بصیرتم آرزوست؛
بعد از تو «توابین» شدن سودی ندارد!
توابین در وقت خود نیامدند که اگر آمده بودند شاید امام (ع) مجبور نبود قربانی کند حضرات علیاکبر (ع) و علیاصغرش را عباس (ع) و قاسمبنالحسنش را و تمام زندگیاش را.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح توس، مقام معظم رهبری 20 خردادماه سال 75 در دیدار فرماندهان لشکر ۲۷ محمد رسولالله (ص) اظهار کرد: «عده توابین چند برابر عده شهدای کربلاست. شهدای کربلا همه در یک روز کشته شدند. توابین نیز همه در یک روز کشته شدند .اما اثری که توابین در تاریخ گذاشتند یک هزارم اثری که شهدای کربلا گذاشتند نیست !به خاطر این که در وقت خود نیامدند.»
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح توس, ., !,,
آری توابین در وقت خود نیامدند که اگر آمده بودند شاید امام (ع) مجبور نبود قربانی کند حضرات علیاکبر (ع) و علیاصغرش را عباس (ع) و قاسمبنالحسنش را و تمام زندگیاش را.
, .,,
امام حسین (ع) تشنه جواب بود نه آب!
, امام حسین (ع) تشنه جواب بود نه آب!,,
همه میدانیم امام حسین (ع) بیش از اینکه تشنه آب باشد تشنه جواب بود. اما چه کسی صدای هل من ناصر ینصرنی امامش را شنید و پاسخ گفت؟!
,,

, ,
این صدا بارها تکرار شد اما کسی نیامد . نیامدند و واقعه عاشورا توسط همین خواص بیبصیرت رقم خورد.
, .,,
خواص بیبصیرت واقعه عاشورا را رقم زدند
, خواص بیبصیرت واقعه عاشورا را رقم زدند,,
کتاب «توجیهالمسائل کربلا » یکی از دلایل عقبنشینی امت اسلام از حمایت امام حسین (ع) را رها کردن تکلیف از سوی خواص عنوان میکند.
,,
عدیبنحاتم طایی، جابربنعبدالله انصاری، عبداللهبنعباس و حتی محمدحنفیه و عبداللهبنجعفربنابیطالب سعادت همراهی و توفیق حضور در حادثه کربلای ۶۱ هجری با امام حسین علیهالسلام نصیبشان نشد؟
,,

, ,
بیماری و کهولت سن بهانه است!
, بیماری و کهولت سن بهانه است!,,
حتی در این مواقع بیماری و کهولت سن را هم نمیشود بهانه کرد، چون هم پیرمرد در کربلا بود، هم کودکانی که به بلوغت نرسیده بودند و حتی تازهمسلمانان هم این افتخار نصیبشان شد، ولی چرا اینها نبودند؟
,,
صاحب تنقیح المقال معتقد است امام حسین (ع) در مدینه یا مکه فردی را مکلف به همراهی نکرد. او مینویسد: امام حسین (ع) هنگامی که از حجاز به طرف عراق حرکت کرد، خود میدانست که به فیض شهادت خواهد رسید، ولی به ظاهر، به قصد جنگ و نبرد مسلحانه حرکت نکرد، تا بر همه مکلفان واجب شود که به عنوان جهاد، با او همراه شوند؛ بلکه بر اساس وظیفه خود، یعنی به دست گرفتن رهبری ظاهری و پیشوایی مردم، که حضرتش را دعوت کرده بودند، حرکت کرد. در این صورت بر دیگران واجب نیست که با او همسفر شوند و اگر کسی هم همراهی نکند، گناهی را مرتکب نشده است. آری گناهکار فردی است که در قیام کربلا و محاصره امام حسین در روز عاشورا حضور داشته و با آن حال از امام تخلف کرده، به یاری حضرتش نشتافته است.
, .,,
نویسنده این کتاب ادامه میدهد: اما کسانی که در حجاز بودند و از همان اول با امام نیامدند، از ابتدا مکلف به حرکت و همراهی با امام نبودند و عدم همراهی آنان تخلف و موجب فسق و گناه آنان نیست.
,,
مامقانی پس از بیان این مقدمات میگوید: بنابراین، تعدادی از صالحان و خوبان بودند که در آن هنگام، شرف شهادت برای آنان نوشته نشده بود و در حجاز ماندند و شکی نیست که احدی در عدالت آنان تردیدی نداشته است. پس نیامدن محمد حنفیه و عبدالله جعفر به علت سرپیچی یا انحراف ایشان نبوده است.
,,

