یادداشت/
زندگی روزمره و ماهواره/ فردگرایی و زوال نهاد خانواده
رواج مصرفگرایی و پیروی از سبکهای زندگی فردگرایانه غربی و بیگانه عمده ترین تأثیر مخرب استفاده از برنامه های ماهواره بوده است که تا حد بسیاری روابط سنتی را از بین برده است .[
دکتر ماریا رحیمی:: در بحثهای مربوط به فعل و انفعالات میان «فرهنگ» و «ساختار» و ایجاد امر اجتماعی، «زندگی روزمره» در حکم عرصه ای که این فعل و انفعالات در آن رخ می دهد، اهمیت پیدا می کند. در این معنا، نظریه پردازان اجتماعی بطور فزاینده ای از زندگی روزمره به عنوان مدل تحلیل خود برای گره گشایی از فرایندهای شکل گیری جامعه استفاده می کند.
,زندگی روزمره انسانها ناشی از سبک زندگی هر یک از آنها است که بنا به شرایط خاص زندگی شخصی و اجتماعی که داشته ا ند در وجودشان نهادینه شده است؛ در سبک زندگی افراد، مصرف فرهنگی نقش اساسی دارد و در مقوله مصرف فرهنگی، رسانه ها از جایگاه ویژهای برخوردارند. اگر بحث را محدود کنیم، و بر کشورمان ایران متمرکز شویم، در ایران به جهت اینکه فرهنگ شفاهی ما بر فرهنگ کتبی مان غلبه دارد، سبک زندگی خاصی در جامعه شکل گرفته است و به تبع آن نوع مصرف فرهنگی مخصوص به خود را داریم، مثلاً به جهت اینکه اکثر افراد ترجیح میدهند برای رفع کنجکاویهایشان در موارد مختلف، بشنوند و ببینند تا اینکه به دنبال مطالعه و خواندن باشند، در بحث مصرف فرهنگی و بویژه مصرف رسانه، بطور خاص رادیو و تلویزیون از جایگاه ویژه ای در میان افراد و خانواده هایشان برخوردارند و این امر در خصوص جامعه پذیری افراد نقش محوری به رسانه ها می دهد. به عبارت دیگر، فرهنگ رسانه ای به یکی از نیروهای غالب در فرایند اجتماعی شدن تبدیل شده است و سرمشق تازه ای برای هویت یابی و الگوهای هماهنگ سبک، مد و رفتار ایجاد می کند.
,اما از اواخر قرن بیستم، پیشرفت هایی که در فناوری دیجیتالی به وقوع پیوست موجب اتصال و یک کاسه شدن شکلهای «سنتی» رسانه های بصری و چاپی شد که در قالب «رسانه های نوین» از جمله اینترنت و ماهواره در جهان نمود یافتند و این رسانه های نوین مرزهای میان فضاهای «عمومی» و «خصوصی» را نیز از میان بردند. بدون شک این پیشرفتها از برخی جهات برای تمام جهانیان مفید بوده است و جامعه ایران هم از این قاعده مستثنی نیست؛ اما چیزی که در این رسانه های نوین جامعه ایران را در معرض خطر قرار داده است، بازنمودهای تصویری و متنی دریافتی از این رسانه ها بویژه از برنامه های ماهواره در جامعه است که یکی از ابزارهای جنگ نرم دشمن نیز می باشند؛ رواج مصرفگرایی و پیروی از سبکهای زندگی فردگرایانه غربی و بیگانه عمده ترین تأثیر مخرب استفاده از این برنامه ها بوده است که تا حد بسیاری روابط سنتی را از بین برده است و اشخاص با امکان انتخابهای فراوان در حوزههای گوناگون زندگی هر روز بیشتر در مسیر کسب تجربه هویتهای جدید و جدا کردن خود از دیگران حرکت میکنند، یعنی حرکت به سمت فردیت؛ با رواج فردیت در جامعه، بنیان خانواده و تشکیل آن به خطر می افتد و با به خطر افتادن این نهاد مهم و تأثیرگذار در جامعه، افراد دچار بیهویتی و در مورد حادتر چند هویتی می شوند و دیگر جامعه را باید بر اساس هویت های متزلزلی شناخت که اشخاص از سبکهای گوناگون زندگی یعنی نوع تلقیها، ارزشها، شیوههای رفتار، حالات و سلیقهها که از فرهنگهای بیگانه بواسطه برنامه های مخرب ماهواره و همینطور سایت های اینترنتی کسب میکنند؛ و این همان چیزی است که دشمنان ایران اسلامی در پی آن هستند: رواج فردیت و سپس بی هویتی و از خودبیگانگی و در نهایت نابودی جامعه.
,به این ترتیب زنگ خطر تأثیر برنامه های رسانه های نوین در جامعه مان به صدا درآمده که به واقع مطابق با سبک زندگی ایرانی اسلامیمان نیستند و ابزار جنگ نرم دشمن هستند که بویژه در نسل جوان کشور رخنه کرده، امری که از آیندهای در خور تأمل و پر فراز و نشیب برای حوزه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی کشور حکایت میکند و برای مقابله با آن باید در جستجوی راهکارها برآمد و البته راهکارهای مقابله با آن را نباید فقط در حیطه وظایف دولت و حکومت بدانیم بلکه فرد فرد ما در این موردِ مهم مسئول هستیم و در این زمینه وظیفه ما به عنوان اعضای جامعه جلوگیری از ورود این رسانه به منازلمان هستیم و آگاهسازی اطرافیانمان از آثار زیانبار حضور این رسانه در میان اعضای خانواده است و در مقابل، مسئولین امر نیز باید در جهت تقویت و بهبود برنامه های رسانه های ملی و همچنین اطلاع رسانی مفید و کامل بیش از پیش کوشا باشند.
,باشد که بتوانیم مثل همیشه، دست در دست هم میهن خویش را کنیم آباد.
,]
ارسال دیدگاه