محمد حسین صداقت:
خبرنگاران یزدی کبریت بی خطرند/ قطع یارانه نشریات منتقد در دولت تدبیر و امید
خبرنگار پیش کسوت یزد در بیان خاطراتی از ادعای آزادی بیان دوران اصلاحات در زمان خاتمی گفت: ... هیچ گونه خبری از دادگاه بنده اعلام نشد و حتی هیچ کدام از مسئولین، آقایان حاضر به شرکت در دادگاه نبودند بنده را به دادگاه احضار میکرده و سوگند یاد کرده بودند که این خبرنگار حتی برای یک روز هم که شده باید زندانی شود![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، محمد حسین صداقت خبرنگار پیشکسوت و دبیر جامعه اسلامی مهندسین یزد به مناسبت روز خبرنگار در گفتگوی پاسخگوی سؤالات خبرنگار یزد آوا بود که متن کامل گفتگو در ادامه آمده است.
, شبکه اطلاع رسانی دانا, یزد آوا,
خودتان را معرفی کنید و از سوابق تحصیلی خود بگویید؟
بنده محمدحسین صداقت، متولد1330، دبیر بازنشسته آموزش و پرورش هستم. مدرک شیمی نساجی دارم.
از بچگی علاقه به خبرنگاری داشتم. در نوجوانی چرخ سوار میشدم ودر محلات و درکتابخانه ها به مطالعه روزنامههای آن زمان روزنامههای کیهان، اطلاعات و آیندگان میپرداختم.
بعد از انقلاب خبرهای سیاسی را دنبال میکردم و بنده از اولین مدیران وخبرنگاران روزنامه رسالت یزد در سال 1364 بودم.
به عنوان یک پیشکسوت رسانهای جو رسانههای استان را چگونه ارزیابی میکنید؟
خبرنگاران استان یزد خیلی کمتر به سراغ خبرهای جریان سازمیروند و حاضر به ریسک نیستند و مانند یک کبریت بی خطر عمل میکنند.
صداقت با خنده گفت: این به خاطر سلامت نفس ماست که خواستار ایجاد ناراحتی و نارضایتی طرف مقابل نمیشویم.
رشد رسانه ها در استان را چگونه میبینید؟
متأسفانه رشد چشم گیری نداشتهایم. رشد وقتی به وجود میآید که زمینه برای رشد باشد.
همین عوامل سلامت نفس، ریسک نکردن به عبارت دیگر عافیت طلبی خبرنگاران مانع رشد خبر و خبرگزاری در استان میشود.
متأسفانه عملکرد خبرنگاران استان در مقابسه با خبرنگاران دیگر شهرها کمتر تهاجمی است و کسانی که در رأس خبرگزاری نیز هستن به این مسأله کمتر اهمیت میدهند.
اصلی ترین و عمده ترین مشکل رسانه های استان چیست؟
مهمترین مشکل نبود بودجه است. وقتی خبرنگاران درآمد کافی برای گذراندن زندگی ندارند به سراغ شغل دیگر میروند و خیرنگاری شغل دوم محسوب میشود.
به دلیل عدم حمایت و نبود پشتوانه مالی است که اکثر خبرنگاران در استان کار دومشان خبرنگاری است و خبرنگار حرفهای نیستند. بطور کلی همه ابن عوامل باعث رکود خبری و مانع رشد خبر گزاری و خبرنگاری در استان میشود.
شاخصه اصلی رساتههای استان چیست؟
امانت داری و صداقت شاخصه اصلی یک رسانه خوب است. بطور کلی یک خبرنگار باید امانتدار باشد و دارای صداقت کاری به این معنا که دنبال حقیقت خبر باشد.خبر را به گونه ای اانتشار دهند که خواننده را جذب آن کند.
ویژگیهای یک رسانه خوب و قدرتمند چیست؟
رسانهای که بتواند فرهنگ اسلامی استان و جامعه را تقویت کند، حق مطلب را ادا کند، چراغی در دست مخاطبینی که به دنبال حقیقت هستند باشد و دنبال راهی برای زندگی و عاملی برای افزایش سطح علمی و دانش مردم باشد.
متأسفانه عوامل مادی و غیر مادی مانع ایجاد یک رسانه جهانی مطلوب اسلامی میشود.
آیا عدالت بین رسانههای استان از طرف مسئولین رعایت میشود؟
نه؛متأسفانه عدالت رعایت نمیشود. خبرنگار باید دنبال خبر باشد و میرزا بنویس مسئولین نباشد!
رسالت خبری زمانی هست که به دنبال کارهای نشده باشیم نه اطلاع رسانی کارهای شده. باید کمبودها را به عنوان تذکر به مسئولین گوشزد کرد. ولی متأسفانه مطبوعاتی مورد محبت مسئولین قرار میگیرند که نویسنده مطالب مطلوبشان باشد.
از نظر شما پرداخت یارانه به مطبوعات چگونه است؟
در دولت کلیددار تدبیر و امید ، متأسفانه نشریاتی که همراه دولت نبودند از گرفتن یارانه محروم شدند.
قبل از دولت اصولگرایان به ما یارانه تعلق میگرفت هرچند ناعادلانه ولی در دولت جدید بعضی از جراید میلیون میلیون و حتی میلیاردی از یارانه استفاده میکنند ولی بعضی جراید به بهانه های مختلف از حقشان بی بهره هستند.
یارانههای دولتی برای راه اندازی و بر پایی رکن پنجم که اطلاع رسانی است نیاز است، ولی متأسفانه در هیچ کدام از دولتها عدالت رعایت نشده است.
خاطره ای زیبا از دوران خبریتان را برای مخاطبان یزد آوا مطرح کنید.
در اوج دولت اصلاحات ، یکی از علمای بزرگ یزد در مخالفت با وزیر وقت ارشاد دولت اصلاحات صحبتی کرده بود که همین امر باعث شد تا در یک روز از ماه مبارک رمضان دو نفر به بهانه پرداخت وجوهات به بیت یکی از بزرگان مراجعه کرده بودند که در اصل این دو نفر قصد تعرض به آیت الله را داشتند.
در آن زمان یکی از دوستان بنده محافظ بیت آن آیت الله بود، این دو نفر با اصرار و کدورت خاطر محافظ وارد بیت شدند، ولی چون با منزل آیت الله آشنا نبودند به جای مراجعه به بخش اداری، به بخش خصوصی منزل وارد شده و وارد یکی از اتاق های منزل شده که در آن اتاق همسر آیت الله درحال خواندن قرآن بودند!
فرزند آیت الله متوجه شده و با این دو نفر درگیر شده بود که این دو مهاجم در حین فرار و بیرون آمدن از منزل آیت الله، محافظ یعنی دوست بنده را با وارد کردن چندین ضربه چاقو مجروح کرده بودند.
خانواده بنده با من تماس گرفتند که دوستت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و هم اکنون در بیمارستان است.
بنده به بیمارستان مراجعه کردم و شخصأ آن محافظ را ملاقات کردم.
ما گزارش این خبر را با تیتر "حمله به بیت آیت الله......بخاطر مخالفت با وزیر ارشاد و دولت اصلاحات" اطلاعرسانی کردیم.
وقتی سایت خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران این خبر را به عنوان خبر ویژه به تهران اطلاع داد آقای خاتمی رئیس جمهور آن زمان متوجه شده و به استاندار وقت یزد اعتراض کرده و وی را مورد مؤاخذه قرار داده بود که شما چطور نمیتوانید امنیت منزل یک آیت الله در یزد را کنترل کنید! استاندار مطلع شده بود که انتشار این خبر از ناحیه ما بوده است.
مدیرکل سابق دادگستری که بیشتر به وکیل استاندار شبیه بود، آن وقت بنده را به دلیل تشویش اذهان عمومی (البته با نامه و اظهار نامه که بطور رسمی باشد خواستار حضور من در دادگاه نشدند) فقط چندین دفعه با تلفن خواستند که به دادگاه مراجعه کنم.
آقای استاندار وقت هم به عنوان شاکی در هیچ کدام از دادگاهها شرکت نداشت. در زمانی که سریع خبر اینکه یک نفر به علت موافقت اصلاحات و ترویج اصلاحات دادگاهی شده است، منتشر میشد، هیچ گونه خبری از دادگاه بنده اعلام نشد و حتی هیچ کدام از مسئولین، آقایان حاضر به شرکت در دادگاه نبودند بنده را به دادگاه احضار میکرده و سوگند یاد کرده بودند که این خبرنگار حتی برای یک روز هم که شده باید زندانی شود.
و در نهایت خود آیت الله به مدیر کل دادگستری زنگ زدند و با لهجه و اصطلاح شیرین یزدی گفتند : «ما دست از سر خیک برداشتهایم ولی خیک(شما) دست از سر ما نمیکشد! و اگر قرار باشد که این خبرنگار را محاکمه کنید بنده تمام حقایق را هر چه هست افشا خواهم کرد».
قرار بود از طرف دادگستری این پرونده مختومه اعلام شود ولی هنوز مختومه نشده است.
دولتها بر اساس منافع خودشون و بر خلاف شعارهایشان عمل میکنند.
صحبت پایانی
بنده شخص مهمی در قشر زحمتکش خبرنگاران نیستم ولی از تمام خبرنگاران استدعا دارم که جویای حقایق باشند و نگران ناراحتی و دلخوری مسئولین و افراد خاص نباشند و حقیقت را همان طور که هست بیان کنند.
خودتان را معرفی کنید و از سوابق تحصیلی خود بگویید؟
بنده محمدحسین صداقت، متولد1330، دبیر بازنشسته آموزش و پرورش هستم. مدرک شیمی نساجی دارم.
از بچگی علاقه به خبرنگاری داشتم. در نوجوانی چرخ سوار میشدم ودر محلات و درکتابخانه ها به مطالعه روزنامههای آن زمان روزنامههای کیهان، اطلاعات و آیندگان میپرداختم.
بعد از انقلاب خبرهای سیاسی را دنبال میکردم و بنده از اولین مدیران وخبرنگاران روزنامه رسالت یزد در سال 1364 بودم.
به عنوان یک پیشکسوت رسانهای جو رسانههای استان را چگونه ارزیابی میکنید؟
خبرنگاران استان یزد خیلی کمتر به سراغ خبرهای جریان سازمیروند و حاضر به ریسک نیستند و مانند یک کبریت بی خطر عمل میکنند.
صداقت با خنده گفت: این به خاطر سلامت نفس ماست که خواستار ایجاد ناراحتی و نارضایتی طرف مقابل نمیشویم.
رشد رسانه ها در استان را چگونه میبینید؟
متأسفانه رشد چشم گیری نداشتهایم. رشد وقتی به وجود میآید که زمینه برای رشد باشد.
همین عوامل سلامت نفس، ریسک نکردن به عبارت دیگر عافیت طلبی خبرنگاران مانع رشد خبر و خبرگزاری در استان میشود.
متأسفانه عملکرد خبرنگاران استان در مقابسه با خبرنگاران دیگر شهرها کمتر تهاجمی است و کسانی که در رأس خبرگزاری نیز هستن به این مسأله کمتر اهمیت میدهند.
اصلی ترین و عمده ترین مشکل رسانه های استان چیست؟
مهمترین مشکل نبود بودجه است. وقتی خبرنگاران درآمد کافی برای گذراندن زندگی ندارند به سراغ شغل دیگر میروند و خیرنگاری شغل دوم محسوب میشود.
به دلیل عدم حمایت و نبود پشتوانه مالی است که اکثر خبرنگاران در استان کار دومشان خبرنگاری است و خبرنگار حرفهای نیستند. بطور کلی همه ابن عوامل باعث رکود خبری و مانع رشد خبر گزاری و خبرنگاری در استان میشود.
شاخصه اصلی رساتههای استان چیست؟
امانت داری و صداقت شاخصه اصلی یک رسانه خوب است. بطور کلی یک خبرنگار باید امانتدار باشد و دارای صداقت کاری به این معنا که دنبال حقیقت خبر باشد.خبر را به گونه ای اانتشار دهند که خواننده را جذب آن کند.
ویژگیهای یک رسانه خوب و قدرتمند چیست؟
رسانهای که بتواند فرهنگ اسلامی استان و جامعه را تقویت کند، حق مطلب را ادا کند، چراغی در دست مخاطبینی که به دنبال حقیقت هستند باشد و دنبال راهی برای زندگی و عاملی برای افزایش سطح علمی و دانش مردم باشد.
متأسفانه عوامل مادی و غیر مادی مانع ایجاد یک رسانه جهانی مطلوب اسلامی میشود.
آیا عدالت بین رسانههای استان از طرف مسئولین رعایت میشود؟
نه؛متأسفانه عدالت رعایت نمیشود. خبرنگار باید دنبال خبر باشد و میرزا بنویس مسئولین نباشد!
رسالت خبری زمانی هست که به دنبال کارهای نشده باشیم نه اطلاع رسانی کارهای شده. باید کمبودها را به عنوان تذکر به مسئولین گوشزد کرد. ولی متأسفانه مطبوعاتی مورد محبت مسئولین قرار میگیرند که نویسنده مطالب مطلوبشان باشد.
