اخبار داغ
  1. بشکند قلم و دوربینی که غیرت جنوب را نمی‌بیند!
  2. چرا آمریکا از صید ایران در هرمز نگران است؟ شاه ماهی آمریکایی در دام ایران!
  3. انصارالله دست برتر در تغییر موازنه قدرت دارد/ احتمال استمداد عربستان از پاکستان و ترکیه
  4. روسیه شریک ایران است، نه متحد بی‌قیدوشرط؛ هرمز آزمون واقعی سیاست مسکو
  5. ناوشکن‌های رزمی دشمن حامل موشک‌های کروز و ایجیس هدف‌ حمله قرار گرفت
  6. هشدار فوری نیروی دریایی سپاه در واکنش به حمله آمریکا به نفتکش‌های ایران
  7. برنامه زیردریایی‌های هوشمند آمریکا ناک اوت شد
  8. توصیه سخنگوی سپاه به نظامیان آمریکا؛ به خلیج خوک‌ها بازگردید!
  9. هشدار سرلشکر عبداللهی درباره تهدید حمله به ۳ نفتکش ایرانی از سوی آمریکا
  10. برگزاری جلسه نمایندگان مجلس و نهادهای نظارتی با مسئولان شرکت توسعه برای بازسازی ورزشگاه آزادی/ وزیر ورزش استیضاح می شود؟
  11. «جمعه سیاه» روزی که حافظه تاریخی یک ملت را دگرگون کرد
  12. ثبات ارزی بدون مهار تورم، توهمی شکننده است
  13. رد ادعای کنایه آمیز یک عضو دولت درباره رفع فیلتر پیام رسان های خارجی/ لایی کشیدن برای شورای عالی فضای مجازی!
  14. واکسن آنفلوآنزا در پیچ تأخیر؛ وزارت بهداشت پاسخ دهد
  15. روزهایی از ریاست‌جمهوری روحانی/ نگاه اقتصادی رسانه های بین المللی به فریدون
  16. بازار آزاد ارز، قاچاق است/ دشمن با یک توییت، سفره مردم را هدف می‌گیرد
  17. غربگراها در پی "رفراندوم جنگی"/ "آری" هر شب ملت به مقاومت در تجمعات شبانه
  18. پشت‌پرده جهش قیمت دارو؛ چرا بار گرانی بر دوش بیمار افتاده است؟
  19. جزئیات طرح جدید بنزین/ قیمت بنزین برای ۸۵ درصد مردم تغییری نمی‌کند
  20. رسانه‌ی ملی یا نمایش خانگی؛ کدام یک مردمی‌تر است؟

دلنوشته فرزند شهید حسن عمویی به مناسبت اولین سالگرد پدر شهیدش

دلنوشته فرزند شهید حسن عمویی به مناسبت اولین سالگرد پدر شهیدش
دلنوشته فرزند شهید عمویی به مناسبت اولین سالگرد شهید حسن عمویی منتشر شد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از  چشم برخوار؛ شهید حسن عمویی زائر اربعین سید و سالار شهیدان بود که 16 آبان ماه سال گذشته در بمب گذاری در سامرا جام شهادت را نوشید و به دیدار معبود شتافت.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, چشم برخوار,

فرزند شهید عمویی به مناسبت فرا رسیدن اولین سالگرد شهادت پدر خود، دلنوشته ای تقدیم به پدر خود کرده است:

«بسم رب الشهدا و الصالحین
سلام، سلامی به گرمای خون سرخت که به پای درخت اسلام ریخته شده،سلام پدرعزیزم، سلام ای همه کسم، سلام ای همدم تنهایی من…
نمیدانم اسمش را چه بگذارم می دانم که اینها همه دلتنگی های کودکی است و من با این دستان کوچکم برای تو دلنوشته ای می نویسم تا بدانی که چقدر دلم برایت تنگ شده؛ یک سال گذشته و من هر روز دلتنگ تر و بی تاب تر از روز قبل می شوم.
هرشب وقتی می خوابم به امید این می خوابم که صبح صورت همچون ماه تو را ببینم.
مگر نگفتی ۸ روزه به کربلا می روی اما حالا نزدیک به ۳۶۵ روز است ک در کربلا جامانده ای و من بی قرار توام..
تمام همدم این یک سال من شده عکس ها و خاطره های تو.
میدانی پدر مهربانم، هر روز وقتی از مدرسه تعطیل می شوم، دلم می خواهد تو به دنبالم بیایی و مرا به خانه ببری ولی چه کنم که این ها همه شده برای من حسرت، حسرت آغوشت، حسرت خندیدنت،حسرت اینکه یکبار دیگر تورا صدا بزنم و هزاران هزار حسرت دیگر بر دلم جاخوش کرده است..
بابای عزیزم، دلم می خواهد امسال همراه با زائران اربعین برگردی تا من با تمام وجود تو را در آغوش بگیرمت و بویت کنم.
می دانی بابای خوبم؛ هر روز دلم به هوای تو پر می کشد سامرا….با خودم می گویم شاید در سامرا تو را ببینم ولی حیف تو جام شیرین شهادت را نوشیدی و به مولا و سرورمان حضرت سید الشهدا پیوستی و مرا در این دنیای پر از ظلم تنها گذاشته ای…
روزها و سال ها در پی هم می گذرد ولی تو نیستی که شاهد بزرگ شدن و قد کشیدن من باشی.
بابای شهیدم؛ دلم می خواهد دوباره زمان به عقب برگردد؛ تا من بیشتر تو را نگاه کنم، بیشتر در آغوش بگیرمت، بیشتر با تو باشم و خیلی کارها و صحبت هایی که حالا تمامش شده حسرت بر این قلب کوچکم.
بابای مهربانم، از تو می خواهم که هم در این دنیا وهم در آخرت یار و یاور و شفیع من باشی.
دلم نمی خواهد هیچ وقت و هیچ موقع از دست شما گله مند باشم و بگویم چرا من در این سن و سال تنها گذاشتی چون می دانم شما به بالاترین مرتبه اعلا رسیده ای و از شما می خواهم که برای نابودی صهیونیست ها، داعشی ها و تمام دشمنان اسلام دعا کنی؛ چون من نمی خواهم هزاران فاطمه ی دیگر به مرور زمان مانند من طعم بی پدری را بچشند.
و حالا در پایان دلنوشته ام برایت می نویسم :تمام این یکسال هر روز و هر شب و هر ثانیه از ذهنم دور نبوده ای و هیچگاه دور نخواهی شد.
تا دنیا دنیاست دوستت دارم بابای شهیدم.
خداحافظ؛ دیدار ما به قیامت…»

انتهای پیام /

,

فرزند شهید عمویی به مناسبت فرا رسیدن اولین سالگرد شهادت پدر خود، دلنوشته ای تقدیم به پدر خود کرده است:

«بسم رب الشهدا و الصالحین
سلام، سلامی به گرمای خون سرخت که به پای درخت اسلام ریخته شده،سلام پدرعزیزم، سلام ای همه کسم، سلام ای همدم تنهایی من…
نمیدانم اسمش را چه بگذارم می دانم که اینها همه دلتنگی های کودکی است و من با این دستان کوچکم برای تو دلنوشته ای می نویسم تا بدانی که چقدر دلم برایت تنگ شده؛ یک سال گذشته و من هر روز دلتنگ تر و بی تاب تر از روز قبل می شوم.
هرشب وقتی می خوابم به امید این می خوابم که صبح صورت همچون ماه تو را ببینم.
مگر نگفتی ۸ روزه به کربلا می روی اما حالا نزدیک به ۳۶۵ روز است ک در کربلا جامانده ای و من بی قرار توام..
تمام همدم این یک سال من شده عکس ها و خاطره های تو.
میدانی پدر مهربانم، هر روز وقتی از مدرسه تعطیل می شوم، دلم می خواهد تو به دنبالم بیایی و مرا به خانه ببری ولی چه کنم که این ها همه شده برای من حسرت، حسرت آغوشت، حسرت خندیدنت،حسرت اینکه یکبار دیگر تورا صدا بزنم و هزاران هزار حسرت دیگر بر دلم جاخوش کرده است..
بابای عزیزم، دلم می خواهد امسال همراه با زائران اربعین برگردی تا من با تمام وجود تو را در آغوش بگیرمت و بویت کنم.
می دانی بابای خوبم؛ هر روز دلم به هوای تو پر می کشد سامرا….با خودم می گویم شاید در سامرا تو را ببینم ولی حیف تو جام شیرین شهادت را نوشیدی و به مولا و سرورمان حضرت سید الشهدا پیوستی و مرا در این دنیای پر از ظلم تنها گذاشته ای…
روزها و سال ها در پی هم می گذرد ولی تو نیستی که شاهد بزرگ شدن و قد کشیدن من باشی.
بابای شهیدم؛ دلم می خواهد دوباره زمان به عقب برگردد؛ تا من بیشتر تو را نگاه کنم، بیشتر در آغوش بگیرمت، بیشتر با تو باشم و خیلی کارها و صحبت هایی که حالا تمامش شده حسرت بر این قلب کوچکم.
بابای مهربانم، از تو می خواهم که هم در این دنیا وهم در آخرت یار و یاور و شفیع من باشی.
دلم نمی خواهد هیچ وقت و هیچ موقع از دست شما گله مند باشم و بگویم چرا من در این سن و سال تنها گذاشتی چون می دانم شما به بالاترین مرتبه اعلا رسیده ای و از شما می خواهم که برای نابودی صهیونیست ها، داعشی ها و تمام دشمنان اسلام دعا کنی؛ چون من نمی خواهم هزاران فاطمه ی دیگر به مرور زمان مانند من طعم بی پدری را بچشند.
و حالا در پایان دلنوشته ام برایت می نویسم :تمام این یکسال هر روز و هر شب و هر ثانیه از ذهنم دور نبوده ای و هیچگاه دور نخواهی شد.
تا دنیا دنیاست دوستت دارم بابای شهیدم.
خداحافظ؛ دیدار ما به قیامت…»

انتهای پیام /

,

فرزند شهید عمویی به مناسبت فرا رسیدن اولین سالگرد شهادت پدر خود، دلنوشته ای تقدیم به پدر خود کرده است:

«بسم رب الشهدا و الصالحین
سلام، سلامی به گرمای خون سرخت که به پای درخت اسلام ریخته شده،سلام پدرعزیزم، سلام ای همه کسم، سلام ای همدم تنهایی من…
نمیدانم اسمش را چه بگذارم می دانم که اینها همه دلتنگی های کودکی است و من با این دستان کوچکم برای تو دلنوشته ای می نویسم تا بدانی که چقدر دلم برایت تنگ شده؛ یک سال گذشته و من هر روز دلتنگ تر و بی تاب تر از روز قبل می شوم.
هرشب وقتی می خوابم به امید این می خوابم که صبح صورت همچون ماه تو را ببینم.
مگر نگفتی ۸ روزه به کربلا می روی اما حالا نزدیک به ۳۶۵ روز است ک در کربلا جامانده ای و من بی قرار توام..
تمام همدم این یک سال من شده عکس ها و خاطره های تو.
میدانی پدر مهربانم، هر روز وقتی از مدرسه تعطیل می شوم، دلم می خواهد تو به دنبالم بیایی و مرا به خانه ببری ولی چه کنم که این ها همه شده برای من حسرت، حسرت آغوشت، حسرت خندیدنت،حسرت اینکه یکبار دیگر تورا صدا بزنم و هزاران هزار حسرت دیگر بر دلم جاخوش کرده است..
بابای عزیزم، دلم می خواهد امسال همراه با زائران اربعین برگردی تا من با تمام وجود تو را در آغوش بگیرمت و بویت کنم.
می دانی بابای خوبم؛ هر روز دلم به هوای تو پر می کشد سامرا….با خودم می گویم شاید در سامرا تو را ببینم ولی حیف تو جام شیرین شهادت را نوشیدی و به مولا و سرورمان حضرت سید الشهدا پیوستی و مرا در این دنیای پر از ظلم تنها گذاشته ای…
روزها و سال ها در پی هم می گذرد ولی تو نیستی که شاهد بزرگ شدن و قد کشیدن من باشی.
بابای شهیدم؛ دلم می خواهد دوباره زمان به عقب برگردد؛ تا من بیشتر تو را نگاه کنم، بیشتر در آغوش بگیرمت، بیشتر با تو باشم و خیلی کارها و صحبت هایی که حالا تمامش شده حسرت بر این قلب کوچکم.
بابای مهربانم، از تو می خواهم که هم در این دنیا وهم در آخرت یار و یاور و شفیع من باشی.
دلم نمی خواهد هیچ وقت و هیچ موقع از دست شما گله مند باشم و بگویم چرا من در این سن و سال تنها گذاشتی چون می دانم شما به بالاترین مرتبه اعلا رسیده ای و از شما می خواهم که برای نابودی صهیونیست ها، داعشی ها و تمام دشمنان اسلام دعا کنی؛ چون من نمی خواهم هزاران فاطمه ی دیگر به مرور زمان مانند من طعم بی پدری را بچشند.
و حالا در پایان دلنوشته ام برایت می نویسم :تمام این یکسال هر روز و هر شب و هر ثانیه از ذهنم دور نبوده ای و هیچگاه دور نخواهی شد.
تا دنیا دنیاست دوستت دارم بابای شهیدم.
خداحافظ؛ دیدار ما به قیامت…»

انتهای پیام /

,

فرزند شهید عمویی به مناسبت فرا رسیدن اولین سالگرد شهادت پدر خود، دلنوشته ای تقدیم به پدر خود کرده است:

«بسم رب الشهدا و الصالحین
سلام، سلامی به گرمای خون سرخت که به پای درخت اسلام ریخته شده،سلام پدرعزیزم، سلام ای همه کسم، سلام ای همدم تنهایی من…
نمیدانم اسمش را چه بگذارم می دانم که اینها همه دلتنگی های کودکی است و من با این دستان کوچکم برای تو دلنوشته ای می نویسم تا بدانی که چقدر دلم برایت تنگ شده؛ یک سال گذشته و من هر روز دلتنگ تر و بی تاب تر از روز قبل می شوم.
هرشب وقتی می خوابم به امید این می خوابم که صبح صورت همچون ماه تو را ببینم.
مگر نگفتی ۸ روزه به کربلا می روی اما حالا نزدیک به ۳۶۵ روز است ک در کربلا جامانده ای و من بی قرار توام..
تمام همدم این یک سال من شده عکس ها و خاطره های تو.
میدانی پدر مهربانم، هر روز وقتی از مدرسه تعطیل می شوم، دلم می خواهد تو به دنبالم بیایی و مرا به خانه ببری ولی چه کنم که این ها همه شده برای من حسرت، حسرت آغوشت، حسرت خندیدنت،حسرت اینکه یکبار دیگر تورا صدا بزنم و هزاران هزار حسرت دیگر بر دلم جاخوش کرده است..
بابای عزیزم، دلم می خواهد امسال همراه با زائران اربعین برگردی تا من با تمام وجود تو را در آغوش بگیرمت و بویت کنم.
می دانی بابای خوبم؛ هر روز دلم به هوای تو پر می کشد سامرا….با خودم می گویم شاید در سامرا تو را ببینم ولی حیف تو جام شیرین شهادت را نوشیدی و به مولا و سرورمان حضرت سید الشهدا پیوستی و مرا در این دنیای پر از ظلم تنها گذاشته ای…
روزها و سال ها در پی هم می گذرد ولی تو نیستی که شاهد بزرگ شدن و قد کشیدن من باشی.
بابای شهیدم؛ دلم می خواهد دوباره زمان به عقب برگردد؛ تا من بیشتر تو را نگاه کنم، بیشتر در آغوش بگیرمت، بیشتر با تو باشم و خیلی کارها و صحبت هایی که حالا تمامش شده حسرت بر این قلب کوچکم.
بابای مهربانم، از تو می خواهم که هم در این دنیا وهم در آخرت یار و یاور و شفیع من باشی.
دلم نمی خواهد هیچ وقت و هیچ موقع از دست شما گله مند باشم و بگویم چرا من در این سن و سال تنها گذاشتی چون می دانم شما به بالاترین مرتبه اعلا رسیده ای و از شما می خواهم که برای نابودی صهیونیست ها، داعشی ها و تمام دشمنان اسلام دعا کنی؛ چون من نمی خواهم هزاران فاطمه ی دیگر به مرور زمان مانند من طعم بی پدری را بچشند.
و حالا در پایان دلنوشته ام برایت می نویسم :تمام این یکسال هر روز و هر شب و هر ثانیه از ذهنم دور نبوده ای و هیچگاه دور نخواهی شد.
تا دنیا دنیاست دوستت دارم بابای شهیدم.
خداحافظ؛ دیدار ما به قیامت…»

انتهای پیام /

,

فرزند شهید عمویی به مناسبت فرا رسیدن اولین سالگرد شهادت پدر خود، دلنوشته ای تقدیم به پدر خود کرده است:

,

«بسم رب الشهدا و الصالحین
سلام، سلامی به گرمای خون سرخت که به پای درخت اسلام ریخته شده،سلام پدرعزیزم، سلام ای همه کسم، سلام ای همدم تنهایی من…
نمیدانم اسمش را چه بگذارم می دانم که اینها همه دلتنگی های کودکی است و من با این دستان کوچکم برای تو دلنوشته ای می نویسم تا بدانی که چقدر دلم برایت تنگ شده؛ یک سال گذشته و من هر روز دلتنگ تر و بی تاب تر از روز قبل می شوم.
هرشب وقتی می خوابم به امید این می خوابم که صبح صورت همچون ماه تو را ببینم.
مگر نگفتی ۸ روزه به کربلا می روی اما حالا نزدیک به ۳۶۵ روز است ک در کربلا جامانده ای و من بی قرار توام..
تمام همدم این یک سال من شده عکس ها و خاطره های تو.
میدانی پدر مهربانم، هر روز وقتی از مدرسه تعطیل می شوم، دلم می خواهد تو به دنبالم بیایی و مرا به خانه ببری ولی چه کنم که این ها همه شده برای من حسرت، حسرت آغوشت، حسرت خندیدنت،حسرت اینکه یکبار دیگر تورا صدا بزنم و هزاران هزار حسرت دیگر بر دلم جاخوش کرده است..
بابای عزیزم، دلم می خواهد امسال همراه با زائران اربعین برگردی تا من با تمام وجود تو را در آغوش بگیرمت و بویت کنم.
می دانی بابای خوبم؛ هر روز دلم به هوای تو پر می کشد سامرا….با خودم می گویم شاید در سامرا تو را ببینم ولی حیف تو جام شیرین شهادت را نوشیدی و به مولا و سرورمان حضرت سید الشهدا پیوستی و مرا در این دنیای پر از ظلم تنها گذاشته ای…
روزها و سال ها در پی هم می گذرد ولی تو نیستی که شاهد بزرگ شدن و قد کشیدن من باشی.
بابای شهیدم؛ دلم می خواهد دوباره زمان به عقب برگردد؛ تا من بیشتر تو را نگاه کنم، بیشتر در آغوش بگیرمت، بیشتر با تو باشم و خیلی کارها و صحبت هایی که حالا تمامش شده حسرت بر این قلب کوچکم.
بابای مهربانم، از تو می خواهم که هم در این دنیا وهم در آخرت یار و یاور و شفیع من باشی.
دلم نمی خواهد هیچ وقت و هیچ موقع از دست شما گله مند باشم و بگویم چرا من در این سن و سال تنها گذاشتی چون می دانم شما به بالاترین مرتبه اعلا رسیده ای و از شما می خواهم که برای نابودی صهیونیست ها، داعشی ها و تمام دشمنان اسلام دعا کنی؛ چون من نمی خواهم هزاران فاطمه ی دیگر به مرور زمان مانند من طعم بی پدری را بچشند.
و حالا در پایان دلنوشته ام برایت می نویسم :تمام این یکسال هر روز و هر شب و هر ثانیه از ذهنم دور نبوده ای و هیچگاه دور نخواهی شد.
تا دنیا دنیاست دوستت دارم بابای شهیدم.
خداحافظ؛ دیدار ما به قیامت…»

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

انتهای پیام /

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه