مورخ آمریکایی:

۱۰۴ جنگ برای از بین بردن فرهنگ و تمدن کشورها بود

۱۰۴ جنگ برای از بین بردن فرهنگ و تمدن کشورها بود
مورخ آمریکایی: جهان معاصر شاهد بوده است که پس از جنگ جهانی نزدیک به 104 جنگ با نقش رسانه ها در قلع و قمع فرهنگی و فیزیکی علیه جوامع هدف انجام شده تا فرهنگ بیگانه جایگزین فرهنگ و تمدن جامعه ی هدف شود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل کوگانا،لارنس دیویدسون مورخ آمریکایی در کتاب نسل کشی فرهنگی می نویسد: جهان معاصر شاهد بوده است که پس از جنگ جهانی نزدیک به 104 جنگ با نقش رسانه ها در قلع و قمع فرهنگی و فیزیکی علیه جوامع هدف انجام شده تا فرهنگ بیگانه جایگزین فرهنگ و تمدن جامعه ی هدف شود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کوگانا،,

هر مرحله ی از تاریخ بشریت بنوعی از نسل کشی رنج برده است، دریاهایی از خون که وجدان ها در آن غرق شده اند، و از این حیث اغلب کشورهای "متمدن" از جوامع وحشی پیشی گرفته اند و موزه های جمجه های بشری در کامبوج و رواندا وروهینگا و فلسطن گواه این جنایات متوالی و مدرن بوده است اما نسل کشی دیگری وجود دارد که تاریخ علی الظاهر احساس درد نمی کند و قربانیان به حساب نمی آیند گریه ی بر مرده صورت نمی گیرد و در  صفحات آن در این باره چیزی نوشته نمی شود در این مفهوم سخن از "نسل کشی فرهنگی" به میان می آید که در آن مردم برتر فرهنگی تحت تاثیر آخرین هولوکاست فرهنگی" منابع غنی خود را در آستانه محو شدن می بنند.

,

یعنی جایی که ستون فقرات هر گروه و ملتی را می شکند و از حضور دوباره آن جلوگیری کرده و آن را به ورطه ی نابودی فراموشی می کشاند زبان و رسوم فرهنگ و میراث ادبی و فکری و سبک زندگی و ویژگی های شخصیتی خود را فراموش کند.

,

در کتاب "قتل عام فرهنگی" که توسط مورخ آمریکایی لارنس دیویدسون، استاد تاریخ در دانشگاه پنسیلوانیا، تجدید چاپ در 2017 با 162 صفحه منتشر شده بحث گسترده ی در مورد این نوعقلع و قمع فرهنگی که در حقوق بین الملل جرم شناخته نشده است و همچنان بدون انتقاد یا اعتراض ادامه دارد در واقع این روند زمانی روی می دهد که یک جامعه شاهد تضعف و تخریب و محو ارزش ها و شیوه های زندگی متعارف جاری، سنت ها و هنجارهای خودش بوسیله ی گروه و جریانی می شود که به آن تعلق ندارد و دقیقاً با آن بیگانه است.

مکانیسم انطباق

گروه مهاجم با در اختیار گرفتن اطلاعات دقیق در مورد سبک زندگی و فرهنگ متفاوت جامعه هدف یکی از ارکان دستیابی به صلح ظاهری را تحقیر و تهاجم به فرهنگ بومی طرف مقابل می داند با وجود نادیده گرفتن احساسات منفی موجود و ایستادگی جوامع هدف همچنان با استفاده از رسانه ها، سیاستمداران، مقامات و حتی برخی روحانیون مورد هجمه سازمان یافته قرار می دهد که با استفاده از کشت ناامیدی و شبیه سازی ناشی از تمایلات میانبر زدن برای رسیدن به قدرت و ثروت در برخی از افراد و تا حد زیادی ناگاهی محلی این پروسه را تقویت می کند.

,
,
, مکانیسم انطباق,
,
,

سپس این پدیده در قالب محلی توسط افراد منتقل می شود و ادامه می یابد تا شاید به یک رویکرد جمعی تبدیل شود به خصوص با پیشرفت ابزار ارتباطات که می تواند با نادیده گرفتن درک و احساسات دیگران از منابع خود را تقویت کند. 

,

قاعده ی در این رابطه وجود دارد اخبار و حقیقت یک چیز نیستند. زیرا بسیاری از خبرها از اذهان تحلیلی در رسانه ها، سیاست ها و خدمات امنیتی قبل از رسیدن به گوش شهروندان بشکل دلخواه تصیفه و باز آفرینی می شوند بطوری که باعث می شود تا چشم انداز مخاطب براساس منافع همه آنها (مهاجمان) ترسیم شده و  به صورت کلی به تصویر بکشد و سپس اخبار همه عواطف و درک ثابتی که توسط نسل های مختلف به صورتی متوالی به ارث گذاشته شده را بشکلی غیر ارادی به همسانی با پیرامون خود تهییج می کند و اعضای جامعه براساس ساختار شکنی جدید التزامی برای همراهی با باور و اعتارات گذشته در وجود خویش احساس نمی کنند و دست های پنهان قدرت با کنار هم چیدن این نوع تطبیق های نو با توجیهات مورد نظر چون تحلیلی ثانوی ندارند را همسو می نماید.

