از این رو، پایگاه خبری تحلیلی صدای خرامه در یادداشتی با عنوان " خط شکن ها خط نمی گیرند" دفتر اتفاقات زندگی یک سال و چند روزه خود را ورق زده است:
512 روز از یک آغاز می گذرد، این آغاز، تولد یک منادی بود برای رساندن حرف مردم به گوش آنهایی که باید می شنیدند، همان عزیزانی که تا قبل از 23 اسفند سال 91 خوبی ها و بدی های کاری خود را فقط در مجموعه خود می دیدند ..... آری ...... صدای خرامه شنیده شد.
زمانی که در پله های اول بودیم، بسیاری از کسانی که روی بام نشسته بودند ما را نمی دیدند و یا می دیدند و به روی خود نمی آوردند، رفته رفته، جمعی از دل آشنایان، خوش مشربان و شیرین بیانان این صدا را شنیدند و دعوت ما را لبیک گفتند.
اما دیری نگذشت که برخی باسوادان، این صدا را متضاد، متناقض و نامتعارف خواندند و تیشه بر دست به سوی این نهال حرکت کردند اما لطف حق و دستانی مهربان، نگذاشت که این کلام در ابتدای راه ساکت بماند.
512 روز گذشت .... در این 12288 ساعت، اتفاقات نرم و سخت فراوانی به وجود آمد، از نقدهای منصفانه گرفته تا تخریب های ظالمانه، از هویدا شدن تلاش های دلسوزانه تا برملا شدن اشتباهات ساده لوحانه و این داستان همچنان ادامه دارد .....
در این بینابین، خیلی ها به دنبال این بودند که یا خط بدهند و یا سرخط ما را در دست بگیرند؛ هرچه گفتیم که ما از کسی خط نمی گیریم گوش ها بدهکار نبود اما امروز چراغ ها را روشن می کنیم: خط ما خط انقلاب است و سر خط ما «مردم».
چه کنیم که گاهی "نجواگونه" و گاهی هم "چماق به دست" از ما می خواستند که اهدافشان، از منافع مردم پیشی بگیرد، تا جایی که توانستیم نگذاشتیم، وای بر داوران ناعادل این زمین که هرچه گفتیم نشنیدند و هرچه کردیم ندیدند.
کار رسانه ای علاوه بر آشنایی علمی و بعضاً تجربه، اندکی هم "ضخامت پوست" می خواهد، اگر چه بار سنگین است و توان ما اندک اما چه کسی از درد دل خبرنگاران آگاه است، شاید دلشان بخواهد در این راه پوست بیندازد.
این کلام به پایان رسید و کار ما به پایان نرسید، چشم ها باز است و شب ها روشن، همچنان دوست داریم که بعضی از زخم ها سر باز بماند تا جایی که توان گفتن این یک خط میسر گردد: تفاوت است بین خبرنگار و خبرنویس؛ خبرنگار حقیقت را می نگارد و خبرنویس آنچه که نشانش می دهند! و این است آنچه که باید فهیمد.
انتهای پیام/
ارسال دیدگاه