از نظر شما پرداخت یارانه به مطبوعات چگونه است؟
در دولت کلیددار تدبیر و امید ، متأسفانه نشریاتی که همراه دولت نبودند از گرفتن یارانه محروم شدند.
قبل از دولت اصولگرایان به ما یارانه تعلق میگرفت هرچند ناعادلانه ولی در دولت جدید بعضی از جراید میلیون میلیون و حتی میلیاردی از یارانه استفاده میکنند ولی بعضی جراید به بهانه های مختلف از حقشان بی بهره هستند.
یارانههای دولتی برای راه اندازی و بر پایی رکن پنجم که اطلاع رسانی است نیاز است، ولی متأسفانه در هیچ کدام از دولتها عدالت رعایت نشده است.
خاطره ای زیبا از دوران خبریتان را برای مخاطبان یزد آوا مطرح کنید.
در اوج دولت اصلاحات ، یکی از علمای بزرگ یزد در مخالفت با وزیر وقت ارشاد دولت اصلاحات صحبتی کرده بود که همین امر باعث شد تا در یک روز از ماه مبارک رمضان دو نفر به بهانه پرداخت وجوهات به بیت یکی از بزرگان مراجعه کرده بودند که در اصل این دو نفر قصد تعرض به آیت الله را داشتند.
در آن زمان یکی از دوستان بنده محافظ بیت آن آیت الله بود، این دو نفر با اصرار و کدورت خاطر محافظ وارد بیت شدند، ولی چون با منزل آیت الله آشنا نبودند به جای مراجعه به بخش اداری، به بخش خصوصی منزل وارد شده و وارد یکی از اتاق های منزل شده که در آن اتاق همسر آیت الله درحال خواندن قرآن بودند!
فرزند آیت الله متوجه شده و با این دو نفر درگیر شده بود که این دو مهاجم در حین فرار و بیرون آمدن از منزل آیت الله، محافظ یعنی دوست بنده را با وارد کردن چندین ضربه چاقو مجروح کرده بودند.
خانواده بنده با من تماس گرفتند که دوستت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و هم اکنون در بیمارستان است.
بنده به بیمارستان مراجعه کردم و شخصأ آن محافظ را ملاقات کردم.
ما گزارش این خبر را با تیتر "حمله به بیت آیت الله......بخاطر مخالفت با وزیر ارشاد و دولت اصلاحات" اطلاعرسانی کردیم.
وقتی سایت خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران این خبر را به عنوان خبر ویژه به تهران اطلاع داد آقای خاتمی رئیس جمهور آن زمان متوجه شده و به استاندار وقت یزد اعتراض کرده و وی را مورد مؤاخذه قرار داده بود که شما چطور نمیتوانید امنیت منزل یک آیت الله در یزد را کنترل کنید! استاندار مطلع شده بود که انتشار این خبر از ناحیه ما بوده است.
مدیرکل سابق دادگستری که بیشتر به وکیل استاندار شبیه بود، آن وقت بنده را به دلیل تشویش اذهان عمومی (البته با نامه و اظهار نامه که بطور رسمی باشد خواستار حضور من در دادگاه نشدند) فقط چندین دفعه با تلفن خواستند که به دادگاه مراجعه کنم.
آقای استاندار وقت هم به عنوان شاکی در هیچ کدام از دادگاهها شرکت نداشت. در زمانی که سریع خبر اینکه یک نفر به علت موافقت اصلاحات و ترویج اصلاحات دادگاهی شده است، منتشر میشد، هیچ گونه خبری از دادگاه بنده اعلام نشد و حتی هیچ کدام از مسئولین، آقایان حاضر به شرکت در دادگاه نبودند بنده را به دادگاه احضار میکرده و سوگند یاد کرده بودند که این خبرنگار حتی برای یک روز هم که شده باید زندانی شود.
و در نهایت خود آیت الله به مدیر کل دادگستری زنگ زدند و با لهجه و اصطلاح شیرین یزدی گفتند : «ما دست از سر خیک برداشتهایم ولی خیک(شما) دست از سر ما نمیکشد! و اگر قرار باشد که این خبرنگار را محاکمه کنید بنده تمام حقایق را هر چه هست افشا خواهم کرد».
قرار بود از طرف دادگستری این پرونده مختومه اعلام شود ولی هنوز مختومه نشده است.
دولتها بر اساس منافع خودشون و بر خلاف شعارهایشان عمل میکنند.