, ,
در همین رابطه علامه مجلسی نقل میکند که: امام حسین (ع)، قبل از شهادتش به بنیهاشم چنین نوشته است: «من الحسین بن علی الی بنی هاشم، اما بعد، فانه من لحق بی منکم استشهد معی و من تخلف لم یبلغ الفتح و السلام؛ اما بعد، هرکس از شما با من بود، به شهادت خواهد رسید و افرادی که با من نیامدند، به درجه فتح نایل نشدند»
,,
وی بعد از ذکر روایت فوق چنین مینویسد: جمله: «به فتح نایل نمیشود.» این احتمال را میرساند که امام علیهالسلام دیگران را بین آمدن به کربلا و نیامدن مخیر کرده بود؛ پس چون آمدن آنان امر واجبی نبود، بلکه تخییری بود، تخلف از آن، گناه محسوب نمیشود.
,,
بیبصیرتان به جای اعتماد به امام بر اساس گزارشات و شایعات تصمیم گرفتند
, بیبصیرتان به جای اعتماد به امام بر اساس گزارشات و شایعات تصمیم گرفتند,,
در کتاب آسیبشناسی خواص آمده است: بی بصیرتی و ناآگاهی ممکن است هم شامل عوام شود و هم خواص. هرگز نباید تصور شود کسی که دارای مقام و منزلت بالایی است، از همه مسائل آگاه و نسبت به همه امور بصیر می باشد. بسیاری از خواص با اکتفا به شنیدهها و شایعات و تحت تأثیر ظاهرسازیها، آمارها و گزارش های نادرست، نتیجه گیریهای نادرست میکنند. این افراد هرچند مدارج عالی دارند ولی در درک مقتضیات زمان و شناخت جریان های حق و باطل دچار اشتباه می شوند و با ساده اندیشی به طور ناخواسته (و یا خواسته) در خدمت جریان های باطل قرار می گیرند، در نتیجه بداندیشانِ فرصت طلب و مفسده جو از بیان، قلم و تصمیمات آنها در راه اهداف شوم خود سوء استفاده می کنند. (آسیب شناسی خواص، ص 200)
,,
تاریخ اسلام را بدانیم!
, تاریخ اسلام را بدانیم!,,
این روزها به جای هرچیزی نیاز به تاریخ اسلام داریم؛ خواص بیبصیرت همواره در تاریخ بوده و هستند و تنها مربوط به کربلا و عاشورا نمیشوند. همین چند سال پیش بود که باز هم بیبصیرتی خواص، ملت را به زحمت انداخت اما مردمان ما کوفیان نیستند که پشت امامشان را خالی کنند. بصیرت عوام نگذاشت تاریخ تکرار شود.
,,
,
,
اگر عوامل فتنه از بصیرت برخوردار بودند و به مصلحت نظام می اندیشیدند هرگز در مسیر پایمال شدن خون شهدا و شادی دشمنان اسلام گام برنمیداشتند.
,,
فتنه 88 از همین غفلتها آغاز شد؛ از همانجا که خواص به جای اندیشیدن به مصالح نظام به منافع خود و رسیدن به قدرت فکر کردند.
,,
بصیرت تنها این نیست که ببینیم و بشنویم بلکه باید از عبرتها پند گرفت تا عبرت آیندگان نشویم.
,,
علی از جهل بیبصیرتان سر در چاه برد
, علی از جهل بیبصیرتان سر در چاه برد,,
و در کلام آخر به نمونهای دیگر از بیبصیرتی خواص اشاره میشود؛ آنجا که حضرت علی (ع) فرمود: مالک را برای مذاکره بفرستید. گفتند: مالک تندرو است بگذار ابوموسی را بفرستیم؛ او فردی اعتدالی است. امام علی (ع) مالک را از پشت خیمهها برگرداند و ابوموسی را فرستاد. باز این مردم کوفی صفت گول قرآنهای سر به نیزه شده را خوردند و خوارج همچنان تیغ بر گلوی علی گذاشتند که تو باید قبول کنی...
, ...,,
آری اینگونه بود که امام علی(ع) سر بر چاه داشت و کمیل میخواند...
,,
گزارش: سارا آویشی
,,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه