ناز ژیگول پسران و دخترانی که مملکت را فشل می‌کنند!

ناز ژیگول پسران و دخترانی که مملکت را فشل می‌کنند!
خلاقیت و نوآوری جزو ثروت‌هایی است که به دلیل آنکه در ظاهر دیده نمی‌شود، مالیات هنگفت هم بابتش پرداخت نمی‌شود، پس این ثروتی خواهد بود ارزشمندتر از داشتن نفت، گاز، معادن طلا، نقره، آهن و غیره.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بلاغ، هر دم از این باغ بری می‌رسد/"یک ژن خوب" ناز پسری می‌رسد/ بلبل شیرین‌سخن و طوطی شکرشکن، جمله برفتند زشهر/ هان که غرابی، زغنی می‌رسد/ شهر تهی گشت ز زحمتکشان/گل‌پسری، کاکل‌زری، لوس و ملنگ می‌رسد

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بلاغ,

در ادامه یادداشت قبل پیرامون فاجعه مدیریتی در شهرستان، نوشتار زیر با لحن و سبکی متفاوت و کنایه‌آمیز تقدیم به شما خوبان همیشه همراه می‌شود:

پیرمردی تنها در مینه سوتا
پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می‌کرد. او می‌خواست مزرعه سیب‌زمینی‌اش را شخم بزند اما این کار خیلی سختی بود.

تنها پسرش که می‌توانست به او کمک کند در زندان بود. پیرمرد نامه‌ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد: پسر عزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب‌زمینی بکارم. من نمی‌خواهم این مزرعه را از دست بدهم چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده‌ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می‌شد. من می‌دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می‌زدی.
دوستدار تو پدر

پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد: پدر، به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن، من آنجا اسلحه پنهان کرده‌ام.

4 صبح فردا 12 نفر از مأموران Fbi و افسران پلیس محلی دیده شدند و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه‌ای پیدا کنند. پیرمرد بهت‌زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می‌خواهد چه کند؟

پسرش پاسخ داد: پدر برو و سیب‌زمینی‌هایت را بکار، این بهترین کاری بود که ازاینجا می‌توانستم برایت انجام بدهم.


آینده ازآنِ کسانی است که قدرت تفکر بالایی داشته باشند
می‌توان گفت سال‌های پیش رو، ازآنِ کسانی است که قدرت تفکر بالا داشته باشند. یک انسان تنها، بی امکانات، بدون داشتن پول و مقام هم می‌تواند کارهای مؤثر و بزرگ انجام دهد حتی اگر او را زندانی هم کنند، بازهم می‌تواند با قدرت خلق بالایی که در آن وجود دارد، اثری بزرگ را در کیلومترها آن‌طرف‌تر از خود بجای گذارد.

خلاقیت و نوآوری جزو ثروت‌هایی است که به دلیل آنکه در ظاهر دیده نمی‌شود، مالیات هنگفت هم بابتش پرداخت نمی‌شود، پس این ثروتی خواهد بود ارزشمندتر از داشتن نفت، گاز، معادن طلا، نقره، آهن و غیره.

در آینده، سازمان‌ها حتماً به دنبال این معادن طبیعی انسانی (خلاقیت و ابتکار) خواهند بود. سازمان‌ها با استخدام و بکار گیری این نیروها، آینده را از آن خود خواهند کرد و در سال‌های آتی ما نام سازمان‌هایی را خواهیم شنید که اگرچه کوچک هستند اما نیروهای بسیار بزرگی آن‌ها را به اوج می‌رسانند.

البته آن آینده در حال حاضر به مدد مدیران خلاق و کار بلد و کارآمد در بسیاری از کشورها تحقق‌یافته؛ سال‌هاست که به ثمر و بهره‌وری رسیده است. امروزه چین، که یک کشور جهان‌سومی محسوب می‌شد، به مدد همین خلاقیت و نیروی فکر و ایده پردازی‌ها، غول‌های جهانی ازجمله اروپا و آمریکای پرمدعا را بشدت به چالش و عقب رانده است. جمعیت چین بیش از یک میلیارد و سیصد میلیون نفر برآورد شده است.

به عبارتی سرریز جمعیت چین بیش از سه برابر جمعیت کشور ماست و چنانچه مساحت کشور چین را به نسبت جمعیت آن موردسنجش قرار دهیم، کمتر از مساحت کشور ماست. یکی از علل عمده موفقیت و پیشرفت چین ناشی از تحول مدیریتی و به‌کارگیری نیروهای خلاق و دلسوز و مبتکر و انقلابی در رأس و مناصب مدیریتی است.

در کشور ما هم آنجاهایی که از مدیران جهادی و خلاق و انقلابی استفاده کردیم، پیشرفت‌های چشمگیر و شگفت‌انگیزی داشتیم ازجمله در صنایع نظامی و بخشی از صنایع پزشکی و هسته‌ای و غیره، متأسفانه در بخش‌های اجرایی (سازمان‌ها و نهادهای دولتی) به دلیل ضعف و ناکارآمدی و جناحی بودن مدیران کلیدی، روزبه‌روز شاهد افول، کم‌کاری، بی‌رغبتی در سطح فرد و جامعه و کشور هستیم.

بلاتردید، رکن رکین و رشد شدید و رو به افزایش ناهنجاری‌ها ناشی از مدیران نالایق و کم صلاحیت و بسیاری فاقد صلاحیت در رده‌های کلان مدیریتی است. شما نگاهی بکنید و مقایسه کنید در نحوه سنجش و نظارت و به‌کارگیری مدیران در برخی کشورها و وضعیت خودمان، فی‌المثل در همین کشور مکار و غارتگر بریتانیا؛ وقتی شخصی که پستی می‌گرفت و مدیر می‌شد، هنگام شروع کارش، او را وزن می‌کردند و پس از پایان دوره نیز وزن می‌کردند، اگر وزنش زیاد شده بود به‌عنوان کسی که از مقامش سوء استفاده کرده مجازات می‌شد.


هر دم از این باغ بری می‌رسد، یک ژن خوب ناز پسری می‌رسد
حالا نگاهی بیاندازید به برخی از مدیران ما، قصه پر غصه حقوق‌های نجومی، اختلاس‌ها، رانت‌خواری‌ها و...که امروزه سو استفاده‌های این‌چنینی حتی در سطح دهیاری‌های ما نفوذ و تسری پیدا کرده است.

راستی از مدیری که در طول هفته، که هفت روزاست هفت دست لباس عوض می‌کند. هرروز تیپ می‌زند و ثمین و ثقیل می‌شود و تمام هم‌وغمش در بدو و طول صدارتش به تعویض و نورپردازی و دکوراسیون نشیمنگاه و دفتر کارش مشغول است، از چنین مدیر و آدمی چه‌کار و تدبیری ساخته است جز اینکه جامعه نه از خلاقیت بلکه از حماقت او شب و روز، رنج و عذاب و مشکلات عدیده را تجربه کند، چه دستاورد دیگری می‌توان انتظار داشت؟!

آری می‌توانیم کارهای به‌ظاهر غیرممکن را ممکن نماییم، ولی به‌شرط بکار گیری مدیران دلسوز و خلاق و انقلابی، نه مدیران ژیگول و طناز و میز پرست و مدلینگ و لوس و ملوس و ملنگ ...


حذف فرهنگ فلج‌کننده
در فرهنگ و آموزه‌های اسلامی و قرآنی ناتوانی جایی ندارد. در کتاب "نقش دل در مدیریت" خواندم: یکی از ابتکاراتی که ظاهراً شرکت تویوتا در فرهنگ‌سازمانی خود و در همکاران خود به وجود آورده است، حذف اصطلاحات و لغات مضری است که مورداستفاده روزمره کارکنان بوده و آنان را از پیشرفت و تحول و نوآوری بازمی‌داشته است. ازاین‌رو سال‌هاست که هیچ کارمندی در تویوتا حق استفاده از سه کلمه:

غیرممکن (Impossible)، بهترین (Best) و هرگز (Never) را ندارد و به‌جای آن‌ها باید از واژه‌های

من نمی‌توانم (I can not)، بهتر (Better) و شاید وقتی دیگر (May be somtimes) استفاده کند تا هیچ‌کس ناتوانی‌های خود را عمومیت نبخشد و ناامیدی را به جمع سرایت ندهد.


پیشنهاد می‌شود ما نیز فرهنگ مسموم و فلج‌کننده را از فرهنگ خودمان حذف و طرد نماییم و واژه‌هایی نظیر:

نمیشه، غیرممکنه، اصلاً، هیچ‌وقت، هیچ‌کس، هیچ جا، طبیعت این کار، محال است، اینجا ایران است، فرهنگ ما فرق دارد، شما از کار ما خبر ندارید، این بهترین راه است، جانداریم، وقت نداریم، نفر نداریم، وظیفه ما نیست، به ما مربوط نیست، تقصیر خدمات است، صنعت همین است، کار ما نظافت نیست، فشار تولید نمی‌گذارد، این تنها راه است و... استفاده نکنیم.


موفقیت نزدیک است اگر بخواهیم...ادامه دارد
,
,
,
, پیرمردی تنها در مینه سوتا, پیرمردی تنها در مینه سوتا,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, آینده ازآنِ کسانی است که قدرت تفکر بالایی داشته باشند, آینده ازآنِ کسانی است که قدرت تفکر بالایی داشته باشند,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, هر دم از این باغ بری می‌رسد، یک ژن خوب ناز پسری می‌رسد, هر دم از این باغ بری می‌رسد، یک ژن خوب ناز پسری می‌رسد,
,
,
,
,
,
,
,
, حذف فرهنگ فلج‌کننده, حذف فرهنگ فلج‌کننده,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
 
,
 
,
انتهای پیام/
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه