به بهانه سالروز درگذشت پدر داستان نویسی ایران؛
سادگی؛ مهمترین عنصر موفقیت جمالزاده
عنصر اولیه داستاننویسی کلمات هستند و این لغات و اصطلاحات هستند که میتوانند محتویات ذهن هر نویسنده را انتقال دهند و اگر این کلمات بهخوبی و در جای خود استفاده نشوند داستان بهخوبی شکل نمیگیرند، درواقع پلکان پیشرفت هر نویسنده استفاده صحیح از کلمات در جای خود است که جمالزاده توانست بهخوبی این قواره را در داستانهای خود حفظ کند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سپاس؛ سید محمدعلی جمالزاده در سال 1270 ش در اصفهان و در خانوادهای بزرگ و عالم به دنیا آمد. پدرش سید جمالالدین واعظ اصفهانی همدانی از پرنفوذترین مبلغان مذهبی دوران مشروطه بود و نقش مهمی در آن نهضت داشت. در سالهای جوانی محمدعلی، وی همگام با پدر و پسازآن از فعالان برجسته حرکت اصلاحطلبانه مشروطیت به شمار میرفت که یکی از دلایل این حضور ضد استبدادی، دستگیری و قتل پدرش در جریان مشروطیت به دست عمّال محمدعلی شاه قاجار بود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سپاس؛ ,سید محمدعلی جمالزاده پس از اتمام تحصیلات ابتدایی، راهی بیروت و سپس پاریس شد و در فرانسه در رشته حقوق فارغالتحصیل گردید.
,سید محمدعلی جمالزاده پدر داستاننویسی ایران همواره بهعنوان نویسندهای بر خواسته از بطن مردم از او یاد میشود و این مردمی بودن را میتوان از لغات کاربردی در کتابهای وی بهخوبی دریافت.
,عنصر اولیه داستاننویسی کلمات هستند و این لغات و اصطلاحات هستند که میتوانند محتویات ذهن هر نویسنده را انتقال دهند و اگر این کلمات بهخوبی و در جای خود استفاده نشوند داستان بهخوبی شکل نمیگیرند، درواقع پلکان پیشرفت هر نویسنده استفاده صحیح از کلمات در جای خود است که جمالزاده توانست بهخوبی این قواره را در داستانهای خود حفظ کند.
,جمالزاده توانست با به وجود آوردن تحولی عظیم در بستر خشک داستاننویسی در ایران شیرینی و حلاوت و در پی آن طراوت را بر پیکره خشک داستاننویسی در ایران ببخشد و حاصل این طراوت کتابهایی مانند صحرای محشر بود که با نثر روان خود مردم را به داستان و داستاننویسی علاقهمندتر کرد.
,وی تحت تأثیر آشنایی با روشنفکران ایرانی به این نتیجه رسید که یکی از دلایل بیسوادی وسیع مردم ایران در آن زمان این است که نخبگان تحصیلکرده، تنها برای خوشآمد یکدیگر مینویسند، حالآنکه در غرب، حتی متفکران بزرگ هم در نویسندگی از نهایت سادگی بهره میگیرند و جمالزاده هم این سادگی را پیشزمینه آثار خود ساخت.
,شاید موفقیت جمالزاده را بتوان در نثر روان و ساده نوشتههای وی دانست و اگر این سادگی و البته چاشنی بزرگ طنزپردازی نبود جمالزاده هرگز نمیتوانست داستان کوتاه را در ایران گونه متحول کند.
,درواقع جمالزاده دریافت این مردم هستند که داستان میخوانند نه خواص و اگر بتواند به زبانی بنویسد که مردم آن را سادهتر و روانتر بخواند موفقیت وی در امر داستاننویسی بیشتر خواهد بود، مردمی بودن مهمترین خصیصه جمالزاده و نوشتههایش است که همچنان بر تارک داستاننویسی ایران میدرخشد.
,درواقع داستاننویسی ایران از زمان شروع حیات ادبی جمالزاده حیاتی دوباره یافت و بهواقع طمع داستاننویسی از این زمان زیر دندان مردم کوچه و بازار مزه داد و آنها توانستند سبکی جدید از داستان روایت را ورای خشک نویسی ببینند.
,متأسفانه امروز از آن نثر روان و مردمی اثری در میان نویسندگان ایرانی به چشم نمیخورد و آنها نتوانستهاند آنطور که باید در بطن جامعه نفوذ کرده و کتابخوانی را گسترش دهند و شاید عمدهترین دلیل مردم از عدم کتابخوانی همین نبود داستان قوی و پرمغز در بستر داستاننویسی معاصر باشد.
,وحید ابراهیمی
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه