا چیست؟
,
,
این یک واقعیت است که تمدن شرق در طی ۵۰۰ سال گذشته خاموش شده، اکنون اگر شما دقیق نگاه کنید یک نفر که در نیویورک یا لندن که صبح از خواب بیدار می شود تا چه حد از تمدن و پیشرفت هایی که دستاورد شرق در گذشته بود نیاز داشتند تا اینکه با نابودی این تمدن و تار و مار روسها تا دوران قاجاریه پس از شکست در برخی جنگ ها ی عثمانی به علت نداشتن تکنولوژی توپ جنگی نیروی دریایی، کشتی جنگی و...ما به این نتیجه رسیدیم که به پیشرفت های غرب نیاز داریم به خصوص در پیشرفت های پزشکی، در کنار این پیشرفت ها قطعا تفکرات نیز وارد می شوند که برخی ها منحرف ولی برخی ها تفکر واقعی روشنفکری بودند که آثار مثبت را برداشت می کردند.
,
,
پس با این حساب به نظر شما اعدام برخی مشروطه خواهان و امثال شیخ فضل الله نوری به چه دلیل صورت گرفت؟
,
,
من نمی توانم به این سوالات با دید تاریخی پاسخ دهم، چرا که نمی توانم بگویم چه کسانی خوب و چه کسانی بد بودند برای اینکه من تمایلی ندارم جواب دهم.
,
,
مشروطه تا چه خد توانست به اهداف خود برسد؟
,
,
تا حد نسبتا مطلوبی توانست به اهداف خود برسد، هر چند که خیلی ها زیر بار نمی رفتند مثلا فلان شاهزاده می گفت من چگونه با فلان کاسب بنشین در یک مجلس، بعد از کلی فکر و محوریت تفکر مشورت در اسلام تا حدودی قانع شدند هر چند ک اصلا برخی ها زیر بار نمی رفتند برای قوانین و مجلس به طوری که وقتی برای محمد علی شاه حقوق تصویب کردند می گفت چنین قانونی صحیح نیست چرا که باید من برای همه حقوق تعیین کنم، در اصل برای خیلی ها قابل قبول نبود و یک عده ی دیگر فکر کردند با رفتن شاه و قانون یک عده فئودال و خان می توانند جای شاه را بگیرند، بنابراین انحراف اصلی از عدم آمادگی و پذیرش قوانین نشات می گرفت،با مقایسه ی ایران آن زمان با آزادی هند در زمان جواهر لعل نهرو حاکمان و افراد آزادی خواه انسانهای خوبی بودند چرا که آقای نهرو قبل از آن که به ایران آمده بود لباس و کفش وصله دار می پوشید و با یک اتومبیل و خانه کهنه زندگی می گذراند، این انحراف بیشتر به آن علت بود که برخلاف هند افرادی با تفکر قاجار بودند و چون فرصت را مناسب می دیدند قصد داشتند جای قاجار را بگیرند تا اینکه امنیت از بین رفت و در اوضاع آشوب یک قزاقی بنام رضاخان آمدن و قداره را بر زمین زده و خود را همه کاره اعلام کرد و بعد از آن هم مجلس جنبه ی شوخی پیدا کرد.
,
,
ترجیح یافتن منافع شخصی بر خواست مردمی باعث تعطیلی مشروطه شد
,
,
از دوره ی ششم به بعد ما مجلس واقعی نداشتیم بلکه جایی بود برای حمد و ثنای شاه تعظیم و تکریم در برابر شاه برای رسیدن به منافع شخصی، چرا که یک نماینده پس از رسیدن به پول و مقام و امکانات مردم را از یاد می برد، ولی در هر زمان نمایندگانی که مردم را دوست داشتند مثل مرحوم مدرس و خیلی ها اسمشان در تاریخ ثبت شده و همین ملی کردن نفت هنر مجلس بود، همین زدن دهن روسیه و راندن از آذربایجان هنر مجلس بود، هر زمان که مجلس ضعیف باشد و به فکر حقوق مردم نباشد آزادی از بین می رود، زمان رضا شاه مجلس واقعی وجود نداشت بدنه ی مردمی و پشتیبانی افکار عمومی نبود در عرض ۴۸ ساعت توانستند ایران را اشغال کنند، در اصل افکار عمومی نقش بی نظیری دارد، تمامی دنیا با مشاهده ی راهپیمایی ها در مناسبات مختلف در سالهای اخیر می دانند که دولت و نظام از پشتیبانی مردمی برخوردار است و اینکه می گوییم مشروطه به انحراف رفت از دیگاه بنده برخی ها منافع شخصی را بر منافع عموم ترجیح دادند و حمایت مردم نیز از بین رفت.حق مردم که رعایت نشد دموکراسی و مشروطه نیز به مدت ۱۵ سال از بین رفت بعد از شهریور سال بیست تا حدودی احیا شد، متاسفانه باز قدرتهای خارجی اعمال نفوذ می کردند، ولی باز مجلس توانست آذربایجان را از روسها پس بگیرد و نفت را ملی کند، اما دلیل اصلی سقط تمامی شاهان و انقلاب اسلامی عدم وجود مشروطه و رعایت حق و حقوق مردم بود.
,
انتهای پیام/
]
به اشتراک گذاری این مطلب!
ارسال دیدگاه