صحبت پایانی
بنده شخص مهمی در قشر زحمتکش خبرنگاران نیستم ولی از تمام خبرنگاران استدعا دارم که جویای حقایق باشند و نگران ناراحتی و دلخوری مسئولین و افراد خاص نباشند و حقیقت را همان طور که هست بیان کنند.
خودتان را معرفی کنید و از سوابق تحصیلی خود بگویید؟
بنده محمدحسین صداقت، متولد1330، دبیر بازنشسته آموزش و پرورش هستم. مدرک شیمی نساجی دارم.
,
از بچگی علاقه به خبرنگاری داشتم. در نوجوانی چرخ سوار میشدم ودر محلات و درکتابخانه ها به مطالعه روزنامههای آن زمان روزنامههای کیهان، اطلاعات و آیندگان میپرداختم.
,
بعد از انقلاب خبرهای سیاسی را دنبال میکردم و بنده از اولین مدیران وخبرنگاران روزنامه رسالت یزد در سال 1364 بودم.
به عنوان یک پیشکسوت رسانهای جو رسانههای استان را چگونه ارزیابی میکنید؟
خبرنگاران استان یزد خیلی کمتر به سراغ خبرهای جریان سازمیروند و حاضر به ریسک نیستند و مانند یک کبریت بی خطر عمل میکنند.
,
,
,
صداقت با خنده گفت: این به خاطر سلامت نفس ماست که خواستار ایجاد ناراحتی و نارضایتی طرف مقابل نمیشویم.
,
رشد رسانه ها در استان را چگونه میبینید؟
متأسفانه رشد چشم گیری نداشتهایم. رشد وقتی به وجود میآید که زمینه برای رشد باشد.
,
همین عوامل سلامت نفس، ریسک نکردن به عبارت دیگر عافیت طلبی خبرنگاران مانع رشد خبر و خبرگزاری در استان میشود.
,متأسفانه عملکرد خبرنگاران استان در مقابسه با خبرنگاران دیگر شهرها کمتر تهاجمی است و کسانی که در رأس خبرگزاری نیز هستن به این مسأله کمتر اهمیت میدهند.
,
اصلی ترین و عمده ترین مشکل رسانه های استان چیست؟
مهمترین مشکل نبود بودجه است. وقتی خبرنگاران درآمد کافی برای گذراندن زندگی ندارند به سراغ شغل دیگر میروند و خیرنگاری شغل دوم محسوب میشود.
,
به دلیل عدم حمایت و نبود پشتوانه مالی است که اکثر خبرنگاران در استان کار دومشان خبرنگاری است و خبرنگار حرفهای نیستند. بطور کلی همه ابن عوامل باعث رکود خبری و مانع رشد خبر گزاری و خبرنگاری در استان میشود.
,
شاخصه اصلی رساتههای استان چیست؟
امانت داری و صداقت شاخصه اصلی یک رسانه خوب است. بطور کلی یک خبرنگار باید امانتدار باشد و دارای صداقت کاری به این معنا که دنبال حقیقت خبر باشد.خبر را به گونه ای اانتشار دهند که خواننده را جذب آن کند.
,
ویژگیهای یک رسانه خوب و قدرتمند چیست؟
رسانهای که بتواند فرهنگ اسلامی استان و جامعه را تقویت کند، حق مطلب را ادا کند، چراغی در دست مخاطبینی که به دنبال حقیقت هستند باشد و دنبال راهی برای زندگی و عاملی برای افزایش سطح علمی و دانش مردم باشد.
,
متأسفانه عوامل مادی و غیر مادی مانع ایجاد یک رسانه جهانی مطلوب اسلامی میشود.
,
آیا عدالت بین رسانههای استان از طرف مسئولین رعایت میشود؟
نه؛متأسفانه عدالت رعایت نمیشود. خبرنگار باید دنبال خبر باشد و میرزا بنویس مسئولین نباشد!
,
رسالت خبری زمانی هست که به دنبال کارهای نشده باشیم نه اطلاع رسانی کارهای شده. باید کمبودها را به عنوان تذکر به مسئولین گوشزد کرد. ولی متأسفانه مطبوعاتی مورد محبت مسئولین قرار میگیرند که نویسنده مطالب مطلوبشان باشد.
,
از نظر شما پرداخت یارانه به مطبوعات چگونه است؟
در دولت کلیددار تدبیر و امید ، متأسفانه نشریاتی که همراه دولت نبودند از گرفتن یارانه محروم شدند.
,
قبل از دولت اصولگرایان به ما یارانه تعلق میگرفت هرچند ناعادلانه ولی در دولت جدید بعضی از جراید میلیون میلیون و حتی میلیاردی از یارانه استفاده میکنند ولی بعضی جراید به بهانه های مختلف از حقشان بی بهره هستند.
,یارانههای دولتی برای راه اندازی و بر پایی رکن پنجم که اطلاع رسانی است نیاز است، ولی متأسفانه در هیچ کدام از دولتها عدالت رعایت نشده است.
,
خاطره ای زیبا از دوران خبریتان را برای مخاطبان یزد آوا مطرح کنید.
در اوج دولت اصلاحات ، یکی از علمای بزرگ یزد در مخالفت با وزیر وقت ارشاد دولت اصلاحات صحبتی کرده بود که همین امر باعث شد تا در یک روز از ماه مبارک رمضان دو نفر به بهانه پرداخت وجوهات به بیت یکی از بزرگان مراجعه کرده بودند که در اصل این دو نفر قصد تعرض به آیت الله را داشتند.
,
در آن زمان یکی از دوستان بنده محافظ بیت آن آیت الله بود، این دو نفر با اصرار و کدورت خاطر محافظ وارد بیت شدند، ولی چون با منزل آیت الله آشنا نبودند به جای مراجعه به بخش اداری، به بخش خصوصی منزل وارد شده و وارد یکی از اتاق های منزل شده که در آن اتاق همسر آیت الله درحال خواندن قرآن بودند!
,فرزند آیت الله متوجه شده و با این دو نفر درگیر شده بود که این دو مهاجم در حین فرار و بیرون آمدن از منزل آیت الله، محافظ یعنی دوست بنده را با وارد کردن چندین ضربه چاقو مجروح کرده بودند.
,خانواده بنده با من تماس گرفتند که دوستت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و هم اکنون در بیمارستان است.
,بنده به بیمارستان مراجعه کردم و شخصأ آن محافظ را ملاقات کردم.
,
ما گزارش این خبر را با تیتر "حمله به بیت آیت الله......بخاطر مخالفت با وزیر ارشاد و دولت اصلاحات" اطلاعرسانی کردیم.
,
وقتی سایت خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران این خبر را به عنوان خبر ویژه به تهران اطلاع داد آقای خاتمی رئیس جمهور آن زمان متوجه شده و به استاندار وقت یزد اعتراض کرده و وی را مورد مؤاخذه قرار داده بود که شما چطور نمیتوانید امنیت منزل یک آیت الله در یزد را کنترل کنید! استاندار مطلع شده بود که انتشار این خبر از ناحیه ما بوده است.
,
مدیرکل سابق دادگستری که بیشتر به وکیل استاندار شبیه بود، آن وقت بنده را به دلیل تشویش اذهان عمومی (البته با نامه و اظهار نامه که بطور رسمی باشد خواستار حضور من در دادگاه نشدند) فقط چندین دفعه با تلفن خواستند که به دادگاه مراجعه کنم.
,
آقای استاندار وقت هم به عنوان شاکی در هیچ کدام از دادگاهها شرکت نداشت. در زمانی که سریع خبر اینکه یک نفر به علت موافقت اصلاحات و ترویج اصلاحات دادگاهی شده است، منتشر میشد، هیچ گونه خبری از دادگاه بنده اعلام نشد و حتی هیچ کدام از مسئولین، آقایان حاضر به شرکت در دادگاه نبودند بنده را به دادگاه احضار میکرده و سوگند یاد کرده بودند که این خبرنگار حتی برای یک روز هم که شده باید زندانی شود.
,و در نهایت خود آیت الله به مدیر کل دادگستری زنگ زدند و با لهجه و اصطلاح شیرین یزدی گفتند : «ما دست از سر خیک برداشتهایم ولی خیک(شما) دست از سر ما نمیکشد! و اگر قرار باشد که این خبرنگار را محاکمه کنید بنده تمام حقایق را هر چه هست افشا خواهم کرد».
,قرار بود از طرف دادگستری این پرونده مختومه اعلام شود ولی هنوز مختومه نشده است.
,دولتها بر اساس منافع خودشون و بر خلاف شعارهایشان عمل میکنند.
,
صحبت پایانی
بنده شخص مهمی در قشر زحمتکش خبرنگاران نیستم ولی از تمام خبرنگاران استدعا دارم که جویای حقایق باشند و نگران ناراحتی و دلخوری مسئولین و افراد خاص نباشند و حقیقت را همان طور که هست بیان کنند.
,
,
]
ارسال دیدگاه