مطالعات نشان می دهد که طیف قابل توجهی از جوانان هر جامعه در معرض خطر مغالطه گری فرهنگی هستند به این دلیل که آنها از تبعات بکارگیری روش های جدید تجربه ی ندارند و همچنین در زمان بحران آشکار شده است که برای اکثریت مردم تقریباً غیر ممکن است که بصورتی مستقل از موضوعاتی که بمباران تبلیغاتی می شوند و در ذهن آنها متراکم می شود فکر می کنند و در دنیای سیاست نیز در می یابیم که در بسیاری از اوقات سران سیاستمدار از توده ها در تصویر کلیشه ی از جهان با وجود که آنها از انواع منابع اطلاعات برخوردارند جلوتر نیستند بنحوی که باعث می شود در بیان مواضع خود و تایید دیدگاه های پیش رو در جهان فرا روی خود تنها به برداشتی سطحی و سرسری بسنده می کنند و در نتیجه تصمیم گیرنده ی قطره ی است که اطلاعات و دیدگاه های در تعارض با ایده های خود را قبول دارد ناخواسته مفروضاتی را بخود تحمیل می کند پس از پایان جنگ جهانی دوم ، جهان شاهد بوده است که نزدیک به 104 جنگ با نقش رسانه ها در قلع و قمع فرهنگی و فیزیکی علیه جوامع هدف انجام شده تا فرهنگ بیگانه جایگزین فرهنگ و تمدن جامعه ی هدف شود است.

,
,
,

نسل کشی به عنوان یک روش

, نسل کشی به عنوان یک روش,

اروپایی ها  به نسل کشی علیه مستعمرات غیر اروپایی در اعتقادات استعماری خود روش های خاص انحرافی بکار می برده اند اما آنها از دهه ی سی قرن گذشته زمانی که نسل کشی فیزیکی نازی ها در قاره اروپا به بهانه برتری نژاد آریایی آغاز شد دچار شوک شدند به وِیژه اینکه نازی ها همان سبک استعماری ذکر شده را در داخل و خارج اروپا در برابر نژاد سفید بکار بردند نازی ها ادعا می کردند که اروپا ساکنینی عقب مانده دارد که باید از شر آنها خلاص شد.

,

 ترویج این امر باعث بروز یک شوک در میان اروپایی ها بود، به خصوص مشابهت شعارهای نازی در اجرا با همان روش فرانسوی در نسل کشی الجزایر و ویتنام آشکار کننده تلخی آن اقدامات غیر انسانی بود. از مدل برجسته ی  نسل کشی فرهنگی در تجربه غرب، قتل عام  گسترده اروپایی ها نسبت به سرخپوستان در آمریکا باید برشمرد جایی که اینها درحدود 18 میلیون سرخپوست را با انواع شیوه های مختلف نابودسازی ازبین برده اند و در نتیجه  سرخپوستان در اواسط قرن نوزدهم با ظهور این پدیده نه تنها در مرز نسل کشی انسانی به پایان رسیدند بلکه به عنوان یک نتیجه از ورود اروپایی ها بسیاری از سنت های سرخپوستان امریکا بومی تبار نیز مورد قلع قمع قرار گرفت که برخی از گزارش های مرتبط با آن در قرن نوزدهم منتشر شد.

,

و همه ی گزارش ها حاکی از این بود که هیچ راهی برای نجات بومیان از نسل کشی فیزیکی و فرهنگی باقی نمانده است زیرا هر دو نسل کشی با تخدیر وجدان ها همراه شد و این روش به عنوان حق مشروع سفید پوستان  مطرح شد.

,

 همزمان راه نابودی یک نسل در قالب یک تفکر به دنبال جذ و توسعه اگاهی ها برای پشتیبانی و تداوم تلاش خود بود تا با چشم پوشی از این جنایت حقایق بزرگ و تاریخی نادیده گرفته شود مهاجرین تازه به آمریکا رسیده برخورد با سرخپوستان آمریکا را به عنوان نژاد مضر زودگذر در دستورکار قرار دادند. هنرمند نقاش آمریکایی جورج کاتلین آمریکایی بیش از چهار صد تابلو از قبایل سرخپوست رسم کرده که نشاندهنده زندگی سرخپوستان قبل از نابودی  در آمریکا است.

,


در این کتاب همچنین از فلسطین هنگامی که که یهودیان اروپا به فلسطین آمدند در این محیط به آنها امتیاز ویژه ای دادند. وضعیت آنها شبیه به مهاجران آمریکای شمالی بود آنها نژاد پرست بوده و دشمنی خود را با مردم بومی فلسطین را بر پایه ی برتری نژادی و فرهنگی شدت بخشیدند بن گوریون در خاطرات خود در سال 1941 می نویسد: عملیات اخراج و تبعید بدون تنفر وحشیانه ی قابل تصور نیست و این گونه کشتار واخراج فلسطینی ها در همه ی ابعاد گسترش یافت.

,
,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه